برگزیده از خانه ی امن

 

مترجم: میترا پهلوان

در مطلب قبلی مراحل مقدماتی لازم برای انجام مصاحبه‌ با قربانیان خشونت و برخورد موثر پلیس: کار با زنان خشونت دیده را مرور کردیم، در این قسمت به کار کردن با مظنون خشونت خانگی و همچنین معرفی چند منبع مفید برای آموزش نیروهای پلیس اشاره می‌کنیم.

کار کردن با مظنون خشونت خانگی

نکات اصلی

  • در صورتی که مظنون عصبانی است یا رفتار خشن دارد او را آرام کنید.
  • بدون قضاوت یا تعصب با او صحبت کنید.
  • داستان را از زبان او هم بشنوید.
  • از سوال «چرا دست به خشونت زدی؟» بپرهیزید چون رفتار خشونت‌آمیز را توجیه می‌کند.
  • مطمئن شوید که مظنون تحت کنترل شماست.
  • به او نگویید که با همسر/شریک او صحبت کرده‌اید.
  • اگرپلیس او را دستگیر کرده است به او نگویید که چه کسی با پلیس تماس گرفته است.
  • اجازه ندهید که مظنون چیزی به شما دیکته کند.
  • به او بگویید که دستگیری او تصمیم پلیس است و نه قربانی.
  • به مظنون جرمی که مرتکب شده است را توضیح دهید.
  • وارد مسایلی که مربوط به پرونده خشونت نیست نشوید.

راهنمای مصاحبه

  • خوش آمد گویی.
  • آیا می‌توانید در مورد اتفاقی که بین شما و شریک‌تان اتفاق افتاده صحبت کنید؟
  • آیا قبلا هم اتفاق افتاده بود؟
  • آیا از جرمی که انجام داده‌اید آگاهی دارید؟ (برای مظنون اتهاماتش را توضیح دهید.)
  • اگر پرونده مورد پیگرد قانونی قرار نمی‌گیرد، برای مظنون کارهایی که انجام می‌شود را توضیح دهید (تعهد کتبی گزارش به مقامات بالاتر.)
  • به متهم بگویید که خشونت علیه زنان تحمل نمی‌شود.
  • آیا مایل هستید که به مشاور مراجعه کنید؟ لیست مراکز موجود را به او بدهید.

کتابچه‌ای در مورد واکنش‌های موثر پلیس در برابر خشونت علیه زنان طراحی شده است که شامل آشنایی با قوانین بین‌المللی مربوطه، استانداردها و باورهای رایج مربوط به خشونت علیه زنان، و بیان راه‌های نویدبخش برای واکنش به خشونت علیه زنان است. این کتابچه استراتژی‌ها و روش‌ها و نمونه‌های عملی که به پلیس برای بالا بردن امنیت زنان در جامعه کمک کرده است را بررسی می‌کند.

ابزارهای مهم

واکنش به خشونت خانگیکتابچه‌ای برای پلیس اوگاندا

این کتابچه اطلاعات مقدماتی در مورد مساله خشونت خانگی به عنوان نقض حقوق بشر را در بردارد. علاوه بر آن راهنمایی برای چگونگی مصاحبه با قربانیان و کودکانی که قربانی و شاهد خشونت خانگی بوده اند و نیز عاملان خشونت خانگی را شامل می‌شود.

Available inEnglish

استراتژی‌ها و اقدامات عملی برای از بین بردن خشونت علیه زنان در حوزه پیشگیری از جرم و عدالت کیفری. در سال  ۲۰۰۹  استراتژی‌ها و اقدامات عملی  به نسخه مربوط به سال ۱۹۹۷ اضافه شد و راه‌های جدید و ابزار جلوگیری و راهکارهای عملی برای مبارزه با خشونت علیه زنان نیز در نظر گرفته شد.

Available in English.

پایان خشونت خانگیدستورالعمل های گام به گام. این دستورالعمل با هدف ایجاد

راهنمای گام به گام برای محافظت زنان در برابر خشونت خانگی برای کارکنان تهیه شده است. و به آنها

چگونگی کمک به قربانی از زمان مراجعه تا تهیه پرونده قضایی یاری می‌رساند. این دستورالعمل به زبان ساده برای افراد غیر حقوقدان و بر اساس اطلاعات وکلا و اقدامات عملی صورت گرفته نوشته شده است. این مرجعی ضروری برای آموزش کارکنان است تا آنها بتوانند قانون را به درستی اجرا کنند. این دستورالعمل می‌تواند مورد استفاده پلیس، کانون‌های حمایتی ، مراکز بهداشتی، خانه‌های امن و گروه‌های مردمی که در حوزه خشونت علیه زنان فعالیت می‌کنند و همچنین زنانی که به دنبال راه حل حقوقی هستند قرار گیرد.

Available in English.

ارتقا اجرای قانون در پاسخ به قربانی. این برنامه یکی از سه مرجع در برنامه استراتژیک برای مجریان قانون و قانون‌گزاران است. این برنامه شامل بازبینی اهداف، زمان بندی‌ها و توضیح مراحل کار،  مثال‌هایی از برنامه‌های عملی، توافق‌های همکاری، قوانین و مراحل پاسخگویی به قربانیان، دخیل کردن کارکنان و استخدام کسانی برای ارزیابی عملکرد، کتاب ها و وسایل آموزشی (بروشور، خبرنامه و وبسایت های مربوط به قربانیان)

Available in English.

توصیه‌های امنیتی و اخلاقی سازمان بهداشت جهانی برای تحقیق ؛ مستندسازی و نظارت به سواستفاده جنسی در مواقع بحرانی. توصیه‌ها برای کسانی تهیه شده است که در برنامه‌ریزی، هدایت،  تامین بودجه،

طراحی پروتکل، کسانی که تهیه و ارزیابی اطلاعات راجع به خشونت جنسی در سازمان هایی با بشردوستانه دخالت دارند. این شامل محققان، طراحان و برنامه ریزان پروژه، خیرین،  کمیته های نظارت براخلاق،

مدیران و کارکنان سازمان های حقوق بشری و کمک های بشردوستانه، تمام کارکنانی که در فرایند تحقیق های مربوط به خشونت جنسی شرکت دارند (مترجمان، کارکنان جمع آوری داده، راننده ها و دیگران).

Available in English.

استراتژی‌های تحقیقاتی در گزارش های تجاوز جنسی: این راهنما و استراتژی‌های مصاحبه براساس بهترین روش‌ها برای تحقیقات در پرونده های تجاوز جنسی در آمریکاست و با همکاری مجریان قانوندادستان ها ، وکلا و متخصصان پزشکی و جرم شناسی تهیه شده است. هدف این راهنما آماده سازی موفق  ماموران و سازمان ها  برای پرونده های تجاوز جنسی در تمام مراحل نظیر مستندسازی جزییات، تحقیقات که شامل نوشتن گزارش، مصاحبه با قربانی،  بازجویی مظنون، تحقیقات و صحبت با افرادی که در معرض آسیب هستند، می باشد.

Available in English.

توصیه‌های امنیتی و اخلاقی سازمان بهداشت جهانی در مورد مصاحبه با زنان قربانی قاچاق انسان

این گزارش مرجعی برای محققان، رسانه ها و کسانی که کمک رسانی می کنند اما تجربه کمی در مورد

کار با زنان قربانی  قاچاق انسان دارند می‌باشد. این توصیه ها باید به همراه ده استاندارد اولیه برای مصاحبه با قربانی به کار برده شود.  توضیح این استانداردها و پیشنهاد هایی برای اجرای آنها در گزارش موجود است.

in ArmenianBosnianCroatianEnglishJapaneseRomanianRussian,Spanish and Serbian.

راهنمای گام به گام تحقیق در مورد قاچاق انسان. این راهنما به عنوان بخشی از <برنامه تغییرات پلیس> در بنگلادش می‌باشد. و برای کمک به نیروهای پلیس در واکنش به قاچاق انسان طراحی شده است.

Available inEnglish and Bengali.

زنان را در اولویت قرار دهید: توصیه‌های امنیتی و اخلاقی برای تحقیق در مورد خشونت خانگی بر علیه زنان

این راهنما برای محققان و فعالانی است که در مورد قربانیان اطلاعات جمع آوری می‌کنند. و شامل توصیه هایی برای هدایت مصاحبه هایی که نیروهای حرفه ای مانند پلیس انجام می‌دهند می‌باشد.

in EnglishFrench and Spanish.

 

جواب به یک سوال

برای دوستی که پیام خصوصی نوشتن:

دوست عزیز

اول از هر چیز به شما تبریک می گویم که بخاطر روابط سالم و نزدیک با دخترتان، او داوطلبانه موضوع را با شما در میان گذاشته. او را مطمئن کنید که همیشه می تواند هر حرفی را در این راستا به راحتی با شما در میان بگذارد. بخصوص به او بگویید که درینمورد، هنگام اتفاق، بهترین کار را کرده که از اتاق بیرون آمده. 

با تعریف هایی که کردید، احتمال می دهم آن پسر بچه از طرف پدرش دچار کودک آزاری شده (نه صرفن دست درازی به اندام یا بدن اش) چون می دانید که با داشتن یک پدر خشن و بقول شما عصبی، او ممکن است مرتب زیر بار حرف های تند، فریاد و شماتت ها و حتا کتک زدن های گاه و بیگاه باشد که اینهم نوعی کودک آزاریست.

رفتار و واکنش شما در مورد اینکه دیگر اجازه ندادید در اتاق در بسته باشند، کاملن بجا و بهترین بوده. اما برای آرامش خیال شما و بهبودی روابط با خانواده ی دیگر، و بخصوص کمک به آن پسر بچه، به روی خود نیاوردن شما هیچ کمکی به او نمی کند، برعکس!

او فکر می کند می تواند به این کارش ادامه بدهد و هرگز هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و کسی از او نخواهد پرسید چرا؟ در سنی هم نیست که بخواهیم بگوییم، نمی داند کاری که می کند مجاز نیست!

او باید روی این کارش فکر کند و با راهنمایی شما که باید با آرامی صورت بگیرد (اما جدی) بفهمد که کارش اشتباست و باید آن را متوقف کند. 

باید به او بگویید بدن او خصوصی است و باید به آن احترام بگذارد، و همچنین در مورد دیگران باید اینکار را بکند. به او بگویید که هیچکس ملزم به دیدن بدن برهنه ی کسی نیست.

بنظر من بخاطر حساس بودن موقعیت پسر، همسرتان به تنهایی با او صحبت کند اما خصوصی مادرش را در جریان بگذارد (شما نه) و از او بخواهد یا خودش با او صحبت کند یا بهتر اینکه او را پیش یک مشاور ببرد تا بطور تخصصی یاد بگیرد که کاری که کرده درست نبوده و به هیچ وجه نباید تکرار شود. در میان گذاشتن موضوع با پدر آن پسر بچه،بخاطر رفتار  نادرست و تند او در مورد مسایل مختلف، بنا به مصلحت و تصمیم مادر پسر هست. چون با شناختی که ایشان از همسرش دارد، باید تشخیص بدهد که لازم است او را در جریان گذاشت یا نه؟

چون بعضی از والدین تنها راه نجات و راهنمایی کودکشان را در کمربندشان می دانند و بس، و ما نمی خواهیم با آزار دادن بیشتر این پسر، مشکل او را بیشتر دامن بزنیم. 

موفق باشید، لطفن مرا در نتیجه ی جریان بگذارید.

 

می توانم بعد از اینکه مطمئن شدم شما جواب را خوانده اید، این پست را حذف کنم.

در پناه حق

 

بچه ها را دریابید!

بچه ها را دریابید!

 

با تشکر از مهربانو ی عزیز برای در اختیار گذاشتن این مطلب:

انگار دنیا آوار شده باشد روی سرش. نگرانش شدم. حتی نمی‌توانست از جایش بلند شود. هفت سال با توهم، خودش را فریب داده بود که او اگرچه قربانی تعرض جنسی‌ست اما خودش تمایلی به این رابطه ندارد.

اینکه شوهرخاله‌اش قصد آزار او را داشته و تا اکنون که شانزده سالش است او هرگز این را نمی‌خواسته. دو جلسه‌‌ای می‌شد که داشتیم در مورد ترک این رابطه از سمت او صحبت می‌کردیم.

دلایل بی‌شماری (بهانه‌ها) برای اینکه اینکار به مصلحت خودش و خانواده‌اش نیست می‌آورد. زمانی که قرار بر این شد که این رابطه را از سمت او قطع کنیم اضطراب و نگرانی تمام وجودش را گرفت. چسبیده بود به مبلی که رویش نشسته بود. مثل طفلی بی‌پناه که می‌خواهند پدرش را از او بگیرند و یا مادرش را، بی‌تاب شده بود. دریافته بود که خودش هم به این رابطه بیمارگونه اعتیاد دارد. رفتار بعد از آن برایم قابل حدس بود. می‌دانستم پایش را که از در بیرون بگذارد تمام رشته‌هایم پنبه می‌شود. می‌رود به سمت خودتخریبی و اوضاع را به آشوب می‌کشاند. به سمت خشونت. نمی‌دانید این لحظه‌ها چقدر کشنده و سخت می‌گذرد. گفت:
«فکر اینکه رابطه باهاش رو قطع بکنم رو نکنید. دیگه هم حاضر نیستم بیام اینجا و راجع بهش حرف بزنم. اگر تا حالا خودم رو نکشتم به خاطر اونه. اون تنها کسیه که بعد از مرگ مادرم حمایتم کرده. تنها کسیه که می‌دونه سیگار می‌کشم، کنارش خودِ خودمم. تنها کسیه که می‌تونم جلوش فحش بدم، تنها کسیه که از نگاهم همه چیز رو می‌فهمه» فریاد می‌زد و صدایش می‌لرزید.

کسانی که قربانی‌های خود را برای تعرض از میان کودکان فامیل و آشنایان انتخاب می‌کنند الزاما غول‌هایی با ظاهری شبیه جنایتکارانی همچون «کاپیتان هوک» در «پیتر پن» نیستند که دماغ دراز داشته باشد و چشم مصنوعی داشته باشند و کت بلند قرمز چرمی بپوشند. ظاهری موجه دارند. گاهی خیرخواهند، مهربانند، حمایتگرند. بچه‌ها را به پارک می‌برند، برایشان خوراکی می‌خرند.
فیلم فروشنده را ببینید. مردی که به زن در حمام حمله می‌کند نه آدم بدی‌ست نه پیچیدگی‌ای دارد نه حتی می‌توان او را به عنوان مردی خطرناک حدس زد. تنها ظاهر افراد نمی‌تواند مبیین سلامت روان آنها باشد.

شوهر خاله سارا یک شغل معتبر دارد. عقاید قابل دفاع دارد. مهربان است. حمایتگر است اما تمام این‌ها برای آنکه یک فرد پدوفیل (کودک‌آزار) نباشد کافی نیست. شوهر خاله‌اش بیمار است. او فرزندانی دارد که در معرض آسیبند البته اگر تاکنون به آنها آسیبی نرسانده باشد. شاید به آنها هم تعرض کرده، کسی چه می‌داند . مدتی قبل آقایی از تعرض پدربزرگ خواهرزاده‌اش برایم نوشت. تعرض به کودکی سه ساله. خانواده‌ها با حمایت مستقیم و غیر مستقیم از این بیماران که بنا بر نص صریح قانون «مجرم» قلمداد می‌شوند، به ادامه روند جنایت کمک می‌کنند.

