عروسی یا عروسک بازی؟

بر اساس کنوانسیون حقوق کودک که ایران هم آن را امضا کرده است تمام افرادی که کمتر از ۱۸ سال شمسی سن دارند کودک محسوب می‌شوند.

با این حال در قوانین مدنی ما سن ازدواج برای دختران ۱۳ سال و برای پسران ۱۵ سال در نظر گرفته شده است.

یک چهارم ازدواج های انجام شده در ایران، مربوط به ازدواج کودکان است و مهم‌ترین علت آن مسائلی چون فقر خانواده و باورهای سنتی است.

 

منبع: سایت خانه امن

ماجرای یک کودک آزاری دردناک

ایران نوشت: ساعت 11 صبح بود که زنی هراسان در حالی که دختربچه کوچکش را در بغل داشت و آرام اشک می‌ریخت در سالن ورودی مؤسسه دیدم.دختر کوچکش را به اتاق استراحت بردم تا کمی بخوابد.بازگشتم و کنارش نشستم. دستش را گرفتم و از او خواستم که از حال بدش برایم بگوید که یکدفعه با صدای بلند گریه‌اش را ادامه داد در حالی که می‌گفت کاش خودم شب‌ها به خانه مردم می‌رفتم ولی این بلا سر دخترم نمی‌آمد.

مریم دشتی
 
کمی آرامش کردم و خواستم ماجرا را کامل برایم بگوید تا بتوانم کمکش کنم.آرام‌تر شده بود. با اشک‌هایی که می‌ریخت شروع کرد:
 
«...ازدواج اولم به خواست پدرم بود.پدرم اعتیاد داشت. کارگر روزمزدی بود که خرج مادر و چند برادر و خواهرم را به زور می‌داد. هشت سال پیش به خاطر پدرم و اینکه باری از دوش هزینه‌های خانواده کم کنم با مردی که 15 سال از من بزرگتر بود ازدواج کردم. مرد بدی نبود. علاقه‌ای بینمان نبود، فقط زن و شوهر بودیم ولی آزاری هم به من نمی‌رساند. راننده کامیون بود. دو سال بعد از ازدواجمان در یکی از همین سفر‌های جاده‌ای‌اش در یک دره سقوط کرد و مرد. دوستش نداشتم اما تکیه گاه زندگی‌ام بود. بدون او نمی‌دانستم چطور باید زندگی‌ام را بچرخانم.
 
چند مدت دنبال کار می‌گشتم. کار درست و حسابی گیر نمی‌آمد. به خانه‌های مردم می‌رفتم و کار می‌کردم تا بتوانم خرج خودم و دو بچه دیگرم را در بیاورم. حقوق کمی می‌دادند ولی به خاطر هزینه‌ها مجبور بودم. چند سال خرج زندگی‌ام را به هر سختی بود فراهم کردم، تا اینکه به خاطر درد کمر دیگر نتوانستم به کار کردن ادامه دهم.
 
آن چند سال دو خواستگار داشتم اما نمی‌خواستم بچه هایم زیر دست ناپدری بزرگ شوند، اما از وقتی که بیکار شدم دیگر درآمدی نداشتم که هزینه‌ها را بپردازم. از طرف دیگر هم در خانه‌ای قبلاً کار می‌کردم که برادر صاحبخانه با اینکه می‌دانست دو بچه دارم به من پیشنهاد ازدواج داده بود. اظهار محبت می‌کرد و می‌گفت من از تو خوشم آمده و می‌خواهم تو را داشته باشم. دلایلم را برای ازدواج نکردن به او گفتم و این طور جوابم را داد که اول ازدواج موقتی می‌کنیم، اگر تو از من خوشت نیامد که مدتش تمام می‌شود و هر کس زندگی خودش را در پیش می‌گیرد، اگر هم که دوست داشتی بعد از آن می‌توانیم ازدواج دائم کنیم.
 
آن موقع پیشنهادش را قبول نکردم. نمی‌توانستم این طور زندگی کردن را قبول کنم اما این بار وضعیت فرق داشت باید به پیشنهادش فکر می‌کردم. پای آینده بچه هایم در میان بود.
بعد از چند روز کلنجار رفتن با خودم، با او تماس گرفتم و گفتم به پیشنهادش فکر کرده‌ام و نظرم مثبت است که‌ ای کاش زبانم لال می‌شد.
 
خیلی زود به محضر رفتیم، صیغه ازدواج دائم خواندیم. با بچه‌ها خیلی خوب رفتار می‌کرد اما گه‌گاهی خودم را مورد آزار قرار می‌داد و کتک می‌زد ولی به خاطر بچه‌هایم تحمل می‌کردم و چیزی نمی‌گفتم. بعد از مرگ شوهر اولم تقریباً خواب راحتی نداشتم، شب‌ها را با آرامبخش می‌خوابیدم و به خاطر درد کمرم مسکن‌های قوی می‌خوردم. داروهایم را گه‌گاهی همسرم می‌گرفت. چند بار متوجه شدم که متفاوت از دارو‌های قبلی‌ام است و می‌گفت دکتر داروخانه گفت این‌ها قوی ترند و ضرر کمتری دارند.
 
در همان مدت بود که وقتی دختر کوچکم را حمام می‌بردم چند بار جای کبودی روی قسمت‌های مختلف بدنش دیدم. اوایل فکر می‌کردم که هنگام بازی زمین خورده است. چند باری هم که از دخترم می‌پرسیدم می‌گفت نمی‌دانم. همسرم مدام خانه نمی‌آمد تقریباً چند شب در هفته می‌آمد و بقیه شب‌ها را به خانه پدرش می‌رفت. کمی بعد متوجه شدم که کبودی‌های بدن دخترم وقتی ظاهر می‌شود که همسرم به خانه می‌آید...»
 
لیوان آبی برایش ریختم و کمی از آن خورد در حالی که همه بدنش می‌لرزید با گریه و سوزی عمیق ادامه داد:
 
«...اول فکر کردم کتکش می‌زند، اما همه روز می‌دیدم که از گل نازک تر چیزی به فرزند‌هایم نمی‌گوید.یک شب که به خانه آمد قرص‌هایم را داد و من هم وانمود کردم قرص‌هایم را خورده‌ام و خودم را به خواب زدم، یک ساعت بعد بلند شد و سمت اتاق دخترم رفت. متوجه سر و صدا‌های دخترم شدم و همسرم که به او می‌گفت اگر ساکت نباشی مادرت را می‌کشم.
 
می دانستم اگر سر وقتش بروم بلایی سر خودم یا بچه هایم می‌آورد. صدایش زدم و گفتم اگر در آشپزخانه است برایم آب بیاورد. آن شب را تا صبح که برود هر طور شد در اتاق خودمان نگهش داشتم.قرار بود فردا شب‌اش هم به خانه بیاید. صبح روزی که رفت پسرم را خانه مادرم گذاشتم و خودم و دخترم هم به اداره آگاهی رفتیم و شکایت کردم.  به پیشنهاد خانم مددکاری که آنجا بود دخترم را آوردم این جا، شاید شما بتوانید کمکش کنید دختر بیچاره‌ام به خاطر عشقش به من هیچ نمی‌گفت...»و باز با صدای بلند گریه می‌کند چند روز بعد همان مددکار را دیدم و پیگیر جریان این دختر و مادرش شدم. همسرش اعتراف کرده بود که شب‌ها وقتی زنش می‌خوابیده سراغ دختر هشت ساله می‌رفته  و با کتک و تهدید به او تجاوز می‌کرده است. 
 
به برادر بزرگتر هم که 10 سال داشته در آب میوه‌ای که می‌داده  قرص می‌ریخته تا کسی متوجه سر و صدای دختربچه نشود.
 
