برگزیده از سایت عصر ایران

جامعه ایران جوان است. فیلم ها و تصاویر تحریک کننده در شبکه های ماهواره ای و اینترنتی و موبایلی به وفور در دست رس است و این لهیب آتش شهوت و غریزه را به صرف پند و موعظه نمی‌توان فرو نشاند.
عصر ایران؛ مهرداد خدیر - «ستایش، دختر‌بچه افغان مقیم ورامین روز یک‌شنبه 22 فروردین 1395 برای خریدن بستنی به مغازه نزدیک خانه می رود اما دیگر هرگز به خانه برنمی‌گردد.

شیر‌آقا قریشی پدر دختر بچه پس از مدتی پرس و جو از پلیس کمک می‌خواهد و بعد پلیس اطلاع می‌دهد دوست پسر همسایه خبر داده  که قاتل از او خواسته بود در انتقال جسد به او کمک کند. جسدی که علایم سوختگی با اسید بر روی آن دیده می شده. 

قاتل کیست؟ یک پسر 16 ساله. مقتول که؟ دختر بچه 6 ساله افغان...»

تا همین جا هم خبر به قدر کافی روح و روان مان را جریحه‌دار کرده خاصه اگر دختر بچه یا خواهری با این سال داشته باشیم تا رنج‌مان صد افزون شود.

ستایش، افغان بود اما بعید است مخالفان حضور افغان‌ ها نیز هم‌دردی نکنند. همه باید در نکوهش رفتاری که با ستایش شد مرثیه بخوانیم و در مظلومیت او بگرییم. بیاییم خون بگرییم و البته نکاتی را هم یادآور شویم. 
 
واکنش‌ها به تجاوز و قتل دختر افغان در ورامین

1- تکان‌دهندگی و تاسف‌باری خبر ایجاب می کرد شبکه‌های اجتماعی زودتر واکنش نشان دهند. قدری با تأخیر البته به این خبر پرداخته شد . آیا این تآخیر به خاطر آن بود که دختر بچه افغان بود؟  

2- برخی این اتفاق را که قاتل نوجوان پیکر دختر بچه بی‌گناه را بعد از تجاوز با چاقو به قتل می‌رساند و پیکرش را در وام حمام می‌اندازد و رویش اسید می‌ریزد؛ شبیه صحنه‌ای از سریال «بریکینگ بد» می‌دانند که همراه با سی‌دی شهرزاد در سوپرمارکت‌های شهر به فروش می رسد. پسر 17 ساله در از بین بردن جنازه موفق نیست و از دوستش کمک می‌خواهد و این دوست هم پدرش را در جریان می‌گذارد و خبر به پلیس و کلانتری محل داده می‌شود و حالا پسرک دستگیر شده است...

نمی خواهیم بگوییم الزاما این فیلم ها بدآموزی دارند اما این واقعیت را نمی توان نادیده انگاشت که بخشی از خشونت در ایران و جهان از طریق سینما منتقل می شود. هر چند این توجیه هم وجود دارد که فیلم ها انرژی های منفی را تخلیه می کنند. 
 
3- ایسنا سراغ یکی از فعالان اجتماعی منطقه قرچک و ورامین رفته و از قول او آورده است:

  «داوودآباد فاصله کمی با خیرآباد - محل زندگی ستایش- دارد. قرچک و ورامین دو قسمت تهران است که خانواده‌های افغان زیادی آنجا زندگی می‌کنند. چون خانواده‌های افغان برای کار به شهرهای بزرگ می آیند و به دلیل نداشتن استطاعت مالی کافی در حاشیه‌ها ساکن می‌شوند. 

امنیت در این محله‌ها بسیار کم است، بچه های محروم از تحصیل زیادی در این مناطق هستند که جمعیت تلاش می کند به آن‌ها خدمات آموزشی و درمانی ارائه بدهد. 

بیشتر این بچه ها خانواده‌های آسیب دیده‌ای دارند که درگیر اعتیاد هستند و فضای ناامن این مناطق چنان است که خانه‌ی جمعیت با اینکه در مقابل کلانتری است اما چندین بار مورد دستبرد قرار گرفته است. این مناطق به شدت نیازمند کار فرهنگی ریشه‌ای هستند و همراه با کار فرهنگی باید قوانین خاصی در این مناطق گذاشته شود و امکانات به آن‌ها داده شود؛ در این مناطق بچه‌ها در سنین پایین ازدواج می‌کنند، کنترلی بر بارداری خود ندارند و آموزشی هم برای حمایت از فرزندان خود ندیده‌اند». 

بیش از این چه می توان گفت و نوشت؟

4- یک لحظه تصور کنید ستایش، افغان نبود و دختر بچه ای ایرانی بود و این جنایت فجیع را یک نوجوان 16 ساله افغان مرتکب شده بود. اکنون چه موجی علیه افغان ها به راه افتاده بود؟ ایا محتمل نبود خانه شان را به آتش بکشند؟!

5- جامعه ایران، جوان است. فیلم ها و تصاویر تحریک کننده در شبکه های ماهواره ای و اینترنتی و موبایلی به وفور در دست رس است و این لهیب آتش شهوت و غریزه را به صرف پند و موعظه نمی توان فرو نشاند. تدبیری باید و شایسته است همه بنشینند و فکری کنند. 

مقتول بچه است اما قاتل هم بچه است. گیرم تا 18 ساله شد طناب دار را به گردن او اندازیم. اما او هم با همه سبعبت و جنایتی که مرتکب شده باز بچه است. در نگاه عده ای البته مشکل اصلی این است که خانم‌ها در داخل اتومبیل و در بزرگراه چه لباسی بر تن دارند. فاجعه اصلی اما جای دیگری در جریان است...

در این میان البته خبرهای خوب هم شنیده می‌شود. چه از قول نماینده ورامین درباره پی‌گیری و چه وکیلانی که گفته‌اند حاضرند بدون دریافت پول وکالت خانواده ستایش را بر عهده بگیرند تا کاربرانی که در شبکه‌های اجتماعی پروفایل خود را به چهره خندان ستایش تغییر داده‌اند و تا مطالبی که با هشتگ هایی با اشاره به این واقعه ناگوار منتشر شده است.

  ماجرا اما تلخ‌تر از آن است که بیشتر بتوان درباره آن نوشت... طفلک ستایش... قربانی چه شد؟!

برگزیده از سایت خانه ی امن

والدین زندانی، کودکان‌‌ رهاشده
 
 
Lost and alone
 

Photo: soupstock/Bigstock.com

موسی برزین خلیفه‌لو، پژوهشگر حقوق

گرچه مجازات زندان یکی از موثر‌ترین و پذیرفته‌شده‌ترین واکنش‌های کیفری در قبال جرم است اما این مجازات اثرات سوئی هم نسبت به اطرافیان شخص محبوس دارد. مهم‌ترین آن، تاثیرات زیان‌بار نسبت به کودکی است که والدینش محکوم به مجازات حبس شده‌اند. زندانی شدن فردی که دارای فرزند است، بدون شک آسیب‌هایی را به زندگی کودک وارد کرده و رشد و تعالی کودک را به مخاطره می‌اندازد. چه بسا اگر مجازات حبس پدر یا مادر طولانی‌مدت باشد، آینده کودک ممکن است تحت‌الشعاع محکومیت والدین قرار گیرد. به عبارتی حبس پدر و مادر مجازاتی است علیه کودکی که هیچ گناه و جرمی انجام نداده است. به همین منظور ضروری است تا حد ممکن اثرات زندان والدین بر کودکان آن‌ها رفع شده و قوانین، تدابیر حمایتی برای این کودکان بیاندیشند.

 مساله زمانی وخیم‌تر می‌شود که هر دو والدین کودک به زندان محکوم شوند و یا یکی از آن‌ها محکوم و دیگری فوت کند و یا صلاحیت لازم برای سرپرستی را نداشته باشد. بسیار مشاهده شده است که هر دو والدین در حالی که چندین فرزند بدون حامی دارند محکوم به زندان شده‌اند و کودکان آن‌ها بدون سرپناه و سرپرست مورد سوء‌استفاده و آزار و اذیت دیگران قرار گرفته‌اند. در این گونه موارد قطعا لازم است در راستای حمایت از کودکان تدابیری اندیشیده و نسبت به وضعیت آن‌ها تعیین تکلیف شود. اگر پدر و مادر هر دو راهی زندان شوند چه کسی باید مخارج کودک را تامین کند؟ نگهداری و تربیت کودکان بر عهده چه کسی خواهد بود؟ اگر کودکان سرپناهی نداشته باشند تکلیف آن‌ها چیست؟

در حقوق ایران مقررات مشخصی در این زمینه وجود ندارد و چندین ماده ناکافی در این مورد وضع شده است. این مواد مطلقا نمی‌تواند حمایت‌گر کودکانی باشد که والدین آن‌ها در زندان به سر می‌برند. در این نوشته به بررسی وضعیت حقوقی کودکانی خواهیم پرداخت که هر دو والدین آن‌ها محکوم به حبس شده و یا یکی از والدین در حبس بوده و دیگری به دلیل فوت یا مساله دیگری امکان نگهداری و سرپرستی از کودک را ندارد.

