من الآن دختر بیست و پنج ساله ای هستم اما وقتی بچه ی پنج ساله ای بودم، پسرخاله ام که شش سال ازم بزرگتر بود، هروقت که تنها می شدیم به بدن من دست درازی می کرد. درست بوضوح بیاد ندارم که دقیقن باهام چیکار می  کرد (شاید عکس العمل بدنم به این قضیه این بوده که جزییات واقعه رو محو کنه)

 من هنر می خونم اون موقع ها خیلی نقاشی می کشیدم. او برای تمام شخصیتهای من که بیشتر موجود بودن و جنسیت مشخصی نداشتن، جنسیت زن و مرد می کشید. من به خانواده ام نشون دادم، ولی کسی واکنش نشون نداد و قضیه فراموش شد!

 مسئله الآن اینه که من از اون سن یه جورایی به بلوغ جنسی زودرس رسیدم و متاسفانه به دیدن تصاویر وفیلمای نامناسب روی آوردم.

ازسن هجده سالگی تاالان سه رابطه ناموفق رو تجربه کردم و جالبیش اینه که خودمم عطشم برای داشتن رابطه تنانه زیاد بود و بازم بگم طرفای من آدمای بدی نبودن و داشتن رابطه عاطفیو مهمتر از رابطه تنی میدونستن.. اما خب اشتباهن آدمایی که بهم نمی خوردنو انتخاب کردم. 

درحال حاضر یکساله که با مردی هیچ ارتباط خاصی ندارم اما بازم شبا خواب ... می بینم و این مسئله اذیتم می کنه. درضمن وسواس شدید شستن هم دارم و کلن هر وقت غلیان میکنم یا استرس می گیرم، ساعت ها دست وپامو می شورم. می دونم خیلی پراکنده نوشتم، اما لطفن کمکم کنید.پاسخ روانشناس گرامی، منیژه:

 

پاسخ: 

 

 

فکر می کنم سه ـ چهار مورد مطرح شده، یکی ابیوز ، یکی رابطه های ناموفق و

 

 

 دیگری نیاز بالای ج ن سی و در آخر وسواس! 

همه شون به نوعی با هم ربط دارن و بخصوص ابیوز و وسواس از همه مهمتر و مشکل آفرین ترند. تنها چیزی که اینجا و بدون بررسی می تونم بگم برای کم کردن از فشار جن سی تا می تونی باید سرت رو گرم کنی و اونقدر خسته باشی که فکرت پَرشی به این سمت نداشته باشه. 

در مورد باقی مواردت باید جزئیات رو دونست و مشاوره های طولانی می خواد. برو و حتما کمک حرفه ای بگیر وگرنه عمق و تعداد مشکلاتت بیشتر می شه. 

موفق باشی