حالا مادر مانده بود و کوهی از غم‌های زندگی که چطور دخترک معصوم هشت ساله‌اش را با آن همه ترس و وحشت به زندگی بازگرداند. از کیس های متنوع دادگاه‌های کیفری گرفته تا پرونده‌های مطب‌های روانشناسان و روانپزشکان، بخش عمده موضوعات را آزار و اذیت جنسی و تجاوز به افراد بالغ و نابالغ تشکیل می‌دهد. 
 
در کشور‌های مختلف جهان توسط افراد متفاوت، تعاریف گوناگونی برای تجاوز جنسی معین شده است، به‌طور عام تجاوز جنسی به معنای نزدیکی جنسی با شخصی است که رضایت ندارد. با وجود تعاریف مختلف آنچه عمدتاً در متون قضایی دیده می‌شود، تجاوز را عملی دانسته‌اند که قانون مجازات اسلامی ما تحت عنوان زنای به عنف تعریف کرده است.
نظریه دقیقی اکنون برای انگیزه‌های تجاوز وجود ندارد اما می‌توان عواملی مثل خشم، میل به قدرت، دیگر آزاری، ارضای جنسی و فشار‌های تکاملی را در نظر گرفت.
 
درست است که تجاوز یک حمله فیزیکی است اما از اثرات روحی و دیگر اثراتی که مخل زندگی  این افراد هستند، نباید غافل شد. در نیمی از قربانیان تجاوز عواملی مثل زوال شخصیت، اضطراب، دوری از جمع، بازبینی خاطرات پس از تجاوز در خاطرات یا کابوس‌ها و... تا چند ماه ادامه دارد.برای جلوگیری از پیش آمدن چنین حوادثی می‌توان به سختگیری‌های قانونگذار و قانون مجازات اسلامی اشاره کرد.
 
در ماده 224 قانون مجازات اسلامی، مجازات تجاوز به عنف را اعدام دانسته است. شخص متجاوز فقط با شهادت گواهان محکوم نمی‌شود بلکه برای اثبات نیاز به مدارکی مثل اثبات دخول(توسط پزشکی قانونی)، هویت متجاوز و اثبات عدم رضایت شخص نیز دارد.حت عنوان جرایم مستوجب حد(زنا، تفخیذ، مساحقه) پیگیری می‌شود یا تحت عنوان رابطه نامشروع مورد بررسی قرار می‌گیرد. 
 
در این میان اگر یک طرف کودک باشد طبق تبصره 2 ماده 221 قانون مجازات اسلامی مجازات نمی‌شود اما در مجازات کسی که تجاوز کرده  قانونگذار تفاوتی قائل نشده و در ماده 224 قانون مذکور ارتکاب این عمل با دختر نابالغ را در حکم زنای به عنف جرم انگاری کرده است.اما بحث آزار و اذیت جنسی کودکان را قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مورد بررسی و تعریف قرار داده است. ماده 4 قانون فوق الذکر هرگونه صدمه و آزار و اذیت و شکنجه جسمی و روحی کودکان را ممنوع دانسته و مرتکبین را به سه ماه و یک روز تا  شش ماه حبس یا 10 میلیون ریال جزای نقدی محکوم دانسته است.
 
جرایم بالا از جرایم عمومی بوده و بدون نیاز به شاکی خصوصی در دادگاه‌ها پیگیری می‌شود. دادگاه‌های رسیدگی‌کننده به جرایم منافی عفت مطابق ماده 188 قانون آیین دادرسی کیفری به تشخیص دادگاه علنی نیست. 
 
قانونگذار عنوان تجاوز را برای زن و مردی که علقه زوجیت ندارند در نظر گرفته است فلذا تجاوز زن به شوهر معنایی ندارد اما به این معنا هم نیست که زن بی‌دفاع و مورد ظلم قرار می‌گیرد. قانون مدنی در این باره دو راهکار ارائه داده است؛ یکی اینکه در ماده 1115 اشعار داشته است که هر گاه سکونت در خانه زوج متضمن خوف ضرر بدنی برای زوجه باشد، زن می‌تواند بدون طلاق، مسکن جداگانه‌ای بگیرد و آنجا زندگی کند ضمن اینکه نفقه و هزینه‌هایش هم برعهده شوهر است. 
 
راهکار دوم را قانونگذار در ماده 1130 قانون مدنی آورده است. به محض انعقاد عقد نکاح حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر شکل می‌گیرد. این تکالیف را قانونگذار به‌طور عرفی قبول می‌کند. در مسأله تمکین خاص یا همان رابطه زناشویی، طرفین بدون رضایت نمی‌توانند از حدود عادی خارج شوند. در صورت خروج مرد به طور مستمراز این عرف می‌توان آن را در قالب عسر و حرج زوجه، مستمسکی برای طلاق قرار داد و قاضی حکم طلاق صادر نماید.در صورت آسیب بدنی نیز زن می‌تواند در دادگاه کیفری طرح شکایت و مطالبه دیه کند.لازم به ذکر است که تمامی مطالب بالا باید در دادگاه صالحه ابتدا به اثبات برسند سپس احکام بالا در مورد آنها جاری است.
 

شرم اصلی کجاست؟

«ازمیان تنها ۱۸ دختر بین ۱۲‌تا ۱۴ سال که به دلیل تجاوز پدر و برادرشان به دفتر امور بانوان استانداری مراجعه کرده اند، ۱۲ مورد آن دختران زیر ۱۴ سال بوده‌اند.»

 ترس از بی‌آبرویی و ناموس پرستی افراطی از دلایلی است که مانع شکایت قربانیان تجاوز می‌شود. پلیس می‌گوید که مراجعه قربانیان تجاوز جنسی در سال گذشته بیشتر شده و تشکیل پرونده های تعرض جنسی افزایش یافته است.

به گفته پلیس علی‌رغم افزایش این آمار هنوز بسیاری از قربانیان این جرم از ترس آبرو شکایت نمی‌کنند. این در حالی است که پلیس برای حفظ آبروی قربانیان از افسر زن استفاده می ‌کند و در هیچ مرحله‌ای هویت آنها را فاش نمی ‌کند. اما چرا بعضی از قربانیان جنسی دچار رنج و درد بسیاری می‌ شوند حاضر به شکایت نیستند و در کنار آمار رسمی، آمار ناگفته ‌ای از قربانیان تجاوز جنسی وجود دارد؟

به  نقل از سلامت نیوز، ایرانی‌ها می‌ گویند آبِ رفته به جوی برنمی گردد یا آبرو قطره قطره جمع می شود و یکباره به باد می رود. این ضرب المثل ها نشان دهنده اهمیت و حساسیت آبرو در جامعه ایران است. بیشتر قربانیان جنسی و خانواده آنها از ترس بی آبرو شدن شکایت نمی کنند. اما اگر به قول آنها این آبرو ریخته شود جامعه قربانی را تنبیه و طرد می کند. تلقی عموم جامعه این است که قربانی تجاوز، خود مقصر حادثه است.

حتی این باور در گفته های مسئولان هم به چشم می خورد. به عنوان نمونه در حادثه تجاوز گروهی خمینی شهر با وجود آنکه قربانیان با خانواده های خود بودند، اما برخی مسئولان اعلام کردند که قربانیان هم مقصر بودند. معمولا در جامعه ما اگر مشخص شود که به دختری تجاوز شده، کمتر کسی حاضر به ازدواج با او می شود و اگر قربانی متأهل باشد به احتمال زیاد زندگی اش از هم می پاشد.

