هدف و مقررات این وبلاگ...

تلفن انجمن حمایت از حقوق کودکان در ایران: 42152

ادامه نوشته

نوروز مبارک

بچه های گل ایرانی بویژه کودکان کار:

نوروزتون مبارک

صمیمانه آرزو می کنم امسال براتون سال بهتری از پارسال باشه.

آرزو می کنم که سالی پر از بازی، درس و مدرسه، یه سقف محکم بالای سر و یه سفره ی صمیمی همیشه تو خونه هاتون برقرار باشه.

شرم آورتر و گویاتر از این عکس دیدید؟

May be an image of text

کجای جهان ایستاده ایم؟

خواندن این مصاحبه دیوانه کننده است...

ـ کی باهات این کار رو کرده؟
دختر بچه نگاهش رو به زمین دوخته بود و حرف نمی زد.
ـ اگه نگی کی باهات این کار رو کرده نمی تونم کمکت کنم. دخترک ساکت بود.
ـ فکر می کنی خودت به تنهایی می تونی از پس این مشکل بر بیایی؟
باز هم حرفی نزد.
ـ من فقط می خوام کمکت کنم به هیچکس هم هیچی نمی گم ولی باید بهم اعتماد کنی، می فهمی؟
دخترک سرش رو بلند کرد، و با چشمهایی که مثل دو تیله براق بودن به شهرزاد زل زد. یکبار بهش اعتماد کرده بود و انگار می خواست مطمئن بشه که می شه بازم به این آدم اعتماد کرد. وقتی مطمئن شد گفت:
ـ محسن...برادرم محسن...
رنگش پرید. توی اون یکی دو سالی که مشاور مدارس پایین شهر تهران بود به دختر بچه هایی کمک کرده بود که انواع و اقسام مشکلات روحی و روانی رو داشتن. ولی این یکی با همه فرق می کرد. توی اون دل کوچیکش یه راز بزرگ داشت. رازی که دیگه بیشتر از اون نمی تونست پنهونش کنه.

رازی که داشت شکل می گرفت و دست و پا در می آورد.
دخترک بیچاره، یکی دو ماهی بود که سکوت کرده بود و با هیچ کس حرف نمی زد. نه درس جواب می داد و نه با همکلاسی هاش بازی می کرد. معلمهای دیگه، از شیوه های رایج، جواب نگرفته بودن و فقط شهرزاد بود که موفق شد از زیر زبون دخترک بکشه که دردش چیه. دخترک از برادرش حامله شده بود.
ـ نترس عزیزم من کمکت می کنم، بهت قول می دم...
فردای اون روز شهرزاد رفت خونه دخترک که با مادرش صحبت کنه.یک جایی دور و بر میدون شوش به اسم انبار گندم.
آدرس رو به سختی پیدا کرد. در زد ومنتظر شد تا یکی باز کنه... توی دلش خدا خدا می کرد که برادره در رو باز نکنه... که نکرد... چون خونه نبود...
زنی که در رو باز کرد در یک کلمه-هر چند که یک کلمه کمه- خسته بود. خسته از همه چیز حتی خسته از بازکردن در...
ـ سلام من شهرزادم معلم دخترتون...
ـ سلام
ـ باید باهاتون صحبت کنم...
ـ چی شده با بچه ها دعوا کرده می خوایین بیرونش کنین...
ـ نه...نه...قضیه خیلی جدیه، جلوی درنمی شه گفت. اجازه هست که بیام داخل؟

زن با بی میلی راه رو باز کرد و شهرزاد از مقابلش گذشت و داخل شد.داخل جایی که داخل و بیرون نداشت.یه اطاق کوچیک فرش شده بود با دو تا پشتی یک طرف و چند تا تشک و پتوی روی هم چیده شده، کنج دیوار. یکاجاق گاز و یکی دو قابلمه وچند بشقاب هم همون کنار زن خسته حوصله تعارف نداشت، نه چای نه میوه و شیرینی، تا در روبست، گفت: چی کار کرده؟

شهرزاد نگاهش رو از در و دیوار اون اطاق کوچیک برداشت و به چهره پژمرده زن خیره شد. معلوم بود که سن چندانی نداره ولی تکیده و رنگ و رو رفته بود. چشمهاش با دخترش مو نمی زد، فقط مال این برعکس دخترش، دیگه مثل تیله برق نداشت.
ـ شما چند تا بچه دارین خانم؟
ـ به جز دخترم یه پسر هجده ساله هم دارم.
ـ اسمش محسنه نه؟
ـ آره ...محسن ولی الان خونه نیست سر کاره.

ـ چی کار می کنه؟
ـ نمی دونم صبح می ره شب می آد.
ـ درس نمی خونه؟
ـ نه...چند ساله که مدرسه نمی ره دیگه.
ـ چی کار می کنه روزها؟
ـ مگه تو معلم دخترم نیستی چرا سراغ پسرم رو می گیری؟
شهرزاد به چهره شکاک و در هم زن نگاه کرد و گفت:

ـ دخترتون حامله اس، از برادرش!
زن حرفی نزد!
ـ می دونم سخته که باور کنین ولی بچه مال پسرتونه.
زن کماکان ساکت موند.
سکوت زن خسته، به نظر شهرزادطبیعی بود. به همین دلیل نفس حبس شده اش رو با صدا بیرون داد و به اطراف نگاه کرد، تا بهش وقت داده باشه که از اون شوک بزرگ بیرون بیاد...
دیوارهای ترک خورده و زرد شده از زردآب بارونی که احتمالا از سقف به پایین نشت می کرد... پارچه بلندی که از درگاهی توالت به جای در آویزون بود...

کمد چوبی قدیمی درهمون باریکه راه ورودی... خبری از آشپزخونه و حمام نبود و به نظر نمی رسید که اون خانه کوچیک اتاق دیگه ایی داشته باشه
ـ شما با پسر و دخترتون همه توی همین اتاق می خوابین؟
زن به حرف اومد و گفت: آره همینجا می خوابیم باباشون هم هست...
یعنی چهار تایی کنار هم می خوابین؟
جا که نداریم... مجبوریم.


بر خلاف تصور شهرزاد اثری از شوک در چهره و گفتار زن دیده نمی شد و ظاهرا نفهمیده بود که چه اتفاقی افتاده.به همین خاطر شهرزاد دوباره رفت سر اصل مطلب و با تاکید بیشتری گفت:
ـ دخترتون حامله شده، می دونم که باور نمی کنین کار پسرتون باشه ولی من تقریبا مطمئن هستم و واقعیت اینه که...

زن حرف شهرزاد رو قطع کرد و گفت : خودم به پسرم گفتم که باهاش بخوابه! باباش هم باهاش می خوابه! اینجا توی این محل خیلی ها ایدز دارن نمی خوام شوهر و پسرم آلوده بشن. این دختر هم که هست. مال خودمونم هست، می دونیم که پاکه، چرا نکنن که بعدش برن با ناشناس ها بخوابن، مریض بشن؟
شهرزاد خیلی خودش رو کنترول کرد که بالا نیاره و غش نکنه. اون خونه واقعا جای غش کردن نبود.

دیگه با زن خسته حرف نزد و از اون خانه محقر خارج شد چند روزی حالش خوب نبود و با کسی حرف نمی زد ولی بعد گشت و یکی رو پیدا کرد که سقط می کرد. دخترک رو برد پیشش و به خرج خودش بچه رو ازشر اون رازی که دیگه چندان هم رازنبود خلاص کرد.

دست آخر هم نشست و فکر کرد که واقعا چه کمکی می تونه به اون بچه بکنه و چون به هیچ نتیجه درستی نرسید وقتی که برای آخرین بار رفت بهش سر بزنه- به اتفاق یکی از دوستان پسرش، (به جز بار اول هیچوقت جرات نکردتنها بره توی اون خانه) دو تا بسته هدیه با خودش برد. توی اولی یک عروسک زیبا گذاشت و توی دومی دویست تا کاندوم. عروسک رو داد به دخترک که حالش بهتر شده بود و لبخند به لب داشت و کاندوم ها رو داد به مادره.
لااقل مراقبت کنین که بچه بیچاره دوباره به این روز نیافته...

اون شب پدر خونواده- تکیده و چرک و چروک- کنار دیوار همون خانه محقر به پشتی ها تکیه داده بود و سعی می کرد، نگاهش با نگاه شهرزاد تلاقی نکنه، ولی از محسن خبری نبود.
این روایت بانهايت تاسف واقعي است!
وتمامي نامها مستعار است…

چند علامت سوال

در خبر آمده بود: دختر پانزده ساله ای با تبر به سر ناپدریش زد که مدام به او تجاوز می کرد زد و او را کشت چون با شنیدن سر و صدایی به انباری می رود و می بیند دختر دوازده ساله همسایه را گونی به سر کشیده و می خواهد به او هم دست درازی کند.
فامیل مرد درخواست داده اند که دختر نوجوان قصاص شود.