سارا بارها نشانه‌هایی مبنی بر تعرض را به خانواده‌اش گزارش کرده. اما آنها به دلیل پرخاشگری‌های سارا و سابقه ناسالمش در ارتباط‌گیری با خانواده و سایرین، او را دعوا کردند. کتک زدند. حالا ما با قربانی‌ای روبه رو هستیم که به رابطه «زندانی و شکنجه‌گر» وابسته‌است و اعتیاد دارد. حیاتش به این رابطه بستگی دارد. اگر قطع شود انگار هوا را از او گرفته‌اند. این وحشتناک است. گاهی دختر یا پسر نوجوان شما هنوز دارد مورد تعرض قرار می‌گیرد و شما فرض می‌کنید که اگر این باشد او می‌آید و شما را در جریان می‌گذارد. اما اینطور نیست. او ممکن است در این چرخه «آسیب و جنایت» تبدیل به فردی شده باشد که به این رابطه نیاز مبرم دارد چون حالت دیگری را نمی‌تواند تصور کند.

مثل زنی که از شوهرش کتک می‌خورد اما زندگی را دوست دارد چون سطح دیگری را که در آن رنجی وجود نداشته باشد را حتی نمی‌تواند تصور کند. اینکه چقدر کار یک مشاور برای مواجهه بااین پرونده‌ها سخت است بماند اما قانون از شما حمایت می‌کند. در این مورد جلسات متعددی را با قانونگذاران و مجریان آن داشته‌ام. حمایت تام از قربانی وظیفه خانواده و قانون است. به دیگران بیش از آنچه امکانش وجود دارد اعتماد نکنید. بچه‌ها را دریابید. شوهر خاله، شوهر خواهر، پسر دایی، عمو و حتی برادر و ... نباید با بچه‌ها در اغلب موارد تنها باشند.

در مورد نشانه‌های رفتاری افراد کودک‌آزار مطالعه کنید تا بتوانید آنها را شناسایی کنید. اگرچه این یک حوزه بسیار خطیر است. امیدوارم در آینده بیشتر درباره آن بنویسم. مراقب بچه‌ها باشید.

بهاره مهرجویی

 

وقتی مسئولین خوابند!

گوشه ی چشم هایمان را باز کنیم

تا مرهمی باشیم بر یک زخم

 

دو خواهر که مادرشون رو پارسال از دست داده اند و فوت شده نیاز شدید مالی، برای شروع سال تحصیلی دارند.

اونا با پدرشون که کارگر روز مزده زندگی می کنند: 

 شماره کارت خانم آنا هیتا حسن پور که مسئول جمع آوری کمک هست و این شماره حساب فقط برای کارهای خیریه مربوط به کودکان باز شده. من شخصن به ایشون اعتماد دارم وگرنه شماره رو درج نمی کردم. 

 

 6037691615976636  بانک صادرات 

 

خدایا مسئولین کشورم رو به راه راست هدایت کن ، چنین مملکت ثروتمندی نباید اینهمه نیازمند داشته باشه. لااقل مدرسه ها می تونن ثبت نامی مناسب درآمد خانواده داشته باشه یا حتا برای بعضی ها که بی بضاعتند، مجانی. 

 

یک پیام:

دوستی که از خودتون آدرسی نگذاشتید، آقای ن . س

برام جالب بود در پیامتون تآکید کرده بودید در تمام مواردی که فرمودید استادید! یکی از نوشته هاتونو بفرستید و در نظر بگیرید که باید کاملن بی طرفانه و در مورد مبارزه با کودک آزاری و یا تعالیمی در مورد جلوگیری از این معضله باشه. با دقت می خونم و اگر مناسب وبلاگ بود با کمال میل با هر اسمی که خودتون بگید درج می کنم. 

وگرنه معذورم.

برای تماس و جواب، بهتره آدرس وبلاگتونو درج کنید تا بتونم راحتتر در خدمتتون باشم.

با سپاس از محبت شما

 

تنبيه و محروميت

تنبيه ـ محروميت


اولین چیزی که در کنترل بدرفتاری کودکان به ذهن اکثر والدین می رسد، تنبیه است. وقتی کودک دروغ می گوید، او را کتک می زنند یا در حمام زندانی می کنند. وقتی با دوستش دعوا می کند، با او قهر می کنند. وقتی گریه می کند تا با مادر بیرون برود، مادر می گوید: اگه گریه کنی و بخوای وقتی می خوام سرکار برم، ناراحتم کنی، دیگه مامانت نمی شم، دیگه دوستت ندارم و می رم مامان ماهان می شم..تنبيه عملی است که باید باعث کاهش بدرفتاری کودک و آموزش رفتار خوب شود. اگر شما با کودک خود قهر می کنید و او را تهدید می کنید که دیگر مادرش نخواهید بود، با این عمل می خواهید که او گریه کردنش را قطع کند و با آرامش در منزل بماند و دنبال شما ندود، اما آن چه در عمل رخ خواهد داد، افزایش گریه، اضطراب و بی قراری کودک است.
شما کودک خود را کتک می زنید تا دیگر با دوستش کتک کاری نکند، ولی این عمل منجر به افزایش خشم و پرخاشگری کودک می شود و دقیقاً بدرفتاری او با بچه های دیگر افزایش می یابد. شما سر کودک خود فریاد می کشید که: دیگه نبینم با من بلند صحبت کنی، باید آرام صحبت کنی و... برای تنبیه صحیح باید ؟
يك:
تنبیه به تنهایی نمی تواند بدرفتاری کودک را کنترل کند. دوم:

تشویق مقدم بر تنبیه است. حداقل چند هفته ی اول برنامه ی رفتاری را باید صرفاً به تشویق اختصاص دهید.تشویق به وجود ارتباطی مطلوب بین شما و فرزندتان کمک می کند و هرچه قدر این ارتباط بهتر باشد، حرف شنوی کودک از دستورات شما بیشتر خواهد شد. خیلی مواقع وقتی برای والدین روش تنبیهی توضیح داده می شود، آن ها شکایت دارند که فرزندشان به نوع تنبیهی که کارشناسان پیشنهاد می کنند توجهی ندارد. مثلاً، وقتی به کودک می گویند برو آن گوشه بنشین، یا امروز حق استفاده از کامپیوتر را نداری، کودک اصلاً به حرف آنها گوش نمی دهد. بله، کاملاً صحیح است؛ چون، هنوز ارتباطی مثبت بین والد و کودک به وجود نیامده است. به همین دلیل است که بايد همیشه قبل از این که تنبیه را شروع کنید، چند هفته ای را صرف ارتباط مثبت با کودک و تشویق رفتارهای خوب او کنید. «همیشه تشویق مقدم بر تنبیه است» این یک اصل است، آن را فراموش نکنید. شما نمی توانید ابتدا
سراغ تنبیه بروید؛ چون، کودک تنبیه شما را نمی پذیرد.

اگر فرزندتان به پنج سالگی رسیده میتوانید با این روش تنبیه کنید:
کودکی به علت رفتارهای مثبت خود، سه ستاره گرفته است. حالا به علت رفتار منفی یک ستاره از او پس می گیرید. چنان چه قرار باشد هر سه ستاره ی او پس گرفته شود، دیگر سیستم تنبیه و تشویق شما کارایی نخواهد داشت.
@childpsychology

🔺عضويت 👇
https://telegram.me/joinchat/BElV8DwRX374s4I9T6BZ0g

 

برگزیده از سایت الفبا

چرا نباید به دخترمان بگوییم که قشنگ است

 

مترجم: الهام سلمانی فروغی//

اظهارنظرهای سرسری درباره ظاهر دختران ممکن است باعث آسیب شوند، حتی اگر مثبت به‌نظر برسند

وقتی به دختران بیاموزیم که ظاهرشان اولین چیزی است که متوجهش می‌شویم، این پیام قوی به ایشان منتقل می‌شود که ظاهر مهم‌ترین ویژگی آنهاست.

«تو خیلی قشنگی!» والدین همه دخترها هرازگاهی چنین تعریف گذرایی به‌زبان می‌آورند. بی‌ضرر به‌نظر می‌رسد، ولی این قبیل اظهارات ممکن است در درازمدت اثری ویرانگر بر دختران داشته باشد. ولی چرا؟

هرچند بدیهی است، گاهی به‌سادگی فراموش می‌کنیم که وقتی به دختران بیاموزیم ظاهرشان اولین چیزی است که متوجهش می‌شویم، این پیام قوی به ایشان منتقل می‌شود که ظاهر مهم‌ترین ویژگی آنهاست.

ما احساس نمی‌کنیم که لازم است به پسرمان بگوییم خوش‌قیافه است یا چقدر از لباسش خوشمان می‌آید. با وجود این، تعصبات ناخودآگاهی که همیشه با خودمان داریم معنایش این است که به دخترها چیزهایی می‌گوییم که حتی فکر گفتنش را هم به پسرها نمی‌کنیم.

در نظرسنجی از ۴۰۰ دختر برای آخرین کتابم، ۷۰ درصدشان گفتند که از وزنشان نگران‌اند. بعضی گفتند صبحانه و ناهار را حذف کرده‌اند تا لاغر بمانند و بعضی هم گفتند امیدوارند وقتی بزرگ‌تر شدند، جراحی پلاستیک کنند. در دنیای غرق در تصویر امروزی، نظر دادن درباره ظاهر و لباس دخترتان یا چیزهای مربوط به آن صرفا این باور در حال رشد او را تشدید می‌کند که تصویر «همه‌چیز» است؛ که ظاهر تو مهم است، نه اینکه چه کسی هستی یا چه می‌گویی.

ستایش سطحی زیبایی ممکن است بر توانایی دختران در مقابله با سختی‌ها اثر منفی بگذارد. این اظهارات نسنجیده ممکن است این معنی را برساند که ظاهر، خوبی، استعداد و حتی هوش چیزهایی هستند که یا داری یا نداری. اگر با این اعتقاد بزرگ شوی که توانایی ذاتی است، احتمال تلاش‌کردنت در شرایط سخت کمتر می‌شود. احتمال این که تسلیم شوی بیشتر از آن است که راهت را ادامه دهی، چون فکر می‌کنی درمجموع کوشش تاثیر کمی بر موفقیت دارد.

این اظهارنظرهای بی‌ضرر در مورد یک دختر ممکن است باعث شود که او فکر کند اعتمادبه‌نفسش به ویژگی‌ها یا صفات خاصی وابسته است. ممکن است در مسیر رشدش قشنگ بودن را از قوی و مستقل بودن ارزشمندتر بداند.

این موضوع ممکن است منجر شود به عذرخواهی او بابت هوشش، رک‌وراست بودنش یا هر ویژگی دیگری که برای دخترها نامطلوب شمرده می‌شود. وقتی فکر کنیم اعتمادبه‌نفس ما به چیزی بیرونی وابسته است، مواقعی که احساس ناراحتی یا شکست می‌کنیم به‌سختی می‌توانیم خودمان را جمع‌وجور کنیم و درنتیجه خیلی راحت‌تر افسرده می‌شویم.

همه اینها ممکن است باعث شود دخترها به‌سادگی تسلیم شوند، کمتر مصمم باشند و احساس بی‌کفایتی کنند. در آینده نیز شاید موجب شود مسیرهای شغلی را نپذیرد یا ارتقای شغلی را رد کند، چون فکر می‌کند که قادر نیست از پس آنها بربیاید.

براساس تحقیقات روانشناسی به‌نام کارول دووک، در طول یک روز در مدرسه به پسرها به‌طور متوسط ۸ برابر دخترها تذکر داده می‌شود. این موضوع از همان چهارسالگی شروع می‌شود.

ازآنجاکه دختران خودکنترلی را زودتر می‌آموزند، تمایل دارند که بابت رفتار خوبشان تحسین شوند، درحالی‌که پسران تشویق می‌شوند که سخت‌تر تلاش کنند. نتیجه، ایجاد طرز فکری در دخترهاست که آنها را محدود می‌کند و ممکن است باور کنند که نمی‌توانند تغییر کنند. وقتی طرز فکری در دختران تثبیت می‌شود، دست از تلاش برمی‌دارند چون می‌ترسند که شکست بخورند؛ چراکه باور کرده‌اند توانایی کلید موفقیت است، نه تلاش.

پس به دخترهایمان چه باید بگوییم؟ به‌جای این که درباره ظاهرشان با آنها صحبت کنیم، باید درباره اعمالشان نظر بدهیم و بپرسیم به چه چیزهایی علاقه‌مندند. به‌جای این که بهشان بگوییم دختر خوبی هستند، باید بگوییم چقدر صبورند یا چه بادقت گوش می‌کنند. به‌جای اظهارنظر درباره این که دخترها چطور باید رفتار کنند و چطور نباید، باید بهشان بگوییم که عاشق این هستیم که می‌توانند نظر خودشان را ابراز کنند و از خودشان دفاع کنند. یک چرخش زبانی ظریف می‌تواند تضمین کند که دخترتان با آمادگی خیلی بیشتری برای موفقیت و برای ورود به دنیای بزرگسالان رشد کند.

 

برگزیده از خانه ی امن

پرسش‌های رایج:
کار کردن با قربانیان خشونت خانگی
 

خانه امن: وکلایی که با قربانیان خشونت خانگی کار می‌کنند، می‌دانند که ارائه مشاوره حقوقی به این مراجعان یا دفاع از آن‌ها در دادگاه می‌تواند چالش‌های خاص خود را داشته باشد. این متن به شما کمک خواهد کرد که نیازها و نگرانی‌های خاص قربانیان خشونت خانگی را درک کنید تا بتوانید روابطی توأم با اعتماد با آن‌ها برقرار کرده و به مؤثرترین شکل ممکن از آن‌ها دفاع حقوقی کنید. اطلاعات این سند، برگرفته از تجربیات مجرب‌ترین وکلای ایرانی و همچنین پاسخ‌های سؤالات نظرسنجی از خود قربانیان خشونت خانگی است.

خیلی مشکل است کاری کنم که موکلم تجربه خود را با من در میان بگذارد تا من بتوانم از آن اطلاعات برای طرح پرونده حقوقی  استفاده کنم. چطور می‌توانم وی را تشویق کنم که حرف دل خود را بزند؟

یکی از بهترین راه‌ها این است که تأکید کنید تمامی ارتباطات بین شما و موکلتان صد درصد خصوصی و محرمانه خواهد بود. ممکن است از نظر قربانیان خشونت خانگی به دلایلی چون حس شرمسازی، گناه، و مخصوصا نگرانی درباره امنیت‌شان و صحبت کردن درباره تجربه‌های‌شان با دیگران کار سختی باشد؛ چه طرف مقابل وکیل باشد، چه یکی از اعضای خانواده، و چه یک دوست.

در همان ابتدای تعامل و گفتگو، به آن‌ها اطمینان دهید که همه حرف‌هایی که به شما می‌گویند محرمانه خواهد ماند. این کار به آن‌ها کمک می‌کند تا نگرانی‌‌شان درباره امنیت و ترس از این‌که شریک پرخاش‌گر متوجه صحبت آن‌ها با وکیل شود کاهش یابد. اگر در دفتر خود کارمندی دارید، حواستان باشد که حتما مقررات محرمانه بودن و همچنین اهمیت آن را درک می‌کند؛ به موکل‌تان بگویید که کارمندان شما درست مثل خودتان از معیارهای محرمانه ماندن و حفظ اسرار پیروی می‌کنند.