موضوع دیگری که دامن قربانیان جنسی را گرفته و مانع شکایت آنها می شود ناموس پرستی افراطی است. پدر، برادر و شوهر و نزدیکان دیگر قربانی تجاوز او را ناموس خود می دانند و شکایت کردن و علنی شدن ماجرای تجاوز را باعث بی‌ناموسی خود می دانند. مراقبت از اعضای خانواده خود و ناموس چیز بدی نیست، اما ناموس پرستی افراطی باعث رفتارهای غیر منطقی و حتی قتل قربانی تجاوز می شود.

موضوع دیگری که در آمارهای تجاوز جنسی‌ معمولا‌ ناگفته می ماند، تعرض از طرف آشنایان مانند پدر و برادر و دیگر نزدیکان قربانی است. به این اظهارات مشاور استاندار خوزستان درباره تجاوز محارم به دختران در این استان توجه کنید:

«ازمیان تنها ۱۸ دختر بین ۱۲‌تا ۱۴ سال که به دلیل تجاوز پدر و برادرشان به دفتر امور بانوان استانداری مراجعه کرده اند، ۱۲ مورد آن دختران زیر ۱۴ سال بوده‌اند.» به گفته وی در یک پرونده دختر ۱۹ ساله ای از ۸‌سالگی مورد سوء استفاده پدر و برادر خود قرار می گرفته است. چند سال پیش یک کارشناس به روزنامه رسالت گفت: «درحال حاضر چهارهزار پرونده درخصوص تجاوز برادر به خواهر و ۱۲۰۰ پرونده درخصوص تجاوز پدر به دختر در دست بررسى است.»

قطعا آمار واقعی تجاوز به محارم از اینها بیشتر است، اما به دلیل تابوی شدید این آمار کشف نمی شود. خود خانواده ها به دلیل ناموس پرستی و ترس از بی آبرویی مانع کشف این آمار هستند.

 

منبع: وبسایت مهرخانه

کودک آزاری مدرن... قسمت دوم

 

۴- از نظر شما به عنوان صاحبنظر در حوزه آسیب های اجتماعی ، فرهنگ تربیت و رفتار صحیح با کودکان را چگونه می توان در جامعه نهادینه کرد؟

به لحاظ علمی تربیت، یک جریان مداوم ارتقایی است به سمت تبدیل نیرو های بالقوه فرد به توانمندیها و مهارتهای شایسته در حوزه های جسمانی ، روانی اجتماعی و حتی معنوی. تربیت پدیده ای چند جانبه است که نیاز به همگرایی در حوزه فرد – خانواده و جامعه دارد امروز نهادها و دستگاه های زیادی وجود دارند که چشم انداز و رسالتشان نهادینه سازی رفتارهای سالم و مهندسی و برنامه ریزی فرهنگی در زمینه تربیت سرمایه های انسانی مبتنی بر آموزه های دینی و چشم انداز ۲۰ ساله نظام جمهوری اسلامی است .

به نظر می رسد در حال حاضر با توجه به افزایش سطح سواد و دانش والدین و متولیان امر تعلیم و تربیت و استقرار نگرش های کارآمد در این حوزه مشکل حادی وجود ندارد اما در تبدیل آن به رفتار هنوز بایستی اهتمام جدی تری نمود .

نهادینه سازی تربیت از قبل از ازدواج با انتخاب صحیح و پایه ریزی یک خانواده سالم آغاز می شود . آموزش به زوج های جوان در حوزه فرزند پروری و مراقبت از کودکان اساس اقدامات فرهنگی برای نهادینه سازی تربیت و رفتار صحیح با کودکان است . آموزش همگانی از طریق رسانه های جمعی و کالاهای فرهنگی مکتوب نیز بسیار موثر است.

 

۵ – با توجه به اینکه جنابعالی با موضوع آسیب های اجتماعی و بحث کودک آزاری درگیر هستید نظر تان در مورد بهترین و موثرترین روش در پیشگیری از کودک آزاری چیست؟

اگر به کودک آزاری بعنوان جزیی از سیستم آسیب های اجتماعی نگاه کنیم . بدین معنا که کودک آزاری هم می تو اند علت بروز سایر مسکلات روانی و اجتماعی و حتی بهداشتی باشد و هم معلول آسیب های مثل سوء مصرف یا وابستگی به مواد مخدر ، ازدواج های نا موفق و طلاق ، فقر و محرومیت اجتماعی ، رسانه های مخرب باشد . پس برای پیشگیری از آن به تمام فرآیند هایی که موجب بروز ، تقویت و افزایش بار این آسیب می شود توجه نمود .

در گذشته برنامه های پیشگیرانه به اولیه ، ثانویه و ثالثیه تقسیم می شود . امروز در حوزه جرم شناسی به پیشگیری های اجتماعی و وضعی اشاره می شود . به نظر می رسد بهترین خط مشی یا سیاست در رابطه با پیشگیری ، کنترل و کاهش کودک آزاری در حال حاضر به سه بخش :

الف : همگانی : یعنی ارائه اطلاعات و مهارتهای لازم به همه اقشار جامعه و بطور کلی در بر گیرنده جمعیت عمومی می باشد .

ب – انتخابی : که بر اساس اطلاعات و داده های موجود و تابلوی بالینی کودکان آزار دیده به سراغ گروههای پر خطر برویم و هدف گیری ما کل یک زیر گروه پر خط باشد .

ج – موردی : که بیشتر بر اساس بروز نشانه و علایم وقوع کودک آزاری صورت می گیرد و بر مداخلات اختصاصی تاکید داد در بعد فرد و خانواده

بدیهی است برای مدیریت اجتماعی این آسیب تحلیل وضعیت فعلی ، تعیین نقاط قوت و ضعف و فرصت ها و تهدیدها و تدوین سیاست های لازم ضروری است .

البته نبایستی فراموش کرد در کنار ایجاد ساختارهای حمایتی و مداخله ای و اورژانس های اجتماعی از جمله ظرفیت های مردمی و سازمان های مردمی نهاد و نهادهای دینی و برنامه های اجتماع محور استفاده نمود و به تفاوت های فرهنگی ، مذهبی و جنسییتی توجه ویژه ای نمود .

هیچوقت فراموش نکنیم که همه چیز از کودکی آغاز می شود و مسئولیت سلامتی آینده کودکان بر عهده همه ما و در گروه برنامه ریزی و سیاست های امروز ماست .

 

این گفتگو توسط سرکار خانم لیلا توحیدنیا کارشناس مسئول آسیب های اجتماعی معاونت رفاه اجتماعی با جناب آقای دکتر سعید صادقی روانشناس و معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی استان اصفهان صورت گرفته است.

 

منبع: بانک اطلاعات آسیب‌های اجتماعی

کودک‌آزاری مدرن زیر سایه والدین خیلی‌ مهربان و سخت‌گیر!

این گفتگو با موضوع بررسی وضعیت کودک آزاری و پیشگیری از آن با جناب اقای دکتر سعید صادقی روانشناس و معاون امور اجتماعی بهزیستی استان اصفهان انجام شده است. ضمن تشکر از ایشان مطالب گفتگو به شرح ذیل ارائه می گردد.

۱ – تعریف شما از کودک آزاری چیست و وضعیت کودک آزاری را در ایران چگونه ارزیابی می کنید؟ 

کودک آزاری بخشی از یک مشکل یا آسیب اجتماعی بنام خشونت خانگی است و بعنوان یکی از وضعیت های قابل بررسی و اولویت دار بسیاری از دولت ها و نهاد های بین المللی است . خشونت خانگی طیفی از رفتارهای آسیب رسان را در بر می گیرد که شامل همسر آزاری ، کودک آزاری ،‌سالمند آزاری ،‌ و …. می باشد ولی بدلیل عوارض شدید جسمانی – روانی – اجتماعی و حتی فرهنگی و آموزشی در اکثر معاهدات بین المللی و چشم انداز های مربوط به برنامه های سلامت روان، کودک آزاری در اولویت برنامه های پیشگیرانه و ملاحظات تخصصی قرار می گیرد و در برگیرنده گروههای سنی دختر و پسر زیر ۱۸- ۰ سال می باشد .