چند علامت سوال از دیروز که این خبر وحشتناک را شنیدم رهایم نمی کنند:

چرا مردی که باید جای پدری را بگیرد و حامی دخترک باشد، او را وسیله ی شهوت قرار می دهد؟

ذهن و چشم مادر کجا بوده؟

چقدر خشم و نفرت در وجود یک دختر نوجوان می تواند باشد که بتواند طرف مقابل را بکشد؟

تن و روح زخمی این دخترک به چند سال روانکاوی نیاز دارد؟

نوروز مبارک بچه های فارسی زبان

آرزو می کنم سال بهتری باشه براتون

کریسمس به تمام بچه های مسیحی ایرانی مبارک باد

براتون بهترینها را آرزو می کنم

امیدوارم همیشه شاد، سلامت و موفق باشید

نوروز بر کودکان سرزمینم پیروز

آرزوی روز نوی را دارم که کودکان ایران سر در زباله دانی ها نداشته باشند.

روزی که جای کودکان بجای محل کار، پارک بازی و مدرسه باشد.

روزی که جای خواب هیچ کودکی، کنار خیابان و روی کارتن های مقوایی نباشد.

روزی که غم کودکان، نان نباشد.

آن نوروز برای همه پیروز است.

کریسمس مبارک

کریسمس را به کودکان و نوجوانان ایرانی مسیحی عزیز تبریک میگم

براتون بهترینا رو آرزو می کنم

رفتار درست ما با بچه ها در این روزها

اتفاقات این روزها از حد خبر گذشته و تبدیل به زندگی ما شده. حالا چطور باید بچه ها را در جریان بگذاریم؟

بچه ها در مدارس اخبار و حتی اخبار اشتباه را از بقیه خواهند شنید، پس قبل از آن با فرزندتان حرف بزنید. به آنها بگویید:

در مدرسه با دوستان و معلمانتان صحبت خواهد شد، بیا اول خودمون تمرین کنیم و اول از فرزندتان بپرسید چه می داند و برای شما تعریف کند.

مرحله ی بعدی تصحیح اطلاعات فرزندانتان یا پاسخ به سوالات آنهاست. به خودتان اعتماد کنید و جواب دهید. فقط مراقب باشید اطلاعات را بدونه هیجانات شتابزده برای آنها توضیح دهید.

اگر آنها زیر سن مدرسه هستند بهتر است تا جایی که می توانید از اخبار بد دور بماند چون در این سن تخیل بچه ها قوی است و توانایی درک خیلی از مسایل عمیق را ندارند.

در آخر به فرزندتان بگویید هر سوالی دارد همیشه می تواند از شما بپرسد و شما به او پاسخ خواهید داد.

منبع:

رویا نوری روانشناس کودک

پنج روش برای کمک به کودک در مقابل قلدری همسالان

از مریم عبداللهی روانشناس , رواندرمانگر و نوروتراپیست

قلدری، مجموعه‌ای از رفتارها و گفتارهای عمدی و تکراری است که با قصد زیان ‌رساندن، مسخره یا تحقیر کردن فرد قربانی انجام پذیرد. در قلدری بطور معمول بین دو کفه قدرت فرد قربانی و فرد قلدر تعادلی نیست و کودک قلدر قدرت زیادتری نسبت به فرد قربانی دارد

قلدری‌‌های رایج در مدرسه‌ها – علی الخصوص مدرسه‌ها پسرانه – بطور معمول در سالهای اولی و میانی دوره ابتدایی آغاز میشود و در مقطع راهنمایی و اوایل دبیرستان به قله می‌رسد و در سالهای پایان دبیرستان به آهستگی کاهش میابد.

قلدری می‌تواند به صورت‌های گوناگونی چون قلدری بدنی، کلامی و هیجانی دیده شود.

در فرم قلدری فیزیکی، فرد قلدر با کتک زدن، هل دادن، لگد زدن و … به فرد قربانی صدمه میرساند.

در قلدری کلامی نیز کودک با توهین، مسخره یا صدا کردن فرد قربانی با اسامی و اصطلاحات ناپسند، او را مورد آزار قرار میدهد.

فرم دیگری از قلدری که در دختران شایعتر است، قلدری غیرکلامی یا هیجانی است.

به اینصورت که فرد قلدر به صورت غیرمستقیم به فرد قربانی حمله میکند یعنی بر ضد او شایعه‌پراکنی کرده و ذهن دیگر کودکان را نسبت به وی خراب میکند و سبب طردشدن‌اش میشود.

نوع جدیدی از قلدری، قلدری اینترنتی است که بوسیله استفاده از کامپیوتر برای فرد قربانی پیام‌های آنلاین، ایمیل‌های ناپسند یا تصاویر مستهجن می‌فرستند.

بطور معمول قلدری در مجموعه‌ای که شامل فرد قلدر (یا دسته اشخاص قلدر)، فرد قربانی و مشاهده‌گر است، رخ میدهد.

زمانی رفتار قلدرانه صورت میگیرد که مجموعه‌ای از مشکلات تعاملی بین کودک، خانواده، دسته رفیقان، مدرسه و اجتماع محیط را برای بروز رفتار قلدرانه مناسب میکند.

غالبا کودکان قلدر سرسخت، پرخاشگر، قانون‌گریز و بدون کنترل تکانه هستند.

هم چنین آن‌ها کودکان فعالی هستند که به خشونت و پرخاشگری با دید مثبت نگاه میکنند و به دنبال جلب توجه سایرین هستند.

در گذشته تصور می‌شد اشخاص قلدر غالبا افرادی تنها و با اعتمادبه‌نفس پایین هستند در حالیکه در روزگار کنونی خلاف این موضوع اثبات شده است.

رفیقان این کودکان نیز غالبا متشکل از بچه‌هایی هستند که به رفتارهای خشونت‌آمیز، دید خوب و مثبتی دارند و خودشان نیز گرفتار رفتارهای مشابه‌اند.

بطور معمول محیط خانواده چنین کودکانی گرم و دلسوزانه نیست و پدر و مادر یا منفعل و بدون انضباط خاص یا برعکس بسیار خشن و با شیوه‌های انضباطی خشن و شدید هستند.

در موارد زیادی پدر و مادر مدلی برای رفتارهای شبیه در اطفال قلدر هستند.

کودکانی که بطور معمول در مواجه با قلدری قرار میگیرند کودکانی حساس، منزوی و با اعتمادبه‌نفس پایین هستند که از منظر اجتماعی منزوی و در مدرسه و کلاس تنها هستند.

قطعا به هر میزان این کودکان تنهاتر باشند بیشتر مورد حمله رفتارهای مخرب سایرین قرار میگیرند ضمن اینکه کسی نیست که از آن‌ها حفاظت و پشتیبانی کند.

سبب تحکیم قلدری نشویم.

مسئله دیگر، افرادی هستند که شاهد قلدری و زورگویی فرد قلدر بر قربانی هستند.

در این حالت وقتی فرد قربانی نیاز به یاری دارد به رغم اطلاع از این مسئله به یاری او نمی‌شتابند.

آن‌ها بطور معمول در حاشیه ایستاده ماده‌های معدنی و در جریان قلدری دخالت نمی‌دهند.

گرچه بنظر میرسد فعالانه به فرد قلدر کمک انجام نمی‌دهند ولی با سکوت‌، خنده و فقدان مداخله‌شان رفتار فرد قلدر را تحکیم میکنند.

این مسئله زیادتر در مدارسی که نظارت بر کودکان کم‌تر است و ارتباط نزدیکی بین دانش‌آموزان و اولیای مدرسه برقرار نیست اتفاق میوفتد.

در حالتی که مسوولان مدرسه بر این عقیده باشند که رفتارهای قلدرانه امری موقتی و بی‌اهمیت است، بیشتر شاهد این‌گونه رفتارها هستیم.

آنچه بایست بدانید این است که قلدری امر قابل اغماضی نیست که بتوان از کنارش گذشت.

در صورت فقدان تشخیص یا ندیده گرفتن آن و مداخله نکردن در جریان قلدری می‌تواند اثرات سوء طولانی هم برای فرد قلدر و هم فرد قربانی داشته باشد.

این نشانه‌های را مهم تلقی کنید.

علایمی که در قربانیان قلدری بوجود میآید و باید به آنها دقت زیادی کرد می‌تواند شامل موردهای زیر باشد:

1_ امتناع کودک از رفتن به مدرسه (یا به محلی که با شخص قلدر روبه‌رو می‌شود) با علل و دلایل ناکافی

2 افت نمرات

3امتناع از تنها رفتن یا پیاده رفتن به مدرسه

4 پاره شدن و خاکی شدن لباس‌ها

5 آثار ضرب و جرح روی بدن

6 احتیاج به پول بیشتر یا برداشتن پول بدون اجازه

۷ گشنگی شدید پس از مدرسه

۸ هراس

۹ اضطراب

۱۰ کابوس‌های شبانه

۱۱ حملات خشم و عصبانی شدن

12 گوشه‌گیری و اندک شدن لوازم شخصی

راه ‌حل چیست؟

برای اینکه بتوان این اطفال را کنترل کرد باید مداخلاتی علیه قلدری در چند سطح اعمال نمود.