تعویق مجازات

در مواردی به دلیل وجود فرزند خردسال ممکن است مجازات حبس مادر به تعویق بیافتد. بر اساس ماده ۵۰۱ قانون آیین دادرسی کیفری اجرای مجازات در موارد زیر به تشخیص و دستور قاضی اجرای احکام به تعویق می‌‏افتد:

۱ – دوران بارداری

۲ – پس از زایمان حداکثر تا شش ماه

۳ – دوران شیردهی حداکثر تا رسیدن طفل به سن دو سالگی

همان‌طور که از ماده مشخص است این حکم مختص به مادر و حداکثر تا دو سالگی طفل است. هم‌چنین تشخیص این مساله هم بر عهده قاضی اجرای احکام گذاشته شده است. گرچه این ماده گامی مثبت برای حمایت از نوزادانی است که مادرشان محکوم به حبس شده است اما این حکم مخصوص نوزادان شیرخواره است.

ضم امین

بر اساس قانون مدنی ایران ولی قهری طفل پدر و جد پدری است. ولی قهری وظایف خاص خود را نسبت به کودک دارد از جمله تامین هزینه‌های کودک و تصمیم‌گیری راجع به امورات مالی و غیر مالی او. قانون‌گذار در قانون مدنی مقرر کرده است که اگر ولی قهری به سبب حبس نتواند وظایف خود در قبال کودک را انجام دهد یک نفر امین برای انجام وظایف او تعیین خواهد شد. بر طبق ماده ۱۱۸۷ قانون مذکور «هرگاه ولی قهری منحصر به واسطه غیبت یا حبس به هرعلتی که نتواند به امور مولی‌علیه رسیدگی کند و کسی را هم از طرف خود معین نکرده باشد حاکم یک نفر امین به پیشنهاد مدعی‌العموم برای تصدی و اداره اموال مولی‌علیه و سایرامور راجع به او موقتا معین خواهد کرد.»

در این ماده نیز صرفا مسائل مربوط به ولایت کودک به هنگامی که ولی در زندان باشد مورد اشاره قرار گرفته و حکمی در مورد این‌که اگر مادر طفل هم در زندان باشد و یا فوت کرده و یا به هر علتی قادر به حضانت نباشد مقرر نشده است.

تصمیم دادگاه به هنگام عدم مواظبت والدین

در قانون مدنی ایران پیش‌بینی شده است که هرگاه والدین نتوانند از طفل تحت حضانت خود نگهداری کنند، دادگاه تصمیمات لازم را نسبت به طفل خواهد گرفت. بر طبق ماده ۱۱۷۳ قانون مدنی «هر‌گاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست، صحت جسمانی و یا ترتیب اخلاقی طفل در معرض خطر باشد، محکمه می‌تواند به تقاضای اقربای طفل و یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضائی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند، اتخاذ کند.»

گرچه در ادامه ماده مصادیق عدم مواظبت و انحطاط اخلاقی آمده و اشاره‌ای به حبس والدین نشده است، اما از آن‌جا که این مصادیق تمثیلی هستند، می‌توان گفت حبس‌های درازمدت نیز می‌تواند از موارد عدم مواظبت باشد. در این هنگام دادگاه والدین را فاقد صلاحیت اعلام کرده و می‌تواند به تشخیص خود سرپرستی کودک را به اقربا یا سازمان‌های ذ‌ی‌ربط از جمله سازمان بهزیستی واگذار کند. لازم به ذکر است اگر کودک جد پدری داشته باشد، از آن‌جا که جد ولی قهری محسوب می‌شود، در صورت صالح بودن وی کودک به او سپرده خواهد شد. در مورد این‌که دادگاه چه تصمیمی باید در این‌گونه موارد اتخاذ کند، به نظر می‌رسد قانون جدید آیین دادرسی کیفری در مورد اطفال زیر دو سال تعیین تکلیف کرده است. بر اساس ماده ۵۲۳ این قانون «اطفال تا سن دو سال تمام را نباید از مادری که محکوم به حبس یا تبعید شده است جدا کرد، مگر آن‌که مصلحت طفل اقتضاء کند. در این صورت کودک به پدر و در صورت فقدان یا عدم صلاحیت وی به ترتیب به جد پدری یا وصی آن‌ها و یا نزدیکان وی با رعایت مراتب ارث و در صورت فقدان یا عدم صلاحیت آنان، به مؤسسات ذی‌صلاح سپرده می‌شود.»

همان‌طور که از متن ماده پیداست این حکم صرفا مخصوص اطفال زیر دو سال است و کودکان بالای ۲ سال را در بر نمی‌گیرد.

بدسرپرست شناخته شدن کودک

چنان‌چه پدر و مادر کودکی به زندان محکوم شوند یا یکی از والدین به زندان محکوم شود و دیگری نیز به هر دلیلی امکان نگهداری و سرپرستی از کودک را نداشته باشد و همچنین جد پدری نیز وجود نداشته یا فاقد صلاحیت باشد و مساله حضانت کودک از طریق ضم امین نیز مرتفع نشود، ممکن است کودک بدسرپرست شناخته شده و مشمول قانون جدید حمایت از کودکان و نوجوانان بی‌سرپرست و بدسرپرست گردد. در این هنگام در صورت تقاضای سرپرستی نسبت به طفل با در نظر گرفتن شرایط قانونی، کودک به متقاضیان سپرده خواهد شد. بر طبق بند دال ماده ۸ قانون مذکور «سپردن سرپرستی افراد موضوع این قانون در صورتی مجاز است که دارای یکی از شرایط ذیل باشند: … د- هیچ یک از پدر، مادر و جد پدری آنان و وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی را نداشته باشند و به تشخیص دادگاه صالح این امر حتی با ضم امین یا ناظر نیز حاصل نشود.» هم‌چنین ماده ۱۰ نیز در این راستا تاکید داشته است که «در کلیه مواردی که هیچ یک از پدر، مادر یا جدپدری یا وصی منصوب از سوی ولی قهری صلاحیت سرپرستی را ولو با ضم امین یا ناظر نداشته باشند، دادگاه می‌تواند مطابق این قانون و با رعایت مواد (۱۱۸۴) و (۱۱۸۷) قانون مدنی و با اخذ نظر مشورتی سازمان، مسؤولیت قیم یا امین مذکور در این مواد را به یکی از درخواست‌کنندگان سرپرستی واگذار نماید.»

با توجه به مواد فوق می‌توان گفت حبس والدین می‌تواند صلاحیت سرپرستی والدین را سلب کرده و تحت شرایطی کودک را در وضعیت حقوقی بدسرپرستی قرار دهد. اگر دادگاه چنین امری را تشخیص دهد، بر اساس قانون مذکور سرپرستی کودک یا به متقاضیان سرپرستی واگذار و یا نهادهایی همچون سازمان بهزیستی داده می‌شود.

در پایان لازم است اشاره شود گرچه قوانین ایران مقرراتی را راجع به موضوع بحث پیش‌بینی کرده‌اند اما این مقررات مبهم و ناقص هستند و نمی‌توانند حقوق کودکانی را که والدین آن‌ها محکوم به حبس شده‌اند تامین کنند. از طرف دیگر همین مقررات ناقص نیز در عمل به دلیل نبود زیرساخت‌ها و نظارت‌های لازم مورد توجه قرار نمی‌گیرند و کودکان با این وضعیت به حال خود‌‌ رها می‌شوند.

 

مشاوره حقوقی رایگان برای قربانیان خشونت خانگی

 

روزهای شنبه تا چهارشنبه، از ساعت ۶ عصر تا ۱۰ شب مشاوران خانه امن پاسخگوی شما هستند.

مشاوران خانه امن با شما تماس داشته باشند.