اگر پس از آن‌که به موکلم اطمینان بدهم که مکالمات ما خصوصی و محرمانه باقی خواهد ماند، هنوز در ارتباط برقرار کردن با وی مشکل داشته باشم چه کنم؟

ممکن است قربانیان خشونت خانگی حتی پس از تضمین محرمانه بودن باز هم تمایلی نداشته باشند که صادقانه و بی‌پرده درباره تجربه خود صحبت کنند، مخصوصا در اولین تعاملاتی که با آن‌ها دارید. وکلا باید صبور باشند و سعی کنند ترس و حساسیت‌های موکل خود را درک کنند. ممکن است زمان بیش‌تری نیاز باشد تا آن‌ها بی پرده از تجربه خود سخن بگویند، اما انجام توصیه‌های زیر می‌تواند به بهبود ارتباط بین شما و موکل‌تان کمک کند:

  • با حساسیت و به طور فعال گوش کنید:به چشم‌های موکل‌تان نگاه کنید، طوری رفتار نکنید که انگار تمرکز ندارید و ایمیل و تلفن خود را چک نکنید. چنین رفتاری ممکن است نشانی از بی‌اعتنایی تلقی شود و در موکل‌تان فاصله ایجاد کند. هنگامی که موکل‌تان با شما صحبت می‌کند، از تکنیک‌های گوش دادن کلامی و غیرکلامی فعال استفاده کنید.
  • قضاوت نکنید:از جملاتی مانند «چرا زودتر پیش من نیامدی» یا «چرا اجازه دادی چنین اتفاقی برایت بیفتد» استفاده نکنید. چنین جملاتی باعث می‌شوند موکل‌تان بیشتر احساس گناه و شرمندگی کند، و اگر حس کند که شما درباره او قضاوت خواهید کرد، از تجربیات خود صادقانه صحبتی نخواهد کرد. از چنین جملاتی استفاده کنید: «می‌فهمم، خیلی برایت سخت است. می‌توانی به من کمک کنی بهتر درک کنم که آن موقع چه وضعیتی داشتی؟» و همواره احترام و عزت خود را به او نشان دهید.
  • روند قانونی را با شفافیت توضیح دهید:هنگامی که با موکل خود درباره روند قانونی صحبت می‌کنید، از زبان فنی و حقوقی استفاده نکنید چون ممکن است متوجه نشود. مراحل، مفهوم‌ها، و عواقب احتمالی را با حداکثر شفافیت توضیح دهید و وی را تشویق کنید اگر چیزی را متوجه نمی‌شود بپرسد.
  • ارتباط برقرار کردن با خود را آسان کنید:بعضی اوقات، موکل‌ها وقتی برای اولین بار وکیل‌شان را می‌بینند دچار ترس می‌شوند. انجام کارهای کوچکی مثل بیرون کشیدن صندلی برای نشستن کنار موکل به جای نشستن پشت میز می‌تواند این حس را کمی کاهش دهد و باعث شود که شما از نظر موکل قابل اطمینان‌تر باشید و ارتباط با شما آسان‌تر شود.
  • بیشتر توجه کنید:به عنوان وکیل، قطعا شما برنامه پرمشغله‌ای دارید و احتمالا بر روی چندین پرونده کار می‌کنید. موکل شما از خشونت خانگی رنج می‌برد و نیاز دارد که حس کند صرفا یک موکل عادی نیست. گفتن چنین جملاتی مانند «هر وقت خواستی می‌توانی با من تماس بگیری» یا وقت دادن به آن‌ها تا جایی که ممکن است می‌تواند کمک کند که حس نکنند فقط یکی از ده‌ها موکل عادی دیگر هستند.

در گرفتن جزئیات از موکلم برای اقامه دعوی حقوقی مشکل دارم. چطور می‌توانم این کار را انجام دهم؟ 

اگرچه در اختیار داشتن جزئیات خشونت علیه موکل شما برای اقامه دعوی اهمیت زیادی دارد، باید بدانید که صحبت کردن درباره جزئیات تجربه خشونت برای موکل‌تان می‌تواند خیلی سخت باشد. بدانید که قربانیان خشونت خانگی معمولا «استرس پس از سانحه» را تجربه می‌کنند که می‌تواند بر درک و حافظه آن‌ها به شکل‌های زیر تأثیر بگذارد:

  • تجربه مجدد:خاطرات رویداد(ها) می‌تواند برای ضمیر خودآگاه آن‌ها مزاحمت ایجاد کند و هرگز از بین نرود. در موارد جدی‌تر، این خاطرات خود را به شکل بازگشت و مرور گذشته یا کابوس‌های مکرر نشان می‌دهد. بعضی قربانیان حس خود را چنین توصیف می‌کنند که انگار دائما «درگیر» ضربه‌ای هستند که آن را تجربه کرده‌اند.
  • تحریک‌پذیری بیش از حد:یک قربانی ممکن است طوری رفتار کند که انگار همیشه در حالت «آماده باش» یا «پر استرس»، آشفته و عصبی است. اتفاقات کوچک مانند گریه کردن بچه یا آژیر آمبولانس می‌تواند خاطرات بحران را بیدار کند.
  • اجتناب یا بی‌حسی:یک قربانی خشونت خانگی ممکن است هر کاری کند تا از موقعیت یا محرکی که یادآور ضربه گذشته است اجتناب کند. ممکن است تمایل داشته باشد از «خود درمانی» استفاده کند و برای حس نکردن درد روانی یا برای ایجاد فاصله عاطفی از روابط نزدیک، از مشروبات الکلی یا دارو به مقدار زیاد استفاده کند.

سایر واکنش‌های رایج افرادی که استرس پس از سانحه را تجربه می‌کنند عبارتند از: شوک، زودرنجی، بی‌خوابی، خشم، احساس گناه، غصه، غم، بی‌حسی عاطفی، حس درماندگی، و مشکل در داشتن حس شادی یا محبوب بودن.

صبور باشید و درک کنید که ممکن است زمان ببرد تا آن‌ها بتوانند درباره چنین مسئله شخصی و خصوصی‌ای صحبت کنند؛ مسئله‌ای که ممکن است در آن‌ها حس شرمندگی و خجالت ایجاد کند. گفتن چنین جملاتی به صورت رک و مستقیم مانند «اگر تمام جزئیات را به من نگویی، نمی‌توانم کمکت کنم» باعث می‌شود موکل از شما رانده شود. در مورد خشونت فیزیکی، ممکن است به مدرک پزشکی نیاز داشته باشید. بدانید که ممکن است موکلتان از رفتن به پزشک طفره برود، مخصوصاً اگر نوع خشونت، جنسی باشد.

راه‌های دیگر برای ایجاد اعتماد بین من و موکلم چیست؟

هیچ راه آسان و سریعی برای ایجاد اعتماد بین شما و موکل‌تان وجود ندارد. تأکید کردن بر اینکه ارتباطات شما محرمانه خواهد بود و استفاده از تکنیک‌های بالا کمک خواهند کرد، اما خشونت خانگی مسئله پیچیده‌ای است. یکی از بهترین روش‌ها برای ایجاد اعتماد بین شما و موکلتان تمرکز بر روی امنیت وی است. این مسئله نه تنها به شما کمک می‌کند با آن‌ها همکاری کنید، بلکه مهمترین نکته‌ای است که هر فردی اعم از وکیل، دوست، یا عضوی از خانواده که با قربانی خشونت خانگی سر و کار دارد یا صحبت می‌کند باید در ذهن داشته باشد. در زیر، چند راه برای انجام چنین کاری ارائه شده است:

  • برنامه‌ریزی امنیت:در طی اولین ملاقات با موکل خود، حتما از پروتکل‌های ارتباطات برای تضمین امنیت موکل‌تان استفاده کنید. با استفاده از امن‌ترین و بی‌خطرترین راه ممکن، از آن‌ها بخواهید که با شما ارتباط برقرار کنند، و در صورت امکان، باید روزها یا زمان‌های خاصی را برای شما تعیین کنند تا با آن‌ها تماس بگیرید. ممکن است موکل شما نخواهد مستقیماً با او تماس بگیرید، بنابراین صادقانه به وی بگویید که از طریق یکی از اعضای خانواده یا یکی از دوستانش با او در تماس خواهید بود. برای کسب اطلاعات بیشتر درباره برنامه‌ریزی امنیت، به وبسایت ما رجوع کنید.
  • در مورد جلسات انعطاف‌پذیر باشید: مثلاممکن است موکل‌تان فکر کند شاید کسی او را هنگام ورود به دفتر یک وکیل ببیند و به همسر پرخاش‌گرش بگوید، و به همین دلیل از ملاقات با شما در دفترتان راحت نباشد. اگر چنین مسئله‌ای وجود دارد، پیشنهاد بدهید که می‌توانید او را بیرون از دفتر در جایی که راحت است ملاقات کنید. چنین جایی می‌تواند پارک، کافی شاپ، یا هر جایی باشد که او انتخاب ‌می‌کند. به آن‌ها پیشنهاد بدهید که اگر مایل هستند، شما می‌توانید از طریق تلفن با آن‌ها صحبت کنید و بدین ترتیب دیگر خطری وجود ندارد که کسی آن‌ها را با وکیل ببیند.
  • بگذارید یک فرد مورد اعتماد در جلسات حاضر باشد.قبل از اولین ملاقات‌تان، اجازه بدهید موکل‌تان بداند که می‌تواند یکی از اعضای خانواده یا دوستی مورد اعتماد را همراه خود بیاورد. مخصوصا اگر وکیل مرد باشد و موکل زنی است که از خشونت شوهرش رنج می‌برد، ممکن است موکل زن دوست نداشته باشد چه در جمع و چه در خلوت با یک وکیل مرد، جلسه‌ای داشته باشد چون می‌ترسد شوهرش غیرتی و رفتارش خشن‌تر از گذشته شود. اگر چنین است، پیشنهاد بدهید که با موکل‌تان در حضور یک دستیار یا مشاور زن جلسه خواهید داشت. از قبل اطمینان حاصل کنید که موکل شما با این موضوع راحت است و دستیار یا مشاور شما اهمیت محرمانه ماندن و حفظ اسرار موکل را به خوبی می‌داند.

اگر موکلم به توصیه‌های من عمل نکرد، چه کاری انجام بدهم؟

 تمایل نداشتن  موکل برای پیروی از توصیه‌های وکیل، مانند اجتناب از شکایت کردن یا حضور نیافتن در دادگاه، یکی از رایج ترین چالش‌های وکلایی است که با قربانیان خشونت خانگی سر و کار دارند. چنین چیزی می‌تواند بسیار ناراحت‌کننده باشد، به‌ویژه اگر زمان زیادی روی پرونده وی کار کرده، و اسناد و مدارک آماده کرده باشید، و ترتیب شهادت دادن شهود را به دادگاه ارائه کرده باشید. این را درک کنید که اولا موکل شما به شهامت بسیار زیادی نیاز دارد تا برای گرفتن کمک نزد شما بیاید، و این‌که نگرانی وی از قضاوت‌های خانواده و دیگران، ترسش از امنیت، یا این باور که مشکلات بین وی و همسر پرخاشگرش «می تواند بهبود یابد» ممکن است مانع از این شود که توصیه‌های شما را عملی کند. همچنین ممکن است به منظور انجام اقدامات و پیش‌قدم شدن، به زمان بیشتری نیاز داشته باشد تا عواقب احتمالی اعمالش را عمیقا بسنجد، درک کند و در نهایت آن‌ها را بپذیرد.

 

اگر فرزندتان مشکل تفس کشیدن دارد...

6 علت بد نفس کشیدن کودک+ راهکارها
 

نی‌نی سایت:

حتما تا به حال پیش آمده که کودک‌تان خوب نفس نکشد. از خود می‌پرسید چرا؟ نکات زیادی به ذهن‌تان خطور می‌کند اما مطمئن نیستید که علت واقعی را کشف کرده‌اید. کودکان به 6 دلیل عمده ممکن است دچار مشکل تنفسی شوند:

1- خشک بودن دهان: اگر کودک‌تان از راه دهان نفس می‌کشد (احتمالا به این دلیل که بینی بر اثر سرماخوردگی مسدود شده یا علت مشابه دیگری) شک نداشته باشید که تجمعی از عوامل باکتریایی در دهانش ایجاد شده و این می‌تواند یکی از عوامل مهم بد نفس کشیدن کودک باشد.


2- شیء خارجی: هر چیز کوچکی نظیر دانه غلات، قطعه‌ای ریز از یک عروسک کوچک و یا هر شیء دیگری که کودک وارد بینی‌اش می‌کند می‌تواند به بد نفس کشیدنش منجر شود. بروز چنین اتفاقاتی در نوزادان یا کودکان نوپا شایع تر از سایر کودکان بزرگسال‌تر است.


3-عدم رعایت اصول بهداشتی: در دهان ما همواره مقادیری از باکتری‌ها زندگی می‌کنند که به طور طبیعی خطری برای سلامتی‌مان به همراه ندارند اما وقتی که شب هنگام با دهان مسواک نخورده به خواب می‌رویم، شرایط تغییر می‌کند زیرا عوامل بیماری‌زا فعالیت خود را در سراسر محیط گرم و مساعد دهان آغاز می‌کنند. تجمع آن‌ها در گلوی کودک به اوج می‌رسد که این می‌تواند عامل جدی برای تنفس بد او به شمار آید.


4- حفره‌های دندانی: این عارضه در کودکان رایج است و به عنوان یکی از عوامل اصلی تنفس بد به شمار می‌آید.


5- خوردن غذاهای پر ادویه: مطالعات پزشکی نشان داده کودکانی که به خوردن انواع غذاهای پر ادویه علاقه زیادی دارند و معمولا سیر و پیاز زیادی می‌خورند ممکن است نتوانند به راحتی سایر کودکان نفس بکشند زیرا ثابت شده که این نوع مواد غذایی تحریک کننده بر عملکرد سیستم تنفسی تأثیر می‌گذارند.


6- ابتلا به بیماری خاص: بیماری‌هایی نظیر عفونت سینوسی، ورم لوزه و یا حتی آلرژی‌های فصلی می‌توانند عاملی جدی برای بد نفس کشیدن باشند.

چه کار می‌توان کرد؟

به طور کلی رعایت اصول بهداشتی بهترین راه درمان بد نفس کشیدن در کودکان است. اگر کودک‌تان در سن نوزادی است، بعد از هر وعده غذایی و قبل خواب دندان‌ها و لثه‌هایش را به آرامی با انگشتان‌تان و آب ولرم شست‌وشو دهید. حتی می‌توانید زبانش را به‌آرامی و با یک مسواک نرم تمیز کنید. البته توجه داشته باشید که فعلا نباید از خمیر دندان استفاده کنید.

اما درباره کودکانی که سن بیشتری دارند به راحتی می‌توانید از مسواک استفاده کنید. به او آموزش دهید که چگونه با استفاده از مسواک و خمیردندان دندان‌هایش را روزانه دو بار شست‌وشو دهد. البته توجه داشته باشید که تا پیش از دو سالگی تنها مقدار بسیار کمی خمیر دندان روی مسواک بمالید (به اندازه یک دانه برنج) اما هر چه کودک بزرگ‌تر می‌شود، می توانید این میزان را اندکی بیشتر کرده تا وقتی که به سن 5 سالگی برسد که از این زمان به بعد می‌توانید به اندازه یک دانه لوبیا خمیر دندان بر روی مسواکش بمالید.

 گذشته از آن توصیه می‌شود که بر اساس یک برنامه‌ریزی زمان‌بندی شده، کودک را به نزد دندانپزشک ببرید تا از سلامت دندان‌ها و لثه‌هایش مطمئن شوید.
همچنین باید از این نکته که کودک‌تان دست‌هایش را به خوبی می‌شوید مطمئن شوید. به او یاد دهید که با آب و صابون چطور باید این کار را انجام دهد. ممکن است کودک عادت به مکیدن انگشت شستش داشته باشد. آلودگی که از این طریق وارد دهانش می شود می‌تواند در بد نفس کشیدنش نقش داشته باشد.

و نکته پایانی
توصیه می‌شود که از دهانشویه ها برای کودکان خردسال استفاده نشود زیرا با این کار تنها علت اصلی بد نفس کشیدن را برای مدت موقتی مخفی می‌کنید. گذشته از آن ممکن است چنین کاری تبعات منفی برای کودک به همراه داشته باشد.