به عنوان نمونه در سطح مدرسه‌ها، مربیان و مسوولان مدرسه‌ها باید از این پدیده قلدری و عارضه‌های آن آگاه باشند.

نظارت خود را هنگام زنگ تفریح و ورزش و ناهار کودکان بالاتر ببرند. و بمحض شناسایی فرد قلدر با وی برخورد جدی کنند.

بر این اساس بایست فرد قلدر شناخته شده و جلوی رفتارهای او گرفته شود.

هم چنین میتوان برای رویارویی با قلدری سیاست‌هایی همچون طرح‌ریزی قوانین مدرسه و تنبیه‌های ناشی از سرپیچی و نقض قوانین، ایجاد راههای ارتباطی بین کودکان و مشاوران مدرسه برنامه‌ریزی کرد تا کودک قربانی یا فرد شاهد بمحض رویارویی با این امر به آن‌ها مراجعه نماید.

پدر و مادر کودک نیز بایست به دنبال علایمی که کودک مورد قلدری قرار گرفته است، باشند و به صورت مستقیم از او بپرسند که آیا مورد بدرفتاری قرار میگیرد یا نه

به فرزند خود شیوه‌های برخورد با قلدری و ایستادن در برابر فرد قلدر را آموزش دهند.

هم چنین کودک بایست قادر باشد با پدر و مادر، معلمان و مشاوران در این زمینه صحبت کرده و از آن‌ها کمک بخواهد.

پدر و مادر میبایست بکوشند با آموزش مهارت‌های اجتماعی و دوست‌یابی، اعتماد بنفس کودک را بیشتر کرده و شمار دوست‌های او را بیشتر کنند.

با این شیوه‌ها می‌توان پیشاپیش جلوی وقوع این حادثه را گرفت.

از طرفی هم بایست به اطفال آموزش داد که درصورت مشاهده این رفتار برای دیگر کودکان به آسانی از کنار آن نگذرند بلکه با پشتیبانی کودک قربانی و اطلاع دادن به مسوولان مدرسه جلوی تکرار این رفتار را بگیرند.

در نهایت بهترین استراتژی به منظور مواجهه با قلدری، گزارش دادن آن است.

شما می توانید به عنوان والدین کودک، احتمال اینکه کودکتان مورد زورگویی و آزار واقع شود را کاهش دهید،اینجا 5 راهکار برای کمک به شما ارائه شده است:

1) در مورد قلدری و زورگویی در خانواده صحبت کنید.

با بچه های خود و سایر اعضای خانواده در مورد قلدری گفتگو کنید و تجارب یکدیگر را در اختیار هم بگذارید،اگر کودک شما در باره آزار دیدن خودش صحبت کرد، به خاطر گفتن این موضوع و یا به دلیل اینکه به اندازه کافی شجاع بوده است او را ستایش کنید و او را از حمایت بی قید و شرط خود مطمئن سازید. با مدرسه در مورد اینکه چه سیاستی پیش بگیرید و کارکنان و معلمان چگونه به وضعیت رسیدگی کنند مشورت کنید.

2) تا جایی که می توانید دلیل اینکه کودک مورد زورگویی واقع می شود را حذف کنید.

اگر کودک شما با خود پول یا اسباب بازی به مدرسه می برد و این دلیل می شود که کودکان با زورگویی پول او را بگیرند.شما می توانید کودک خود را تشویق کنید که با خود ناهار و تغذیه به مدرسه ببرد و معمولاً اسباب بازی که همه ممکن است داشته باشند با خود ببرد.

3) همیشه با دوستان خود باشد.

وقتی 2 یا3 کودک با هم باشند کمتر مورد قلدری و زورگویی واقع می شوند. به کودک خود بگویید تا سعی کند همیشه با دوستانش باشد.

4) آرام باشد و مقاومت نکند.

وقتی کودکی مورد قلدری و زورگویی کسی واقع می شود بهترین دفاع برای کودک این است که آرام بماند و از گفتن چیزهایی که طرف مقابل را عصبانی میکند خود داری کند و به آرامی از محل دور شود.

5) هیچ وقت خود کودک با فرد زورگو درگیر نشود.

به کودک خود یاد دهید که وقتی موردی به این شکل برای او پیش می آید با شما صحبت کنند. گاهی اوقات صحبت والدین با کودک قلدر موثر تر است اما بهتر است مسئولین و مشاور مدرسه به این مسئله رسیدگی کنند.

160 هزار قربانی در سال!

کمیسیون مستقل تحقیق در زمینه سوء استفاده جنسی از اعضای خانواده و نزدیکان در فرانسه طی گزارشی اعلام کرد که سالانه ۱۶۰ هزار کودک قربانی خشونت جنسی می‌شوند.

 این کمیسیون در مارس ۲۰۲۱ توسط امانوئل ماکرون، رئیس جمهور فرانسه با هدف تدوین سیاست‌هایی برای مقابله با خشونت جنسی به اعضای خانواده و نزدیکان، ایجاد شد.

دستور تشکیل کمیسیون مستقل تحقیق در زمینه سوء استفاده جنسی از اعضای خانواده و نزدیکان در فرانسه پس از آن صادر شد که کمی کوشنر، دختر وزیر خارجه پیشین این کشور با انتشار کتابی به اذیت و آزار جنسی برادرش از سوی ناپدری‌شان پرداخت.

بر اساس ۵ هزار و ۷۵۰ پاسخی که به پرسشنامه‌های ارسال شده از سوی کمیسیون مستقل تحقیق داده شده است، دختران ۹۰ درصد از قربانیان خشونت جنسی در دوران کودکی را تشکیل می‌دهند. همچنین ۸۰ درصد کودکانی که مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند، از طرف اعضای خانواده و نزدیکانشان بوده است.

میانگین سنی خشونت جنسی به اعضای خانواده، برای دختران ۷ سال و برای پسران ۸ سال است که بیشتر آن‌ها دست‌کم تا ۱۰ سال بعد آن را آشکار نمی‌کنند.

به گزارش کمیسیون مستقل تحقیق، از هر سه نفری که مرتکب خشونت جنسی شده‌اند، تقریباً یکی از آنها پدر بوده است. البته برای دختران، فرد آزارگر بیشتر پدر، برادر بزرگ، برادر ناتنی، عمو، دایی، پدربزرگ یا ناپدری است. برای پسران هم فرد آزارگر بیشتر برادر بزرگ، برادر ناتنی، پدر، دایی، عمو یا پدربزرگ است.

در همه این موارد، عاملان خشونت جنسی از رابطه اعتمادی که با کودک دارند سوء استفاده می کنند.

نویسندگان این گزارش با تأکید بر نقش مهم پزشکان در کشف موارد آزار جنسی، بر این نظرند که تاکنون نقش این گروه از متخصصان در گزارش‌دهی بسیار کمرنگ بوده است.

بر اساس تحقیقات این کمیسیون:

فقط پنج درصد موارد آزار جنسی توسط پزشکان گزارش می‌شود!

کمیسیون مستقل تحقیق همچنین در گزارش خود بر این نکته تصریح کرده است که همه متخصصان مانند پزشکان، معلمان و قضات باید از کودکان حمایت کنند.

البته این کمیسیون وضعیت ویژه پزشکان را به دلیل قوانین رازداری پزشکی به رسمیت می‌شناسد.

از همین رو کمیسیون مستقل تحقیق درخواست کرده است که مکانیسم خاصی برای پزشکان ایجاد شود تا بتوانند موارد آزار جنسی را گزارش دهند.

این کمیسیون همچنین در گزارش خود خواستار تجدید نظر در نحوه رسیدگی به پرونده‌های خشونت جنسی علیه کودکان و اعضای خانواده در دادگاه‌ها شده است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، حدود ۷۰ درصد از شکایاتی که در این زمینه بوده است، رد شده‌اند.

یکی از توصیه‌های کمیسیون مستقل تحقیق این است که کودکان تحت یک پروتکل خاص، در جلسه استماع دادگاه شرکت کنند و قضات هم به همه موارد توجه کنند.

در بخش دیگری از این گزارش آمده است که تنها نیمی از قربانیان آزار جنسی در فرانسه تحت درمان قرار گرفته‌اند و تنها ۸.۵ درصد گزارش داده‌اند که مراقبت‌های ویژه تروما را دریافت کرده‌اند.

از همین رو کمیسیون مستقل تحقیق از جامعه فرانسه خواسته است تا مراقبت‌های جسمی و روانی خاصی را برای قربانیان آزار جنسی تضمین کند.

به گزارش کمیسیون مستقل تحقیق، اگر این گروه از قربانیان طی یک سال پس از خشونت جنسی، درمان شوند، می‌توانند سریعاً بهبود یابند تا با مشکلات ریشه‌دار ترومای طولانی‌مدت مواجه نشوند.

این کمیسیون همچنین توصیه کرده است که تمام هزینه‌های درمانی قربانیان توسط سیستم تامین اجتماعی بازپرداخت شوند.

اگرچه گزارش روز پنج‌شنبه کمیسیون مستقل تحقیق از سوء استفاده جنسی از اعضای خانواده و نزدیکان در فرانسه فقط یک گزارش موقت است اما بر این نکته تأکید دارد که توصیه‌هایش می‌تواند حفاظت از کودکان را تضمین کند.