در کشور ما بدلایل گوناگون این موضوع مورد امعان نظر مسئولین حوزه سلامت در ابعاد جسمانی و روانی و حتی متولیان امور اجتماعی قرار گرفته است هر چند آمار دقیقی در این مورد بطور رسمی وجود ندارد ولی به نظر می رسد بتوان با ایجاد یک شبکه ثبت یکپارچه ، موارد کودک آزاری بویژه در حوزه های پزشکی قانونی و بیمارستانی و اورژانس اجتماعی بهزیستی کشور و حتی قوه قضاییه اطلاعات منجسم گرد آوری نمود ، کودک آزاری یک واقعیت اجتماعی انکار ناپذیر تلقی می گردد به چند د لیل :

• کودک آزاری فرآیندی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود بدین معنا که کودکی که امروز آزار می بیند و مورد حمایت و درمان قرار نگرفته فردا خود به رفتارهای آزار گرانه و ضد اجتماعی مبادرت خواهد نمود .

• گاهی اوقات موارد کودک آزاری بویژه در حوزه های جسمانی باعث بروز آسیب های جدی و معلولیت های شدیدی می گردد که هزینه های آن سر سام آور است .

• کودک آزاری واقعیتی است که بیانگر وجود مشکلات روانی اجتماعی در حوزه خانواده و اجتماع می باشد و می تواند بعنوان شاخصی از ناکار آمدی سیستم سلامت روان و حمایت ها و مراقبت های لازم از کودکان باشد.

 

• در پیمان نامه جهانی حقوق کودک که دولت جمهوری اسلامی ایران نیز آن را امضا نموده دولت ها متعهد شده اند که در برابر آسیب های وارده به کودکان از آنان محافظت نمایند بنابراین بعد حقوقی و بین المللی آن نیز اهمیت پرداختن به آن را دو چندان ساخته است.

• در آموزه های دین اسلام و سیره پیامبر اعظم (ص) ائمه اطهار (علیه السلام ) و روایات متعددی بر رعایت حقوق کودک حتی از بدو انعقاد نطفه تا تولد و نامگذاری نیکو و تربیت صحیح و … شده است که و ظیفه و تکلیف شرعی ما را ضروری می سازد.

 

• ایجاد حساسیت های اجتماعی و پرداختی رسانه ها به این موضوع که گاهی اوقات کودک آزاری موجب مرگ هم شده است باعث بروز نگرانی و فشار افکار عمومی برای پیشگیری این مسئله شده است.

 

۲ – به نظر شما چه نوعی از کودک آزاری در کشور ما شایع می باشد؟

کودک آزاری اقسام مختلفی دارد که شامل جسمانی ، عاطفی و روان شناختی ،‌جنسی و غفلت است. برای مثال تنبیه بدنی شدید ، سوزاندن اندام ها و …. جسمانی تلقی می شود و ترساندن کودک ،‌داد زدن بر سر او ،‌تبعیض و ….روان شناختی و درگیر کردن کودک در فعالیت های جنسی بزرگسالان ، تصاویر مستهجن ،‌آزار جنسی و بی تفاوتی نسبت به رفع نیازهای کودک ، عدم ایجاد شرایط لازم برای رشد و تکامل یکپارچه او... نوعی غفلت محسوب می شود.

با این احتساب به نظر می رسد باشد . ولی حساسیت اجتماعی و شواهد قابل روئیت در تمامی دنیا بر روی آزار های جسمی و جنسی است که این موضوع در رسانه ها نیز انعکاس بیشتری دارد و حتی به لحاظ قانونی و قضایی نیز قابل اثبات تر می باشد .

 

۳ – ضمانتهای اجرایی قوانین مرتبط با کودک آزاری را در کشورمان چگونه ارزیابی می کنید؟

در چند سال گذشته بدلیل افزایش آگاهیهای عمومی و تغییر دیدگاه مسئولین در حوزه های اجرایی ،‌قضایی و حتی پلیسی اهمیت دادن به این بحث شایعتر و عملیاتی تر گردیده است و وفاق و هم اندیشی بیشتری بین مسئولین برای طراحی برنامه های پیشگیری و حتی ارائه مداخلات تخصصی به کودکان در معرض خطر یا پر خطر قوت و سرعت گرفته است . هر چند تغییر قوانین می تواند بر اساس نیازهای فعلی در مسئله کودکان آزار دیده بر آیند کار را منطقی تر سازد برای نمونه را ه اندازی اورژانس های اجتماعی در کشور توسط سازمان بهزیستی و اختصاص خط تلفن شبانه روزی ۱۲۳ گام مهمی بوده است . اما هنوز بایستی با دیدگاه واقعبینانه تری به این مسئله نگاه کرد .

برگزاری جلسات مشترک هم اندیشی و هم افزایی کارشناسان ، اورژانس پزشکی ، قضات و سازمان های مردم نهاد نیز موجب افزایش توانمندی در این زمینه ها شده است .

منبع: بانک اطلاعات آسیب‌های اجتماعی

 

ادامه دارد...

بخند تا مامان "لایک" بگیره!

آسیب‌ها را جدی بگیریم!

عاطفه کیان‌نژاد، روانشناس کودک و مدرس دانشگاه در گفت‌و‌گو با «شهروند»از آسیب‌ها و مشکلاتی که کودکان را در فضای مجازی تهدید می‌کنند، می‌گوید: «بیشتر افرادی که در اینستاگرام خیلی فعال‌اند نظر دیگران نسبت به خودشان برای‌شان اهمیت دارد. پدرومادرهایی که عکس‌وفیلم کودکان‌شان را در شبکه‌های مجازی نشر می‌دهند در ابتدای امر برای گرفتن کامنت‌ها و لایک‌هاست و بعدها بهانه‌ای می‌شود برای گرفتن تبلیغات.»

این روانشناس کودک بر این باور است که بهترین راهکار این است که برای کودکان صفحه‌ شخصی‌ای درست نکنیم و ادامه می‌دهد: «یکی از مواردی که شاید در بعضی خانواده‌ها موردتوجه قرار نگیرد این است که با افراد مهم زندگی‌شان مانند همسر و فرزندشان به‌عنوان یک انسان برخورد نکنند بلکه نگاهی کالایی به آنها دارند؛ در جهت برآورده شدن یکسری منافع. این خانواده‌ها زمانی که از عکس فرزندان‌شان برای تبلیغات و درآمدزایی استفاده می‌کنند در گام اول متوجه حواشی و مسائلی که برای فرزندشان به وجود می‌آورند، نیستند.

لطمه‌های روحی و احساسی. درواقع این نوع برخورد ابزاری با کودکان است که می‌تواند مضر باشد و این احتمال با‌درصد بالایی وجود دارد که این کودک در بزرگسالی احساس سوءاستفاده از جانب خانواده را پیدا کند، البته این امکان هم وجود دارد که کودکی در چنین شرایطی رشد کند و چنین آسیب‌هایی را نبیند چون بستگی به سایر فاکتورهای تربیتی دارد اما این مسأله هم باعث نمی‌شود آسیب‌های احتمالی را نادیده گرفت.»

مادرانی که با انتشار تصاویر کودکان‌شان دنبال‌کننده‌های زیادی را با خود همراه می‌کنند و در نهایت به درآمدزایی می‌رسند؛ کودکانی را تربیت می‌کنند که ناخواسته به دنیای مدلینگ راه یافته‌اند، همین مسأله سبب می‌شود در این مسیر اختلالات و آسیب‌هایی را تجربه کنند.