 

تأملی بر یک پرونده کودک آزاری در کشورمان؛

 
از جمله کمک‌های صورت گرفته، ثبت نام این دو کودک در یک مهد کودک به هزینه مؤسسه بود که شامل سرویس ایاب و ذهابشان هم می‌شد، بلکه به این شیوه، این کودکان ساعات کمتری در خانه باشند و آسیب کمتری ببینند. دورنمای نسبتا خوبی که با گزارش همسایه‌ها مبنی بر تلاش پدر ستایش و سینا برای پرتاب کردن این کودکان به خیابان، رنگ می‌بازد.
 
رشید مجدد- شکنجه کودکان به دست والدینی که بویی از انسانیت نبرده‌اند، نه موضوع جدیدی است و نه محدود به مرزهای کشورمان می‌شود. آنقدر که احتمالا شما نیز مواردی از آن را به یاد دارید؛ پرونده‌هایی که حتی خواندن و شنیدن چکیده‌شان در قالب یک خبر یا گزارش نیز دردناک است، اما از آن دردناک‌تر، کوتاهی‌هایی است که با مطالعه‌شان به چشم می‌آیند و آزارمان می‌دهند. 

به گزارش «تابناک»، یکی از جدید‌ترین پرونده‌های کودک آزاری در کشورمان با دستور قاضی، به بازداشت متهمان و واگذاری کودکان آزار دیده به سازمان بهزیستی، فرجام یافت؛ پایانی که نمی‌دانیم چه آینده‌ای برای ستایش و سینا رقم می‌زند، ولی قابل حدس است که از شکنجه هر روزه این کودکان چهار و شش ساله و بلای بزرگتری که نزدیک بود سرشان بیاید، بهتر خواهد بود. 

این پرونده زمانی گشوده شد که همسایه‌های آزرده از شنیدن صدای ناله این دو کودک، دست به کار می‌شوند و تلاش می‌کنند، راهی برای نجات این دو طفل از شکنجه هر روزه به دست پدر معتادشان بیابند. تلاشی که نمی‌دانیم چگونه، اما احتمالا پس از جواب رد شنیدن به درخواست ایشان از طرف چند نهاد، به مراجعه این همسایه‌های نوع دوست به یک مؤسسه نیکوکاری منجر می‌شود. 

با این ملاحظه که پیش از مراجعه همسایه‌های دلسوز به مؤسسه نیکوکاری، اورژانس اجتماعی با تماس ایشان در جریان وضعیت ستایش و سینا قرار می‌گیرد اما اتفاق مثبتی رقم نمی‌خورد. به دلیل آنچه ایشان محدودیت‌های قانونی در ورود به این پرونده‌ها می‌خوانند؛‌‌ همان دست بسته بودن بهزیستی در ورود به پرونده کودکانی که از منظر قانونی سرپرست دارند و مد تهاست برخی از مسئولان تلاش دارند با «بدسرپرست» قلمداد کردن ایشان، وضع را تغییر دهند. 

این در حالی است که بر اساس گزارش‌های رسیده، این دو کودک خردسال هر روز از پدرشان کتک می‌خورند؛ آنقدر زیاد و شدید که می‌توان نامش را شکنجه گذاشت و برای اثباتش، به آثار کبودی و سوختگی پوست این کودکان با سیگار اشاره کرد و نمونه‌هایی از شکنجه‌های روحی وارد آمده به ایشان را لابلای گزارش‌های مردمی یافت.
فرشته خواجویی، مددکار مؤسسه مهرآفرین که در جریان این پرونده قرار داشته، در این باره به میزان می‌گوید: چندی پیش، گزارشی از اهالی یکی از محلات تهران، مبنی بر شکنجه دو کودک توسط خانواده‌شان به واحد مددکاری رسید؛ ستایش و سینا، دو کودکی بودند که براها از پدر معتادشان کتک می‌خوردند و ما در مرحله نخست، تلاش کردیم کمک‌هایی به این خانواده داده و مانع از رفتارهای ناصحیح پدر خانواده شویم. 

آن گونه که این مددکار می‌گوید، از جمله کمک‌های صورت گرفته، ثبت نام این دو کودک در یک مهد کودک به هزینه مؤسسه بود که شامل سرویس ایاب و ذهابشان هم می‌شد، بلکه به این شیوه، این کودکان ساعات کمتری در خانه باشند و آسیب کمتری ببینند. دورنمای نسبتا خوبی که با گزارش همسایه‌ها مبنی بر تلاش پدر ستایش و سینا برای پرتاب کردن این کودکان به خیابان، رنگ می‌بازد. 

البته این پایان ماجرا نیست. همسایه‌هایی که آن زمان مانع پدر در انجام اقدام جنون آمیزش می‌شوند، بعد پی می‌برند که این مرد هیچ شباهتی با «پدر»‌هایی که می‌شناسیم ندارد. نه به این دلیل که دوست ندارد ترک کند یا حتی برای درمان جنونش، راهی مشاوره در مؤسسه یا جای دیگری شود، که به این دلیل که می‌بینند در صدد فروش فرزندانش است! 

اتفاقی که اگر هشیاری یکی از همسایگان ایشان نبود، چه بسا رخ داده بود ولی خوشبختانه با ورود پلیس به ماجرا و دستگیری خریداران و فروشندگان (بخوانید پدر و مادر ستایش و سینا!) متوقف می‌شود تا پرونده قضایی شکل گرفته و تیتر «پلیس مانع از فروش دو کودک به نرخ ۱۰ میلیون تومان شد»، به صفحه حوادث روزنامه ها راه بیابد؛ اتفاقی شوم که رخ نداد اما پایان خوشی برای این پرونده به شمار نخواهد آمد. 

از این روی که می‌بینیم آگاهی مسئولان و نهادهای مرتبط از وضعیت این دو کودک و شکنجه‌ای که با تن نحیفشان مجبور به تحملش بودند، منجر به شکل گیری هیچ واکنشی در این خصوص نشد؛ نه حضور مقام مسئولی در قامت مدافع این کودکان، نه ورود قانونی نهاد‌ها به ماجرای شکنجه هر روزه این کودکان، نه تسریع در وضع قوانین حمایتی و نه هیچ اقدام موقتی و دائمیِ دیگری. انگار نه انگار که این دو کودک حق و حقوقی دارند و در جایی از قوانین فراوان کشورمان، نیم نگاهی هم به ایشان شده است. 

وضعیتی دردناک که معلوم نیست چه روز تغییر خواهد کرد و این درد بزرگ تری است؛ آنقدر که جا دارد از مسئولان مختلف، چه دولتمردان گرفته، چه نمایندگان مجلس، دستگاه قضا، نیروی انتظامی و... بپرسیم تا کی قرار است برخی به سبب وراثت و بر مبنای نسبت خونی، آینده سازان این مرز و بوم را مورد بد‌ترین شکنجه‌ها قرار دهند و چون نام پدر یا مادر را یدک می‌کشند، از مجازات مصون باشند؟!
 
منبع: سایت تابناک
 

نکات جرم شناسانه

 

نکاتی جرم‌شناسانه درباره آزار جنسی کودکان

دکتر غلامرضا محمدنسل در روزنامه مردمسالاری نوشت:
یکی از تهدیدات ناظر بر کودکان، آزاردیدگی جنسی است که گاه‌ و بیگاه در جوامع گوناگون مواردی از آن دیده می‎شود. این وقایع در برخی موارد پنهان باقی می‎ماند و حتی کار به طرح شکایت نیز کشیده نمی‎شود اما در مواردی هم به دلایل مختلف علنی و بعضا هم رسانه‌ای می‎شود.
 آزاردیدگی جنسی کودکان از جنبه‌های مختلف قابل‌ مطالعه و بررسی است. در نوشتار حاضر در نظر داریم از حیث جرم‌شناختی چند نکته مهم را به نظر خوانندگان محترم برسانیم.
 
نکته اول) کودکان بزه‌دیده در آزارهای جنسی می‎توانند پسر یا دختر باشند. نکته مشترک در همه بزه‌دیدگان، فرصت مناسب برای دسترسی بزهکاران جنسی به آنان است. این فرصت‌ها معمولا در اثر غفلت یا سهل‌انگاری والدین در اختیار مجرمان قرار می‎گیرد. کودکان تک‌والدی و کودکان بد والدی به دلیل ضعف محافظت، بیشتر از سایر کودکان در معرض آزاردیدگی جنسی قرار دارند. همچنین کودکان کار و کودکان خانواده‌هایی که پدر و مادر به دلیل اشتغال و گذران زندگی قادر به محافظت و کنترل کافی فرزندان خود نیستند، خطر بزه‌دیدگی بیشتری دارند.
 
نکته دوم) آزاردیدگی کودکان معمولا در طول فعالیت روزمره آنان صورت می‎گیرد. کودکان ممکن است در مهدکودک یا در خانه خود یا خانه بستگان یا دوستان و همبازی‎ها مورد آزار و اذیت جنسی قرار بگیرند. آزاردیدگی‎های جنسی خفیف ممکن است اصلا حساسیت کودک را بر نیانگیزد و حتی در برخی موارد شخص مرتکب، ممکن است عمل خود را تحت پوشش بازی کودکانه انجام دهد اما اگر این آزار جنسی جدی‎تر باشد به دلیل آثار تجاوز، والدین و اطرافیان متوجه بزه‌دیدگی او خواهند شد.
 
نکته سوم) آزاردهندگان معمولا افرادی هستند که به‌طور روزمره به کودک دسترسی دارند. شخص آزاردهنده می‎تواند یک همبازی بزرگ‌تر یا یک مربی یا کارفرما و حتی دوست و آشنا یا از بستگان نزدیک باشد. برخلاف سایر جرائم خشن که مرتکبین کاملا شخصیت‌های بدنامی دارند، بزهکاران آزار جنسی به‌خصوص در مورد کودکان ممکن است کاملا افرادی خوش‌نام و ساکت و آرام باشند به‌نحوی ‌که کسی گمان بد در مورد تجاوز به حریم اخلاقی کودکان در مورد آنان نداشته باشد. نوجوانانی که خود در دوران کودکی در معرض آزاردیدگی جنسی قرار گرفته باشند، خطر بیشتری برای ارتکاب آزار کودکان دارند. این اقدام ممکن است به دلیل انتقام از جامعه و اطرافیان یا اطفای عقده‌های دوران کودکی باشد. ضمنا کودک‌آزاری جنسی در میان کسانی که دسترسی به شریک جنسی بالغ ندارند بیشتر از سایر افراد دیده شده است.
 
نکته چهارم) در برخی از موارد، آزار جنسی همراه با قتل یا صدمات شدید جسمانی است. در صورتی‎که متجاوز از افراد هیستریک باشد، آزار جنسی همراه با صدمات شدید بدنی خواهد بود. اما در صورتی‎که فرد متجاوز دارای سابقه دستگیری بوده یا شدیدا از دستگیری و مجازات ترس داشته باشد و کودک مورد آزار از قدرت ذهنی و کلامی لازم برای معرفی او برخوردار باشد، احتمال قتل قربانی افزایش خواهد یافت.
 
نکته پنجم) فضای درون خانه و در جوار پدر و مادر امن‌ترین فضا برای کودکان است و بیشترین امنیت را برای آنان تأمین می‎کند. سپردن مسوولیت نگهداری اطفال و کودکان به افراد مختلف احتمال آزاردیدگی کودکان را بالاتر می‎برد. والدین باید به خاطر داشته باشند که حفظ امنیت اخلاقی و محافظت از جسم و روح کودکان مهم‌تر از سایر نیازهای آنان است. نباید با سهل‌انگاری و ساده‌لوحی و اعتماد بی‎جا به افراد مختلف، کودکان بی‎پناه را در معرض مجرمین تکانشی قرار داد.
 
منبع: سایت الفبا
 

والدینی که ناآگاهانه، کودک‌آزاری می‌کنند

والدینی که ناآگاهانه، کودک‌آزاری می‌کنند
 
منبع: سایت خانه امن
 
Violence against children. Boy with his hands tied. expression of pain distress and fear

 

ماهرخ غلامحسین پور

داغ کردن و سوزاندن نقاط مختلفی از بدن یک کودک، به تصور خارج کردن جن و ارواح خبیثه از کالبد او: هفته گذشته پایگاه خبری «رکنا» از یک کودک‌آزاری عجیب در مشهد پرده برداشت.

کودک دو ساله مشهدی که به تصور وجود جن و ارواح خبیثه، با رضایت والدین و از طریق پدر و مادر و یک رمال و جن‌گیر، به شکل عجیبی آزار دیده و آثار زخم‌های متعدد بر بدنش باقی مانده بود، سوژه پرونده‌ای در کلانتری ۲۴ مشهد شد.

داستان این کودک چه بود؟

مرد میانسال مضطربی با دیدن زخم ها و آثار سوختگی متعدد بر تن نوه دو ساله اش به کلانتری ۲۴ مشهد مراجعه کرده و خبر از اعمال خشونت و آزار نوه اش می دهد:

«با دخترم و دامادم همسایه هستیم. از مدتی قبل رفتار‌های مشکوکی از دختر و دامادم می‌دیدم. رفت‌ و‌آمدهایشان به شهرستان زیاده شده بود و این مسئله هرروز شک و تردید مرا بیشتر می‌کرد‌. یک روز متوجه آثار سوختگی روی دست نوه دوساله‌ام شدم. با بررسی این زخم از بچه پرسیدم چرا دستت این طوری شده که او به من گفت به زغال داغ دست زده است.

حرف‌هایش برایم باورکردنی نبود‌.» پدربزرگ ادمه می‌دهد: «بچه را به خانه بردم و آثار زخم‌های دیگری نیز روی شکم، زیر بغل‌، پشت‌گوش و روی هر دو پایش دیدم. دنیا روی سرم خراب شده بود.

از طرفی به دختر و دامادم اعتماد دارم که اهل هیچ خلافی نیستند و مواد‌مخدر هم مصرف نمی‌کنند. با حساسیت بیشتری موضوع را پیگیری کردم و فهمیدم آن‌ها با یک رمال شیاد در شهرستان آشنا شده‌اند. رمال به‌ آن‌ها گفته جن وارد بدن نوه‌ام شده و به خاطر اینکه جن را از بدن کودک خارج کنند، باید هر دستوری که او می‌دهد، با پرداخت هزینه‌ای که می‌گوید، انجام دهند. متاسفانه دختر ساده‌لوح و دامادم از روی نگرانی برای فرزند خود بنا به خواسته رمال، مبالغی پول به این فرد شیاد داده و بدن طفل بی‌گناه را در چند نقطه داغ کرده‌اند.»

خودکامگی والدین، عامل اصلی کودک‌آزاری

حجم بالایی از کودک‌آزاری‌ها را والدین انجام می‌دهند. آنها خانه امنی را که باید برای کودکشان بسازند، بر پایه تربیت غلط، بی توجهی قانون و توجه عرف به خودکامگی والدین، ناامن می‌کنند.

حسین رئیسی ، حقوقدان در این مورد به خانه امن می‌گوید: «مهم‌ترین عاملی که در جامعه دیکتاتوری منجر به بروز خشونت بر علیه کودکان می‌شود، خودکامگی والدین و حقوق نامحدود آنهاست، حقوقی که ساختار جامعه برای آنها در نظر گرفته است.»

به گفته  او در چنین جامعه‌ای اختیارات بسیار ویژه‌ای برای والدین در نظر گرفته شده است، اختیارات نامحدودی که ناشی از فرهنگ است. اختیاراتی که حقوق مدرن تلاش می‌کند به سمت محدود کردن آن و محدود کردن این خودکامگی برود.