نوروز پیروز

همیشه از راه رسیدن بهار موجب امیدواری و دلگرمیست. با آمدن بهار، نوروز هم از راه می رسد و شادی آفرین دلهامان می شود. 

صمیمانه عید نوروز را به تمام مردم بخصوص بچه های عزیز تبریک می گویم و برایشان آرزوی شادی، رفاه، سلامتی و موفقیت دارم. 

آخرین روز سال

امسال هم به سر آمد و متاسفانه سال خوبی نبود. 

امیدوارم سال آینده دولت برای بچه های کار و همچنین برای بچه هایی که مورد تجاوز جنسی و روحی قرار می گیرند، فکر بهتر و بیشتری کند.

توصیه می کنم ما پدر و مادرها بیشتر تلاش کنیم تا دنیای بهتر و راحتتری برای کودکانمان بسازیم. ما مسئولیم. بخصوص در قبال موجودات بیگناهی که بدون خواست خودشان به این جهان آورده ایم. 

با بهترین آرزوها

زمستان سرد در انتظار دستان یخ زده‌ کودکان کار

برای نجات کودکی که بیرون از خانه مانده و از سرمای سخت می‌لرزد، کمپین‌ها و موسسات خیریه راه‌کارهایی را اندیشیده‌ و منتظر یاری مردم هستند.

زمستان سرد در انتظار دستان یخ زده‌ کودکان کار

به گزارش خبرنگار گروه اجتماعی باشگاه خبرنگاران جوان؛ سرمای زود هنگام و استخوان سوز این روزهای پاییز باعث شده تا امسال زودتر از هر سال وسایل گرمازا‌ روشن شود و البسه‌ گرم و زمستانی زودتر مورد استفاده قرار گیرد.

سوز سرمای این روزهای پاییز، حتی توان ما را برای خروج از خانه نیز گرفته و از رفتن به مکان‌هایی که مجبور به بودن در آن ها هستیم تعلل می‌کنیم اما در بیرون از خانه‌ گرم ما، کودکانی هستند که به خاطر کار اجباری و بدون پوشش مناسب فصل سرما، روزهای سرد سال را در خیابان‌ها، کوره پزخانه‌ها و بر سر ساختمان‌های نیمه کاره می‌گذرانند.

برخی از این کودکان به جز تعدادی کارتن نیمه کاره جای خوابی ندارند و در شب‌های سرد زمستان بدون لباس گرم در خانه‌های سرد کارتنی روزگار می‌گذرانند. کودکانی که نه تنها کسی نگران سلامت آن ها نیست بلکه زنده و مرده بودنشان نیز برای کسی اهمیت ندارد.

 *رویای خانه‌های آجری

 سوله‌های کوچک دست ساز با مصالحی همچون بتن‌های خرد شده، چند تکه چوب و پتوهای سربازی پاره که در سطل‌های زباله به وفور یافت می‌شوندسرپناهی هستند که کودکان بی سرپرست و بد سرپرست این سرزمین از بدو تولد در آن به دنیا آمده و روزگار سپری می‌کنند.

لباس گرم، خانه‌ امن و وعده‌ای غذای گرم، تنها سهم کوچکی از زندگی برای هر انسانی است که آن نیز از این کودکان نیازمند توجه دریغ شده است.

کمپین لباس گرم در تهران خیلی سرد

این روزها در پایتخت کمپینی به راه افتاده تا لباس‌های گرمی که مورد نیاز نیست و یا برای کمک به این کودکان خریداری می‌شود را جمع آوری کرده و به دستشان برساند شاید از این طریق بتوان بخشی از این کودکان را از سوز و سرمای این روزها و روزهای آتی پایتخت نجات داد تا بتوانند این زمستان سخت را نیز به سلامت به پایان برسانند.

امیر حسین قاسمی موسس شبکه همیاری در این باره می گوید: کمپین جمع آوری لباس گرم برای کودکان نیازمند با هدف تامین لباس برای کودکان محروم و نیازمند سراسر کشور آغاز شده است و به همین منظور می‌خواهیم تا با همیاری مردم زمستان و سرما را از این کودکان دور کنیم.

البته امیدواریم با فعالیت این کمپین و موسسات خیریه‌ دیگر کودکان بی‌سرپرست و بد سرپرست به طرز فاخری سازمان دهی شده و معضل و مشکلاتشان هر چه سریعتر حل شود.

برای آگاهی از آخرین اخبار و پیوستن به کانال تلگرامی باشگاه خبرنگاران جوان اینجا کلیک کنید. 

پای دردل یک بچهء کار

در حین پیاده روی حسابی غرق در افکارم بودم و حتی متوجه نشدم که کِی به میدان ونک رسیدم در همین حین یک نفر از پشت چادرم را کشید و صدای کودکانه‌ای به گوش رسید؛ خاله برام یه چیز می‌خری.

نگاهی به سرتاپایش انداختم لباس‌های بی قواره و کثیفی بر تن داشت دستان و لای انگشتانش همگی سیاه شده بود و انگار مدت‌ها از زمانی که آب به تنش خورده بود می‌گذشت، قد و قواره کوتاهی داشت معلوم بود هنوز سنش به سن مدرسه رفتن هم نرسیده است، اما در کف خیابان مانند مردان عیال وار به دنبال پیدا کردن پول بود.

چند ثانیه براندازش کردم، داشتم به دنیای بی رحم امروز فکر می‌کردم، دنیایی که این کودک را به جای بازی کردن و شیطنت با همسالانش در کوچه و خیابان، برای کار به میدان آورده و مجبور است صبح‌ها و شب‌ها در همین حوالی ونک و یا خیابان‌های دیگر فال بفروشد. او همسن خواهرزاده ام به نظر می‌رسید و لحظه ای مقایسه دو کودک هم سن اما با دو جهانی متفاوت مرا به عالمی دیگر برد.

صدایی کودکانه‌اش مرا از آن عالم جدا کرد؛ خاله...خاله...شنیدی چی گفتم؟! یه چیز می‌خری من بخورم؟!

از سماجتش خنده‌ام گرفت، با لبخندی بهش گفتم: تو چند سالته؟

اما انگار کارکردن در خیابان و سرکله زدن با آدم بزرگ‌ها کمی جسورش کرده بود و با جسارت خاصی، گفت: چی کار به سن من داری مگه سنمو بگم خوراکی بیشتر می‌خری؟

دیدم حرف زدن با این کودک و بحث کردن باهاش نتیجه اش این می‌شود که من کم میارمو و این کودک برنده می‌شود پس بدون سئوال زیادی گفتم: چی میخوای برات بگیرم؟

با لحن به اصطلاح داش مشتی‌ای، گفت: هرچی کرمته! ساندویچی...پیتزایی، چیزی.

پول زیادی همراهم نبودم، خجالت کشیدم که حالا نمی‌توانم یه چیز دندان گیری برای این بچه بخرم. بهش گفتم: خاله جون من پول زیادی ندارم ولی می‌تونم یه شیرکاکائو با پچ پچ بخرم و دوتایی بشینیم اینجا بخوریم. فوری بدون هیچ چک و چونه ای قبول کرد و منم سریع از یک سوپری در همان اطراف دوتا شیرکاکائو و دوتا پچ پچ خریدم و نشستیم یک گوشه‌ای شروع به خوردن کردیم. کم کم که داشت گازهای بزرگش را به پچ پچ میزد و لذت می‌برد فرصت را غنیمت شمردم و تمام سئوالاتی که در ذهنم داشتم ازش پرسیدم.

اما این را هم بگویم که این دفعه اول ازش نپرسیدم چند سالته! انگار از این سئوال زیاد خوشش نمی‌آمد. از کارش که از ساعت چند میاد تا ساعت چند اینجاست پرسیدم. یا یکی از سئوالاتم درباره پدر و مادرش بود که کجا هستند و چه می‌کنند؟ یکم مِن مِن کرد انگار داشت با خودش می‌گفت عجب دختر پورویی یه شیرکاکائو خریده و داره هی منو سئوال پیچ می‌کنه. یکم این ور اون ور کرد و قبل از اینکه جواب سئوالامو بدهد گفت: خاله شغلت چیه؟ گفتم: خبرنگارم. گفت پس همونه داری خبر منو درمیاری (باخنده).

از بچه های دهه نودی جزء این توقع نمی‌رفت و اطرافم کودکان این چنینی زیاد دیده بودم و این مدل حرف زدن‌ها از این بچه‌ها بعید نبود، اما این پسر بچه که بعد از آن فهمیدم اسمش "رضا" است جور دیگری بود. نگاهش، حرف زدن هایش، خاله خاله گفتن‌هایش بدجور بر دلم نشسته بود و دلم رِضا نمی‌داد از هم نشینی با او دست بکشم.

