قسمت دوم
مسئولان بهزیستی چه میگویند
بعد از گذشت ۴ روز از زمینلرزه و بالا گرفتن شایعات در مورد افزایش تعداد کودکان بیسرپرست در فضای مجازی سیدمهدی میرشاهولد، مدیرکل روابطعمومی و امور بینالملل سازمان بهزیستی اعلام کرد: «طی چند روزی که از زلزله کرمانشاه میگذرد، تاکنون هیچ کودکی که پدر یا مادرش را همزمان از دست داده باشد، برای واگذاری سرپرستی به این ارگان ارجاع داده نشده است. در بین مصدومان، کودکان و والدین زخمیشده وجود دارند که به دلیل شرایط موجود و دریافت خدمات درمانی از هم جدا هستند که تمامی آنها شناسایی شده و تحت پوشش قرار گرفتهاند. چنانچه کودکی شناسایی شود، در مرحله نخست به وسیله بهزیستی پذیرش شده و خدمات روانی و مشاورهای انجام میشود. و پس از اقدامات لازمه، همانند سایر کودکان ساکن در شیرخوارگاه و مراکز شبهخانواده چنانچه شرایط واگذاری به خانوادههای متقاضی را داشته باشد، با طی روند قانونی «فرزندخواندگی» یا «امین موقت» اقدامات لازم در آینده صورت خواهد گرفت.
همینطور محمد نفریه، مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور پنجشنبه هفته گذشته اعلام کرد: «تمام پیامهایی که در شبکههای مجازی، مبنیبر واگذاری کودکان بیسرپرست زلزلهزده استان کرمانشاه منتشر میشود، کذب است. مسئولان سازمان بهزیستی کشور بارها بر این موضوع تاکید کردهاند که در جریان وقوع زلزله در استان کرمانشاه، هیچ کودک بدون سرپرستی رها نشده است. تنها یک کودک در زلزله اخیر، هر دو والد خود را از دست داده است که او نیز به اداره کل بهزیستی استان کرمانشاه منتقل شده و تحت پوشش حمایتهای همهجانبه این اداره قرار گرفته است که وضع فعلی او نیز بهصورت مستمر توسط کارشناسان سازمان بهزیستی رصد میشود. خوشبختانه بافت فرهنگی و اجتماعی و نوع فرهنگ حاکم بر خانوادههای کرمانشاهی به گونهای است که اجازه نمیدهند هیچ کودکی در بیرون از محیط خانواده حضور داشته باشد.»
خانوادهها برای گرفتن سرپرستی به بهزیستی مراجعه کنند
فاطمه حسنآبادی مدیر جمعیت همیاران استان کرمانشاه
اکثر مردم در مناطقی مانند سرپل ذهاب کرمانشاه و روستاهای اطراف آن بومی کرد هستند و اکثر مناطق حادثهدیده بومی سنتی هستند. حضانت و سرپرستی کودکانی که والدین خود را در این مناطق بر اثر زمینلرزه از دست دادند، به سرعت تعیین تکلیف شده و براساس قانون، خویشاوندان درجه یک و دو سرپرستی این کودکان را برعهده گرفتند و تابهحال کودکی برای تحویل به بهزیستی ما سپرده نشده است. متاسفانه در چند روزی که این منطقه دچار حادثه شد، خانوادهها با دیدن عکس کودکان در فضای مجازی و از همه بدتر بازار داغ شایعات که در این فضا همیشه به راه است، مانند اینکه یک نفر ١۵٠ کودک را از منطقه خارج کرده یا خانوادهها برای گرفتن کودکان به این منطقه مراجعه کردند، سوالهایی برایشان به وجود آمده است. اما خانوادههای متقاضی سرپرستی کودکان باید توجه داشته باشند اگر موردی هم وجود داشته باشد، آنها باید از طریق قانونی وارد عمل شوند. روال قانونی کار هم به این صورت است که متقاضیان در ابتدا باید به معاونت اجتماعی در هر استان مراجعه کنند و درخواستشان مبنی بر سرپرستی کودکان را ارایه دهند و مطمئن باشند به درخواست آنها رسیدگی میشود. مگرنه اینطور نیست که سر خود به این مناطق مراجعه کنند و از اینجا کودکی را به سرپرستی و بدون طی کردن مراحل قانونی همراه ببرند، زیرا این کار اصلا قانونی نیست. توصیهای که میتوان به خانوادههایی که قصد گرفتن کودکان بیسرپرست مناطق حادثهدیده را دارند، کرد این است که اگر کودکی دو والد خود را در حوادث طبیعی و غیرطبیعی از دست داد، به بهزیستی سپرده شد، اولویت به این گونه نیست که فقط افراد بومی آن منطقه اجازه سرپرستی از آن کودکان را داشته باشند، بنابراین خانوادهها میتوانند براساس شرایطی که بهزیستی برای سرپرستی کودکان در نظر گرفته، به این سازمان مراجعه و درخواست خود را مبنی بر سرپرستی کودکان مطرح کنند.