این مدرس دانشگاه در این مورد می‌گوید: «در شبکه‌های مجازی ما فیلم‌ها و عکس‌هایی از کودکان می‌بینیم که دست‌به‌دست می‌شوند و باعث می‌شوند این کودکان معروف شوند. درواقع این کودکان می‌آموزند که بی‌هیچ تلاشی می‌توان به موفقیت‌هایی رسید و شهرت یافت. چنین شرایطی در ظاهر خوشایند به‌نظر می‌رسد اما در باطن تاثیر منفی خود را می‌گذارد چون ناخواسته این کودکان می‌آموزند می‌توان تنها با یک ژست خاص یا نحوه خاصی از صحبت کردن موردتوجه قرار گرفت.

درواقع خانواده‌ها مکانیزم تلاش را از این کودکان می‌گیرند؛ بزرگ‌ترین آسیبی که در بزرگسالی متوجه کودک خواهد شد.»

یکی دیگر از خطرات و سوءاستفاده‌هایی که کودکان را در فضای مجازی تهدید می‌کند سوءاستفاده جنسی و احساسی است. اگرچه این سوءاستفاده در هر سنی می‌تواند وجود داشته باشد اما با توجه به اینکه کودکان توانایی تشخیص آن را ندارند این مسأله در مورد آنها از اهمیت بیشتری برخوردار است.

کیان‌نژاد در این‌ زمینه می‌گوید: «تمایل جنسی به کودکان مسأله‌ای است که نمی‌توان آن را کتمان کرد و این بیماران در جوامع به چشم می‌خورند. این افراد اغلب طرفدار پیج کودکان‌اند و به واسطه این پیج‌ها با این کودکان خیال‌پردازی‌هایی دارند و تمایل دارند این کودکان را از نزدیک ببینند.

البته نباید از یاد برد که بعضی از کودکان ١٠-١١ساله مدیریت‌ پیج‌های‌شان را برعهده دارند و بیشتر در معرض این خطر قرار می‌گیرند چون این افراد بیمار می‌توانند در قالب دوست و همسن با کودک ارتباط بگیرند تا در فرصت مناسب به نیت شوم خود دست بیابند. درواقع شبکه‌های مجازی فضایی دم‌دستی برای این افراد سودجو است.»

کیان‌نژاد با تاکید بر این نکته که هویت مسأله مهمی است که باید در طول زمان ذره‌ذره شکل بگیرد و حتی تا اواخر سنین نوجوانی این هویت به رشد خود ادامه می‌دهد، می‌گوید: «کودکی که هویت مجازی می‌یابد رشد این هویت به همان دوران کودکی معطوف و بسته می‌شود. درواقع محبوبیت و شهرتی که می‌یابد را تعریفی از خود و جزوی از شخصیتش می‌داند. این کودک حتی برای ساختن شخصیت خود از عناصر دیگر بهره نمی‌برد. از آن جایی که هویتی که ساخته می‌شود تقریبا یک‌شبه است و هویتی است که فضای مجازی به آن بچه می‌دهد نه آن چه کودک طی رشد به آن دست می‌یابد می‌تواند هویتی مصنوعی و ظاهری و سطحی باشد و خود این موضوع می‌تواند کودک را آسیب‌پذیر کند.»

این روانشناس یکی دیگر از این آسیب‌ها را نداشتن تحمل سختی‌ها می‌داند و می‌گوید: «کودکانی که در چنین فضاهایی به محبوبیت می‌رسند تحمل سختی‌ها را ندارند و این احتمال وجود دارد که در بزرگسالی دچار افسردگی شوند. این کودکان با این باور رشد می‌کنند که فرد خاصی‌اند و برای همین نمی‌توانند شکست‌ها را قبول کنند و منتظر زندگی خاص هم هستند. خودشیفتگی هم یکی دیگر از آسیب‌هایی است که این کودکان را تهدید می‌کند.»

حریم خصوصی کودکان کجای این ماجراست؟

زمانی دیدن عکس یا فیلم کودکی درحال شیطنت، غذا خوردن یا خوابیدن عجیب به‌نظر می‌رسید اما حالا این تصاویر و فیلم‌ها بخشی از شبکه‌های مجازی شده‌اند بی‌آن که کسی بپرسد حریم‌ خصوصی کودکان کجای این ماجراست؟ و این در حالی است که نباید از یاد برد والدین مالک بچه‌ها نیستند و حفظ حریم خصوصی یکی از وظایف آنهاست تا فرزندان‌شان را از هر آسیبی محافظت کنند اما متاسفانه بسیاری از والدین ناآگاهانه اقدام به انتشار تصاویر و فیلم‌های کودکان‌شان می‌کنند بدون اینکه عواقب آن را در نظر بگیرند و به این مسأله واقف باشند هویت مجازی او را هرطور که خودشان می‌خواهند، می‌سازند.

نخستین نسل از کودکانی که در عصر رسانه‌های اجتماعی بزرگ شده‌اند اکنون به سن بلوغ رسیده‌اند و تازه درحال ورود به بزرگسالی و بازار کار هستند و باید نسبت به این مسأله تأمل داشت که هویت مجازی‌ای که برای آنها ساخته‌ایم در آینده آنها و جایگاه اجتماعی‌شان چه تاثیری خواهد داشت.

یکی دیگر از واقعیت‌ها این است که در جهان امروز شنیدن اخباری از جنس زلزله، جنگ، سیل و … به امری متداول بدل شده است، اخباری که برای تاثیرگذاری بر مخاطب و برانگیختن احساسات مردم از عکس کودکان بهره می‌برند در حالی که بعضی از فعالان حقوق کودک معتقدند انتشار عکس‌های کودکان حتی برای برانگیختن احساسات مخاطبان، سوءاستفاده از کودکان محسوب می‌شود، البته ایران هم جزو کشورهایی است که رسما در کنوانسیون حقوق کودک عضویت دارد- اسفند٧٢- البته در قوانین داخلی قانون صریح و جامعی پیرامون صیانت و حمایت از حقوق کودکان در فضای مجازی وجود ندارد. تنها در بعضی قوانین ازجمله ماده ٢٨ قانون جرایم رایانه‌ای مصوب ۵/٣/١٣٨٨ مجلس شورای اسلامی در راستای صیانت از حقوق کودکان در فضای مجازی مقرر شده است:

«جرایم رایانه‎ای متضمن سوء‌استفاده از اشخاص کمتر از ١٨ سال، اعم از آن‌که مرتکب یا بزه‎دیده ایرانی یا غیرایرانی باشد. با توجه به آن چه گفته شد، ضرورت پیشگیری از آسیب‌های مادی و معنوی کودکان در برابر فضای مجازی اهمیتی دو چندان پیدا می‌کند که دو بازوی سواد رسانه‌ای و آگاهی‌بخشی در راستای حقوق کودکان، کمک چشمگیری در کاهش سطح آن خواهد داشت و امید آن می‌رود که مسئولان مربوطه، توجه خاصی به آن اختصاص دهند.

 منبع: روزنامه شهروند

یک نکته اخلاقی و رفتاری مهم

وقتي آرام با فرزندتان حرف مي زنيد، مغز او آرام مي گيرد و فرزندتان حرف هاي شما را مي شنود و به مرور سر لوحه رفتارش خواهد شد.

اما زماني كه داد مي زنيد مغز كودك وارد مرحله جنگ و ريز مي شود و ممكن است در ابتدا در اثر ترس كوتاه بيايد اما به مرور ديگر صداي شما را نخواهد شنيد.

با فرزندتان با صداي آرام و با جملات شفاف و كوتاه حرف بزنيد و به مرور معجزه آنرا در فرزندتان ببينيد!