کم کم باهام رفیق شد وقتی هم که رفیق شد شروع کرد به حرف زدن و حالا حرف نزن و کِی بزن. از همه چی برام گفت؛ مثلا گفت که پدرش معتاد بوده آنها را رها کرده و رضا و خواهرش هردو مجبور هستند برای تامین هزینه های درمانی بیماری مادرش کار کنند. خواهرش هم مانند او فال میفروخت اما نه در آن محدوده‌ای که رضا کار می‌کرد، بلکه در منطقه دیگری  از تهران که الان یادم نیست دقیقا کجا را گفت.

راستی رضا برخلاف ظاهرش که کم سن به نظر می‌رسید آنقدرها کم سن نبود من در نگاه اول فکر کردم سن و سالش مانند خواهرزاده ام است اما بعد از صحبت هایش فهمیدم که دوسالی است که از سن مدرسه رفتنش می‌گذرد اما هنوز موفق به نشستن بر پشت نیمکت های چوبی مدرسه، ورق زدن کتاب های درسی و جواب پس دادن به معلم نشده است.

آرزویش این بود که بتواند به مدرسه برود و یک روزی کار نکند، جای سپری کردن تمام وقتش در خیابان، پای کتاب و درسش باشد اما به گفته خود رضا، مدرسه رفتن و درس خواندن برایش به یک محال تبدیل شده بود، دوست داشت اماشرایطش برای او فراهم نبود هرچند که همه این را می‌دانیم که هیچ وقت زندگی آن‌طور که ما می‌خواهیم پیش نمی‎رود.

حرف‌های آن روز رضا آنقدر زیاد بود که اگر بخواهم همه‌ صحبت‌هایی که با او داشتم را بگویم شاید کمی کِسل کننده باشد، اما رضاهای زیادی در سطح شهر می‌بینم، از کنارشان می‌گذریم اما هیچ‌گاه حس و حالشان را درک نکردم؛ حتی گاهی در جواب التماس‌ها و درخواست هایشان فقط داد زدیم و توهین کردیم.

چه قدر تصویر دلخراشی است، تصویر کودکی که ملتمسانه از پشت شیشه اتومیبل به راننده نگاه می‌کند تا فالی از او بخرد و یا پولی به او بدهد و چه دلخراش تر تصویر راننده‌ای که عینک افتابی بر چشم فقط روبه رویش را نگاه می‌کند دریغ از نیم نگاهی به چشمان ملتمس این کودکان، گاهی اوقات ما جوری با عینک آفتابی از بالا به پایین به این کودکان نگاه می‌کنیم که انگار خودشان این راه و شرایط را انتخاب کردند!

چه زجرآور است دیدن کودکانی که مزه پیتزا را نمی‌دانند اما ما هفته ای یک بار فرزندانمان شام بیرون می‎‌بریم بدون اینکه بدانیم هر شب چند کودک نه تنها در سراسر ایران، بلکه در کل این کره خاکی گشنه سر به بالین می‌گذارند. آری، گفتن این حرف ها بسیاری تکراری و کلیشه ایست اما بد نیست سالی یک بار حداقل در روز خودشان (روز مبارزه با کار کردن کودکان) به ما یادآوری شود که این دنیای بی رحم چه بلایی بر سر هزاران کودک کار و خیابانی می‌آورد و کسی ککش هم نمی‌گزد، کسی حتی نیم قدمی هم برای این کودکان بر نمی‌دارد.

آمار کودکان کار ایران بین ۳ تا ۷ میلیون است، ضمن اینکه این رقم برای تهران نیز ۲۰ هزار نفر تخمین زده می‌شود، اما به دلیل اینکه اغلب کودکان کار هیچ گونه ثبت هویتی ندارند؛ آمار دقیقی در این زمینه نمی‌توان ارائه کرد.

محمد شریعتمداری وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی گفت: کمک‌های معیشتی، حرفه آموزی و آماده سازی شغلی را از جمله راهکار‌هایی است که می‌توان به صورت کارشناسی شده برای کودکان کار استفاده کرد.

شریعتمداری در نشست تخصصی «حل معضلات کودکان کار و ساماندهی آنها» در آستانه روز جهانی مبارزه با کار کردن کودکان، بیان کرد: وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی تلاش می‌کند امکانات لازم برای حمایت از خانواده‌های کودکان کار را فراهم سازد.

همچنین وحید قبادی دانا رئیس سازمان بهزیستی با بیان اینکه برای ساماندهی کودکان کار خیابانی الگویی با رویکرد "خانواده محوری "مورد توجه قرار گرفته، ادامه داد: هدف توانمندسازی افراد و خانوادههای آنها و همچنین پیشگیری از آسیبهای احتمالی است که برای رسیدن به این اهداف باید آگاه سازی کافی صورت بگیرد.

قبادی دانا با بیان اینکه در این مدل بر اساس "مدیریت مورد" عمل می‌شود، اضافه کرد: کودکان کار خیابانی از گروه‌های مختلفی تشکیل می شوند؛ برخی از این گروه ها باندهای قاچاق انسان هستند.

رئیس سازمان بهزیستی با بیان اینکه برای اجرای طرح ساماندهی کودکان خیابان از موسسات خیریه و غیردولتی نیز کمک گرفته خواهد شد، گفت: باید این فرهنگ سازی در جامعه ایجاد شود که اگر قرار است کمکی به کودکان کار خیابانی شود بهتر است که این کمک ها به مجموعه های خیریه داده شود تا بتوان از این طریق جلوی سودجویی گروههایی که باعث آسیب زدن به کودکان کار میشوند گرفته شود.

وی با بیان اینکه طرح ساماندهی کودکان کار در چندماه گذشته به دلیل کرونا به تعویق افتاده است، ادامه داد: برخی مراکز برای اجرای این طرح آماده شده و همچنین آموزش های لازم به افراد شرکت کننده داده شده است. انتظار داریم این طرح در روزهای آینده به صورت آزمایشی عملیاتی شود.

قبادی دانا به ضرورت همکاری دستگاه های امنیتی و انتظامی نیز اشاره کرد و گفت: در اجرای این طرح و در حوزههای مختلف شناسایی و جذب، توانمندسازی، حمایت از خانواده و دادن آموزش های لازم ازتوان انجمن های مردم نهاد، نیروهای داوطلب و موسسات غیردولتی نیز استفاده خواهد شد.

به امید روزی که دیگر در هیچ کوچه‌ای، هیچ خیابانی، هیچ  شهری و هیچ کشوری شاهد کار کردن کودکان نباشیم، به امید روزی که حرف‌های مسئولان در حد حرف نباشد و در عمل شاهد این اقدامات باشیم، به امید بیدار شدن مسئولان از خواب و دیدن مظلومیت این کودکان و در آخر به امید روزی که فقط جای کودک پشت نیمکت‌ها باشد نه در گوشه خیابان. "#نه_به_کار_کردن_کودکان"

منبع:باشگاه خبرنگاران

شروعی دیگر


سال نو میلادی را به کودکان عزیز مسیحی تبریک میگویم 
و برایتان سالی بهتر ، شادتر و تواًم با سلامتی آرزو می کنم.
 

کریسمس مبارک

کریسمس را به تمام بچه های مسیحی عزیز تبریک میگم و براشون بهترین آرزوها رو دارم

کمک جدید برای مورد آزارهای خانگی

 

نام این ارگان، صدای یارا هست با شماره: 42152 / مشاورهء رایگان کودک و نوجوان

اگر پدر و مادر هستید یا کسی را می شناسید که نیاز به کمک و آموزش رایگان دارد، 

اگر مادر و پدر یا فرزندی با رفتار غیر طبیعی دیدید، از قبیل خشونت های خانگی علیه کودکان و... 

اما نمی توانید آنها را به متخصص ارجاع دهید  یا خودتان خواستید مشاوره بگیرید و گزارش بدهید، می توانید چنین مواردی را از صدای یارا کمک بگیرید.

بسیار پیگیر و معتبر هستند و می توانند به شما کمک کنند تا با نهادهای مختلف در ارتباط باشید و گاهی خودشان مداخله هم می کنند.

123 هم اورژانس اجتماعیست و می توانید مستقیم خشونت های خانگی را گزارش کنید.

لطفا بی تفاوت نباشید

کودکان امروز فردا را می‌سازند/ نظام آموزشی به آسیب ها توجه کند

گزارش مهر

رشت- چالش‌های موجود در عرصه آموزش کودکان نیازمند توجه بیشتر از سوی والدین و متولیان است زیرا آسیب های امروز در این بخش قطعا آینده کشور را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها- مریم ساحلی: شانزدهمین روز از ماه مهربان مهر به نام کودک رقم خورده است و این فرصتی مغتنم است تا بیش از هر زمان دیگری به کودکان که رشد و بالندگی فردای میهن به حضور پرثمرشان وابسته است بیندیشیم.

اما واقعیت این است تا زمانی که کودکان کار در خیابان‌ها به چشم می‌خورند و دامنه آسیب‌هایی چون فقر و اعتیاد و از هم پاشیدگی‌های خانوادگی و انواع ناهنجاری‌ها زندگی کودکان را تحت تأثیر خویش قرار می‌دهد، نمی‌توان به برگزاری مناسبت‌هایی چون روز و هفته کودک دلخوش بود.