تلفن: ۸۵۳۱۲۶۰۰-۰۲۱

 

برگزیده از وبلاگ طبیعت زیبای ایران

آیا كودك می تواند در رختخواب شما بخوابد ؟

 

 

بسیاری از والدین  برای رهایی از ناراحتی های هنگام خواب،در مقابل كودك كوتاه می آیند و او را در تمایلاتش برای خوابیدن دركنار خودشان آزاد می گذارند . و احساس می كنند كه این بهترین كار برای كودك است.اگر چه این كار برای  یكی دو شب قابل توجیه است مثلاً وقتی كه كودك بیمار است یا روحیه نامناسبی دارد؛اما در بیشتر موارد این عمل  مناسب نیست. همه ما این حقیقت را می دانیم كه افراد در رختخواب مجزا بهتر می خوابند . مطالعات  نشان داده كه حركات و بیداریهای یك فرد در طول شب  افراد دیگری را كه با او در یك رختخواب می خوابند بیدار كرده و باعث ایجاد تغییرات خواب می شود . لذا بهتر است كه كودك را با افراد دیگر در یك جا نخوابانیم . تنهایی خوابیدن بخش مهمی از یادگیری كسب استقلال،بدون اضطراب  و همراه با آرامش و اطمینان  است . این روند در رشد روانی  به موقع او اهمیت بسزایی دارد . خوابیدن كودك در بستر شما به جای آن كه باعث آرامش و اطمینان او شود  برای او اضطراب و سردرگمی را به همراه می آورد . اگر به كودك خود اجازه بدهید تا میان شما و همسرتان بخوابد احتمالاً به دلیل این كه خود را مسئول جداییشمامی داند احساس قدرت زیادی خواهد كرد و همین  موجب نگرانی او هم می شود؛چون می خواهد  مطمئن شود كه شما او را تحت كنترل دارید و هرگاه كه صلاح باشد بی توجه  به تمایل او اعمال سلیقه می كنید.اگر شما نشان دهید كه نمی توانید به این نحو عمل كنید و او می تواند هر طور كه بخواهد عمل كند ممكن است كه احساس تزلزل كند .

اگر كودك با یكی از والدین خود  زندگی می كند،یا یكی از والدین دور از خانه و در محل كار است و یاحتی در اتاق دیگر می خوابد وجود این وضعیت برای او اضطراب  بیشتری را به همراه خواهد داشت . در اینجا بعضی والدین آسانترین راه را انتخاب می كنند و او را به رختخواب خود می آورند و یا یكی از  آنها به رختخواب او می رود .  اما كودك باز هم  اطمینان  خاطر نخواهد یافت  چرا كه  احساس می كند جای یكی از  آنها را گرفته است و یا خود را مسئول جدایی می داند و همین امر او را دوباره نگران می كند. اغلب بچه هایی كه والدین آنها جدا از هم زندگی می كنند و یا طلاق گرفته اند  خود را در این آشفتگی خانوادگی مقصر می دانند.ناراحتی این كودكان بیشتر مربوط به زمانی است كه در رختخواب  والدینشان  می خوابیده اند  .

اكثر بچه ها مشكل جدی و مداومی برای تنهایی خوابیدن ندارند . اگر كودك شما از تنهایی خوابیدن خیلی می ترسد و شما اجازه می دهید  كنار شما بخوابد مشكل او را حل نكرده اید . ترس او  باید دلیل داشته باشد . شما وقتی به او كمك می كنید كه به همراه  او بكوشید تا علت ترس او را پیدا كنید . این كار به صبر ، درك و استقامت قابل ملاحظه  شما نیاز دارد .

 

 

اگر به خاطر تمایل  خودتان او را به رختخواب خود میآورید بهتر است احساستان را دوباره ارزیابی كنید.برخی از افراد كه تنها زندگی می كنند ( به دلایل متفاوت ) از این كه شبها كنار فرزندشان بخوابند كمتر احساس تنهایی و ترس كرده و راضی تر هستند و یا گاهی اوقات كه والدین از دست هم ناراحت هستند كودك را به رختخواب می برند . اگر شما هم با این گونه مسائل درگیر هستید باید گفت كه به جای كمك به كودكتان  سعی دارید كه مشكل خود را حل كنید . زمانی كه چنین الگویی برای خواب وجود داشته باشد نه تنها كودك  بلكه همه افراد خانواده از این مسئله رنج می برند.  باید مشكل و نیاز خودتان را درك كنید و با آن كنار بیایید واگر این مشكل به آسانی حل نشود می بایست  از متخصصان كمك بگیرید .

اگر كودك عادت كند همیشه با شما بخوابد او را در مهد كودك هم نمی توانید  تنها بگذارید .این عادت او در زندگی اجتماعی  شما نیز تاثیر می گذارد و دیری نمی گذرد كه احساس می كنید نسبت به كودكتان عصبانیت  روزافزون  پیدا كرده اید وزمانی هم كه آن قدر بزرگ می شود  كه دیگر نتوانید با او در یك رختخواب بخوابید نمی توانید قانعش سازید كه به رختخواب خودش برود .

البته  آن روز زمانی است كه مجبور هستید  حضور كودكتان را هر شب در اتاق خودتان تحمل كنید .

ممكن است شما یك یا دو اتاق خواب داشته باشید  و علاوه  بر چند بچه،پدر بزرگ و مادر بزرگ هم با شما زندگی كنند  كه برای خودشان اتاق نیاز دارند و یا ممكن است در خانه ی كسی باشید كه آنها تنها یك اتاق دارند.اینها همه نمونه هایی از موقعیتهای دشواری است كه البته  برای آنها راه حل  هم وجود دارد.مثلاً اگر كودك شما مجبور است در اتاق  شما بخوابد  به او یك رختخواب جداگانه بدهید كه گوشه ای از اتاق را به خودش  اختصاص دهد و سعی كنید فضایی  مخصوص وسائل او ایجاد نمایید .

اسباب بازی یا یك ملحفه مخصوص

به جای آن كه  كنار كودك نوپا و یا خردسالتان بخوابید تا خوابش ببرد بهتر است از یك عروسك نرم پارچه ای،یك اسباب بازی و یا حتی پتوی  مخصوص استفاده كنید  اسباب بازی معمولاً كودك را سرگرم و متقاعد می كند تا شب را به تنهایی  سپری كند. این كار باعث می شود تا او احساس كند كه بر دنیای پیرامون خود تا حدودی كنترل دارد . چرا كه یك اسباب بازی و یا یك ملحفه را هر وقت كه او بخواهد می تواند همراه داشته باشد و این اسباب بازی هیچ گاه  او را ترك نمی كند .

كودك معمولاً  چنین اشیائی را در ابتدای  سنین نوپایی  انتخاب می كند  و دوستی  با آن را تا 6 – 8 سالگی ادامه می دهد اگر كودك شما با یك اسباب بازی و یا یك عروسك پارچه ای  نرم سرگرم  شود آن را وارد برنامه خواب خود خواهد كرد. اسباب بازی كه با او غذا بخورد و به قصه هایش گوش دهد. به او اطمینان دهید كه اسباب بازی اش را تا هر زمانی كه بخواهد می تواند  داشته باشد.این كار،شب بخیر گفتن را برای او آسان تر می كند.   

 

منبع: طبیعت زیبای ایران

عجایبی بیش نیستیم!

 

گاهی شنیدن خبرهایی آدمو به سکوت بدی دچار می کنه ولی آنچنان با اعصابش بازی می کنه که نه تمام روز از فکرش بیرون میره نه شب خواب راحت داره. 

پریشب تو اخبار نشون می داد مادری که دو بچه ی نوزده ماهه و دو سال و نیمه رو توی وان گذاشته و خودش تو حمام نمونده بود. در نتیجه بچه ها هر دو غرق شده بودند و معلوم نیست چجوری نشنیده دست و پا می زدند یا... مادر تبرئه شد چون کارش عمدی نبود اما بعد از دادگاه به خونه رفته و توی همون وان خودشو کشت!

و بعد مادر جوونی رو نشون داد که دخترش دو روز از ضربه ای که به سرش خورده بوده مدام گریه می کرده و بی تابی ولی او توجهی نمی کنه. تا غروب روز دوم که گریه های اون طفل بی گناه به جیغ های مکرر تبدیل میشه و مادر تازه به اورژانس زنگ می زنه ولی دیر شده و دخترک از بین رفت! 

نُه سال زندانی براش بریدن و پدر بچه و همسر جدیدشو نشون می داد که هر دو ناراحت بودن بخصوص نامادری. مادر رو هم نشون می داد که قیافه ای مثل سنگ داشت. نمی دونم از شوک مرگ دخترش بود یا مریضی روحی داشت.

 هنوز نفهمیدم چرا وقتی نمی تونیم مسئولیتمونو به هر عنوانی بپذیریم و انجام بدیم، قبولش می کنیم؟!

 

برگزیده از سایت مهرخانه

 پسر نوجوان زمانی که در شبکه اجتماعی بی‌تالک با یک پسر آشنا شد، نمی‌دانست که قربانی چه نقشه سیاهی خواهد شد. بلیت‌های رایگان استخر بهانه‌ای بود تا پسر جوان این نوجوان ١٦ ساله را به خلوتگاه شیطانی خود و سه دوست دیگرش بکشاند.
 