 

کانال روانشناسی کودک

چهارم ژوئن روز جهانی کودکان بی‌گناه قربانی تجاوز و تعرض

ما همواره شاهد آسیب‌های جان‌گداز کودکان معصوم در دور و نزدیک خود بوده‌ایم، از آسیب‌های جبران‌ناپذیر در جنگ‌ها، زلزله و ویرانی‌های طبیعی که کودکان به‌راحتی می‌توانند طعمه تاجران انسان شوند تا کودکان‌کار که تا نیمی از شب با دندان‌های به‌هم خورده و تن نحیفشان، فال و دستمال و … می‌فروشند و ما از کنارشان می‌گذریم، شاید زیر لب بگوییم چه می‌توان کرد؟

اما موضوع دیگری وجود دارد که نمی‌توان در برابر آن گفت چه می‌توانم بکنم و آن مراقبت والدین از کودکان خودشان است. یک سهل‌انگاری کوچک می‌تواند فاجعه‌بار باشد. والدین باید بدانند کودکان، دنیا را با دیدگاه ساده و صلح‌آمیز خودشان ارزیابی می‌کنند. آنان از درک دیدگاه دیگران عاجز هستند و با این ساده‌اندیشی که جهان همان‌گونه است که آنها می‌بینند وارد جهان پیرامون خود می‌شوند.

از نظر پیاژه، تفکر کودکان از نظر کیفی با بزرگ‌ترها متفاوت است و شیوه احساس و تعبیر کودک از جهان با فرد بزرگسال فرق دارد. مفهوم خطر برای کودکان، مخصوصا قبل از ۱۱‌سالگی ملموس و قابل‌درک نیست و همان‌گونه که یک بزرگسال خطر را درک می‌کند، آن را درک نمی‌کند و فقط به شکل طوطی‌وار آن را می‌آموزد بدون اینکه علایم و معنای نزدیک‌شدن افراد مشکوک و خلافکار را بفهمد.

گزارشی از یک آزارگری در خانواده

سمیه تیرتاش

مرد و زن را دعوت می‌کنم که بنشینند و خدمتکار بخش را صدا می‌زنم تا برای لحظاتی کودک را بیرون ببرد و آن دیگری را پشت میز کودکان می‌گذارم و چند برگه‌ی سفید برای نقاشی روبه‌رویش می‌گذارم و سر جایم بر می‌گردم و بی مقدمه می‌روم سر اصل مطلب:

– خب …، ممنونم از اینکه اومدید. وقتتون رو زیاد نمی‌گیرم و همون‌طور که دیروز پای تلفن گفتم، مساله مربوط به‌ یاسمن و وضع درسش است. دیروز معلم ریاضیش اومد پیش من و گفت که ظاهرا در رابطه با بی‌نظمی‌ و انجام ندادن تکالیف درسیش با شما صحبت کرده و شما گفتید که سرتون خیلی شلوغه و‌ یاسمن دختر بزرگ خونه است و باید به شما تو خونه کمک کنه و برای درس خوندن وقت کم میاره!

....
می‌گویم:
– متاسفانه دختر شما دیروز حرفی زده که من رو به شدت متغیر کرده و اگر بعد از‌ یک ساعت چونه زدن با‌ یاسمن در مورد شرایط درس خوندن و زندگیش، این مسئله رو عنوان نمی‌کرد -اونم تازه با کلی من من کردن- پیش خودم می‌گفتم دنبال بهونه می‌گرده که مشق ننوشتن و درس نخوندنش رو توجیه کنه؛ ولی وقتی من ازش پرسیدم که مامانت تو خونه تو رو دعوا می‌کنه‌ یا می‌زنه، ناباورانه سرش رو تکون داد و گفت که شما می‌زنیدش.
***

دخترک با گوشه‌ی مقنعه‌اش بازی می‌کند و با تکان سر جواب سوالم را می‌دهد.
می‌پرسم: «چه جوری می‌زنندت؟»
کمی‌ مکث می‌کند و می‌گوید: «خیلی نمی‌زنه ولی وقتی می‌زنه محکم می‌زنه.»
دلم می‌خواهد از جایم بلند شوم و آن هیکل نحیف و استخوانی را که اصلا شبیه‌ یک دختر ۱۲ ساله نیست در آغوش بگیرم اما از پشت میز تکان نمی‌خورم و می‌گویم: «می‌تونی بهم بگی آخرین بار کی بوده؟»

روی صندلی چرمی‌ سیاه جابه‌جا می‌شود و می‌گوید: «هفته‌ی پیش بود. با سیم سشوار زد.»
و اشک‌ها روی گونه‌های زرد پژمرده‌اش سرازیر می‌شود....
***
کلافه و سردرگم صدایم را بلند می‌کنم:
– آخه چه‌طور‌ یک همچین کاری کردید؟ شما حق ندارید‌ یاسمن رو بزنید. شما به هیچ دلیلی حق اینکه دست روی بچه‌هاتون بلند کنید ندارید. هر کار اشتباهی هم ازشون سر بزنه، زدن معنی نداره. شما چه‌طور به خودتون این حق رو می‌دید؟! مگه پدر و مادر شما وقتی بچه بودید، شما رو می‌زدند؟!
سایه‌ای از تاثر برای لحظه‌ای در صورت زن خودنمایی می‌کند و می‌گوید: «بله! منم تو خونه از مامان و بابام کتک می‌خوردم. دقیقا هم همین‌طوری که‌ یاسمن زندگی می‌کنه زندگی می‌کردم.»

منیع: سایت خانه امن

چگونه کودک‌آزاری را تشخیص دهیم؟

🔴 چگونه کودک‌آزاری را تشخیص دهیم؟

🔹 درک رفتارهای کودک‌آزارانه و شناخت علائم آن ممکن است بسادگی میسر نباشد اما هوشیاری و آگاهی می‌تواند به بزرگسالان مسئول کمک کند کودکی که مورد سوء استفاده و آزار قرار دارد را از درد و رنج و مشکلاتی که تمام عمر گریبانگیرش خواهد بود شاید نجات دهند.

🔹 در ابتدا توجه به اینکه بسیار مهم است که بر اساس کنوانسیون حقوق کودک هر فرد زیر ۱۸ سال کودک (یا نوجوان) محسوب می‌شود.

🔹 هر یک از موارد زیر را که مشاهده کردید (یا اگر خود انجام دادید) کودک‌آزاری است یا دستکم احتمال کودک‌آزاری را مطرح می‌کند.

🔹🔸 کودک‌آزاری در کل چهار نوع دارد: عاطفی (روانی)، بدنی، جنسی و غفلت و بی‌توجهی.

🔸 آزار جسمی: هر گونه لطمه یا آزار بدنی؛ هر نوع کتک زدن، تکان دادن شدید، سوزاندن، پرتاب کردن و هل دادن، مسموم کردن، خفه کردن و امثال آن.

🔸 آزار روانی (عاطفی): این نوع آزار کمتر از انواع دیگر گزارش می‌شود یا شناسایی می‌شود اما بسیاری آن را شایع‌ترین نوع کودک‌آزاری می‌دانند. این نوع آزار معمولا با سه نوع آزار دیگر همراه است. ابتدا به انواع آزار روانی می‌پردازیم بعد به نشانه‌ها و علائم آن در کودک آزار دیده. کودکی که از نظر روانی آزار می‌بیند رفتارهایی بروز می‌دهد که برای آنها دلیل پزشکی یا دلیل موجهی پیدا نمی‌شود، یا متناسب با سنش نیستند یا نشانه‌های عدم رشد کافی از جنبه‌های مختلف وجود دارد.

🔸 آزار جنسی: برای دختربچه‌ها بیشتر از پسربچه‌ها اتفاق می‌افتد، اما در پسربچه‌ها هم کم نیست. نکته مهم در رابطه جنسی رضایت هر دو طرف است. در فرد زیر پانزده سال در هر حالتی رابطه جنسی، سوء استفاده جنسی است. رابطه جنسی فرد بالای هجده سال با فرد زیر هجده سال هم آزار جنسی است.