بی تردید نیازهای کودکان و دامنه وظایف جامعه نسبت به آنها بسیار گسترده است اما در این گزارش به موضوع تربیت و آموزش کودکان می‌پردازیم که یکی از مقوله‌های مهم در مسیر رشد کودکان به شمار می‌آید؛ متأسفانه باید گفت بررسی چالش‌های موجود در عرصه آموزش کودکان و تصمیم گیری و برنامه ریزی های دقیق و به هنگام ضرورتی است که از سوی والدین و متولیان امر چندان جدی گرفته نمی‌شود.

این روزها ردیف شدن نمرات درخشان در کارنامه‌ها، برنامه ریزی از کودکی برای پشت سر گذاشتن سد کنکور به منظور دستیابی به مشاغل پردرآمد و پرطرفدار، دغدغه‌ای است که بسیاری از موضوعات مهم نظیر ضرورت کسب مهارت‌های زندگی و تقویت روحیه فعالیت‌های جمعی را در محاق قرار داده است.

4500 کودک زباله گرد در تهران!

زباله

دادگستری تهران بر اساس ارزیابی‌ها، از وجود حدود ۴۵۰۰ کودک زباله‌گرد در پایتخت ایران خبر داده است.

این نهاد قضایی گفته است ۸۰ درصد این کودکان اتباع خارجی از جمله افغانستان هستند.

علی دیزجی، معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری تهران در مصاحبه با خبرگزاری ایلنا، دلیل تشدید این روند را به یک "مافیا" که در زمینه تجارت زباله فعالیت دارد، نسبت داده است.

گفته شده زباله‌ها توسط کودکان و نوجوانان جمع‌آوری می‌شود و به مراکزی منتقل می‌شود که برای متولیان آن سودآور است.

آقای دیزجی گفته: "متاسفانه عده‌ای از پیمانکاران و یا اشخاص حقیقی از کودکان بهره‌کشی اقتصادی می‌کنند، چیزی که الان برخی می‌گویند یک مافیا در زمینه پسماند وجود دارد، اما این مافیا برای ما اثبات نشده است."

دادگستری تهران می‌گوید حدود ۴۰۰ مرکز در جنوب شهر تهران شناسایی شده "که اساسا مجوزی از شهرداری تهران نداشتند."؛ این نهاد گفته در شهر تهران حدود ۵۰ هزار مخزن زباله وجود دارد.

ایران در دو کنوانسیون حقوق کودک و کنوانسیون اشکال بد کار کودک عضویت دارد که به گفته معاون دادگستری تهران در آنها "اخراج اطفال اتباع بیگانه دیده نشده است."

تابستان پارسال (۱۳۹۹) شهرداری تهران زباله گردی سیستماتیک کودکان را "غیرقانونی" خواند و معاون اجتماعی وقت این سازمان از شهروندان تهرانی خواست تا در صورت مشاهده کودک زباله گرد موضوع را اطلاع دهند اما کماکان این روند رو به رشد بوده است.

زباله

آمار دقیقی از کودکان کار در ایران در دست نیست؛ به گزارش رسانه‌های ایران آمارهای غیررسمی از حدود ۱۵ هزار تا هفت میلیون نفر کودک کار متغیر است.

براساس آمار اعلام شده از سوی بهزیستی در سال‌های اخیر ۵۵ درصد کودکان کار و خیابانی که جذب مراکز این سازمان شده بودند، غیر ایرانی هستند.

پیروز حناچی، شهردار سابق تهران، دو سال پیش گفته بود که ۴۰۹ هزار کودک کار در کشور شناسایی شده‌اند، اما آمارهای غیررسمی شمار آنان را تا بیش از سه میلیون تخمین زده بودند.

براساس گزارش‌ها بیشتر این کودکان از اتباع مهاجر هستند؛ بسیاری از این کودکان ممکن است به دلیل نداشتن اوراق هویتی در شمارش از قلم بیافتند.

گردش مالی تجارت زباله چندین هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود و رقم دقیق این تجارت باتوجه به غیر رسمی بودن آن مشخص نیست.

طی سال‌های گذشته بسیاری از پیمانکاران در قرارداد با شهرداری ها مسئولیت جمع آوری و تفکیک زباله‌های خشک را به عهده گرفته‌اند.

منبع خبر: BBC 

انجمن حمایت از کودکان

انجمن حمایت از کودکان کار به عنوان نهادی مردمی، غیردولتی، غیرسیاسی و غیرانتفاعی با شماره‌ی ثبت 14607 و مجوز رسمی از وزارت کشور از سال 1381 تاکنون به فعالیت پرداخته است. این انجمن همواره طی این سال­‌ها از کودکان کار، کودکان آسیب­‌دیده و در معرض آسیب در مناطق پر آسیب، حمایت خود را در قالب فعالیت­‌های حمایتی و آموزشی به انجام رسانیده است. به رسمیت شناختن هویت انسانی کودکان و خدمات­ رسانی بدون تبعیض اساس کار انجمن حمایت از کودکان کار است.

حمایت از حقوق کودکان به­ ویژه کودکان محروم و کودکانی که در معرض آسیب­‌های ناشی از بحران‌­ها و نابسامانی­‌های اجتماعی و حوادث طبیعی هستند، وظیفه­‌ای انسانی-اجتماعی بوده که بر عهده­‌ی یکایک افراد، سازمان­‌ها و نهادهاست. بی­‌تردید بدون توجه کافی به حقوق کودکان و سرمایه­‌گذاری و برنامه­‌ریزی در امر آموزشش، بهداشت و ارتقای سطح زندگی آنان امیدی برای دستیابی به دنیای بهتر وجود ندارد.

منظور از کار کودک درگیر کردن ایشان در فعالیت­‌های اقتصادی است که مانع تحصیل، آموزش و برخورداری آنان از امکانات اولیه­‌ی رشد فردی و اجتماعی­شان می‌­شود و با آسیب و بهره­‌کشی همراه است. بنابراین شرکت کودکان در فعالیت­‌هایی که به منظور کسب مهارت، نگرش و تجربه است و بر سلامت و رشد شخصیتی و تحصیل آنان تاثیر منفی نمی‌­گذارد، کار کودک تلقی نمی­‌شود.

در حال حاضر انجمن حمایت از کودکان کار چهار مرکز در شهر تهران و یک مرکز در شهر بم دارد و 1114 کودک را تحت حمایت خود دارد.

برای دریافت بروشور فارسی معرفی جامع انجمن حمایت از کودکان کار  اینجا کلیک کنید.

برای دریافت بروشور انگلیسی معرفی جامع انجمن حمایت از کودکان کار  اینجا کلیک کنید.

چشم انداز

  • دنیایی که در آن همه ی کودکان از حق آموزش، پرورش، حمایت و سلامت برخوردار باشند.

بیانیه ماموریت:

  • تلاش برای محو کار کودک با حمایت موثر از کودکان کار و در معرض آسیب و فعالیت های ترویجی

حمایت از کودکان جز با به رسمیت شناختن هویت انسانی آنان میسر نیست.

منبع: اینجا

تولد 791 کودک از مادران ده تا 14 ساله!

به گزارش سرویس اجتماعی برخط نیوز به نقل از همشهری - مطابق با آمار اولیه شمار موالید سال ۱۴۰۰ (بر حسب سن مادر در زمان تولد) که از سوی سازمان ثبت احوال کشور منتشر شده، در ۶ ماه و ۱۶ روز نخست سال ۱۴۰۰، تعداد ۷۹۱ کودک از مادران ۱۰ تا ۱۴ ساله متولد شده اند و به گفته سازمان ثبت احوال کشور این ارقام آمارهای اولیه هستند و ممکن است در بازبینی های آتی تغییر کنند.

در این میان، ۴۲۱ کودک از مجموع ۷۹۱ کودک متولدشده از مادران ۱۰ تا ۱۴ ساله، پسر و ۳۷۰ کودک نیز دختر هستند. 

با توجه به اینکه این آمار بر حسب گروه سنی مادر در زمان تولد و به تفکیک جنسیت فرزند و استان منتشر شده است، تاکنون سیستان و بلوچستان با تولد ۱۲۷ پسر و ۱۲۱ دختر از مادران ۱۰ تا ۱۴ ساله طی سال ۱۴۰۰ در صدر این آمار قرار دارد.

پس از سیستان و بلوچستان به ترتیب خوزستان با تولد ۴۸ پسر و ۴۴ دختر، خراسان رضوی با تولد ۳۶ پسر و ۲۹ دختر، گلستان با تولد ۲۵ پسر و ۲۱ دختر، کرمان با تولد ۲۳ پسر و ۲۲ دختر و آذربایجان شرقی با تولد ۲۵ پسر و ۱۰ دختر در صدر آمار کودکان متولدشده از مادران ۱۰ تا ۱۴ ساله قرار دارند.

در این بین اما خراسان جنوبی با تولد یک پسر، کهگیلویه و بویراحمد و قم هر کدام با تولد یک دختر و ایلام با تولد ۲ دختر استان هایی هستند که کمترین کودکان از مادران ۱۰ تا ۱۴ ساله در آنجا متولد شده اند.