کودک‌آزاری در ایران و در خراسان به موارد گزارش شده توسط رسانه‌های داخلی محدود نمی شود. کارشناس مرکز مداخله و اورژانس اجتماعی بهزیستی خراسان جنوبی در گفت و گو با ایسنا در مورد کودک‌آزاری در این استان کشور گفته است که قریب به هشتاد درصد کودک‌آزاری های گزارش شده توسط والدین انجام می‌شود.

معظمه حسن پور به مداخله و همراهی مردمی اشاره کرده که در صورت مشاهده کودک‌آزاری، می‌توانند کودکی را نجات دهند: «اگر کودکی مورد آزار و اذیت والدین قرار بگیرد و همه مردم این جرأت را پیدا کنند که بعد از مشاهده هرشکل کودک‌آزاری، آن را به مراکزاورژانس اجتماعی گزارش کنند، شاید دیگر کمتر شاهد این‌گونه موارد باشیم. »

مردم با موارد کودک‌آزاری فعالانه برخورد کنند

خوشبختانه قانون جدید حمایت از کودکان بی‌سرپرست یا بد سرپرست ، امکان مداخله مردم، سازمان های فعال غیر دولتی مدافع حقوق کودک، همسایگان و سایر اعضای خانواده را بیش از قانون گذشته، فراهم کرده است.

محمد مصطفایی حقوقدان و کنشگر اجتماعی در این باره به خانه امن می گوید: « در ایران مواد قانونی برای حمایت از کودکان بدسرپرست و کودکانی که بیم خشونت بر آنها می‌رود، وجود دارد. اما مشکل اساسی، مواردی مثل اجرای این قانون‌ها و ضمانت اجرایی کردن مقرراتی است که در رابطه با این قبیل کودکان وضع شده‌اند.»

به گفته این حقوقدان: خوشبختانه با توجه به قانون جدید حمایت از کودکان بی‌سرپرست یا بد سرپرست، از میزان مالکیت والدین کاسته شده و در صورت مشاهده کودک‌آزاری، امکان مداخله سازمان ها و کنشگران اجتماعی و شاهدان وجود دارد .

او به  جای خالی دستگاه  مستقلی که مدافع حقوق کودکان باشند اشاره می کند: شاید زمان آن  باشد که سازمان‌های فعال درحوزه حقوق کودکان در این مورد عمل کرده و در پی شناسایی کودکان در معرض خطر باشند و ببینند چه کودکانی سرپرستان بدی دارند و از نظر جسمی یا روحی و روانی ممکن است آسیب ببینند.

[در این باره بخوانید: ضرورت قانون‌گذاری برای مقابله با کودک‌آزاری ]

کودک‌آزاری به سبک خشونت عاطفی

رویا نخعی کارشناس روانشناسی و مشاور امور خانواده که در خصوص پرونده مرتبط با کودکان در یکی از استان‌های جنوبی کشور با بهزیستی همکاری می‌کند معتقد است در بسیاری از موارد، آزار کودکان توسط والدین، بسیار زیر پوستی، ناپیدا اما در عین حال خطرناک است.

او به خانه امن می‌گوید: بسیاری از اشکال کودک‌آزاری توسط والدین، منجر به زیان و آسیب فیزیکی نشده و قابل رویت نیستند. در موارد بسیاری حتی کودکان قربانی، هدف اصلی خشونت اعمال شده نیستند بلکه به خودی خود در یک محیط سرشار از آزار قرار می گیرند.

این کارشناس به یکی از پرونده‌هایی اشاره می کند که چندی پیش برای مشاوره و راهنمایی والدین به او ارجاع شده: «پسر بچه به شدت ترس خورده بود. هفت ساله و کاملا آشفته. همسایه آنها به اورژانس اجتماعی گزارش داده بود که صدای فریاد و ضجه های آشفته کننده پسرک به گوش می‌رسد. آنها به محل مراجعه کرده بودند. پسر بچه هفت ساله معاینه شده بود ولی هیچ اثری از خشونت فیزیکی وجود نداشت. اما شرایط قربانی به خوبی نشان می داد او در معرض خشونت، اضطراب و استرس شدید است.»

مراقب حرف‌هایی که می‌زنی باش!

این کارشناس تلاش کرده در یک محیط آرام و بدون ترس و واهمه و حضور والدین با مهربانی از او کودک بپرسد که آیا پدر یا مادرش او را کتک می‌زند؟

«او قویا انکار کرد. اما حین سوال و جواب هایمان ناخن هایش را می جوید و با ادامه اصرار من، پسرک خودش را خیس کرد. وقتی کنجکاوی کردم متوجه شدم قبل از انتقالش به بهزیستی، والدینش گفته‌اند مراقب حرف‌هایی که می زند باشد در غیر این صورت او را از خانواده و والدینش جدا می‌کنند و به خانواده دیگری می‌سپارند که لزوما به اندازه آنها مهربان نیست. به هر روی چنین تصوری برای یک کودک، حتی کودکی که در معرض آزار والدین باشد، ّبه شدت ویرانگر و کشنده است.»

کودک مراجعه کننده از منظر خانم نخعی یک  قربانی «آزار عاطفی» بوده است: شاهد خاموش فحاشی طرفین ماجرا.

آنها آنقدر درگیر دعوا و مشاجره بوده‌اند که اساسا وقتی برای توجه و محبت به کودکشان نداشته‌اند. کسی بچه را جدی نگرفته بود. به شکلی که وقتی من از نقاشی اش تعریف کردم خودش را دو دستی به پاهای من چسباند و مرا در آغوش گرفت. او به شدت مورد بی‌مهری، کم محبتی و آزار روانی بود.

داستان تلخ کودک‌آزاری و خشونت علیه کودکان به این آسانی‌ها به صفحه آخر خود نمی‌رسد اما به نظر گروهی از روانپزشکان و مشاوران امور خانواده در پرونده‌هایی که خشونت‌های عاطفی و فیزیکی از سرناآگاهی والدین است، شرکت در کلا‌س‌های توجیهی، آموزشی و جلسات مشاوره برای والدین خشونت‌گر باید اجباری شود.

بیشتر بخواینم:

 بیش از ده هزارتماس مرتبط با کودک‌آزاری در سال گذشته

 

 

مخصوص بچه های سه تا هفت ساله

از سایت الفبا:

 

انیمیشن خانم دانی و مراقبت از بدن در برابر آزار جنسی

 

 

MsDaani
 

انیمیشن خانم دانی در پی آموزش مراقبت شخصی از بدن در برابر آسیب‌های جنسی به کودکان سه تا هفت ساله است. آموزه‌های این انیمیشن در نگاه اول ممکن است سخت‌گیرانه به نظر برسند، اما وقتی این آموزه‌ها را در کنار واقعیت‌های پدیده آزار جنسی کودکان بگذاریم، علت این سخت‌گیری‌ها بهتر درک می‌شود. برای روشن شدن این منظور تنها به سه نکته مهم اشاره می‌کنیم:

۱) در ایران آمار رسمی برای سو‌استفاده جنسی از کودکان وجود ندارد. مریم شیخ٬ فعال اجتماعی در حوزه کودکان٬ در مصاحبه‌ای گفته است: «اگر آزار و اذیت جنسی را در قالب “لمس بدنی” تعریف کنیم و این آزار و اذیت را از مواردی مانند آزار و اذیت‌های کلامی و زبانی تفکیک کنیم، طبق تجربیات من و بسیاری از مددکاران اجتماعی در فعالیت‌های حوزه کودک، می‌توان گفت چیزی در حدود ۹۰ درصد از کودکان ما مورد آزارهای جنسی قرار گرفته‌اند. این آزار و اذیت لزوما نباید در قالب‌های شدیدا آنومیک تعریف شود، چرا که هر نوع آزار و اذیت که به لمس بدن بیانجامد یک سواستفاده جنسی محسوب می‌شود.» (۱) 
۲) طبق آمارهای جهانی تعداد دختران و پسران قربانی آزار جنسی تقریبا برابر است. بنابراین همه کودکان در معرض این خطر هستند. 
۳) طبق آمارهای جهانی بیش از ۹۰ درصد کودکان٬ فردی که آنها را مورد آزار جنسی قرار داده است را می‎شناسند و در بیش از ۶۰ درصد موارد این فرد از اعضای خانواده و فامیل بوده است. 
شیوا دولت‌آبادی، بنیانگذار و مدیرعامل انجمن حمایت از حقوق کودکان٬ در مصاحبه‌ای با فرارو عنوان کرده است که: «خطر هرجا ممکن است در کمین باشد اگر به‌موقع آموزش داده شود و کودکان از نقاط حساس بدن آگاه شوند، خطرپذیری کمتر می‌شود». لیلا ارشد، عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان نیز معتقد است اگر کودکان نسبت به محیط آگاه شوند، در مواقع لازم عکس‌العمل خوبی نشان می‌دهند و از خودشان مراقبت می‌کنند.(۲)
 
از شما می‌خواهیم که همراه با کودک‌تان این انیمیشن کوتاه را به عنوان هدیه نوروزی الفبا ببینید و در این‌باره با او صحبت کنید.
 
 …………………………………….
 
 
 
 ……………………………………
 
 
 
 ……………………………………
 
 
 
 برای دیدن فیلم کوتاه برای بچه ها روی جمله ی کوتاه زیر کلیک کنید:
 
 

دانلود کنید

 

 

قسمت دوم پست قبل

منبع: خانه امن

فرض دوم:

در صورتی که والدین هردو به دلایلی صالح به حضانت فرزند نباشند و جد پدری نیز در قید حیات نباشد و یا به دلایلی صلاحیت نگاهداری طفل را نداشته باشد، دادگاه در مورد حضانت طفل تصمیم گیری خواهد کرد. این تصمیم گیری که بر اساس مصلحت طفل انجام خواهد شد اقداماتی از جمله سپردن طفل به دیگری، تعیین سرپرست برای او یا نظارت کسی بر نگهداری او را شامل خواهد شد. به هرحال تعیین شیوه از اختیارات دادگاه خواهد بود.(۴) این حکم در موارد ناتوانی والدین از نگاهداری طفل نیز جاری است. مانند اینکه والدین در غیبت یا زندان باشند.(۵) ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی به بیان کلیات احکام فرزندانی که والدین آنها صلاحیت حضانت را ندارند پرداخته است. بر اساس صدر این ماده: « هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست ، صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد ، محکمه می تواند بتقاضای اقربای طفل یا بتقاضای قیم او یا تقاضای رئیس حوزه قضائی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند اتخاذ کند…» قابل ذکر است دادگاه باید با در نظر گرفتن مصلحت طفل تصمیم گیری کند. همچنین باید توجه داشت که دادگاه هیچ الزامی برای سپردن طفل به اقربای کودک همچون عمو یا عمه ندارد لکن معمولا محاکم ایران در عمل هنگامی که نزدیکان طفل متقاضی حضانت شوند طفل را به آنها واگذار می کند. البته قابل ذکر است عدم الزام دادگاه در سپردن طفل به اقربای کودک فقط در مورد حضانت است. بدین معنا که چنانچه سرپرست طفل مشخص بوده و صلاحیت سرپرستی را داشته باشد و فقط افراد دارای حق حضانت صلاحیت نداشته باشند دادگاه با نظر خود حضانت طفل را به دیگری واگذار می کند اما چنانچه سرپرست نیز صلاحیت نداشته باشد، حکم قضیه متفاوت خواهد بود که این مساله را در فرض های بعدی توضیح خواهیم داد.

مساله دیگری که لازم است در این مبحث اشاره شود مواردی است که حق حضانت والدین را سلب می کند. بر طبق قسمت اخیر ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی: « موارد ذیل از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی هر یک از والدین است :

 ۱- اعتیاد زیان آور به الکل ، مواد مخدر و قمار.

 ۲- اشتهارد به فساد اخلاقی و فحشاء.

 ۳- ابتلا به بیماریهای روانی با تشخیص پزشکی قانونی.

 ۴- سوء استفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقی مانند فساد و فحشاء، تکدی گری و قاچاق.

 ۵- تکرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف.»

باید توجه نمود که موارد فوق تمثیلی و به عبارت ساده تر، به عنوان نمونه آورده شده است، لذا موارد دیگری را نیز می توان از مصادیق عدم صلاحیت والدین در حضانت طفل دانست همچون محکومیت والدین به حبس طولانی مدت.

لازم به ذکر است مرجع صالح به رسیدگی و سلب حق حضانت و انتقال به دیگری بر اساس ماده ۴ قانون حمایت خانواده مصوب ا۳۹۱ با دادگاه خانواده می باشد. برای طرح دعوای سلب و انتقال حضانت لازم است دادخواست تنظیم شود و خواهان دادگاه می تواند اقربای طفل، هر یک از پدر و مادر و رئیس حوزه قضایی و در برخی موارد قیم یا دادستان باشد.

فرض سوم:

در صورتی که پدر و مادر و یا جد پدری و یا وصی منصوب از طرف آنها و یا قیم صلاحیت سرپرستی را نداشته باشد، مساله شامل قانون جدیدالتصویب حمایت از کودکان بی سرپرست و بدسرپرست خواهد شد. این قانون که در سال ۹۲ به تصویب رسید، به پیش بینی مواردی پرداخته است که طفل یا سرپرست ندارد و یا سرپرست او فاقد صلاحیت لازم برای سرپرستی است. باید توجه داشت که مسئولیت سرپرست اعم از حضانت و قیمومت و ولایت است. بدین معنا که سرپرست هم حق حضانت و هم حق ولایت یا قیمومیت را خواهد داشت. به عبارتی ساده تر، حقوق و تکالیف سرپرست، همچون والدین می باشد. به هر حال بر اساس مقررات این قانون زمانی که پدر و مادر و یا جد پدری و یا قیم و یا وصی منصوب از سوی ولی قهری قهری، صلاحیت سرپرستی طفل را نداشته باشد دادگاه سرپرستی وی را به فرد دیگری منتقل می کند. بند دال ماده ۸ قانون حمایت از کودکان بی سرپرست و بدسرپرست(۶) و همچنین ماده ۱۰ آن قانون(۷) چنین امری را پیش بینی نموده است. در این فرض قانون مذکور در مورد اینکه دادگاه چه کسی را باید به عنوان سرپرست تعیین کند نیز تعیین تکلیف نموده است. بر طبق تبصره ۲ ماده ۸ قانون مذکور: « در صورت وجود اقارب طبقه دوم و تقاضای هر یک از آنان و وجود شرایط، سرپرستی به وی واگذار می‌شود و در صورت تعدد تقاضا و یکسانی شرایط متقاضیان، سرپرست با قرعه انتخاب می‌گردد. در صورت نبود اقارب طبقه دوم بین اقارب طبقه سوم بدین نحو عمل می‌شود.»

این قانون در ادامه به مسائل شکلی تعیین سرپرست پرداخته است. مساله مهمی که لازم است در اینجا اشاره شود این است که متولی امور سرپرستی کودکان بی سرپرست و بدسرپرست سازمان بهزیستی کشور است اما مرجع تعیین سرپرست و صدور حکم، دادگاه های خانواده می باشد. بدین معنی که تقاضای سرپرستی باید به سازمان بهزیستی داده شود و این سازمان در صورت تایید شرایط متقاضی سرپرستی، مساله را برای صدور حکم به دادگاه خانواده ارجاع خواهد داد.

در پایان لازم به ذکر است که تخطی از وظایف مربوط به حضانت، اخیرا در حقوق ایران جرم انگاری شده است. برطبق ماده ۵۴ قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۹۱: «هرگاه مسؤول حضانت از انجام تکالیف مقرر خودداری کند یا مانع ملاقات طفل با اشخاص ذی ‌ حق شود، برای بار اول به پرداخت جزای نقدی درجه هشت و درصورت تکرار به حداکثر مجازات مذکور محکوم می ‌ شود.»