ایجاد گروههای داوطلبی برای شناسایی کودکان در محله ها
سیامک زندرضوی جامعهشناس
نخستین نکتهای که کودکان بعد از حوادث طبیعی ازجمله زلزله با آن مواجه میشوند این است که بسیاری از آنها که پیش از این شرایط خوب و عادی داشتند، حالا در طبقهبندی کودکان در شرایط دشوار قرار میگیرند. شرایط دشوار به این معنا که حق بقا، رشد، امنیت و مشارکت آنها به درجات گوناگون به خطر میافتد و متاسفانه این یک واقعیت تلخ در برابر کودکان است. معمولا دو نوع برخورد با کودکانی که ناخواسته در دامنه کودکان در شرایط دشوار قرار میگیرند، میشود. برخورد مناسب این است که دستگاه مسئول، بهزیستی این کودکان را به سرعت شناسایی و ساماندهی کند. دومین برخورد نوع نامناسب آن است که ساختن و پرداختن شایعه در اطراف این کودکان است. مانند زلزله بم که شایعاتی مانند خارجکردن جمعی از کودکان منطقه با یک اتوبوس و بردن به مکانی نامعلوم بود.اینجا این سوال پیش خواهد آمد که چرا این شایعات وجود دارد؟ در پاسخ به این سوال باید گفت علت آن این است که ما هنوز نتوانستیم قبل از وقوع حوادث طبیعی مانند زلزله، حمایت از کودکان در سطح محلههای تعاملی که کودکان با هم بازی و پدر و مادر سلامعلیک دارند را ساماندهی کنیم. ساماندهی زمانی انجام میشود که قبل از هر حادثهای داوطلبان اهل محل، ترجیحا خانمهای مرتبط با کودکان، مادرها، مربیها و معلمها فهرستی از کودکان محله را داشته و با هم عصرانههای شادی را در پارک و کوچه گذرانده باشند و به محض اتفاقی مانند زلزله حتی اگر نصف این گروه داوطلب دیدهبان از بین رفت باقی میتوانند بهسرعت کودکانی را که شناسایی کردند در جای امنی در محله جمع و از آنها حمایت کنند.اما متاسفانه با اینکه از زلزله بم ضرورت این موضوع احساس و سازوکارش پیشنهاد و پیگیری شد، اما هنوز چنین دیدهبانانی رسمیت نیافته است. طبیعی است که شهروندان به این تصور برسند که زلزله اتفاق افتاده و حالا به فاجعه تبدیل شده و کودکان ناتوان از دفاع از خودشان هستند. ممکن است عدهای نه ضرورتا سودجویانه پیشقدم شوند و از این کودکان حمایت کنند. به عقیده من این حمایتها به این دلیل است که در درجه نخست نوعی درخواست عمومی خواسته و ناخواسته وجود دارد و آن این است که چرا آمادگی جدی و سازمانیافته داوطلبانه از کودکان قبل از حادثه وجود ندارد که کودکان در شرایط دشوار بهسرعت شناسایی شوند و در جای امنی نیازهایشان ازجمله آرامش، بازی، تغذیه مناسب و… تامین شود. البته نمیتوان منکر شد در این میان کسانی ممکن است همانطور که برای اعضای بدن انسان کسبوکار و تجارت دارند، تجارت کودکان را مانند بسیاری از جاهای دنیا به راه بیندارند، اما این سوءاستفاده موردی و محدود گزارش شده است. در مقابل، در مقیاس باورنکردنی درخواست شهروندان برای حمایت از کودکان و نگهداری آنها مطرح میشود.
اینجا یک سوال ساده مطرح خواهد شد و آن هم این است که آیا آماری از کودکان بیسرپرست بعد از حوادث طبیعی داریم؟ اگر آمار داریم آیا مرجع رسمی یعنی بهزیستی آنها را شناسایی کرده و تحویل گرفته است. آماری که از کودکان بیسرپرست کرمانشاه رسما منتشر شد ١٠ کودک است که ٩ نفر از آنها به خویشاوندان خود و یک نفر به بهزیستی سپرده شدهاند. اما کاری که از شهروندان در مواجهه با این کودکان برمیآید و میتوانند انجام دهند این است که افراد علاقهمند با مراجعه به مراکز بهزیستی نخستین نیاز این کودکان را که محبت کردن و در آغوش کشیدن آنهاست، برطرف کنند. با توجه به اعلام آمادگی شهروندان در فضاهای مجازی شاید منصفانهتر این باشد که تصور کنیم شهروندانی در سراسر کشور آماده هستند که این نیاز کودکان را برطرف کنند. شاید نوع بیان آن را بهدرستی نمیدانند، مگرنه محبت کردن و محبت دیدن یک نیاز انسانی در همه گروههای سنی است.