 به نقل از شهروند، ماجرا به بهمن‌ پارسال برمی‌گردد؛ درست از زمانی که نوجوان ١٦ ساله دچار کابوس‌های شبانه شد و روز‌به‌روز افسرده‌تر شد. از همان زمان بود که خانواده این نوجوان سعی کردند متوجه مشکلات روحی که برای پسرشان به‌وجود آمده بود شوند اما این پسر مهر سکوت بر لبانش زده بود و حرفی نمی‌زد و حالش روز‌به‌روز بدتر می‌شد تا اینکه به خاطر فشارهایی از ناحیه دست دچار رعشه شد. پزشکان اعلام کردند که این علایم ناشی از فشار روانی است. هنوز هیچ‌کس نمی‌دانست که این پسر قربانی چه سرنوشت شومی شده است تا اینکه او را نزد یک روانشناس بردند و درنهایت راز یک جنایت سیاه فاش شد.
 
این پسر در نهایت گفت که ٤ نفر او را به خلوتگاه شیطانی کشانده‌اند و با تهدید چاقو و شکنجه به او تجاوز کرده‌اند. فاش شدن همین موضوع باعث شد تا خانواده پسر نوجوان بلافاصله راهی دادسرا شوند و از ٤ متجاوز شکایت کنند. وقتی کار به شکایت کشید، قربانی ابتدا ادعا کرد که یک روز هنگام رفتن به باشگاه ورزشی، ٤ موتورسوار سد راه او شده و با تهدید وی را به خانه‌ای حوالی جنوب تهران برده‌ و پس از آن با تهدید وی را مورد آزار و اذیت قرار داده‌اند اما حقیقت ماجرا چیز دیگری بود که این پسر نوجوان وقتی در مقابل آرش سیفی بازپرس شعبه چهارم دادسرای جنایی تهران قرار گرفت آن را فاش کرد.
 
او گفت: با پسر متجاوز در بی‌تالک آشنا شده بودم. او ادعا می‌کرد که در یک باشگاه ورزشی کار می‌کند و به واسطه شغلش می‌تواند برایم بلیت استخر بگیرد. همین باعث ارتباط بیشتر ما شد و هر روز با هم چت می‌کردیم. در این مدت سعید خیلی از خودش تعریف می‌کرد و می‌گفت اگر با کسی رفیق شود، برایش سنگ تمام می‌گذارد. من هم کم‌کم به او اعتماد کردم و به اصرار سعید با هم قرار ملاقات گذاشتیم. سعید می‌گفت تاریخ بلیت‌هایی که برایم تهیه کرده است، می‌گذرد و هرچه زودتر باید همدیگر را ببینیم تا بلیت‌ها را به من بدهد. برای همین با او حوالی جنوب غرب تهران قرار ملاقات گذاشتم. وقتی سر قرار رفتم او مرا به یک باشگاه ورزشی برد. من هم چون تصور می‌کردم او در همین باشگاه کار می‌کند داخل آنجا شدم که در نهایت با هم به یک اتاقک رفتیم. آنجا وقتی در را قفل کرد متوجه نقشه‌اش شدم ولی دیگر دیر شده بود. سعید می‌خواست به من تجاوز کند و من هم راه فراری نداشتم. او می‌گفت اگر حرفی بزنی برایت دردسر درست می‌کنم. برای همین با تهدید چاقو مرا مورد آزار و اذیت قرار داد. من که شوکه شده بودم هیچ راه فراری نداشتم تا اینکه سعید از اتاق بیرون رفت و من هم تصور می‌کردم الان از این اتاق آزاد می‌شوم ولی چند دقیقه بعد دو پسر دیگر وارد اتاقک شدند. آنها هم با زور ضرب‌ و‌ شتم مرا مورد آزار‌ و اذیت قرار دادند. من از ترس زبانم بند آمده بود و از شدت ترس نمی‌دانستم چه کنم. آن دو نفر که رفتند، این بار نفر چهارم به اتاق آمد و او هم مرا مورد آزار و اذیت قرار داد. پس از آن رهایم کردند و سعید تهدید کرد که اگر به کسی حرفی بزنم آبرویم را همه جا می‌برد. من هم از خجالت ترسیدم به کسی حرفی بزنم.
 
پس از اظهارات هولناک این پسر، به دستور بازپرس جنایی ماموران اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران تحقیقات خود را برای دستگیری متهمان پرونده آغاز کردند. تا اینکه اسفند سال گذشته بود که در نهایت ٣ نفر از متهمان دستگیر شدند. متهمان ادعا کردند که به پیشنهاد سعید وارد این ماجرا شدند و نمی‌دانستند که او نوجوان ١٦ ساله را فریب داده است. آنها اعتراف کردند که بارها در موبایل سعید تصاویر مستهجنی از پسران نوجوان دیده‌اند. سردسته این باند سیاه نیز در ایام نوروز در مخفیگاهش در شهرستان گنبدکاووس دستگیر شد. متهم در بازجویی‌ها به این تجاوز اعتراف کرد.
 
با اعتراف متهمان، آنها در اختیار ماموران اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران قرار گرفتند و تحقیقات از آنها ادامه یافت. این درحالی است که شاکی به پزشکی قانونی معرفی شد تا میزان صدماتی که به او وارد شده بررسی شود. 

 

خشونت مرز نمی‌شناسد و تنها مخصوص جوامع عقب‌مانده نیست

آخرین آمار خشونت علیه زنان در ایران از زبان سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس

 
 
 
 
در ایران کمتر از ۳۵ درصد از خشونت‌های خانگی به پلیس گزارش می‌شود و گاهی اصلاً این تصور وجود ندارد که این رفتار درستی نیست و نباید آن را تحمل کرد. در تحقیقی که انجام شده بود مشخص شد که از ۱۸۰ موردی که زنان علیه خشونت‌های خانگی شکایت کرده بودند، ۱۲۸ مورد آنها حاضر نشدند پیگرد قانونی صورت گیرد.
 
پایگاه تحلیلی- خبری مهرخانه، با توجه به رسالت خود جهت اطلاع‌رسانی جامع اقدامات و فعالیت‌های صورت‌گرفته در حوزه زنان، مبادرت به پوشش همایش‌ها، جلسات، نشست‌ها و هم‌اندیشی‌های گوناگون که توسط طیف‌های فکری و سیاسی مختلف برگزار می‌شود، می‌کند. بدیهی است این اقدام صرفاً جهت اطلاع‌رسانی به علاقه‌مندان حوزه زنان صورت گرفته و لزوماً بیانگر دیدگاه‌های مهرخانه نیست.
 
سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس گفت: در ایران در زنان بین ۱۵ تا ۴۴ سال میزان مرگ ناشی از خشونت با میزان مرگ ناشی از سرطان برابر است.
 
نشست تخصصی منع خشونت علیه زنان با سخنرانی دکتر محمدعلی اسفنانی سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس در مرکز همایش‌های کتابخانه ملی برگزار شد.
 
شکل‌های خشونت علیه زنان
 
اسفنانی در رابطه با اشکال خشونت علیه زنان گفت: خشونت علیه زنان به شکل خشونت‌های فیزیکی، جسمی و جنسی، خشونت توسط دولت‌ها مثل وضع برخی قوانین، خشونت در اجتماع مثل آزار جنسی و خشونت فرهنگی که مربوط به آداب و رسوم می‌شود و محدودیت‌هایی را برای زنان به دنبال دارد، علیه آنها اعمال می‌شود.
 
وی افزود: خشونت‌هایی که زنان در زندگی خود می‌بینند به چهار دسته فیزیکی، روانی، اقتصادی و اجتماعی تقسیم می‌شود. خشونت فیزیکی شامل کتک زدن، زندانی کردن و اخراج از خانه است. خشونت روانی و کلامی مانند دشنام دادن، فریاد زدن، رفتار آمرانه، و تهدید کردن است که موجب ایجاد روحیه پوچی و اضطراب می‌شود. خشونت اقتصادی شامل ندادن نفقه، سوءاستفاده مالی از زن، صدمه زدن به وسایل مورد علاقه او و ... می‌شود. خشونت جنسی نیز در خانواده به مواردی مانند اجبار در رابطه زناشویی غیرمتعارف و عدم استفاده از وسایل بهداشتی بازمی‌گردد.
 
خشونت علیه زنان پنهانی است
 
سفنانی بیان داشت: شاید الان ظاهر خشونت‌ها مانند قبل نباشد، اما خشونت‌های دیگری وجود دارد که موجب آزار و اذیت زنان می‌شود که نمونه آن ممانعت از حجاب و کار، تحقیر شخصیت و نگاه ابزاری به زن‌ها در شبکه‌های ماهواره‌ای است. خشونت علیه زنان گاهی امری پنهانی است که بسیاری به دلیل عدم حمایت‌های قانونی از ابراز آن خودداری می‌کنند. برخی زنان هم به خودشان القا می‌کنند که وضعیت باید به همین صورت باشد.
 