پی نوشت

۱-بر اساس ماده ماده ۱۱۶۸ قانون مدنی: «نگاهداری اطفال هم حق و هم تکلیف ابوین است.»

۲- در این زمینه به مواد ۱۱۶۹ الی ۱۱۷۳ قانون مدنی مراجعه شود.

۳- بر اساس ماده ۱۱۸۰ قانون مدنی: «طفل صغیر تحت ولایت قهری پدر و جد پدری خود است و همچنین است طفل غیر رشید یا مجنون در صورتی که عدم رشد یا جنون او متصل به صغر باشد.» و همچنین بر طبق ماده ۱۱۸۱ این قانون: «هر یک از پدر و جد پدری نسبت به اولاد ولایت دارند.»

۴-حسن امامی، حقوق مدنی، ۱۳۴۳، کتابفروشی اسلامیه، صفحه ۱۹۸

۵-ناصر کاتوزیان، دوره مقدماتی حقوق مدنی خانواده،نشر میزان،۱۳۸۷، صفحه ۳۹۶-۳۹۷

۶- بند دال ماده ۸ قانون حمایت از کودکان بی سرپرست و بدسرپرست: « ماده۸ ـ سپردن سرپرستی افراد موضوع این قانون در صورتی مجاز است که دارای یکی از شرایط ذیل باشند:… د- هیچ یک از پدر، مادر و جدپدری آنان و وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی را نداشته باشند و به تشخیص دادگاه صالح این امر حتی با ضم امین یا ناظر نیز حاصل نشود.»

۷- ماده ۱۰ قانون حمایت از کودکان بی سرپرست و بدسرپرست: « در کلیه مواردی که هیچ یک از پدر، مادر یا جدپدری یا وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی را ولو با ضم امین یا ناظر نداشته باشند، دادگاه می‌تواند مطابق این قانون و با رعایت مواد(۱۱۸۴) و(۱۱۸۷) قانون مدنی و با اخذ نظر مشورتی سازمان، مسؤولیت قیم یا امین مذکور در این مواد را به یکی از درخواست‌کنندگان سرپرستی واگذار نماید.»

 

احکام حقوقی حضانت در مواردی که والدین صلاحیت آن را ندارند

احکام حقوقی حضانت در مواردی که والدین صلاحیت آن را ندارند 
 
 

3585805764_3f5e5e88f2_z

 عکس: Marcin Moga

منبع: سایت خانه ی امن

 موسی برزین خلیفه لو- وکیل و پژوهشگر

کلیات

یکی از مسائل مهمی که همواره در حوزه حقوق خانواده مطرح می شود، بحث حضانت فرزندان است. حضانت که به معنای نگهداری و مواظبت از کودک است، دارای ضوایطی خاص در حقوق ایران است. حضانت و نگهداری طفل حق و تکلیف والدین است(۱) بدین جهت لازم است پدر و مادر نهایت تلاش خود را در تربیت و نگاهداری کودک خویش به کار گیرند. اما بسیار دیده شده است که والدین و یا یکی از آنها در انجام این امر خطیر کوتاهی کرده و یا صلاحیت لازم را برای حضانت طفل از دست می دهند. دلایل مختلفی را می توان در از بین رفتن صلاحیت والدین برای نگاهداری فرزندانشان متصور شد. برخی از این دلایل در قوانین ذکر شده و برخی نیز ذکر نشده است. به عنوان مثال در بسیاری از کشورها اعتیاد به مواد مخدر یا مشروبات الکلی، سوء استفاده و استثمار کودک و همچنین بدرفتاری با فرزند از عوامل سلب صلاحیت در نگهداری فرزند است. در حقوق ایران به برخی از مصادیقی که شایستگی صاحب حق حضانت را از بین می برد اشاره شده است.

در این مواقع قانونگذاران راهکارهایی را پیش بینی نموده است. بدین توضیح که چنانچه فردی که حضانت کودک بر عهده اوست صلاحیت و شایستگی حضانت را از دست دهد دیگر نمی تواند به نگاهداری طفل ادامه دهد، زیرا مصلحت کودک چنین اقتضائی را ایجاب می کند. به عبارت دیگر گرچه حضانت کودک از حقوق والدین است اما این حق مطلق و غیر قابل سلب نیست، در نتیجه می توان به یک قاعده کلی در این زمینه دست یافت و آن اینکه حق حضانت زمانی که صلاحیت صاحب آن به هر دلیلی سلب شد از بین خواهد رفت. اما مسئله به این جا ختم نمی شود، زیرا اگر برای رعایت مصلحت کودک، حق حضانت سلب شده است لازم است کودک را به شخص حقیقی یا حقوقی دیگری که شایسته حضانت است سپرد. به همین دلیل قانونگذاران به پیش بینی این امر پرداخته اند. اینکه چه کسانی شایسته حضانت فرزند در صورت سلب صلاحیت والدین هستند دارای مقررات مختلف و تا حدودی پیچیده است.

بر اساس قوانین ایران حضانت طفل در دوران زندگی مشترک بر عهده پدر و مادر به صورت مشترک است و پس از فوت یکی از آنها بر عهده فرد زنده گذاشته شود و در صورت جدایی، حضانت طفل تا ۷ سالگی با مادر و پس از آن با پدر است مگر در صورت اختلاف که دادگاه تشخیص خواهد داد. همچنین اگر فردی که حضانت طفل با اوست شرایط حضانت را از دست دهد، به حکم دادگاه حضانت به پدر یا مادری که صلاحیت دارد واگذار می شود.(۲) اما موارد قابل توجهی نیز وجود دارند که پدر و مادر، هر دو شرایط و صلاحیت حضانت را ندارند و حتی فراتر از این جد پدری یا دیگر اقربا نیز توانایی حضانت طفل را ندارند. پرسش این است که در این مواقع تکلیف طفل چه خواهد شد؟ به عنوان مثال در کشور ایران اعتیاد پدر و مادر یک طفل بسیار مشاهده می شود و یا اینکه چه بسا دیده شده است که هر دو پدر و مادر محکوم به حبس طولانی مدت شده اند. قطعا در این گونه موارد مصلحت کودک و اجتماع اقتضا می کند که حضانت کودک به اشخاص دیگری واگذار شود.

در حقوق ایران علی رغم اشاره جسته گریخته به وضعیت کودکی که هر دو پدر یا مادر آنها صلاحیت لازم برای حضانت را ندارند، تمامی جوانب در نظر گرفته نشده است، به طوری که در برخی موارد ابهامات و نقایصی متوجه قانون است. با این حال از مقررات موجود و رویه قضایی می توان احکام مربوط به حضانت توسط افرادی غیر از والدین را بیان داشت. لذا در این نوشته با مبنا قرار دادن قوانین موجود همچون قانون مدنی و قانون جدیدالتصویب حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست و همچنین رویه قضایی به بررسی ضوابط حاکم بر حضانت کودک در صورتی که هیچ یک از والدین صلاحیت آن را نداشته باشند خواهیم پرداخت.

احکام حقوقی

فرض اول:

اگر پدر و مادر یک طفل چه اینکه باهم زندگی کنند و چه اینکه از هم دیگر جدا شده باشند، هر دو به دلایلی از جمله اعتیاد صلاحیت حضانت فرزند خود را از دست بدهند، حضانت کودک بر عهده جد پدری است. زیرا جد پدری ولی قهری محسوب می شود و با وجود وی و صالح بودن، ولایت و حضانت از وظایف وی خواهد بود. در رویه قضایی ایران نیز در صورتی که والدین شایستگی حضانت طفل خود را نداشته باشند این امر به جد پدری واگذار می شود. 

ادامه دارد... 

 

3 درصد از دانش‌آموزان به دلیل ازدواج و کمک به اقتصاد خانواده از تحصیل بازمی‌مانند

 

3 درصد از دانش‌آموزان به دلیل ازدواج و کمک به اقتصاد خانواده از تحصیل بازمی‌مانند

معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش گفت: 97 درصد دانش‌آموزان 12 تا 14 سال در حال تحصیل هستند و مابقی به دلیل ازدواج و کمک به اقتصاد خانواده از تحصیل بازمانده‌اند.

به گزارش ایلنا، علی زرافشان معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش، ضمن تبریک هفتۀ دولت و گرامیداشت یاد و خاطره شهیدان رجایی و باهنر گفت: مهمترین هدف آموزش و پرورش در دولت یازدهم، توسعۀ ارتقای کیفیت بوده است چرا که عامل کلیدی توسعه یافتگی کشور در دستان آموزش و پرورش است.

زرافشان در ادامه افزود: بر اساس برنامه ریزی‌های وزارت آموزش و پرورش در مدت سه سال دولت تدبیر و امید، پوشش تحصیلی 4 درصد افزایش یافته است و اکنون 97 درصد دانش آموزان 12 تا 14 سال در حال تحصیل هستند.

وی علت عدم تحصیل 3 درصد باقی مانده از پوشش تحصیلی را ازدواج و کمک به اقتصاد خانواده برشمرده و اظهار داشت: برای جذب 3 درصد دانش آموز 12 تا 14 سال بازمانده از تحصیل مشارکت و تعامل وزارت کار و امور اجتماعی و آموزش و پرورش را طلب می‌کند.

معاون آموزش متوسطه وزارت آموزش و پرورش افزایش 1.5 نمره معدل دانش آموزان و 85 درصد قبولی در امتحانات نهایی را از مهم ترین تأثیرات کیفیت بخشی آموزشی برشمرده و خاطر نشان کرد: در کنار شاخه‌های نظری-پرورش نخبگان مهارتی درشاخه کاردانش، یکی از اهداف آموزش و پرورش است که در سال جاری با مشارکت دانشگاه تهران 250 هنرآموز کارآفرین تربیت شده‌اند.

زرافشان، پیوند آموزش با زندگی را رویکرد جدید آموزش و پرورش برشمرده و یادآور شد: دروس جدید از جمله سواد رسانه‌ای، محیط زیست و سلامت بر اساس نیاز جامعۀ امروز به دانش آموزان آموخته می‌شود که برای تسهیل در آموزش این دروس تأمین نیروی انسانی، با رعایت جنیست و رشته و آموزش‌های ضمن خدمت از برنامه های کیفیت سنجش در آموزش دروس جدید است.

وی در پایان برگزاری دومین جشنوارۀ نوجوان خوارزمی به عنوان حلقۀ ارتباطی میان جشنواره جابربن حیان و جوان خوارزمی دانسته و خاطر نشان کرد: توسعۀ پژوهشسراها، باور ملی و ظرفیت‌های علمی دانش آموزان را بالا می برد که در برنامه تعالی مدیریت به آن توجه ویژه‌ای شده است.

منبع: سایت ایلنا

 

جنایتی که بدون مجازات مرتکب می شویم!

 
آیت الله سبحانی: کودک آزاری نوعی جنایت علیه مظلوم ترین انسانهاست

 

81394554-6089876

عکس: ایسنا

آیت الله جعفر سبحانی از مراجع تقلید ، کودک آزاری را نوعی جنایت علیه مظلوم ترین انسانها دانست که هیچ نوع قدرت دفاعی از خود ندارد و حساب آنان در روز قیامت با خداست.

 به گزارش ایرنا، این مرجع تقلید در پیامی که روز پنجشنبه به همایش پیشگیری از کودک آزاری در قم داده است آورده : فرزندان انسان امانت های الهی هستند که در اختیار والدین قرار می گیرند تا با معیارهای اسلامی پرورش پیدا کرده و به صورت انسان های وارسته تحویل جامعه داده شوند.

آیت الله سبحانی در این پیام افزوده است: پدران و مادران در پیشگاه خداوند وظیفه خطیری بر عهده دارند و کوتاهی در پرورش آنها نوعی خیانت به امانت های الهی است، اگر قرآن مجید فرزندان را مایه امتحان و آزمایش معرفی می کند نوعی اشاره به بازخواست آنها در مورد فرزندان است.

پیام حاکیست: عرب جاهلی بادیه نشین بر اثر قساوت و سنگدلی که نتیجه مستقیم صحرا نشینی است نه تنها به تکریم فرزندان نمی پردازد بلکه دختر کشی و کودک آزاری فرهنگ بسیاری از قبایل بوده است.

وی در ادامه پیام خود ابراز داشته است: روزی پیامبر گرامی(ص) فرزند دلبندش را حسین بن علی(ع) را بوسید مردی از قبیله بنی تمیم به عنوان اعتراض به پیامبر گفت من چند فرزند دارم ولی تا کنون یکی از آنها را نبوسیده ام ، پیامبر(ص) کار او را نکوهش کرد.

این مرجع تقلید در بخش دیگری پیام خود آورده است: کودک آزاری ثمره کمبود مهر مادری و پدری است و آن محصول شیوه زندگی ماشینی امروز است ؛ پدران و مادرانی که در بیرون از منزل مشغول به کار هستند و تربیت فرزندان بر دوش مهدکودک است که کمتر به فرزندان خود مهر می ورزند، از طرف دیگر کودکی که در آغوش مادربزرگ نمو دارد از عاطفه، مهر و محبت کمتر برخوردار می شود و لذا بسیاری از جنایتکاران آنهایی هستند که از مهر مادر و پدر محروم هستند.

معاون وزیر تعاون: رسیدگی به معضل کودک آزاری یک موضوع راهبردی است

معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز دراین همایش گفت: رسیدگی به معضل کودک آزاری یک موضوع استراتژیک برای کشور است و تنها مربوط به مباحث عاطفی نیست.

‘ سید محمد رضا موالی زاده’ افزود: کودک آزاری موضوعی است که به آینده کشور مربوط می شود ، باید نسلی تربیت شود که در جهت توسعه و پیشرفت کشور قدم بردارد.

وی افزود: این معضل مشکلات بسیاری را در جامعه فراهم می کند چراکه آثار تربیتی بر شکل گیری شخصیت افراد تاثیر می گذارد.

وی ادامه داد: اگر می خواهیم آینده پرنشاط با انسان های فکور و فهیم داشته باشیم باید از دوران طفولیت بر روی آنها سرمایه گذاری کرد چراکه نگاه نامناسب وتحقیر و بی توجهی به کودکان آثار خود را در سال های بعد نشان می دهد و باعث بروز آسیب های اجتماعی می شود.

موالی زاده، با اشاره به اینکه کودک آزاری در خانواده های ناهنجار رخ می دهد گفت: کودک آزاری در خانواده هایی که بار عاطفی پایین است و یک محیط پرتنش و خشک وجود دارد، شکل می گیرد.

معاون فرهنگی و اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی افزود: موضوع کودک آزاری زیرمجموعه دیگر آزاری و ضعیف آزاری است که پدیده های مختلفی چون همسرآزاری، بیمارآزاری، بیگانه آزاری و معلول آزاری را به همراه می آورد.

وی ادامه داد: باید به راهکارهای مقابله با کودک آزاری با توجه به مفاهیم غنی قرآن و سیره اهل بیت(ع) رجوع کرده و از آنها الگو گیری کنیم.

همایش ‘پیشگیری از کودک آزاری’، روز پنجشنبه به همت بهزیستی قم و حضور مسوولان استانی و کشوری در تالار معصومیه استانداری برگزار شد.

 ۲۰ آبان ۱۳۹۳

 

ضرورت قانون‌گذاری برای مقابله با کودک‌آزاری

ضرورت قانون‌گذاری برای مقابله با کودک‌آزاری
 

موسی برزین خلیفه لو – پژوهشگر حقوق

به تازگی خبری از ماجرای یک کودک‌آزاری منتشر شده است. پدر و مادر این کودک با راهنمایی یک رمال و با اعتقاد به اینکه در جان کودک جن وجود دارد، نقاط مختلف بدن کودک دو ساله را سوزانده‌اند. پدربزرگ این کودک به صورت اتفاقی متوجه این مساله شده و موضوع را گزارش داده است.