همچنین در همین بازه زمانی (از ۳۰ اسفند ۹۹ تا ۱۶ مهر ۱۴۰۰) تعداد ۳۶ هزار و ۵۶۲ کودک از مادران ۱۵ تا ۱۹ ساله متولد شده اند که از این تعداد ۱۸ هزار و ۹۲۲ کودک پسر و ۱۷ هزار و ۶۴۰ کودک نیز دختر هستند.

 

تولد 791 کودک از مادران 10 تا 14 ساله در ایران  -  6 استان  در صدر آمار کودکان متولدشده از مادران زیر 15 سال

 

گفتنی است، در توضیحاتی که همراه با جداول آماری در سایت سازمان ثبت احوال کشور منتشر شده، آمده است که سازمان ثبت احوال کشور با توجه به نیاز کاربران برای دسترسی به شمار موالید و توصیه نامه ( Revealing the Toll of COVID-۱۹: A Technical Package for Rapid Mortality Surveillance and Epidemic Response, WHO, May۲۰۲۰) سازمان بهداشت جهانی و نیز با توجه به ضرورت بهره برداری هرچه فزون تر صاحب نظران از داده های پایگاه اطلاعات جمعیت کشور، در تلاشی چند ماهه اقدام به ایجاد ساختار جدول های شمارش موالید به تفکیک سن مادران برپایه هفته و جایگزینی آن با ساختار قبلی (برپایه فصل) کرده است و این جداول را باید آمارهای اولیه دانست. چراکه تهیه «آمارهای رسمی نهایی» با توجه به بند ۲۵۸ اصول و توصیه هایی برای نظام آمار حیاتی (سازمان ملل متحد، ۲۰۱۳) به روال گذشته و به صورت سالانه انجام می شود.
 

منبع : همشهری آنلاین

این روزها کودکان کار را دریابید...

این روزها کودکان کار را دریابید...

ایسنا/چهارمحال و بختیاری :

دوران کودکی برای بسیاری از انسان‌ها شیرین‌ترین فصل زندگی است؛ به گونه‌ای که یکی از آرزوهای آدمی بازگشت به آن دوران است؛ سنین رویاپردازی، بی‌دغدغه بودن و پول توجیبی گرفتن از پدر. اما هستند کودکانی که کودکی نمی‌کنند و زود بزرگ می‌شوند. کودکانی که طعم تلخ فقر را چشیده‌اند و سهم‌شان از کودکی، عرق ریختن و ذره‌ذره پول جمع کردن است.

به گزارش ایسنا، این کودکان معمولا به دلیل مشکلات خانوادگی، چاره دیگری جز اینکه سر چهارراه‌ها گل، آدامس، ادعیه، فال یا اقلام دیگری را با خواهش و تمنا به رهگذران بفروشند تا یا خرج خانواده را تامین کنند یا حداقل کمک خرج باشند، ندارند.

حق انتخاب دیگری برای این بزرگ‌منشان کوچک وجود ندارد. فرقی هم نمی‌کند مشکل آن‌ها بدسرپرستی، اعتیاد، بیماری یا طلاق والدین باشد، مهم این است که این کودکان حق زندگی کردن دارند.

این روزها با آمدن ماه مهر بچه‌ها با خیال دیدن همکلاسی‌ها و پوشیدن لباس‌های نو به خواب می‌روند و برای باز شدن مدارس لحظه‌شماری می‌کنند.

برای کودکان کار اما این خیالات احتمالا تاریک است؛ فکر اینکه چگونه ساعاتی را در مدرسه بگذرانند و بعد ساعاتی را به مشق نوشتن و درست کردن کاردستی و سپس کار در خیابان‌ها اختصاص دهند تشویش آنان را چندین برابر می‌کند.

به سراغ تعدادی از کودکان کار شهرکرد رفتیم و گفت و گویی کوتاه داشتیم.

کودک کاری که درس‌خوان است

معین تا پاسی از شب مشغول کار کردن در یکی از خیابان‌های شهرکرد است. قطره‌ای است که در میان سیل خودروهای چندین میلیون تومانی پرسه می‌زند و می‌خواهد روزی خودش را مردانه کسب کند. سر صحبت را که با او باز می‌کنم، می‌گوید 12 سال دارد و کلاس ششم است.

او ادامه می‌دهد که با خانواده زندگی می‌‎کند، درس‌خوان است و کار می‌کند تا مخارج تحصیلش را تامین کند چون خانواده‌اش شرایط مالی مناسبی ندارند و نمی‌توانند هزینه‌ای در این زمینه برای او بپردازند.

معین می‌گوید مشق‌هایش را شب‌ها بعد از کار می‌نویسد و آرزویش این است که مثل بقیه همکلاسی‌هایش، بعد از ساعت مدرسه بتواند درس بخواند و بازی کند.

با عجله می‌گوید یک ماه است که این کار را شروع کرده و چاره دیگری ندارد. می‌خواهم بپرسم کار کردن به درس خواندنش لطمه نمی‌زند؟ که از بین خودروها عبور می‌کند و خیابان را ترک می‌کند؛ شاید می‌ترسد این شغل هم از دستش برود!

کودک کار سابق، مرد خودساخته امروز

امین 22 ساله است و طبق تعریف، کودک کار محسوب نمی‌شود؛ اما سال‌ها است که در خیابان‌ها کار کرده.

 گفت و گو با او از این جهت اهمیت دارد که می‌تواند آیینه‌ای باشد برای دیدن آینده کودکانی که امروز بر سر چهارراه‌ها مشغول به کار هستند. وقتی از او دعوت می‌کنم برای یک گفت و گوی کوتاه، مخالفت می‌کند. به او اطمینان می‌دهم که این گفت‌وگو تهدیدی برای او و شغلش نیست و فقط به اندازه یک قرمز شدن چراغ سبز طول می‌کشد.

می‌گوید مخارج خانواده‌اش را تامین می‌کند؛ به تعبیر خودش نان بخور و نمیری درمی‌آورد و چشم امید خواهر و برادرهایش بعد از خدا به او است.

وقتی از شغل پدرش می‌پرسم فقط سری تکان می‌دهد. صحبت از درس که می‌شود می‌گوید به درس علاقه داشته اما به دلیل شرایط مالی نامناسب خانواده‌اش نتوانسته زیاد درس بخواند.

چراغ که قرمز می‌شود دستی تکان می‌دهد، راهش را می‌کشد و می‌رود سراغ کارش.

در خصوص اقدامات انجام شده برای کودکان کار به سراغ  معاون امور اجتماعی اداره کل بهزیستی چهارمحال و بختیاری رفتیم.

جواد نجفی چالشتری تعداد کودکان کار شناسایی شده در سطح استان را 93 نفر شامل 18 دختر و 75 پسر عنوان و اظهار کرد: این کودکان همگی در بهزیستی استان دارای پرونده هستند و یک کلینیک مددکاری غیردولتی در مرکز استان به طور ویژه به امور آنان رسیدگی می‌کند.

وی با اشاره به اینکه وضعیت کودکان کار در کنار خانواده‌شان مورد بررسی قرار می‌گیرد، افزود: طبق برنامه از این خانواده‌ها بازدید به عمل می‌آید، مشکلاتی که منجر به کار کردن کودکان شده، مشخص می‌شود و سپس به دستگاه‌های عضو شورای ساماندهی کودکان که مرتبط با آن مشکل است ارجاع داده می‌شوند.

نجفی  در خصوص اقدامات حمایتی بهزیستی از کودکان کار در استان گفت: ارائه خدمات مددکاری، مشاوره حقوقی، برگزاری کارگاه‌هایی نظیر پیشگیری از سوءرفتار با کودک، برگزاری کلاس‌های تقویتی درسی و هنری با استفاده از مربیان مجرب، معرفی به فنی و حرفه‌ای و موسسات کاریابی، پرداخت کمک هزینه تحصیلی تا سقف سه میلیون ریال در قالب طرح مهرانه و جلب مشارکت خیرین از جمله اقدامات بهزیستی استان در راستای حمایت از کودکان کار است.

کار برای این کودکان در اولویت قرار دارد و این موضوع می‌تواند موجب بی‌انگیزگی تحصیلی و شکوفانشدن استعدادشان شود. چه بسا در بین این کودکان نابغه‌هایی باشند که با رسیدگی بیشتر بتوانند جهانی را دگرگون کنند.

کودکی که طعم سختی را چشیده باشد، قدر رفاه را می‌داند، باپشتکار است و اگر روزی مسئولیتی به او سپرده شود به نحو احسن انجام می‌دهد. کودکان کار نیازمند نگاه ویژه‌ای از جانب دستگاه‌های متولی امر هستند، مخصوصا در زمینه تحصیل و پشتیبانی مالی؛ به دنیا آمدن در خانواده‌ای فقیر نباید مانع رسیدن این کودکان به آرزوهای‌شان همچون تحصیل شود.

 به امید روزی که آرزوهای شیرین کودکان کار دست‌یافتنی‌تر از امروز باشند.

