قسمت دوم
کودکان پیش دبستانی – زیر ۵ سال
این کودکان را زیاد مورد نوازش و حمایت کلامی قرار دهید:
- پیش از بغل یا بلند کردن آنان نفس عمیق بکشید و بر روی آنان، و نه ضربه، تمرکز کنید.
- هم سطح چشمانشان قرار بگیرید و با صدایی آرام و با کلماتی که برایشان قابل درک است سخن بگویید.
- به آنان بگویید که همچنان دوستشان دارید و همچنان از آنان مراقبت میکنید تا احساس امنیت کنند.
کودکان تا نوجوانان – ۶ تا ۱۹ سال
کودکان و جوانان در این گروه سنی را پرورش دهید
- از کودکانتان یا کودکانی که از آنان نگهداری میکنید بپرسید که چه چیزی آنان را نگران میکند و چه چیزهایی میتواند به آنان کمک کند تا [با ضربه] کنار بیایند.
- با کلمات ملایم و در زمانهایی که مناسب باشد با در آغوش گرفتن، یا تنها با حضور خود به آنان آرامش دهید.
- حتی برای دورهای کوتاه با کودکان بیش از حد معمول وقت بگذرانید. بازگشتن به مدرسه و کارهای روزمره در خانه هم از اهمیت برخوردارند.
- برای یک یا دو روز کودکانی که دچار ضربه شدهاند را از کار خانه معاف کنید. پس از آن، اطمینان حاصل نمایید که فعالیتهای متناسب با سنشان را انجام میدهند و به نوعی مشارکت میکنند. این عمل به آنان حس مفید بودن میدهد.
- از وقت گذراندن آنها با هم سنیهایشان و اوقات تنهایی و سکوت برای نوشتن یا خلق آثار هنری حمایت نمایید.
- کودکان را تشویق کنید تا در فعالیتهای سرگرمی شرکت داشته باشند و به این طرف و آن طرف بروند و با دیگران بازی کنند.
- به ضربه روحی خودتان بپردازید و از خشونت جسمی، منزوی کردن، تنها گذاشتن و مسخره کردن کودکان بپرهیزید.
- کاری کنید که کودکان بدانند برای شما مهم هستند. برای انجام فعالیتهای خاص با آنها وقت صرف کنید و بدون این که فضولی کنید، به آنها سرکشی کنید.
هشدار: مراقب باشید کودکان را مجبور به حرف زدن در مورد ضربه یا شرکت در فعالیتهای اجتماعی [که نشان دهنده احساسات و افکار باشند] نکنید. اگرچه بسیاری از کودکان به راحتی در مورد وقایع صحبت میکنند، برخی از کودکان دچار ترس میشوند. برخی ممکن است در اثر سخن گفتن از واقعه، گوش کردن به صحبتهای دیگران یا دیدن نقاشیهای مربوط به واقعه مجددا دچار ضربه شوند. به کودکان اجازه دهید که از چنین جلساتی کناره بگیرند و دقت کنید که آیا نشانههای پریشانی از خود نشان میدهند یا خیر.
زمانی که کودکان، جوانان، والدین، پرستاران و معلمان به کمک بیشتر نیاز دارند
در مواردی کودک و خانوادهاش ممکن است برای عبور از ضربه دچار مشکل شوند. والدین یا پرستاران ممکن است از این که کودک را تنها بگذارند بترسند. معلمان ممکن است متوجه شوند که کودکی ناراحت است یا [رفتارش] متفاوت است. همکاری همه با هم میتواند کمک بزرگی باشد. گفتگو با یک متخصص بهداشت روانی برای پیدا کردن محدودههای مورد اشکال را در نظر بگیرید. در کنار هم، همه میتوانند تصمیم بگیرند که چگونه باید کمک کرد و چگونه باید از یکدیگر آموخت. اگر کودک عزیزی را از دست داده است، همکاری با کسی که میداند چگونه با کودکان عزادار کار کند را در نظر بگیرید.