این پدربزرگ در مصاحبه با روزنامه شهرآرا  بیان کرده است که:  « من با حساسیت بیشتری موضوع را پیگیری کردم و فهمیدم داماد و دخترم  با یک رمال شیاد در شهرستان آشنا شده‌اند. رمال به‌ آن‌ها گفته جن وارد بدن نوه‌ام شده و به خاطر اینکه جن را از بدن کودک خارج کنند، باید هر دستوری که او می‌دهد، با پرداخت هزینه‌ای که می‌گوید، انجام دهند. متاسفانه دختر ساده‌لوح و دامادم از روی نگرانی برای فرزند خود بنا بر خواسته رمال، مبالغی پول به این فرد شیاد داده و بدن طفل بی‌گناه را در چند نقطه داغ کرده‌اند. نمی‌دانم چرا دخترم و دامادم این‌قدر اسیر خرافه شده‌اند و با پاره تنشان، چنین‌برخوردی کرده‌اند.»

سوالات اساسی

این خبر بار دیگر این سوال را مطرح می‌کند که آیا والدین می توانند هر تصمیمی که بخواهند برای کودک بگیرند و او را قربانی اعتقادات خود کنند؟ آیا والدین این چنینی نباید مجازات شده و آیا می توان سرنوشت کودک را در اختیار چنین پدر و مادری گذاشت؟ آیا نباید قوانین در راستای حمایت از کودکان تنظیم شده و زمینه های خشونت علیه آنان را از بین ببرند؟

آمار و ارقام چه می‌گوید؟

کودک آزاری پدیده ای است که در جامعه ایران مرتبا مشاهده می شود. طبیعی است صرفا بخش اندکی از کودک آزاری منتشر شده و اکثریت قریب به اتفاق موارد کودک آزاری پنهان می ماند. تاکنون آمار دقیقی از کودک آزاری در ایران منتشر نشده است اما برخی مقامات در این مورد اظهارات پراکنده ای کرده‌اند. به عنوان مثال حبیب‌الله مسعودی فرید  معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی در گفتگو با خبرگزاری ایلنا  اعلام کرده است: که از ۱۵۰ هزار تماس مرتبط با فعالیت اوژانس فعالیت اجتماعی در سال ۱۳۹۴ ، ۵. ۸ درصد آن مربوط به مشکل کودک آزاری بوده است. او تاکید می‌کند که این تعداد فقط مربوط به موارد شدید از کودک آزاری بوده است. برخی از آمارها ی دیگر نیز نشان می دهد روزانه ۲۳ مورد کودک ازاری در ایران اتفاق می افتد.

این تعداد قابل توجه از کودک آزاری که بیشترین موارد آن هم از طرف اعضای خانواده کودک رخ می دهد، نشان می دهد که برنامه های جدی برای مقابله با کودک آزاری وجود ندارد. نقص قوانین یکی از دلایل عدم موفقیت در مقابله با کودک آزاری بوده است. گرچه در حقوق ایران تدابیر حمایتی برای قربانیان کودک آزاری پیش بینی شده است لکن این تدابیر کافی نبوده و نتوانسته است در رفع این معضل نقش موثری داشته باشد.

قانون حمایت از کودکان و نوجوانان

یکی از تلاش‌هایی که برای جرم انگاری کودک آزاری در ایران انجام شده است، تصویب قانون حمایت از کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۸۱ است. بر اساس این قانون، شکنجه کودک جرم انگاری شده است. ماده چهارم این قانون در این زمینه مقرر کرده است که : «هرگونه صدمه و اذیت و آزار و شکنجه جسمی و روحی کودکان و نادیده‌گرفتن عمدی سلامت و بهداشت روانی و جسمی و ممانعت از تحصیل آنان ممنوع و‌ مرتکب به سه ماه و یک روز تا شش ماه حبس و یا تا ده میلیون ریال جزای‌ نقدی محکوم می‌گردد.

مجازات در نظر گرفته شده در این ماده متناسب با جرم نیست. گرچه در قانون مجازات اسلامی ایراد ضرب و جرح جرم انگاری شده است ، اما با توجه به اینکه در این قانون مجازات ضرب و جرح، قصاص در نظر گرفته شده و در موارد کودک آزاری هم معمولا قصاص امکان پذیر نبوده و به دیه تبدیل می شود، بنابراین لازم بود مجازات شدیدتری نسبت به کودک آزاری پیش بینی می شد.

تعزیرات

همچنین بر اساس ماده ۶۱۴ قانون مجازات اسلامی (بخش تعزیرات): « هرکس عمدا به دیگری جرح یا ضربی وارد آورد که ‌موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا منتهی به ‌مرض دایمی یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل‌ مجنی‌علیه گردد در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد چنانچه ‌اقدام وی موجب اخلال در نظم و صیانت و امنیت جامعه یا بیم‌ تجری مرتکب یا دیگران گردد به دو تا پنج سال حبس محکوم‌ خواهد شد… »

این ماده نیز در اکثر موارد شامل کودک آزاری نمی شود زیرا از یک طرف لازم است نتایج مذکور در ماده حاصل شده و از طرف دیگر قاضی تشخیص دهد که بیم تجری مرتکب یا دیگران می رود. در غیر این صورت مرتکب به مجازات مذکور در ماده ۶۱۴ محکوم نخواهد شد. از همین رو بسیاری از رفتارهای خشونت آمیز والدین نسبت به کودکان یا بدون مجازات مانده و یا اینکه با مجازات اندک مذکور در قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مواجه می شود.

سلب صلاحیت والدین

اما علاوه بر قوانین کیفری، حقوق ایران در قانون مدنی امکان سلب صلاحیت از والدین را پیش بینی کرده است. بر اساس ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی: «هر گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا ترتیب اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می تواند به تقاضای اقربای طفل و یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضائی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ کند.»

این ماده در ادامه تکرار ضرب و جرح در حد غیر متعارف را از موارد عدم صلاحیت والدین دانسته است. همچنین بر طبق قانون حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست نیز می‌توان گفت در مواردی کودک قربانی خشونت والدین بد سرپرست شناخته شده و مشمول این قانون می‌شود.  با این وجود فقدان سازو کارهای اجرایی و عدم حمایت کافی از کودکان قربانی خشونت، عملا ماده ۱۱۷۳ و مواد مرتبط از قانون حمایت از کودکان بی سرگرست و بدسرپرست را بی اثر کرده است.

از یک طرف به دلیل فقدان مقررات کیفری متناسب و از طرف دیگر نبود سازو کارهای حمایتی موثر، سبب شده است که  سرنوشت کودکان قربانی خشونت خانگی به خطر بیافتد. از این رو تصویب قوانین مستحکم برای مبارزه با خشونت علیه کودکان ضروری به نظر می رسد.

منبع: سایت خانه ی امن

 

خشونت خانگی

 قسمت دوم:

 

تکرار چرخه خشونت در نسل‌های بعد

یک تحقیق میدانی در جامعه هدف مورد بررسی من مشخص کرده است مردانی که در دوران کودکی بازی‌های خشن می‌کنند یا شاهد شوخی‌های خشن و درگیری پدر و مادرشان هستند در بزرگسالی و روابط با همسرشان مبتلا به بدرفتاری می‌شوند. به همین دلیل است که من تأکید می‌کنم روی این بعد تربیتی کودکانتان بیش از همیشه دقت کنید.

همچنین فرهنگ‌های غلط حاکم برخانواده‌ها از جمله زن‌سالاری و مرد‌سالاری در برخی خانواده‌ها، اعمال قدرت و زورگویی یکی از والدین نسبت به دیگری و رفتار همراه با توهین و تحقیر پدر و مادر با یکدیگر به شدت بر نهادینه شدن خشونت در وجود فرزند مؤثر است.

فرزندی که در کانون خانواده شاهد کتک خوردن مادر یا تحقیر شدن پدرش است به شدت مستعد بروز رفتارهای نابهنجار و خشونت‌آمیز در سنین و دوره‌های مختلف زندگی است و خود این فرد بعدها در جریان زندگی با همسرش، چرخه معیوب رفتارهای ناهنجار در خانواده را به حرکت در می‌آورد.

البته عکس این موضوع نیز صادق است، یعنی مشاهده رفتار محبت آمیز والدین نسبت به هم بر اساس همان قاعده‌ای که می‌گوییم کودکان آنچه می‌بینند را می‌آموزند، موجب نهادینه شدن رفتار ملاطفت‌آمیز در آنان می‌شود و هنگام بزرگسالی و تشکیل زندگی مشترک شاهد اثرات عینی مشاهدات دوران کودکی آنان در رفتار امروزشان هستیم.

بدرفتاری‌ بلایی زیرپوستی در خانواده‌ها


دکتر جلیل صادقی، جامعه‌شناس

بدرفتاری اگرچه واژه‌ای ناملموس به نظر می‌رسد اما در حقیقت جزو مهم‌ترین آسیب‌های اجتماعی شناخته شده است که از منظر جامعه‌شناسان و کارشناسان زندگی زوجین به عنوان یک عامل ویران‌کننده به شمار می‌رود.

شاید برای شما هم به عنوان مخاطب بعضی از موارد غیرطبیعی و غیرواقعی به‌نظر برسد اما آزار و اذیت شریک زندگی و بی‌توجهی شوهر به زن و متقابلاً زن به شوهر موضوعی است که اگرچه در جامعه ما نمونه‌های عینی دارد اما هیچ مستند و ریشه دینی ندارد. بر عکس، در دین ما تأکید فراوان بر خوش رفتاری با همسر شده است و نه تنها بر اساس آیات قرآن بلکه در احادیث و روایات شاهد توصیه‌های فراوان بر نهایت خوش رفتاری و مهربانی با همسر هستیم.

حضرت محمد (ص) در خصوص اظهار محبت زن و مرد به یکدیگر می‌فرمایند:«هر چه ایمان انسان کامل‌تر باشد به‏ همسرش بیشتر اظهار محبت می‌نماید.» یا در حدیث دیگری از حضرت رسول نقل است که فرموده‌اند: «جبرئیل به قدری در مورد زنان به من سفارش کرد که گمان بردم که طلاق دادن آنان سزاوار نیست مگر اینکه عمل زشتی از ایشان آشکار گردد.» حضرت زهرا(س) نیز فرمودند :«بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم‌تر و مهربان‌تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده‌اند.» پیامبر اکرم(ص) به عنوان الگوی کامل مسلمانان به قدری بر خوش رفتاری زوجین نسبت به هم و به ویژه رفتار خوب مرد نسبت به زن تأکید دارند که می‌فرمایند:«بهترین شما مردى است‏ که با همسرش به خوبى رفتار کند و من از همه شما نسبت ‏به همسرم‏ خوش‌رفتارتر هستم.»

بد رفتاری فقط فیزیکی نیست


آنچه طرح آن در موضوع رفتار زوجین نسبت به هم ضروری و مهم است نوع رفتار با همسر است، چراکه خیلی از همسران نسبت به جنس رفتار خود وقوف ندارند و گاهی از بدرفتاری خود غافلند. از نظر من هرنوع خشونت فیزیکی، کلامی و عاطفی زن و مرد نسبت به هم ناهنجاری است. از نمونه‌های متداول این موضوع مثل ضرب و شتم که بارزترین نمونه نشان دادن خشونت فیزیکی از طرف همسر است تا رفتارهایی مثل کوبیدن مشت بر میز یا دیوار، پرتاب اشیا، فریاد زدن و دادوبیداد کردن، همچنین کاهش فاصله فیزیکی با طرف مقابل با حالت تهاجمی و عصبانیت حتی بدون تماس دست با بدن طرف مقابل، در دسته خشونت‌های فیزیکی قرار می‌گیرد.

اگرچه در این موضوع نمونه‌های فیزیکی بیشمار و عینی است اما در همین مبحث ما نمونه‌های رفتاری غیرفیزیکی مانند رفتاری و کلامی هم داریم و حتی سکوت سرد مداوم در خانه نوعی خشونت پنهان و وحشتناک است.

بهانه‌جویی، تهدید و تحقیر کردن، مقایسه کردن، تمسخر، بدگویی و توهین به شخص یا خانواده وی و ابراز تنفر از بستگان شخص، از جمله رفتارهای خشونت‌آمیز کلامی محسوب می‌شود.

سردی رفتار با طرف مقابل، قهر کردن، کاهش ساعات در خانه ماندن و دیر برگشتن به منزل، غذا نخوردن در منزل و حضور نیافتن در میهمانی‌های خانواده همسر نیز از رفتارهای خشونت‌آمیز عاطفی است.

بروز هر یک از این رفتارها در رابطه زناشویی زندگی هزاران زوج را در مراحل مختلف به بن‌بست می‌کشاند و آثار روحی و روانی مخربی را برای هر یک از طرفین و فرزندان آنها به جای می‌گذارد.

خشونت بدترین شکل بدرفتاری است


اگر بخواهیم مجموع رفتارهای بدزوجین نسبت به هم را اولویت‌بندی کنیم قطعاً خشونت به عنوان مهم‌ترین عامل در بروز بدرفتاری زوجین نسبت به هم بیان می‌شود و این در حالی است که شناخت علل و عوامل مؤثر در نهادینه شدن خشونت از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

اینکه از زمان تولد، دوران کودکی، گذر نوجوانی و روزهای جوانی در روزهای رشد و شرایط خانوادگی و اجتماعی چه اتفاقی برای شخص می‌افتد که به مرحله بروز خشونت آن هم نسبت به شریک زندگی‌اش می‌رسد مسئله بسیار مهمی است. البته من معتقدم عوامل وراثتی و ژنتیکی هم در این موضوع تأثیرگذار است. علاوه بر وراثت که می‌تواند در خلق و خوی فرد تأثیرگذار باشد، برخی عوامل نیز خشونت را در سرشت انسان می‌کارد.

ریشه‌های خشونت رفتاری یک زوج نسبت به همسرش را حتی می‌توان در عصبی بودن محیط زندگی جنین در رحم مادر و رشد وی در محیطی ناآرام پیش از تولد نیز بررسی کرد، چون این عوامل نیز می‌توانند زمینه‌ساز ایجاد ناآرامی و خشونت در وجود فرزند شوند که بعدها در زندگی این ناآرامی را در رفتارش بروز دهد.

همچنین مادران سیگاری بیشتر از دیگران، جنین خود را در معرض ترشحات عصبی رحم قرار می‌دهند و نوزادانی به دنیا می‌آورند که ذاتاً تحریک‌پذیر و ناآرام هستند. کودکانی که مشکل جسمی یا بیماری‌های خاص دارند یا دچار بیش فعالی هستند نیز از جمله دیگر مواردی هستند که مستعد بروز خشونت در روابطشان با دیگران از جمله اعضای خانواده‌اند و به مرور زمان و با افزایش سن، این خشونت را نسبت به دیگران نیز نشان می‌دهند.

منبع: سایت جوان آنلاین

 فائزه مقدم

 

خشونت خانگی

سایت جوان آنلاین :

عادت کرده بودم به اینکه هر کدام از دوستان و اقوام ازدواج می‌کنند تا چند ماه بعد وقتی آنها را می‌بینم سرزنده و شاد باشند. این شاد و راضی بودن را در تک‌تک رفتارشان می‌شد دید. از رنگ‌هایی که برای لباس‌شان انتخاب می‌کردند تا حرف‌هایی که می‌زدند و حتی لبخندهای رضایتی که مدام بر لب داشتند.

