قسمت آخر
اگر ما والدین و بزرگترها از این که اتفاقی برای کودکمان افتاده باشد، برای مثال قربانی یک آزار یا در بدترین حالت، سوءاستفاده جنسی شده باشد، احساس نگرانی میکنیم، این احساس میتواند به آسانی بر ما مسلط شود. برخی تلههای متداول وجود دارند که دانستن و دوری از آنها میتواند مفید باشد.
یک تلهی معمول برای یک بزرگسالِ نگران و ترسان این است که بر حسمان سرپوش بگذاریم و فکر کنیم که واکنش زیادی نشان دادهایم و احتمالا آنقدرها هم بد نیست. اگر ما به این شیوه واکنش نشان دهیم، کودک ممکن است احساس کند که این موضوع از موضوعاتِ ممنوعه است. اگر وی تجربهی خشونت، قلدری یا هرچیز دیگر دارد که بخواهد بیان کند، آن را برای خود نگه میدارد.
یک دامِ دیگر این است که نقش پلیس را عهدهدار شویم. ممکن است کودک یا افراد دیگر را بازجویی کنیم یا سوالات مستقیم بپرسیم. پیامهای کودک و خاطرات روزانهی او را بخوانیم و کامپیوترش را زیرورو کنیم. با اقدام کردن به روش مزبور، خطر ارسال این پیام به کودک وجود دارد که اتفاق خیلی بدی در حال وقوع است و این ممکن است کودک را از صحبت کردن بترساند. همچنین تحقیقات خود ما ممکن است کار بازرسان واقعی مانند پلیس و مددکاران اجتماعی را پیچیده کند.
اگر ما به خاطر اتفاقی که افتاده است احساس نگرانی میکنیم، بهتر است ابتدا برای خودمان روشن کنیم که دقیقاً از چه چیزی نگران هستیم. آیا چیزی است که دیدهایم، مانند یک پیغام که اتفاقی آن را خواندهایم یا مربوط به یک رفتار مشخص است؟
زمانی که نشانههای مشخصی داریم، میتوانیم از آنها استفاده کنیم و با کودک صحبت کنیم و بهتر است این کار را بدون پرسیدن سوالات مصرانه که موجب فشار روانی میشوند، انجام دهیم. بهتر است از اشارهی ضمنی به آزار یا سوءاستفاده جنسی اجتناب کنیم. برای مثال: زمانی که دیدم این اتفاق افتاد یا زمانی که تصادفاًً آن پیام را خواندم، احساس خوبی نسبت به آن نداشتم و باعث شد نگران شوم و از خودم بپرسم که چه معنایی میدهد.
ممکن است پاسخی بشنویم یا واکنشی ببینیم که مارا آرام کند، در عین حال ممکن است پاسخی هم بگیریم که حتی بیشتر نگرانمان کند. اکنون، باید تصمیم بگیریم آیا میخواهیم این موضوع را بیشتر پیش ببریم، برای مثال با درخواست کمک تخصصی. یا حتی ممکن است هیچ واکنشی دریافت نکنیم.
به کودک برای پاسخ فشار نیاورید. در عوض توضیح دهید من نگرانم و میخواهم بدانی که اگر اتفاقی برای تو بیافتد که احساس بدی داشته باشی، همیشه میتوانی با من صحبت کنی. اما افراد دیگری هم هستند که میتوانی با آنها در مورد آن صحبت کنی.
افراد دیگر میتوانند بزرگسالانی باشند که کودک در کنار آنها احساس اعتماد میکند؛ مانند پدربزرگ و مادر بزرگ، معلم، یا مددکار اجتماعی. به طور خلاصه، مسأله این است که کودک بداند که اگر شخصی، چیزی بگوید یا کاری انجام دهد که به هر شکلی، چه فیزیکی و چه روانی، به وی آسیب برساند، اشکالی ندارد که در مورد آن با بزرگترها صحبت کند و بداند که میتواند درخواست کمک کند. این موضوع به هیچ وجه تقصیر کودک نبوده و مسئولیتی متوجه وی نیست!
- اگر نگران هستید که اتفاق بدی برای کودک افتاده است، مراقب واکنشتان باشید. از سرپوش گذاشتن بر آن و یا بر عهده گرفتن نقش پلیس اجتناب کنید.
- زمانی که موضوع را با کودک مطرح میکنید، مکالمهتان را بر یک واقعه یا وضعیت مشخص که شما را نگران میکند بنا کنید.
- از فشارآوردن بر کودک برای پاسخ خودداری کنید. اجازه دهید بداند که شما برای صحبت کردن آنجایید، و اینکه بزرگترهای دیگری هم برای صحبت هستند. (مانند والدین، معلمان و مددکاران اجتماعی).
خشونت و سوءاستفاده جنسی
خشونت و سوءاستفاده جنسی کودکان شامل همهی اعمالی میشود که با ماهیت جنسی توسط شخصی دیگر بر کودک تحمیل میشوند. ویژگی اعمال مزبور این است که توسط یک بزرگسال و یا کودکی که به مراتب بزرگتر است انجام میشود و از موقعیت وابستگی قربانی برای قرار دادن وی در معرض کارهایی که کودک درک نمیکند یا برای فهمیدن آن آماده نیست استفاده میکند.
کودک فاقد بینشی است که بتواند عمل را با رضایت انجام دهد و اعتماد وی مورد تعرض قرار می گیرد. سوءاستفاده میتواند فیزیکی یا غیرفیزیکی باشد.
* نجات کودکان، یک سازمان مستقل پیشتاز بینالمللی برای کودکان است. ما در ١٢٠ کشور سراسر دنیا فعالیت کرده، زندگی کودکان را نجات داده، برای حقوقشان مبارزه کرده و به آنها کمک میکنیم تا استعدادهای بالقوهی خود را شکوفا کنند.
این مقاله ترجمه ای است از:
Norlen, Anna, (2014). Respect! My body!: A Handbook for grown/ups on how to talk with children about boundaries and sexual abuse.
Save the Children, Sweden