آشفته حال
خانم مولا سلام
دیروز عصر اتفاقی افتاد که خواستم براتون تعریف کنم. پسر برادرم هفت سالشه. مستأجری داریم که معتاده و یه بچه ای تو همین سن داره.
برادرم هروقت میاد خونه ما، این دوتا بچه باهم بازی می کنند. بعضی وقت ها که زن و بچه مستأجر هم نبودند، پسربرادر می رفت بالا تا با اسباب بازی ها مشغول باشه. (!؟) طی این مدت تنهایی هیچ اتفاقی نیفتاد. من اگرچه همیشه از این که تنهایی بره بالا خوشم نمی آمد ولی خب چیزی به برادرم نمی گفتم.
دیروز صدای جیغ و گریه از بالا اومد... فکر کردیم خورده زمین. رفتیم تو خونه ی مستآجر و دیدیم بچه با گریه اومد بیرون و گفت اون مرد قصد داشت...
عذر خواهم نسرین خانم اما فقط دخول انجام نشده بود. ولی اگر بچه جیغ نمی کشید، اگر ما نمی رفتیم داخل، اگر حتی جلو دهن بچه را گرفته بود چه اتفاقی می افتاد؟
اگرچه ما رفتیم و تا می خورد کتکش زدیم اما شوک بدی به همه وارد شده. میدونم که این آخرین اتفاق برای بچه نیست اما دیروز ما بودیم، اگر جایی رفت که ما نبودیم چی؟
اگر یه روز برای بچه ی من این اتفاق پیش بیاد؟
یه پسر تا سن حتی بیست و پنج یا سی هم احتمال تعرض بهش وجود داره. فیلم رودخانه میستیک رو تو ویکی پدیا حتما سرچ کنید. می دونم بی احتیاطی کردیم، اما حالا بدجوری شوک شدیم.
اگر خواستید تو وبلاگ تون بعنوان پست بزارید و تا تجربه ای باشه برای دیگران.
پاسخ:
سلام دوست محترم
از اینکه برام نوشتین ازتون سپاسگزارم. خیلی ناراحت شدم از اینکه چنین اتفاقی برای پسر برادرتون و خانواده شما افتاده.
اولین نکته اینکه بله حق با شماست، شما به هیچوجه نباید با نبودن همسر و بچه ی این آقا، اجازه می دادید اونجا بره که مطمئنم دیگه اینکار رو نمی کنید.
دومین نکته که خیلی مهم و برام جالب بود، واکنش پسر برادرتون بوده که مشخصه کسی با او در مورد خصوصی بودن بدن و "نه" گفتن و جیغ و داد کردن در این موارد صحبت کرده و این جای تحسین داره.
ولی عزیز من، الآن هم فکر نکنید که با کتک زدن اون مرد، خاطره ی آن لحظه ی پر وحشت از سر این طفل بیرون آمده. ازتون خواهش می کنم حتمآ او را پیش یک روان درمان ببرید تا از نظر تخصصی روحیه ی او کمی ترمیم پیدا کنه. مهم نیست تا چه مرحله ای این عمل انجام شده، شروع دست درازی کافیست تا روحیه ی یک نفر را زخمی کنه و تا آخر عمر یادش نره.
من خود یکی از آن موارد هستم و هنوز بعد از گذشتن تقریبآ پنجاه سال از ماجرایی که برام اتفاق افتاد، با یادآوریش بی اختیار برای چند روز روح و روانم بهم می ریزه. چون کسی در اون زمان به این موضوع چندان اهمیتی نداد و از کنارش گذشت و جای زخم برای همیشه موند. اونهم فقط به صرف اینکه اون مرد کتک خورد و به جوی آب و لجن انداخته شد.
اگر امکانش نبود، سعی نکنید با سکوت موضوع را فراموش کنید یا فراموش شده از طرف پسر برادرتون تلقی کنید... برعکس، با کسی که با او نزدیکه، بخصوص با پدر یا مادرش، باید در مورد اون اتفاق حرف بزنه و خشمشو بیرون بریزه. به او بگید که تنها رفتن به خانه ی هر کسی، زن یا مرد تنها، اشتباهه و نباید انجام می شد.
ازش معذرت بخواید که بهش اجازه دادید بره و اظهار تآسف کنید که این حادثه براش پیش اومده. بگذارید احترام شما رو نسبت به خودش حس کنه و بدونه که او هیچ کار بدی نکرده و تقصیر متوجه او نیست. بگید درکش می کنید و می دونید چقدر کار اون مرد بد و ناپسند بوده.
من حتی اگر جای شما بودم به پلیس رجوع می کردم تا حداقل یک جریان قانونی در جریان باشه. می دونم کاری نمی کنند اما...
و اما در مورد سوالتون که پرسیدید: اگر جایی رفت که ما نبودیم چی؟ اگر یه روز برای بچه ی من این اتفاق پیش بیاد؟
اولین گام همیشه آگاهی دادنه (در هر موردی) پس همینکه شما گهگاهی از این معضل بیمارگونه با بچه هاتون صحبت کنید، بزرگترین قدم را برداشتین. بهش بگید بدنش خصوصیه و فقط متعلق به خودشه و هیچکس حق نداره اونو عریان ببینه یا دست بزنه و حتی نگاه بد بکنه.
بهش "نه" گفتن را یاد بدید.
به اینکه هیچ جا نباید تنها بره چون بعضی ها در اجتماع بیمارند و او باید به خودش احترام بذاره و مواظب تن و روانش باشه تا آسیب کمتری در زندگی بخوره.
موفق و سلامت و شاد باشید