 من عادت داشتم به اینکه هر تازه ازدواج کرده‌ای را می‌بینم با او هم صحبت شوم چون ناخواسته هرچه بیشتر هم صحبت می‌شدم بخشی از انرژی‌اش را به درون خودم می‌کشیدم و می‌دیدم چه تغییرات مثبتی در من ایجاد می‌شود. همه این ذهنیت‌های مثبت من زمانی رنگ باخت که سارا با مجتبی ازدواج کرد.

سارا پیش از ازدواج دختری سرزنده و شاداب بود که در جمع خانوادگی زبانزد بود و هرجا دورهم بودیم اولین کسی که به جمع دعوت می‌شد او بود. با شناختی که از سارا داشتم می‌دانستم آنقدر انرژی و خوشبینی دارد که از هر شرایط بدی بتواند یک شرایط قابل قبول و نه ایده‌آل بسازد. از طرف دیگر از آن دست دخترهای نازک نارنجی نبود که تا چیزی برخلاف نظرش باشد زمین و زمان را به هم بدوزد و بدقلقی کند؛ نه اصلاً او همیشه محوری بود که دخترهای فامیل دوست داشتند در جمعشان حاضر باشد.

حالا تصور کنید وقتی چنین دختری ازدواج می‌کند و وارد زندگی زناشویی می‌شود انتظار این است که پرشورتر و سرزنده‌تر شود اما اینطور نبود. اولین بار که او را دیدم اگرچه صورتش به لبخند عادت داشت و نه از سر رضایت بلکه از سر عادت می‌خندید اما کاملاً مشخص بود که غمی در دلش دارد. این غم آنقدر بزرگ بود که نتوانسته بود پنهانش کند و بعد از آن شب میهمانی همه به این نتیجه رسیدند که در دل سارا غمی هست که نه قدرت تغییرش را دارد و نه می‌تواند پشت لبخندش پنهانش کند.

آن طرف این زندگی مجتبی بود، مردی که سارا شش سال از زندگی‌اش را صرف رسیدن به او کرده بود، پس قطعاً دوستش داشت و از نظر ما این دوست داشتن کافی بود برای داشتن یک زندگی خوب اما انگار یک جای کار این زندگی تازه شروع شده اساسی لنگ می‌زد.

چند وقت که گذشت دور چشمان سارا کبود شد، بدنش به شدت ضعیف شد و موهایش به شدت شروع به ریزش کرد. هرکدام از ما هم که پیشقدم می‌شدیم برای اینکه بفهمیم مشکل از کجاست نه تنها حرفی نمی‌زد بلکه وانمود می‌کرد زندگی شان گلستان است و آن دو نفر گل و بلبل. بعد از مدتی متوجه شدیم سارا در زندگی‌اش‌‌ با بدرفتاری همسرش روبه‌رو است و این برای زنی که شش سال تمام برای به دست آوردن یک مرد تلاش کرده شکست بزرگی بود.

سارا هر روز با شوهرش بیشتر از قبل به مشکل برمی‌خورد و در مقابل همه مشاجرات، دنیایی از سرخوردگی، افسردگی و غم شدید در درونش جمع کرده بود. اگرچه سارا در زندگی مشترکش با مردی ازدواج کرده بود که دچار بدرفتاری بود اما در جمع خانوادگی‌مان داشتیم مردی را که با زنی ازدواج کرده بود که اتفاقاً خانم دچار بدرفتاری بود.

این قصه عادی است و درک حقیقت این نوع زندگی‌ها در هرکسی وجود ندارد چون از نظر مردم زن مادامی که همسرش معتاد، دزد یا خائن نباشد در زندگی مشکلی ندارد اما حقیقت چیزی ورای این است.

کودکان‌ قربانی بدرفتاری زوجین نسبت به هم
دکتر مهین خدمتگزار، روانشناس و استاد دانشگاه

متأسفانه با همه تأکید کردن‌های ما بر این موضوع که نقش محیط خانه و کانون خانواده به عنوان اولین جایگاه اجتماعی که کودک، درون آن خود را می‌یابد بسیار مهم است اما باز هم ما شاهد این هستیم که در همین فضاها، رفتارها و اتفاق‌هایی رخ می‌دهد که در شکل‌گیری شخصیت و الگوهای خشونت کودک بسیار تأثیرگذار است.

پاسخ‌دهی مناسب به نیازهای کودک در سال‌های ابتدایی زندگی، برخورداری از فضایی آرام و بدون تنش و احساس امنیت همگی از عواملی است که در صورت نادیده گرفته شدن، می‌تواند احساس خشم و حقارت را در کودک ایجاد کند.

احساسی که بعدها به شیوه‌های مختلف از جمله بدرفتاری بروز می‌کند. علاوه بر وجود تنش بین والدین و داد و فریاد در بین اعضای خانواده به عنوان عامل مخرب در تربیت کودک، حتی بلند بودن صدای لوازم الکترونیکی و صوتی در خانه در تشدید میل به خشونت در کودکان مؤثر است.

قطعاً با گذر زمان و افزایش سن کودک، هرچه مشاهدات کودک از رفتارهای پرتنش میان اعضای خانواده بیشتر باشد با مشاهده کودک و ثبت در حافظه رفتاری او، الگوهای رفتاری در وجودش شکل گرفته و نهادینه می‌شود.

در بسیاری مواقع حتی شوخی‌های فیزیکی نیز سبب القای رفتارهای خشن در کودک می‌شود به همین دلیل خانواده‌ها و نزدیکان باید در نشان دادن هرگونه رفتاری در حضور کودک دقت کنند.

یعنی درست در مواقعی که شما فکر می‌کنید فقط دارید شوخی می‌کنید بالعکس کودکتان از شوخی فیزیکی شما حس خشم و خشونت را می‌گیرد و در درونش ضبط می‌کند. در این میان نباید از نقش تربیت غلط و سازشکارانه در تقویت رفتارهای خشونت‌آمیز کودک غافل شویم. نشان دادن مظلومیت بیش از حد مادر در مقابل لجبازی‌های فرزند، بروز رفتارهای سازشکارانه و اطاعت از اوامر کودک سبب ایجاد اختلال نافرمانی و کج خلقی و تقویت خشونت در وجود وی شده که به مرور زمان زمینه‌ساز مشکلات رفتاری از جمله بدرفتاری با همسر خواهد شد.

 

ادامه دارد...

 

باز هم کودکان کار

اختصاص نیم میلیون تومان برای ساماندهی هر کودک کار و خیابان
 
 
khia
 

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران گفت: در عملیات جمع آوری متکدیان تهران و جذب کودکان کار و خیابان، سازمان بهزیستی متولی اصلی شناسایی، جذب و ساماندهی کودکان کار و خیابان است.

ابراهیم غفاری ، ضمن اشاره به آغاز عملیات «جمع آوری متکدیان تهران و جذب کودکان کار و خیابان» عنوان کرد: بهزیستی علاوه بر کودکان کار و خیابان مسئولیت بیماران روانی مزمن و همچنین سالمندان را نیز بر عهده دارد.

وی تصریح کرد: در خصوص دو گروه بیماران روانی مزمن و سالمندان، شناسایی‌ها و غربالگری‌ها توسط شهرداری صورت گرفته و بهزیستی پس از احراز هویت این افراد و غربالگری‌ها با طی فرایند مددکاری این افراد را می‌پذیرد؛ این در حالیست که در حوزه کودکان کار و خیابان صفر تا صد کار بر عهده سازمان بهزیستی است.

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران ضمن اشاره به آنکه بهزیستی استان تهران با تاکید ریاست سازمان بهزیستی به طور جدی به موضوع شناسایی، ساماندهی و جذب کودکان کار و خیابان ورود کرده است گفت: معتقدیم وظیفه شناسایی و جذب کودکان کار و خیابان با سازمان بهزیستی است و با همین نگاه رویکرد خود را بر ارائه خدمات پیشگیرانه قرار داده‌ایم.

غفاری افزود: در این راستا از ظرفیت بخش غیر دولتی نیز استفاده کرده و در حال حاضر در عملیات جذب کودکان کار و خیابان با ۱۷ NGO فعال در این حوزه وارد کار شده‌ و با آنها تفاهم نامه منعقد کرده‌ایم.

وی در ادامه عنوان کرد: این ۱۷ NGO در شناسایی و جذب کودکان کار و خیابان با ما همکاری داشته و تا پایان سال جاری این عملیات شناسایی، جذب و ساماندهی را ادامه خواهیم داد.

اختصاص ۵۰۰ هزار تومان برای شناسایی، جذب و ساماندهی هر کودک کار و خیابان

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران ادامه داد: در این طرح ۷۰۰ میلیون تومان اعتبار برای تجهیزNGOهای همکار و یک میلیارد تومان برای مداخلات کودکان و اجرای برنامه‌های کاهش آسیب برای آنان و خانواده‌هایشان در نظر گرفته‌ایم.

غفاری تصریح کرد: به این ترتیب تا پایان سال جاری برای شناسایی، جذب و ساماندهی هر کودک کار و خیابان حدود ۵۰۰ هزار تومان اختصاص داده‌ایم.

وی در ادامه اظهار کرد: در حال حاضر NGOهای همکار اقدامات شبانه روزی خود را در سطح خیابان‌ها، محلات و تمام اماکنی که محل تجمع کودکان کار و خیابان است، آغاز کرده‌اند.

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران تاکید کرد: در این طرح اصلا هدف ما جمع آوری کودکان خیابانی نیست و قصد آن را نداریم که با اقدامات اینچنینی اعتماد بین کودکان و NGOها را از بین ببریم.

حمایت از کودکان رها شده و در معرض خشونت

وی تصریح کرد: برخی از این کودکان رها شده هستند و جایی برای زندگی ندارند به همین دلیل آنان را در مراکز شبانه روزی خود جذب خواهیم کرد؛ علاوه بر آن کودکانی را که در معرض خشونت بوده یا خشونت دیده هستند را نیز حمایت و در صورت نیاز در مراکز شبانه روزی جذب می‌کنیم.

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران تصریح کرد: رویکرد سازمان بهزیستی در این طرح جذب این کودکان به مراکز روزانه و نه شبانه است و در حال حاضر علاوه بر مراکز روزانه دو مرکز شبانه روزی را نیز در تهران برای ساماندهی این کودکان کاملا تجهیز کرده‌ایم.

تجهیز مرکز ویژه دختران کار و خیابان

شناسایی و جذب ۱۵۰۰ کودک کار و خیابان تا هفته دولت

غفاری همچنین از تجهیز مرکز ویژه دختران کار و خیابان خبر داد و گفت: در حال حاضر در این عملیات جذب دختران را نیز می‌پذیریم اما به دلیل آنکه نیاز است مرکز ویژه‌ای برای دختران خیابانی تجهیز شود در حال حاضر تجهیز مرکز دختران را در دستور کار خود قرار دادیم.

وی ادامه داد: تا کنون حدود ۸۶۰ کودک در این عملیات شناسایی شده و قصد داریم تا هفته دولت شناسایی و جذب را ادامه داده و تعداد آنها را به ۱۵۰۰ نفر برسانیم.

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران ادامه داد: بهزیستی به هیچ وجه به دنبال جمع آوری این کودکان نیست زیرا جمع آوری به این معناست که این کودکان را از سطح خیابان‌ها جمع کرده و به مراکز ارجاع دهیم؛ این در حالیست که اغلب این کودکان دارای خانواده بوده و نمی‌توان چنین رفتاری را با آنها انجام داد.

ارجاع ۱۲ کودک فاقد سرپناه به مراکز شبانه‌روزی

غفاری در ادامه تاکید کرد: در اجرای این طرح، هدف کنترل و کاهش آسیب ناشی از حضور کودک در خیابان است اما با این وجود تا کنون مجبور شده‌ایم که حدود ۱۲ کودک را که فاقد سرپناه بوده‌اند به مراکز شبانه روزی ارجاع دهیم و هیچ مشکلی نیز در این زمینه نداریم.

وی افزود: در این عملیات وضعیت آسیب، بیماری و … این کودکان به طور کامل توسط روانشناسان، مددکاران و تیم شناسایی رصد شده و تمام این اطلاعات تکمیل خواهد شد.

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران همچنین عنوان کرد: بر اساس تفاهم نامه منعقد شده واقع درNGOهای فعال در حوزه کودکان کار و خیابان هر NGO موظف است بیش از ۸۰ کودک را جذب کرده و تمام کودکان شناسایی شده توسط این NGOها باید حداکثر تا پنج سال وضعیت کودک و خانواده وی را رصد کرده و پیگیری کنند.

غفاری ادامه داد: در این طرح آموزش کنترل و کاهش آسیب در قالب آموزش پیشگیری از ایدز، عفونت‌ها و بیماری‌ها بازگشت به تحصیل، اقدامات پیشگیرانه، مهارت‌آموزی و … به این کودکان و خانواده‌های آنها به طور همزمان ارائه خواهد شد.

محورهای مدنظر برای شناسایی کودکان کار و خیابان

وی در خصوص محورهای شناسایی این کودکان در سطح تهران نیز اظهار کرد: محورهای جمهوری، حافظ، فلکه اول و دوم تهرانپارس، خیابان دماوند، میدان نبوت، سید خندان، پارک لاله، شوش، پانزده خرداد، میدان توحید، خیابان ولیعصر (عج)، فرحزاد و تجریش در دستور کار بهزیستی بوده و NGOها در این محورها مستقر هستند.

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران به کمبود فضای فیزیکی در راستای ساماندهی کودکان کار و خیابان در تهران اشاره کرد و گفت: بر اساس قانون مسئولیت تامین و تجهیز این مراکز با شهرداری است اما به علت محدودیت زمانی و آغاز عملیات شناسایی و جذب این کودکان و به این خاطر نمی‌توانیستیم بیش از این منتظر اقدامات شهرداری برای تامین تجهیز فضای فیزیکی باشیم؛ با دستور ویژه رئیس سازمان بهزیستی کشور خود اقدام به تجهیز مراکز کردیم.

غفاری تصریح کرد: این در حالیست که پیش از اجرای این عملیات در خصوص تامین و تجهیز فضای فیزیکی با شهرداری مکاتبه داشتیم و استانداری تهران نیز در جریان این مکاتبات بود زیرا طبق این آئین نامه شهرداری موظف به تامین و تجهیز فضای فیزیکی است و به علت تاخیر به وجود آمده خود سازمان بهزیستی اقدام به تامین اعتبار و تجهیز مراکز کرد.

وی همچنین تاکید کرد سیاست سازمان بهزیستی در این طرح ارائه خدمات روزانه و کاهش آسیب به کودکان کار و خیابان بوده و به همین دلیل با NGOها نیز همکاری می‌کنیم و هیچ مشکلی در راستای پذیرش این کودکان نداریم.

معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان تهران همچنین خاطرنشان کرد: شهرداری هیچ وقت کودکان کار و خیابان را بیش از چند ساعت نگهداری نمی‌کند و به محض پذیرش این کودکان آنان را به اورژانس اجتماعی (۱۲۳) اطلاع و سازمان بهزیستی کمتر از ۲۴ ساعت نسبت به پذیرش آنها اقدام می‌کند.

غفاری همچنین عنوان کرد: از استانداری تهران نهایت تشکر را داریم زیرا به دلیل حساسیتی که بر مسائل کودکان کار و خیابان داشتند اجازه ندادند که تمامی دستگاه‌ها به این حوزه وارد شوند؛ بلکه اجازه شناسایی و جذب کودکان کار و خیابان را به طور کامل به بهزیستی واگذار کرده و قوه قضاییه، استانداری  و همچنین NGOها نیز در این زمینه همکاری خوبی با ما داشتند.

وی در پایان تاکید کرد: حفظ منافع عالی کودک هدف اصلی ما بوده و امیدواریم بتوانیم با مداخلات خود شاهد کاهش آسیب‌های ناشی از حضور این کودکان در خیابان باشیم.

منبع: ایسنا