کمتر از ۳۵ درصد خشونت‌های خانگی در ایران به پلیس گزارش می‌شود
 
وی در ادامه گفت: خشونت مرز نمی‌شناسد و تنها مخصوص جوامع عقب‌مانده نیست؛ به‌طوری‌که ۳۵ درصد زنان اروپایی نیز در معرض خشونت قرار می‌گیرند. در ایران کمتر از ۳۵ درصد از خشونت‌های خانگی به پلیس گزارش می‌شود و گاهی اصلاً این تصور وجود ندارد که این رفتار درستی نیست و نباید آن را تحمل کرد. در تحقیقی که انجام شده بود مشخص شد که از ۱۸۰ موردی که زنان علیه خشونت‌های خانگی شکایت کرده بودند، ۱۲۸ مورد آنها حاضر نشدند پیگرد قانونی صورت گیرد.
 
۹ درصد زنان تهرانی از همسرآزاری رنج می‌برند
 
سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس خاطرنشان کرد: ۹ درصد زنان تهرانی از همسرآزاری رنج می‌برند. با افزایش سن زوجین نیز میزان همسرآزاری افزایش می‌یابد. میزان همسرآزاری در مردانی که تحصیلاتشان بالاتر از لیسانس است کمتر می‌شود و در مردانی که کمتر از دیپلم هستند به میزان معناداری خشونت بیشتر است. زنان شاغل کمتر از زنان غیرشاغل خشونت را تجربه می‌کنند. در کشور ما بیشترین خشونت در مناطق روستایی دیده می‌شود، اما زنان برای حفظ خانواده، ترس از رسوایی و یا آشنا نبودن با حقوق خود این شرایط را تحمل می‌کنند.
 
در میان زنان میزان مرگ ناشی از خشونت با میزان مرگ ناشی از سرطان برابر است
اسفنانی گفت: در این تحقیق مشخص شد که ۵ درصد زنان وجود قهر و آشتی و خشونت را عادی تلقی کرده و قصد جدایی نداشتند. ۵۲ درصد زنان در زندگی خود دچار خشونت روانی و کلامی شدند، ۳۷ درصد در معرض خشونت فیزیکی قرار گرفتند، ۲۷ درصد در معرض خشونت‌های ممانعت از رشد فکری و اجتماعی بودند و ۱۰ درصد نیز دچار خشونت جنسی شدند. ۷۸ درصد زنان گفتند که هرگز قربانی خشونت جنسی نبوده‌اند که اگر این اظهارات راست باشد، آمار خوبی است. در ایران در زنان بین ۱۵ تا ۴۴ سال میزان مرگ ناشی از خشونت با میزان مرگ ناشی از سرطان برابر است.
 
وی با بیان این که در روابطی که اسلام مشخص کرده است، راهکارهایی برای رفع این مشکل وجود دارد، گفت: متأسفانه در کشور ما زنان و مردان بدون اطلاع از حقوقشان وارد زندگی مشترک می‌شوند و هر یک فکر می‌کنند صاحب حق مطلق هستند؛ درحالی‌که حقوق و تکالیف زن و مرد باید برای آنها تبیین شود.
 
سخنگوی کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس در خاتمه اظهار داشت: پیشنهاد می‌دهم اقدامات ملی و محلی در راستای حل بحران تبعیض و خشونت و اصلاح فرهنگ توده مردم و مجریان قانون صورت گیرد. در شناخت مسایل زنان کاویدن ابعاد مسئله یک ضرورت است. از سوی دیگر، حل مسایل زنان با محوریت عدم تبعیض، نیازمند یک فراسازمان است.
 
لازم به ذکر است دکتر محمدعلی اسفنانی در گفتگو با خبرنگار مهرخانه، تشریح کرد: این آمار براساس چند پژوهش خارجی و نیز داخلی انجام‌شده در دانشگاه‌های کشور جمع‌آوری شده و جامعه آماری این پژوهش‌ها نیز برخی زنان مناطقی از شهر تهران و برخی نیز چند شهر کشور است.
 
به گزارش مهرخانه، با توجه به مشکلات موجود در کشور در زمینه پژوهش‌های دانشگاهی و عدم انجام پژوهشی ملی و دقیق در خصوص خشونت علیه زنان، آمار ارائه شده قابل تعمیم و استناد نیست.
 
 

برگزیده از سایت خانه ی امن

قربانیان پنهان: کودکانی که والدینشان در صف اعدام هستند
 

2403368609_32f4902d8d_b11-300x125

 عکس:  ntr23

مترجم: شبنم صبا

  “اسم من تانیاست. در زندان متولد شدم و همان روز تولدم به پدرم تحویل داده شدم. هر دو والدینم فعالین سیاسی بودند. در ماه مارچ ۱۹۸۴، زمانی که فقط یک سال داشتم، جسد مادرم که ۲۸سال داشت به خانواده مان تحویل دادند و پدرم سه روز بعد به تبعید فرستاده شد. من هیچ وقت داشتن خانواده را تجربه نکردم و به عنوان یک زن جوان نمی دانم داشتن مادر چگونه است. من مصرانه از همه کشورهایی که هنوز ” دومین پروتکل اختیاری پیمان بین المللی حقوق مدنی و سیاسی ” را تصویب نکرده اند می خواهم که آن را تصویب کنند و آرزو می کنم روزی برسد که هیچ پدر و مادری اعدام نشوند و هیچ کودکی بدون حمایت پدرو مادرش نباشد. (تانیا داستان زندگی اش را در مناظره شورای حقوق بشر که درباره حقوق انسانی کودکانی که والدینشان به مرگ محکوم و یا اعدام شدند تعریف کرد).

مطالعات محدودی درباره تجربه کودکانی که والدینشان به مرگ محکوم؛ و یا یکی از آنان اعدام شده انجام گرفته است. هر چند از اطلاعات موجود واضح است، کودکانی که والدین خود را به دلیل محکومیت های طولانی و یا اعدام از دست داده اند از غم و اندوه و ضربه های روحی بلند مدت و عمیق رنج می برند. این فقدان می تواند به دلیل اینکه آنان اغلب بدون کمک و تکیه گاه، مانند نداشتن سر پناه، سرپرست، و عدم امکان تحصیل رها می شوند فاجعه بر انگیز باشد. این کودکان، که هیچ کس از تعداد واقعی آنها مطلع نیست، اغلب در جامعه با تحقیر و تبعیض روبرو می شوند .

معاون کمیساریای عالی حقوق بشر، Flavia Pansieri ، در میز گرد شورای حقوق بشر درباره حقوق انسانی کودکانی که والدینشان به مرگ محکوم شده و یا اعدام می شوند، توجه حضار را به تمایل روز افزون کشورها، به لغو مجازات اعدام جلب کرد. به گفته وی ” بیش از ۱۵۰عضو از ۱۹۳عضو کشورهای عضو سازمان ملل متحد حکم اعدام را یا متوقف کرده اند و یا اجرا نمی کنند. “

اگر چهPansierie  اظهار کرد، کشورهای عضوی که هنوز از مجازات اعدام استفاده می کنند، باید بدانند چگونه با عواقبی که استفاده از مجازات اعدام بر روی جامعه، به خصوص بر روی خانواده افرادی که به مرگ یا اعدام محکوم شده اند، بر جای می گذارد مقابله کنند.

یک  دفتر یار حقوقی که با سازمان ” اشک های صبحگاه ” همکاری و در برخی کشورها با کودکانی که والدین شان به مرگ و یا محکومیت های بلند مدت مجازات شدند کار می کند، در پروژه ای درZhengy hou، پایتخت استان Henan چین، تجربه کودکانی که سرپرستی آنها را به عهده داشت شرح می دهد. ” معمولا” هیچ کس آنها را واقعا” نمی خواهد، حتی خانواده ها و اقوامشان، و بیشتر آنها از خانواده های تنگدست هستند. اغلب کودکانی که به اینجا می آیند حداقل به مدت یک سال اینجا می مانند اما در بیشتر موارد، برای ۱۰سال و یا بیش از آن ماندگار می شوند.”

Marta Santos Pais ، نماینده ویژه دبیر کل سازمان ملل برای خشونت علیه کودکان، در اظهاراتی که از سوی او برای شورا قرائت شد می گوید: “صدور حکم اعدام برای والدین، برخورداری طیف وسیعی از کودکان را از حقوقشان به خطر انداخته است.”

Bertrand de Crombrugghe ، مدیر بحث و مذاکرات، نماینده دائم بلژیک در سازمان ملل در ژنو، لزوم رویکرد “حقوق بشر دوستانه ” را بر شمرد، و بیان کرد ” کودکان نباید بهای کاری که پدر و مادرشان مرتکب شده اند بپردازند “. او گفت، دولت ها باید مسئولیت عواقب ناخواسته سیستم عدالت کیفری خود را به عهده گیرند.