🔻علائم و نشانه‌ها در آزار و تجاوز جنسی

▪️ترشح، زخم و خونریزی و آسیب در ناحیه تناسلی و مقعد بخصوص وقتی تکرار شود،بدون وجود دلیل پزشکی
▪️عفونت ادراری مکرر، بدون وجود دلیل پزشکی
▪️پیدا شدن اشیا مختلف در واژن یا مقعد 
▪️باز بودن غیر عادی مقعد در حین معاینه پزشکی. توضیح: بدون وجود دلیل پزشکی
▪️هپاتیت بی یا زگیل تناسلی بخصوص در کودکی که هنوز به سن رابطه جنسی نرسیده (یا زیر ۱۵ سال) توضیح: وقتی که تزریق خون آلوده مطرح نیست
▪️حاملگی در نوجوانی 
▪️بیماری‌های آمیزشی وقتی کودک به سن رابطه جنسی نرسیده 
▪️خودآزاری 
▪️فرار 
▪️شب‌ادراری یا شب‌مدفوعی که قبلا وجود نداشته 
▪️خودآزاری و آسیب زدن به خود 
▪️رفتارهایی با مضامین جنسی که متناسب با سن نیست 
▪️پرخاشگری و خشونت بدون دلیل 
▪️انزوا، در خود رفتن، سکوت و تلخی 
▪️از دست دادن دوستان 
▪️خودداری از مدرسه رفتن 
▪️خودکشی 
▪️همیشه نگران و گوش بزنگ است و با کوچکترین صدا یا اتفاقی پریشان می‌شود.

خانه ی امن؟!!!

ازدواج موقت با مادر و تجاوز به دختر نوجوان: به کجا و چه‌طور باید شکایت کرد؟

موسی برزین، وکیل خانه امن

سوال:

سلام!

من یک خانم ۴۰ ساله هستم که ۱۷ سال پیش ازدواج کردم و یک دختر ۱۵ ساله هم دارم. متاسفانه شوهر من سه سال پیش فوت کردند و بعد از آن، ما با مشکلات بسیاری روبه‌رو شدیم. پدر و مادر من هم سال‌ها پیش فوت کرده‌اند و برادر و خواهرهایم اصلا متوجه مشکلات من نبودند. خانواده شوهرم هم گرچه وضعیت مالی خوبی ندارند اما به هر حال یک خانه کوچک در حاشیه شهر کرایه کردند که در آنجا ساکن شدیم.

یک سال پیش یکی از همسایگان قدیمی‌مان، مردی را معرفی کرد که قصد ازدواج داشت. ایشان از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می‌کرد. خلاصه من هم قبول کردم اما عقد موقت یک‌ساله کردیم. یعنی این آقا این‌طور خواست و واقعیتش، من هم به امید اینکه بعدش ازدواج دائم می‌کنیم و از این مشکلات خلاص می‌شویم، قبول کردم.

این شخص در هفته چند روز می‌آمد به خانه من و چند روز هم در خانه خودش بود. مقداری از هزینه‌های من را هم می‌داد. پس از مدتی اما من متوجه شدم رفتارهای ایشان مشکوک است و مرتب حواسش به دخترم است. مثلا تند تند دخترم را می‌بوسید و … تا اینکه یک روز یکی از همسایه‌ها به من گفت که دخترم را در راه مدرسه دیده است در حالی که این آقا حرف‌های زشتی به او می‌زده. خلاصه من آمدم از دخترم پرسیدم و او گفت که هیچ مزاحمتی وجود نداشته، اما من باور نکردم.

پس از چند روز متوجه شدم دخترم خیلی استرس دارد و از این آقا می‌ترسد. مساله را با ایشان مطرح کردم اما انکار کرد و روز بعدش رفت و دیگر نیامد. هر چه هم دنبالش گشتم پیدا نشد. بعد از رفتن ایشان دخترم گفت که مورد تجاوز و آزار جنسی قرار گرفته است. این آقای بی‌وجدان چند بار به دخترم تجاوز کرده است و من حالا نمی‌دانم باید چه کار کنم و به کجا بروم. از آن روز که این ماجرا را فهمیدم مریض شده‌ام . لطفا من را راهنمایی کنید که چه‌طور از این آقا شکایت کنم؟

جواب:

سلام خانم محترم!

حتما قبل از هر اقدامی دخترتان را پیش یک روان‌شناس ببرید تا تحت درمان قرار بگیرد زیرا این اتفاق می‌تواند آسیب‌های بسیار جدی به او وارد کند. از لحاظ حقوقی سریعا به دادسرا بروید و از آن آقا شکایت کنید. دخترتان در شکواییه باید با جزییات اتفاق را شرح دهد. حتما قید شود که دخترتان به هیچ وجه رضایتی نداشته و آن آقا با قهر و زور به ایشان تجاوز کرده است. پرونده‌های مربوط به اعمال منافی عفت مستقیما در دادگاه مطرح می‌شود. قاضی رسیدگی کننده به پرونده ابتدا دخترتان را برای معاینه به پزشکی قانونی خواهد فرستاد. پزشکی قانونی در مورد وضعیت بکارت یا علائم تجاوز نظر تخصصی خواهد داد. در این میان حتما تقاضای بازداشت آن آقا را بدهید. هر آدرس و مشخصاتی که دارید به بازپرس پرونده بدهید.

 

منبع: سایت خانه ی امن

مدتهاست دارد دیر می شود!

دیروز و امروز خبر تکان‌دهنده‌ای در رسانه‌ها منتشر شده است مبنی بر تعرض معاون آموزشی یک دبیرستان به دانش‌آموزان. آن‌طور که رسانه‌ها نوشته‌اند، او علاوه بر نمایش فیلم پورن و صحبت‌های جنسی با دانش‌آموزان آنها را به انجام سکس وامی‌داشت و خودش هم به آنها تجاوز می‌کرد.

این رفتار تکان‌دهنده موجی از خشم بین مردم برانگیخت. اما موضوع تجاوز به دانش‌آموزان، موضوع تازه‌ای نیست و قبلا هم گاه و بیگاه خبرهایی در این زمینه منتشر شده است.
در گزارش‌ها و مطالبی که قبلا منتشر کرده بودیم، آمده است:
"یک وکیل دادگستری درباره مخفی کاری آموزش و پرورش در مورد تعرض جنسی کادر آموزشی به دانش آموزان گفت: پرده پوشی به این معنا که مقامات آموزش و پرورش بعد از آگاهی از قضایای این چنینی عکس العمل فوری قضایی و پیشگیرانه نشان ندهند غیر قابل قبول است."

«کودک و نوجوان باید به روشنی و بدون تعارف و مجامله بدانند چه نقاطی از بدن او حریم مطلق محسوب می شود و هیچ فردی حق لمس کردن و نگاه کردن به آن را ندارد جز در مواردی که مثلا ضرورت های بهداشتی و پزشکی ایجاب کند.»

بهتر است والدین تلاش کنند که از بروز آزار و خشونت جنسی نسبت به فرزندانشان جلوگیری کنند. آن‌ها در جریان پیش‌گیری از خشونت جنسی لازم است به کودکان خود آموزش‌های لازم را از‌‌ همان سنین کودکی، بدهند. والدین باید نام اندام‌های جنسی کودک را به وی آموزش دهند،‌‌ همان طور که نام سایر اندام‌ها را یاد می‌دهند.

روان‌شناسان معتقدند که کودک تا سن ۵ سالگی باید آگاه باشد که برخی اندام‌ها حریم خصوصی هستند. کودک پس از شناخت حریم خصوصی بدن، باید آگاه باشد که هیج کس اجازه ندارد به آن‌ها دست بزند.