آیا کسی از شما عزیزان می دونه چه بر سر سایت "خانه امن" آمده؟

اگر وکیل خوب و باوجدانی سراغ دارید برای کمک به مسایل ابیوز بخصوص برای بچه ها، لطفا برای من شماره و اسمشونو بگذارید.

و البته که دلیل انتخابتون

ممنون

یک ویدیوی مفید

از شما خواهش می کنم در صورت امکان، این ویدیوی کوتاه را با فرزندتان ببینید. در این ویدیو به بچه های خوردسال آموزش داده می شود که در برابر لمس های بدنی نابجا و نادرست، چکار کنند؟ 

 

https://www.aparat.com/v/OcHkK/

 

فاجعهء کودک همسری

 default

خبرگزاری ایرنا که این خبر را روز سه‌شنبه ۲۶ اسفند منعکس کرده، در ادامه به نقل از اطلاعیه روابط عمومی دادگستری کازرون نوشته است: «این موضوع با قید فوریت در دستور کار دادستان  عمومی و انقلاب شهرستان قرار گرفت و در همین راستا با تحقیقات بعمل آمده از خانواده کودکان و عوامل مربوطه در شبکه بهداشت این شهرستان مشخص شد که خانواده‌های این کودکان با توجه به رسوم خود اقدام به گرفتن آزمایش اولیه نموده تا در آینده مشکلی جهت ازدواج احتمالی در سن قانونی کودکان وجود نداشته باشد.»

اما برای بسیاری این سوال مطرح شد که اگر قرار نبوده ازدواج کنند چه لزومی داشت روی دو کودک آزمایشات پیش از ازدواج انجام دهند؟  

سرنوشت غم‌انگیز کودک همسران

مدافعان حقوق زن و کودک در ایران سال‌هاست برای جلوگیری از کودک همسری و افزایش سن ازدواج تلاش می‌کنند. این تلاش‌ها در سطح دولت و مجلس نیز پیگیری شده است. اواخر بهار امسال وزیر ورزش و جوانان درخواستی برای اصلاح ضوابط سنی برای اعطای وام ازدواج داد که بر اساس آن این وام نباید به افراد زیر ۱۸ سال و بالای ۴۰ سال پرداخت شود. در خرداد ماه امسال حسن روحانی، رئيس جمهوری ایران با این درخواست موافقت کرد و دستور رسیدگی به آن را داد.

کودک همسری در کشورهای فقیر و جنگ زده: ازدواج کودکان در سوریه در دوران جنگ داخلی افزایش یافته است

کودک همسری در کشورهای فقیر و جنگ زده: ازدواج کودکان در سوریه در دوران جنگ داخلی افزایش یافته است

در ایران هنوز باید برای جلوگیری از ازدواج در سنین زیر ۱۳ برای دختران و ۱۵ برای پسران مبارزه کرد، در حالی که در بسیاری از کشورها فرد ۱۳ ساله کودک و ۱۵ ساله نوجوان به شمار می‌رود و نه در عرف جامعه و نه قوانین آماده ازدواج به شمار نمی‌آید. فعالان حقوق کودک و زن در ایران نیز به آسیب‌هایی اشاره می‌کنند که ازدواج زودرس به دختربچه‌ها می‌زند. علاوه بر خطراتی که بارداری‌ زیر ۱۸ سال برای آنها دارد، به جسم و روح آنان آسیب‌هایی جبرانناپذیر وارد می‌کند. امکان تحصیل، اشتغال و بلوغ فکری واقعی را از آنان می‌گیرد و جامعه را در فقر فرهنگی و اقتصادی بیشتری فرو می‌برد.

بنابر آمار مرکز آمار ایران، در سه ماهه نخست سال ۱۳۹۹ بیش از۷۰۰۰ ازدواج دختر بچه ۱۰ تا ۱۴ ساله و یک ازدواج دختر بچه کمتر از ۱۰ سال به ثبت رسیده است. خبرآنلاین با اشاره به این آمار نوشته است که این ازدواج‌ها «هرگز رسانه‌ای نشدند و کسی جلوی وقوع آنها را نگرفت. این آمار تنها برای بهار سال ۹۹ برای دختران بین ۱۵ تا ۱۹ ساله چیزی در حدود ۳۶ هزار نفر است».

متفاوت بودن طبیعی ست

دقت کرده اید وقتی بچه ای بدنیا می آید، بعضی ها فوراً به انگشتانش نگاه می کنند؟ برخی نوزادان در هنگام تولد دارای شش انگشت هستند و بعضی چهار انگشت. اینها عارضه های طبی هستند و کمتر اتفاق می افتند اما اینجا بحث ما مسایل پزشکی نیستند. منظورم عنوان کردن مثالی بود از دید ما انسانها. چون ما همیشه بر این باوریم که هر دست یا پای انسان باید پنج انگشت داشته باشد، به دید ما هیچ کودک سالمی نباید با نُه انگشت یا یازده انگشتی بدنیا بیاید. حتماً باید ده انگشت داشته باشد وگرنه نوزاد بیچاره مایهء حرف و توجه و حتی در مواردی تمسخر بعضی کوته فکران قرار می گیرد و او را غیر طبیعی می نامند. در بعضی موارد و محیط های بسته، ممکن است در اینکار زیاده روی کنند و دست طفل را از دید دیگران با بستن دستمالی بر آن پنهان کنند و آن را مایهء شرمساری بدانند.

کودکانی که انگشت اضافی دارند در سنین کودکی با عمل جراحی از شر انگشت اضافی راحت می شوند اما آن کسی که یک یا بیشتر آنها کم هستند یا حتی فاقد کف دست و انگشتان بدنیا می آیند، برای همیشه چشم دیگران را به خود جلب می کنند. انگار نه انگار که او نیز انسان است اما متفاوت با "من" نوعی. 

بعضی فلج یا حتی بدون پا، یک کلیه و... بدنیا می آیند که این گروه نیز به انتخاب خودشان اینچنین زاده نشده اند.

در مورد همجنسگرایان نیز چنین است اما در حد خیلی شدیدتر، بطوری که با نداشتن علم کافی، فوراً یک مُهر سنگین بر پیشانی آنها می زنیم و محکم ردشان می کنیم و بخصوص از جامعه ترد.  

از خودمان سوال کنیم: چرا همهء انسانها باید حتماً به یک شکل و یک سیستم بدنی یا فکری و اخلاقی بدنیا بیایند وگرنه غیر عادیند؟ 

چرا همیشه فقط کسانی مورد احترام و تاًییدمان هستند که شبیه خودمانند؟! باور، شکل یا اخلاق و رفتار، برایمان فرقی ندارد.  

منطقی تر و بهتر نیست اگر با دید بازتر و مهربانتری به دنیا و آدمهایش نگاه کنیم و انسانها را بخاطر متفاوت بودن نسبت با خودمان قضاوت نکنیم؟

تنبیه کردن بچه ها

تا آنجایی که بیاد دارم، همیشه تنبیه بدنی بچه ها شماتت شده، حتی وقتی که شخص گوینده فرزندانش را تنبیه می کرده است. 

امروزه این کار بیشتر انجام می شود و خوشبختانه منع کردن درینمورد مفید واقع شده و کمتر صورت می گیرد. اما هنوز بعضی از افراد متوجه نیستند که تنبیه بچه ها فقط به کتک زدن و یا مو و گوش او را کشیدن نیست، بلکه فحاشی، مقایسه های نابجا و احمقانه، تحقیر کردن و محروم نمودن آنها از غذا یا سر سفره نشستن هم تنبیه محسوب می شوند. 

این تنبیه ها روی روان بچه ها تاًثیر بد و به جا ماندنی می گذارند که متآسفانه بعضی از پدر و مادرها متوجه آن نیستند. 

هشیارتر عمل کنیم و به بچه ها به صورت انسان های کوچک اندام نگاه کنیم که به جز آن هم نیست. انسانهایی که بخاطر اندازه هیکلشان نمی توانند از خودشان دفاع کنند و ممکن است با یک آن تنبیه نابجا و خارج از حد، عمری روی اخلاق و روحیات او اثر منفی بجا بگذاریم.

یادمان نرود که آنها ناخواسته و فقط با انتخاب ما به دنیا آمده اند و ما در برابر آنها مسیولیت سنگینی داریم.

انتخاب نام فرزند

انتخاب نام فرزند بسیار موضوع مهمی است. سعی کنیم به شکل گیری شخصیت و روحیهء او فکر کنیم و بعد تصمیم بگیریم. نام او را با همدلی و موافقت همسرتان انتخاب کنید. 

بعضی از پدر و مادرها اصرار دارند که حرف اول اسامی فرزندانشان شبیه هم باشد، مثل: سامان، ساسان، سارا، ساشا و یا سودابه، سوزان، سوری، سوسن!

هیچ دلیل خاصی بجز هماهنک بودن نام ها وجود ندارد در صورتیکه معنای یک اسم می تواند عمری یک نفر را اذیت کند بخصوص وقتی بچه ها وارد مدرسه و اجتماع می شوند ممکن است مورد تمسخر سایر بچه ها قرار بگیرند.