شمار کودکانی که والدینشان با مجازات اعدام مواجه می شوند نامعلوم است. بهSandra Jones  دانشیار دانشگاه   Rwan تجربه این کودکان بسیار دردناک است. او می گوید که این کودکان به شدت احساس تنهایی می کنند، آنها خود را منزوی کرده و از شرم درونی رنج می برند. اغلب، این کودکان احساس می کنند باید مدافع والدین زندانی شان باشند و با وحشت  و انتظار خبر کشته شدن والدین شان زندگی کنند. به گفته او، این کودکان معمولا” مجبورند با بسیاری از مسائل روانی، افسردگی، اضطراب، مشکلات رفتاری و خشم مقابله کنند.

مرکز “چشمه امید”، یک سازمان غیر دولتی مستقر در اوگاندا، با ارائه امکانات تحصیلی ورفاه عمومی، از کودکانی که یکی از والدین آنان یا هر دوی آنها در زندان هستند حمایت می کند. به گفتهFrancis Ssuubi ، مدیر اجرائی سازمان، اگرچه آخرین اعدام در اوگاندا در سال ۱۹۹۹  انجام شد، اما هنوز ۴۰۸نفر دیگر در انتظار اعدام هستند. کودکانِ کسانی که محکوم به مرگ هستند شناسایی نمی شوند، برخی همچنان بر این باورند که جرم والدین باید با کودکان قسمت شود.

Ssubi  از کشورها درخواست کرد تا دستگاه عدالت کیفری کودک محوری را در نظر بگیرند که به کودکان اجازه تماس بین آنها و والدینشان در زندان را بدهد.

Nisreen Zerikat  ، از مرکز ملی حقوق بشر اردن، بیان داشت بسیاری از مؤسسات حقوق بشر می توانند نقش مؤثری در حفاظت از حقوق انسانی کودکانِ زندانیان محکوم به اعدام، به خصوص با تسهیل بازدید از زندان فراهم کنند.

مدرس دانشگاه ، Jorge Cardona ، از کمیته سازمان ملل متحد درباره حقوق کودکان، تاکید کرد زمانی که والدین حکم اعدام دریافت می کنند، منافع کودکان باید به بهترین وجه در نظر گرفته شود. وی بیان داشت، کشورهایی که عضو مجمع حقوق کودک هستند از نظر قانونی موظف به ایجاد ارزیابی تصمیماتی هستند که در ارتباط با کودکی اتخاذ می شود .

درآخرین گزارش دبیر کل سازمان ملل متحد، با تاکید بر اینکه اینجا به یک اقدام سریع نیاز هست وضعیت کودکانی که والدینشان با مجازات اعدام روبرو بوده و نیز کودکانی که والدین آنها اعدام شده اند اشاره شده است؛ که ” بررسی کلی تاثیر سیستم اشد مجازات، شامل اثرات اجتماعی، اقتصادی و روانشناسی بر روی کودکانی که والدینشان اعدام شده یا حکم اعدام گرفته اند  “.

در تاریخ ۱۰اکتبر، روز جهانی بر علیه مجازات اعدام ، گزارشگر ویژه اعدام های فرا قضایی ، Christof Heyns  ،و گزارشگر ویژه شکنجه، Juan E.Menedez  ، از جامعه بین المللی تقاضا کرد که تلاش های جهانی برای غیر قانونی شماردن همیشگی مجازات اعدام را شدت بخشند.

کارشناسان در حالی که نگرانی عمیق خود را درباره از سر گیری اخیر اعدام ها در تعدادی از کشورها بعد از یک دوره طولانی رعایت کردن ممنوعیت اعدام ابراز کرده و اظهار می کنند: “هنوزکشورهایی وجود دارند که برخلاف استانداردهای تعیین شده قوانین بین المللی، مردمشان را همچنان اعدام می کنند “.

 

 

برگزیده از سایت عصر ایران

 مديركل آموزش و پرورش شهر تهران با اشاره به مشكلات دانش آموزان اتيسم گفت: دو مدرسه ويژه دانش آموزان اتيسم امسال در شهر تهران تاسيس مي كنيم.
 
به گزارش ايرنا، اسفنديار چهاربند روز چهارشنبه در بازديد از مدرسه استثنايي پيك هنر افزود: توسعه و بهبود كيفي مدارس استثنايي شهر تهران يكي از اولويت هاي كاري سال 95 است.
 
وي با ابراز تاسف از افزايش آمار اختلالات اتيسم به دليل مسايل و مشكلات زيست محيطي گفت: اميدواريم همه نهادهاي ذي ربط در اين خصوص اقدامات مناسب را انجام دهند تا كمتر شاهد افزايش اين نوع اختلال و بيماري در جامعه باشيم.
 
اسفنديار چهاربند مديركل و ساير مسئولان آموزش و پرورش شهر تهران روز چهارشنبه به مناسبت روز سلامتي از مدرسه استثنايي پيك هنر بازديد كرده و در جريان موضوعات و مسايل دانش آموزان و فعاليت هاي آموزشي اين مدرسه قرار گرفتند.
 
بيش از 400 دانش آموز اتيسم در مدارس استثنايي شهر تهران مشغول به تحصيل هستند.
 

برگزیده از سایت خانه ی امن

خشونت خانگی چیست؟

در مورد خشونت خانگی تعاریف و تقسیم بندی های متعددی بر اساس شدت و ضعف و نوع خشونت صورت گرفته است اما در یک تعریف ساده میتوان گفت: خشونت خانگی به استفاده از قدرت به معنای اعمال زور و تحمیل اراده گفته  می شود که بوسیله یک عضو خانواده علیه عضو یا اعضای دیگرهمان خانواده صورت می گیرد.

در گزارش های مربوط به خشونت خانگی معمولا زنان و کودکان به عنوان قربانیان اصلی محسوب می شوند و بنا بر آمار جهانی حدود ۹۰ درصد از قربانیان زنان و ۱۰ درصد مردان هستند . در این گزارش ها آمده است کودکان از تاثیر منفی خشونت خانگی در کوتاه مدت و بلند مدت در امان نیستند و خشونت خانگی در میان تمام طبقات اجتماعی ، گروههای سنی ، نژادی ، جنسی و حتی به رغم معلولیت رخ میدهد . لازم به توضیح است خشونت همواره جسمی نیست که آثار فیزیکی و قابل مشاهده از خود به جا بگذارد ، خشونت در موارد بسیاری به صورت های روحی و روانی و جنسی اعمال می شود و با شیوه های مختلفی چون توهین ، تهدید ، دشنام ، محرومیت ، قهر ، تهمت ، رفتار آمرانه و موارد مختلف دیگر همراه است که موجب کاهش اعتماد به نفس و افسردگی و عوارض روانی و جسمی و روان تنی شده و گاهی به خودکشی افراد تحت خشونت خانگی منجر می شود .

پدیده خشونت خانگی عموماً امری پنهان است و معمولا” توسط شوهر، پدر ، برادر یا سایر اقوام و نزدیکان ذکور، بر علیه اعضای خانواده  در محیط خانواده به وقوع می پیوندد . در بسیاری از جوامع زنان ، به دلایلی از جمله شرم، آبرو و ترس از مجازات سخت از بیان  آن خودداری کرده و سکوت اختیار می نمایند. در واقع تعداد کمی از زنان حاضرند  درباره رفتار خشونت آمیزی  که در مورد آنها چه در عرصه خانواده و چه در اجتماع صورت گرفته است سخنی بگویند. حتی  در بسیاری از کشورها زنان متاهل یا مجرد قربانی تجاوزسکوت اختیار میکنند و یا در صورت مجرد بودن مجبور به ازدواج با فرد مهاجم می شوند که پس از ازدواج خطر تداوم خشونت علیه زنان در خانه هایشان بیشتر می شود. در حالیکه در جوامع دیگری برای خشونت خانگی در شرایط زندگی مشترک خارج از ازدواج قوانین و مقررات کنترل کننده وجود دارد . نقش فرهنگ بر تاییدو تشویق و یا کنترل خشونت خانگی دارای اهمیت است و نقش قانون نیز تعیین کننده است هر چند که رفتارقربانیان خشونت نیز در تدارم خشونت تاثیر دارد.

