عدم کسب مهارت‌های لازم برای زندگی زناشویی؛

 عامل اصلی افزایش خشونت علیه زنان


لیلی ارشد، مددکار اجتماعی عدم کسب مهارت‌های لازم برای زندگی زناشویی را عامل مهم افزایش خشونت علیه زنان دانست و گفت: باید پرسید که چرا بعد از یک مدت کوتاه زوجین به جایی می‌رسند که در ارتباط زناشویی‌شان،‌ اعمال خشونت می‌کنند و زن مجبور به ترک خانه می‌شود؟ به اعتقاد من این امر به عدم کسب مهارت‌های لازم برای زندگی زناشویی برمی‌گردد.

لیلی ارشد بیان داشت: بسیاری از جوانان ما مهارت‌های تصمیم‌گیری، ارتباط مؤثر، حل مسئله و مسئولیت‌پذیری را ندارند؛. یعنی در کنار همه ی درس‌هایی که بچه‌های ما در دبیرستان و دانشگاه می‌گذرانند، شیوه‌های همسرداری و فرزندپروری آموزش داده نمی‌شود. به خصوص که در حال حاضر با نداشتن مهارت‌های مذکور مصرف مواد محرک و توهم‌زا مثل شیشه نیز افزایش پیدا کرده و سبب بسیاری از خشونت‌های خانگی می‌شود.

وی ادامه داد: علاوه بر ایجاد شغل و کسب درآمد مناسب، ما نیاز به آموزش از طریق رسانه ملی یا سایر رسانه‌ها و یا آموزش منظم در دوران تحصیل داریم تا جوانان یاد بگیرند که چطور می‌توانند در کنار هم حتی با داشتن نظرات متفاوت زندگی کنند و متأسفانه ما هرگز تکنیک‌های لازم را به جوانان ارائه نمی‌دهیم.

عضو انجمن حمایت از حقوق کودکان بیان داشت:‌

 انجمن حمایت از حقوق کودکان خط تلفنی به شماره 42152 دارد 

که وقتی ما با مادرانی که کودکانشان را مورد خشونت قرار داده‌اند، صحبت می‌کنیم، این مادران با گریه حرف می‌زنند و اعتراف می‌کنند که دیشب من بچه‌ام را کتک زدم ولی می‌گویند که: من کار دیگری بلد نبودم؛ من این را می‌دانم که زدن بد است، ولی چیزی را که سال‌ها دیده‌ام اجرا می‌کنم.

وی افزود: من فکر می‌کنم برای رفع این تعارضات باید یک مقداری به فرهنگ صلح، گفتگو و پذیرش نزدیک‌تر شویم و به فرزندانمان همسری و والدی بیاموزیم؛‌ چراکه در هر صورت این زن دکتر و مهندس هم که بشود، باز باید مسئولیت‌های همسری و مادری در خانه را داشته باشد.

در جوامع صنعتی سازمان‌های مردم‌نهاد در زمینه مقابله با خشونت علیه زنان همواره جلوتر از دولت حرکت می‌کنند

دکتر حسینی با طرح این مسئله که در جوامع صنعتی سازمان‌های مردم نهاد در زمینه مقابله با خشونت علیه زنان همواره جلوتر از دولت حرکت می‌کنند، وارد بحث شد و ادامه داد: سازمان بهزیستی ما یک واحد کوچک از آن سازمان‌های حمایتی است که در جوامع صنعتی وجود دارد؛ به عبارت دیگر در آن جوامع وقتی کودکی به مدرسه می‌رود از همان ابتدا در صفحه اول دفتر کار هفتگی‌اش، مشخصاتش نوشته می‌شود و زیر آن دو شمار تلفن است که یکی از آنها شماره تلفنی است که اگر در خانه مورد خشونت قرار گرفت،‌ می‌تواند از طریق آن مددکار اجتماعی مدرسه را مطلع کند، ولی ما کل تلاشمان در این جامعه راه‌ اندازی اورژانس اجتماعی در سازمان بهزیستی بوده است که از سال 76 لنگان لنگان کار خود را شروع کرده تا به مباحث خشونت راه پیدا کند.