کودکان باید «نه» گفتن را یاد بگیرند و مطلع باشند که می‌توانند درباره بدنشان تصمیم بگیرند و در مقابل اجبار دیگران، مقاومت کنند. در عین حال باید به آن‌ها آموزش داد که اجازه دارند درباره حریم خصوصیشان با والدین صحبت کنند و هیچ رازی را از والدین خود مخفی نگه ندارند.

این‌که کودک به والدین خود اطمینان داشه باشد و بتواند در مورد هر مسئله‌ای بدون ترس و نگرانی صحبت کند، آموزشی است که والدین مسئول آن هستند. هر چقدر والدین نسبت به مسائل جنسی کم‌ِتر با کودک صحبت کنند و به وی آموزش‌های لازم را ندهند، امکان مکالمه درباره این مسائل کم‌تر می‌شود و اگر کودک مورد خشونت و آزار جنسی قرار گیرد، کم‌تر احتمال دارد که با والدین خود در این باره صحبت کند.

شعر کودک

با تشکر از خانم "م" عزیز بابت ارسال این شعر گویا و روان


کودک 
الفبا را می‌فهمد
وقتی مادر را می‌بیند.
در گریه‌ها 
به خیال پردازی‌هایش می‌رسد
وقتی روی شانه‌ی پدر می‌نشیند.
در بازی بزرگ می‌شود
وقتی لِگو‌هایش را بیشتر از خودش دوست دارد.
روزی که قدش 
اندازه‌ی «درختانِ پیاده» شد
ابریشم‌های پوسیده می‌بافد 
وقتی فقط خودش را دوست دارد.

ناهید حکیمی - پیراهن کاغذی

ازدواج کودکان

"خب دیگه باید شوهر کنه. هرچی زودتر بهتر، نباید طوری بشه که بعدا آبرومون بره و بگن عیب و ایرادی داشته که شوهرش ندادیم."

این را مادر یک کودک در روستای ‎زیناب می‌گوید، روستایی که سن ازدواج دختران در آن به زیر ده سال رسیده است!

مطابق آمار رسمی و اعلام‌شده، استان آذربایجان‌شرقی رتبه دوم ازدواج کودکان را در سطح کشور دارد. سال گذشته معاون فرهنگی و امور جوانان اداره کل ورزش‌و‌جوانان آذربایجان‌شرقی اعلام کرده بود: آذربایجان‌شرقی بعد از خراسان‌رضوی در موضوع ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۵ سال، رتبه دوم در کشور را دارد. امیر تقی‌زاده در نشست مطبوعاتی خود عنوان کرده بود: متأسفانه فرهنگ‌های غلط موجب ازدواج دختران ۱۰ تا ۱۵ سال می‌شود که دلیل اصلی آن، اجبار والدین این کودکان است.
در سال ۹۴، سه‌هزارو ۹۴۴ دختر ۱۰ تا ۱۴ ساله ازدواج کرده‌اند که در‌این‌باره بر اساس تحقیقات مشخص شد اکثر این ازدواج‌ها در بخش‌ها و روستاها بوده است. ازدواج این دختربچه‌ها با گروه سنی مردان ۲۹ تا ۳۵ساله بوده است. اختلاف‌سنی این رده ازدواج از ۱۵ تا ۱۷ سال بوده که دلیل اصلی آن، اجبار والدین این دختران است. سال گذشته ۹۵هزارو ۴۰۰ نفر از دانش‌آموزان در مقطع دبیرستان در بخش‌ها و روستاها تحت پوشش آموزش‌های قبل از ازدواج قرار گرفته‌اند که متأسفانه نه‌تنها آمار کاهشی نداشت، بلکه افزایش نیز داشت. در سال ۹۵، ازدواج کودکان ۱۰ تا ۱۴ ساله به چهارهزارو ۱۶۵ نفر رسید که در این زمینه تناقضی در دستگاه‌های مختلف وجود دارد؛ به‌طوری‌که برخی از دستگاه‌های اجرائی این ازدواج‌ها را موفق ارزیابی می‌کنند، در‌حالی‌که اگر از نظر علمی به این موضوع نگاه کنیم، این کودکان هیچ‌گونه درکی از زندگی مشترک و حق و حقوق خود ندارند تا از خودشان دفاع کنند.
دلیل سفر به تبریز، یک پیامک ساده بود که بارها و بارها برای ما از طرف یکی از مقامات رسمی ارسال شد. متن پیام این بود: آماری تكان‌دهنده از روستاي زيناب با ٥٠٠ خانوار در ٥٠كيلومتري تبريز.
در اين روستا، آمار ازدواج كودكان به‌شدت افزايش و سن ازدواج روزبه‌روز كاهش يافته است. جايي كه اكنون سن ازدواج دختران اين روستا زير ۱۰ سال است و علت آن نیز كم‌تولدي دختران در اين روستا و جمعيت آماري قليل نسبت به پسران است.

منبع: ساین خانه امن

الگوی فرزندانمان باشیم

کار بی‌مزد یعنی همان کاری که اغلب زنان دنیا در خانه انجام می‌دهند. کار خانگی یا همان امور ظاهرا پیش پا افتاده روزمره از خوردن و تمیز کردن گرفته تا خرید و مرتب کردن، دست کم ۶ ساعت از وقت روزانه یک زن را می‌گیرد در حالی که یک مرد کم‌تر از یک ساعت از وقتش را صرف انجام این نوع کارهای بی مزد می‌کند.

اگر سه دهه قبل از هر پنج خانواده یک مادر سر کار می‌رفت و بقیه مادرها به اصطلاح خانه‌دار بودند، حالا این رقم چند برابر شده و در کشورهای مدرن، ممکن است حالا این نسبت برعکس شده باشد. اما کار خانگی و ساعاتش کم‌تر نشده است. حالا زنان علاوه بر این‌که بیرون خانه کار می‌کنند، همان مقدار زمان را هم باید در خانه کار کنند و تنها فرقش این است که بابتش حقوقی نمی‌گیرند. این موضوع اما تنها به زنان و همسران مربوط نمی‌شود. دختربچه‌ها هم در تمام جوامع، فارغ از میزان پیشرفته بودن آن جامعه، چند برابر پسرها در خانه کار می‌کنند؛ هر چند که تصور خودشان این است که زندگی‌شان با مادربزرگ‌های‌شان بسیار تفاوت دارد.

کار خانگی اما ماهیتش فرقی با کارهای دیگر ندارد. شوخی و تفریح و لذت نیست، اما بی‌جیره و مواجب است. کار بی‌مزد را نمی‌شود از جامعه حذف کرد؛ غذا پختن و تمیز کردن و مراقبت از بچه‌ها و سالمندان، کارهایی هستند که جامعه برای بقایش به آن‌ها نیاز دارد اما تنها از زنان توقع می‌رود که این کارها را انجام دهند و خواست و میل خود آن‌ها در این مورد چندان دخیل نیست.

زندگی بسیاری از مادران را از دریچه این انیمیشن ببینیم.

این انیمیشن شاید حکایتی باشد از زندگی زنان بسیاری در دنیا که علاوه بر کار بیرون، مسئولیت بیشتر امور خانه را نیز برعهده دارند. در کنار خود چند مادر را دیده‌ایم که اینچنین زندگی می‌کنند؟ درآمد ناعادلانه را چندبار شنیده‌ایم؟
این انیمیشن تلنگری‌ست به همه‌ی مردان تا به یادشان بیاورد کی و کجا می‌توانستند به عنوان شوهر یا فرزند کمک‌حال همسر و مادر باشند و تقسیم وظایف و مسئولیت‌پذیری را بیاموزند و نبودند و نیاموختند.

 

سایت خانه امن