عوامل خشونت های خانگی:

بر اساس تحقیقی که دفتر امور اجتماعی وزارت کشور و مرکز مشارکت امور زنان ریاست جمهوری در ۲۸ استان کشور انجام داد، عوامل خشونت خانگی در ایران را به ۸ عامل دسته بندی شده است :

  1. استفاده از تهدیدهای متفاوت و ایجاد مخاطره: تهدید به آزار یا کشتن زن ، فرزندان یا اقوام یا خودکشی، مخفی کردن مدارک شخصی، ایجاد محرومیت در روابط زنان، تهدید به طلاق یا بیگاری کشیدن از زن و اعضای خانواده .
  2.  خشونت های فیزیکی از نوع اول: گرفتن، بستن، زندانی کردن، اخراج از خانه، محروم کردن از غذا و عدم مواظبت در زمان بیماری.
  3.  خشونت فیزیکی از نوع دوم: سیلی، مشت، لگد، هل دادن.
  4.  خشونت های روانی و کلامی: به کار بردن کلمات رکیک، فریاد و بد اخلاقی، قهر و صحبت نکردن، از بین بردن اعتماد به نفس و کرامت انسانی  و ایجاد احساس گناه ،  خجالت زده کردن ، رفتار تحکیم آمیز و منت نهادن بابت تأمین معاش.
  5.  خشونت های جنسی و ناموسی: عدم مراعات بهداشت زناشویی، مجبورکردن به دیدن فیلم های مبتذل، مجبور کردن به سقط جنین یا حاملگی ناخواسته، متهم کردن به بی مبالاتی در مسائل ناموسی، شک و بددلی.تجاوز به محارم
  6.  خشونت های اقتصادی و مالی: جلوگیری از استقلال مالی زن، دخل و تصرف در اموال شخصی و فروش طلا و جواهرات زن، ندادن خرجی و پول کافی  .
  7.  خشونت های حقوقی و مرتبط با طلاق: جلوگیری از نگهداری فرزندان در زمان متارکه، ازدواج مجدد شوهر، امتناع از طلاق علی رغم اصرار زن.
  8.  ممانعت از رشد اجتماعی، فکری و آموزشی: ممانعت ار کاریابی و اشتغال زن، ایجاد محدودیت در رابطه با ادامه تحصیل، ایجاد محدودیت در ارتباط فامیلی، دوستانه و اجتماعی.

از آنجایی که بسیاری از خشونت ها در خانواده علیه زنان در خانواده صورت می گیرد توجه به این موضوع دارای اهمیت است.  

مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۲۳ فوریه سال ۱۹۹۴ طی قطعنامه ای خشونت علیه زنان را اینگونه تعریف کرده است: عبارت “خشونت علیه زنان” به معنی هر عمل خشونت آمیز بر اساس جنس است که به آسیب و رنجاندن جسمی، جنسی، یا روانی زنان منجر شود، یا احتمال آن وجود داشته باشد، از جمله تهدیدات یا اعمال مشابه؛ اجبار یا محروم کردن مستبدانه زنان از آزادی، که در منظر عموم یا در خلوت زندگی خصوصی انجام شود. نتیجه تحقیقات سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد که در هر ۱۱ ثانیه یک زن مورد آزار قرار می گیرد و باردار بودن زنان هم آنها را از خشونت مصون نمی دارد . ۳۳ تا ۳۵ درصد زنان آمریکایی مورد آزار جسمی همسران خود هستند و۱۵ تا ۲۵ درصد آنها در هنگام بارداری مورد ضرب و شتم قرار می گیرند؛ همچنین از هر ۱۰ زن سه نفراز آنان توسط شوهرانشان یا سایر مردان به قتل میرسند. بعنوان مثال: در هند بطور متوسط سالانه ۴۱۴ زن در اثر آزار جسمی همسرانشان دست به خودکشی می زنند، در بنگلادش ۵۳۴ قتل از قتل ها ناشی از خشونت مردان بوده ؛ و در شیلی ۶۳۴ زن مورد آزار جسمی قرار گرفته اند.در ایران آمار قابل اعتماد در مورد خشونت خانگی علیه زنان کمتر در دسترس است. اما امارهای موجود  نشان می‌دهد که ۶۶ درصد زنان ایرانی، از اول زندگی مشترکشان تاکنون، حداقل یکبار مورد خشونت قرا گرفته‌اند. میزان و انواع خشونت خانگی در استان‌های مختلف ایران از تنوع و تفاوتهای زیاد و معناداری برخوردار است .

سازمان بهداشت جهانی نیز انواع خشونت را بر اساس دوره های زندگی به صورت زیر تقسیم بندی کرده است:

دوران پیش از تولد:

سقط جنین به دلیل جنسیت؛ تحت تأثیر تلاش برای از بردن جنین در طول دوران بارداری.

دوران نوزادی:

نوزادان دختر مورد سوءاستفاده فیزیکی، جنسی و روانی.

دوران کودکی:

ازدواج کودکان، ختنه دختران، سوءاستفاده فیزیکی، جنسی و روانی، تجاوز محارم، تن فروشی کودکان و استفاده از آنان در ویدیوهای پورن.

دوران نوجوانی و جوانی:

           

دوران نوجوانی و جوانی:خشونت در قرارهای عشقی و عشقبازی ( بعنوان مثال پاشیدن اسد و تجاوز)؛ رابطه جنسی با زورگیری اقتصادی (بعنوان مثال دختران محصلی که بخاطر مخارج مدرسه با مردانی همسن پدرشان رابطه جنسی دارند)؛ تجاوز محارم؛ سؤاستفاده های جنسی در محل کار، تجاوز، تهدیدهای جنسی، اجبار در تن فروشی و ویدیو های پورنو، قاچاق زنان، شراکت در اعمال خشونت، تجاوز همسر، سوءاستفاده مالی و قتل، شرکت در قتل، سوءاستفاده روحی-روانی، سوءاستفاده از زنانی که نقص عضو دارند، اجبار به بارداری.

دوران میانسالی:

اجبار به خودکشی یا قتل بیوه ها به دلایل اقتصادی، رابطه جنسی با سوءاستفاده جنسی و روانی.

در نهایت آنچه مسلم است  نقش مردم و رهبران جوامع و قوانین در کنترل خشونت خانگی  است . همه ما  در هر جایگاهی که هستیم میتوانیم مهارت هایی را پرورش دهیم که در پیشگیری و مداخله  در خشونت به آن نیاز است.  افزایش آگاهی نخستین گام در این کوشش اجتماعی برای تغییر است . مردم و مسوولان و پلیس و وکلا و قضات و قانون گذاران هر چه بیشتر درباره خشونت خانگی بدانند بیشتر در کنترل آن موثر خواهند بود . پس از ارتقای آگاهی، گام بعد کمک به خانواده‌هایی است که نیاز‌مند یاری‌اند. نهاد های سنتی حمایتی و سازمانهای غیر دولتی و ارگانهای حمایتی ومراکز بهداشتی و مشاوره دولتی در این راه میتوانند مفیدواقع شوند. هدایت و سازمان دهی این خدمات دارای اهمیت هستند و ما به عنوان یک حلقه کوچک در این یاری رسانی به کوشش پرداخته ایم . کنترل و توقف خشونت خانگی در گرو بسیج اجتماعی و یاری تک تک ماست .

منابع:

http://www.who.int/gender/violence/v4.pdf

http://www.pezeshkan.org/?p=2900

http://www.un.org/depts/dhl/violence

 

نکاتی برای داشتن کودکی شاد

طاهره جعفری

رفتارهای فردی و اجتماعی انسان‌ها ناشی از تصوری است که از خود دارند؛ لذا نگرش هر فرد و ذهنیتی که نسبت به خود دارد، پایه تمام واکنش‌های او خواهد بود. اگر این نگرش مثبت باشد، فرد احساس خوبی خواهد داشت و این حس خوشایند، مقدمه‌ای است برای داشتن یک زندگی شاد و موفق.

یافتن دید مثبت، هنری است که ما به عنوان والدین، نخست باید آن را در خود پرورش دهیم و سپس به فرزند خود بیاموزیم. البته نه با آموزش گفتاری، بلکه آموزش رفتاری؛ به گونه‌ای که کودک با دیدن عملکرد ما در زندگی، واکنش‌ها را بیاموزد. کودک آن‌چه را می‌بیند، انجام می‌دهد؛ نه آن‌چه را می‌شنود. بنابراین آن‌چه محرز است این است که بچه‌های شاد و خوش‌بین، صرف‌نظر از ساختار ژنتیکی، محصول خانواده‌ای شاد خواهند بو؛ چراکه تحقیقات نشان می‌دهد که اگرچه گاهی افسردگی و بدبینی می‌تواند نوعی گرایش ژنتیکی باشد، اما ژن‌ها انعطاف‌پذیرند و می‌توانند نسبت به محیط، فعال یا غیرفعال شوند. در نتیجه نحوه بینش و رفتار و الدین می‌تواند چنین گرایشی را مهار کند.

نخستین گام برای ایجاد حس خوب در کودکان، تأیید و تحسین ازسوی والدین است؛ تأییدی که معطوف به تلاش کودک باشد، نه به نتیجه کار او. ثمره چنین توجهی، رشد این باور در کودک است که تمرین و تلاش، راه رسیدن به اهداف خواهد بود و آن‌چه اهمیت دارد، پشتکار است نه استعداد.

والدین باید هوشیار باشند تا از موقعیت‌هایی که کودکان نیازمند تأییدشان هستند، به سادگی نگذرند و فرصت‌ها را دریابند؛ چراکه حیطه این موارد بسیار گسترده و در عین حال ظریف است.