وی افزود: شما در جوامع صنعتی مؤسسات غیردولتی را می‌بینید که نسبت به این مسایل اجازه ورود دارند و زنان به راحتی به آنها مراجعه می‌کنند. مثلاً در بلژیک، فرانسه و آلمان انجمن‌هایی هستند که وقتی یک زن کتک می‌خورد قبل از اداره بهزیستی به این انجمن‌ها پناه می‌برد و آنها به او پناه می‌دهند، برایش وکیل می‌گیرند با شوهرش صحبت می‌کنند و همه این اقدامات برای این است که میزان اختلافات به حداقل برسد.

زوایای پنهان افزایش امکانات مقابله با خشونت علیه زنان

این جامعه‌شناس به زوایای پنهان افزایش امکانات مقابله با خشونت علیه زنان اشاره کرد و گفت: البته آن طرف قضیه را نیز باید دید؛. به عبارت دیگر شما هرچه بیشتر امکانات ایجاد کنید در واقع توقعات جامعه بالاتر رفته و اگر امروز ما 320 نفر در طی یکسال مراجعه‌کننده داریم،در صورت گسترش امکانات تعداد مراجعین به 320 هزار نفر خواهد رسید.

وی اضافه کرد: یکی از دلایل مخفی نگه داشتن خشونت و تحمل کردن آن به خصوص در رابطه با خشونت‌هایی از نوع خانوادگی که نسبت به زنان وارد می‌شود،‌ مسایل فرهنگی است. یعنی آبروریزی نکنیم! بخش دوم این است که پس از مراجعه تا چه میزان به کار این افراد رسیدگی می‌شود و تا چه میزان و در چه مواردی حمایت خواهند شد؟

دکتر حسینی به تجربیات خود در رابطه با خشونت‌هایی که منجر به فرار دختران می‌شود اشاره کرد و افزود: سال‌ها قبل بحث دختران فراری که ناشی از خشونت‌های خانوادگی است را بررسی کردم. در بعضی موارد ما با خانواده دختری که در دسترس بهزیستی قرار گرفته بود صحبت می‌کردیم می‌گفتند این که از خانه فرار کرده آبروی ما رفته است؛ یعنی خانواده با توجه به ذهنیتی که دارد حاضر نیست دختر یا همسرش را در خانه بپذیرد و اینها پیامدهای خشونت است که خشونت را بازتولید می‌کند.

این آموزش باید بیشتر مورد خطابش جامعه مردان باشد

استاد حسینی خاطرنشان کرد: به اعتقاد من این کلمه همسری خوب استفاده نشده است. قطعاً یکی از راه‌های ناهمسری می‌ تواند آموزش باشد، ولی به نظر من این آموزش هم باید بیشتر خطابش جامعه مردان باشد. به هر صورت ما به لحاظ تاریخی در یک جامعه مردسالار بوده‌ایم و در حال حاضر جامعه زنان آن با توجه به امکانات ارتباطی که پیدا شده از طرق کتاب، رادیو، تلویزیون، اینترنت و... به انواع و اقسام اطلاعات دسترسی دارند و شما وقتی پیام را بگیرید ذهن شما راجع به آن پیام به عنوان یک انسان کار می‌کند.

این جامعه‌شناس افزود: من به عنوان کسی که خیلی زیاد با پرونده‌های طلاق روبه‌رو بوده‌ام، معتقدم بخشی از طلاق و نارضایتی زناشویی ناشی از ناهماهنگ حرکت کردن زن و شوهر است. یک دختر و پسر با یک تفاهم نسبی مناسبی در زندگی با هم ازدواج می‌کنند، ولی در طول زندگی زناشویی اگر از دو منبع مختلف فرهنگی بهره‌مند شوند، خود به خود تفاوت اندیشه‌ای پیدا می‌کنند. تفاوت اندیشه‌ای آنها چه در مصارف خانوادگی باشد، چه در مهمانی رفتن، چه در روابط جنسی و.... به تدریج برای آنها مشکل ایجاد خواهد کرد.

دنباله دارد
منبع: ایران زنان