مثلاً گاهی انجام مسئولیت‌هایی هرچند ناچیز به دست کودک، اگرچه ساده و کوچک به نظر آید، وقتی با تحسین والدین همراه شود، به حسی خوب و خوشایند در او می‌انجامد. اینجاست که موضوع محول‌کردن وظایف کوچک به فرزندان، اهمیت خود را نشان می‌دهد. کودکی که احساس کند پدر و مادر می‌توانند به او اعتماد کنند و کارهایی را به او بسپارند و در عین حال می‌داند برای انجام آن مسئولیت، آن‌چه مهم و ارزشمند است تلاش و زحمت اوست، نسبت به خود دید مثبتی پیدا می‌کند و به‌تدریج این نگرش، احساس توانمندی را در کودک تقویت می‌کند. با این اوصاف، گاهی سرویس‌دادن‌های بیش از حد والدین؛ اگرچه با هدف تأمین آسایش و رفاه کودک انجام می‌گیرد، ولی می‌تواند تبدیل به مانعی در برابر رشد کودک و احساس توانمندی او شود.

برخی اوقات هیجان یک اکتشاف {البته از دید کودک، چراکه فهمیدن هر چیزی ممکن است کشفی باشد برای او} یا درست‌کردن چیزی که گرچه به ظاهر بی‌اهمیت و کوچک جلوه کند، اگر با تشویق پدر و مادر همراه شود، برای او لذت‌بخش‌تر خواهد بود و سبب پویایی او می‌گردد.

بنابراین فراهم کردن فرصت‌هایی که کودک بتواند کندوکاو کند، امری است در خور توجه. این مورد به ساده‌ترین شکل ممکن قابل اجراست و لزومی ندارد به دنبال فضایی مناسب یا ابزار و وسایلی خاص باشیم. تنها کافی است کمی دقیق‌تر و جزیی‌تر اطراف خود را نگاه کنیم تا متوجه شویم با ابتدایی‌ترین وسایل خانه و با کمترین هزینه، می‌توان مجالی برای بروز خلاقیت کودک مهیا کرد. این‌که کودک بتواند به تنهایی چیزی بسازد یا سرهم کند، هرچند بی‌معنا، و این‌که بداند آن‌چه مورد تقدیر است زحمت اوست، احساس نشاط و پویایی را برای او به ارمغان می‌آورد.

از موارد حایز اهمیت دیگر، محبت بی‌قید و شرط والدین است. بهترین راه برای تأمین سلامت عاطفی پایدار فرزندان، دریافت عشقی بی‌پایان و بدون مرز از جانب پدر و مادر است که او را برای همیشه در مقابل افسردگی واکسینه خواهد کرد. البته با این فرض که این محبت قلبی به‌گونه‌ای ابراز شود که کودک آن را بفهمد و درک کند؛ از طریق در آغوش گرفتن، بوسیدن، نوازش کردن به‌صورت مستمر و… آرامشی که کودک از این روش‌ها بدست می‌آورد، متضمن سلامت روانی او خواهد بود.

این‌گونه ابراز دوست‌داشتن‌ها ممکن است در مواقعی از روز بیشترین اثر را داشته باشند، مثلاً شب‌ها قبل از خواب بهترین فرصت است که بتوان با نوازش و گاهی ماساژهای آرام‌بخش، کودک را برای خوابی آسوده آماده کرد؛ زیرا آرامش از ملزومات شادی و نشاط است.

کودکان اغلب شوخی کردن از جانب پدر و مادر را دوست دارند؛ شوخی‌هایی هم چون قلقلک دادن یا ادا درآوردن، به سادگی آن‌ها را می‌خنداند. دویدن دنبال آن‌ها هرچند کوتاه برایشان شیرین است و کارهای بسیاری که هرکس در ارتباط با فرزند خود بهتر تشخیص می‌دهد، همه این‌ها بهانه‌هایی هستند تا کودک درک کند که پدر و مادرش او را دوست دارند.

ما فکر می‌کنیم فرزندمان همیشه می‌داند که او را دوست داریم و گاهی اگر در برخوردهایمان از کوره در رویم و او را دعوا کنیم و در این بین از عباراتی ناخوشایند استفاده کنیم، تأثیری در او نخواهد گذاشت؛ درصورتی‌که این‌گونه نیست. واژه‌هایی که ما گه‌گاه هنگام عصبانیت به کار می‌بریم، بیشترین اثر را در ذهن او خواهد گذاشت. مثلاً واژه‌هایی چون “چقدر شیطونی”، “چقدر بی‌ادبی” یا جملاتی مثل “از دستت خسته شدم”، “دیگه دوستت ندارم”و… آن‌چنان در ذهن او می‌ماند که ممکن است کودک باور کند حتماً همین‌گونه است. ذهن بچه‌ها به طور قابل ملاحظه‌ای تحت‌تأثیر عبارت‌هایی است که ما آن‌ها را خطاب می‌کنیم. پیامی که ما بزرگسالان در قالب چنین جملاتی به کودکانمان می‌دهیم، در ضمیر ناهشیارشان ثبت می‌گردد. پس در این موارد باید مراقب نحوه صحبت کردن و کلماتی که به کار می‌بریم باشیم.

برخی اوقات می‌توان فرصت‌هایی فراهم کرد که مادر یا پدر با کودک به تنهایی بیرون بروند به بهانه‌های مختلف مثلاً برای خرید میوه و مایحتاج. چنین موقعیت‌هایی هم برای کودک لذت‌بخش است و هم پر است از تجربه‌های شیرین و در عین حال آموزنده برای او، البته در صورتی‌که تا جایی که ممکن است از او کمک یا نظر بخواهیم و اگر بتوان برای بیرون رفتن از وسایل حمل و نقل عمومی علاوه بر وسیله شخصی استفاده کرد، قطعاً او را در معرض تجارب خوشایندی قرار خواهیم داد. این لحظات دو نفره حس خوبی را در او ایجاد می‌کند؛ چه به قصد تفریح باشد، چه برای انجام کاری.

موضوع دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که احساس امنیت در فرزندان، در ایجاد حس نشاط و آرامش تأثیرگذار خواهد بود. وجود رابطه عاشقانه، عاطفی و محکم بین پدر و مادر، تضمین‌کننده فضایی امن برای کودکان است. والدینی که رابطه خوب و دوست‌داشتنی داشته باشند، کودکانی شاد و خوش‌بین خواهند داشت. پدر و مادر لازم است زمانی را برای بودن کنار هم اختصاص دهند؛ به‌گونه‌ای که به بچه‌ها اجازه ندهند تا خلوت آن‌ها را بر هم بریزند. مثلاً وقتی کودک بداند زمانی‌که پدر و مادرش در حال گفت‌وگو هستند او در اولویت نیست و والدین صحبت یکدیگر را به‌خاطر کودک قطع نخواهند کرد، احساس امنیت خاطر می‌کند؛ به این سبب که می‌فهمد پدر و مادرش چون همدیگر را دوست دارند، به هم احترام می‌گذارند.

در پایان این‌که بتوان کودکی شاد داشت، شاید کمی ایده‌آل به نظر برسد، اما می‌توان مهارت‌هایی را آموخت و به‌کار برد و در جهت رسیدن به یک زندگی شاد حرکت کرد. نکاتی که بیان شد، هیچ‌کدام قاعده صددرصد نیست و ممکن است هر کس برای کودک خود به شکلی دیگر عمل کند. این موضوع کاملاً وابسته به خلاقیت والدین است، اما در این نکته که والدین شاد، کودکانی شاد خواهند داشت، شکی نیست. از پدر و مادر بودن خود لذت ببرید و بدانید که هیچ‌گاه در کنار کودکان وقتتان هدر نمی‌رود. کودکی فرزندانمان فرصت خوبی است برای کشف خوشی‌های کوچک. “این زمان زیاد طول نمی‌کشد…”

منبع: پنجره

برگزیده از سلامت نیوز

 

فرصت بازی را از کودکان نگیریم

 

این روزها پای صحبت هر پدر و مادری که می نشینی صحبت از کلاس های متنوعی می‌کند که برای فرزندش در نظر گرفته است. کلاس موسیقی، کلاس شنا، کلاس تقویت، کلاس زبان و … آن قدر کلاس و کلاس که این کودک دیگر فرصتی برای بچگی کردن برایش باقی نمی ماند. فرصت یگانه ای که حق او است. فرصت یگانه ای که هرگز برای او تکرار نمی شود. جالب است بدانید که دنیای آن ها بدون بچگی چیز اعظمی کم دارد. درست مثل یک شکل هندسی تعریف شده که قسمت بزرگی از آن را مثل سیبی گاز زده باشند. درست است که ما باید به فکر آینده آن‌ها باشیم. درست است که فردایشان را باید همین امروز بسازند، اما باور داشته باشید که باید در میان این کلاس ها و آموزش ها زمانی هم برای مهم‌ترین حق دوران بچگی آن ها در نظر بگیریم.

وقتی که ما تمام فرصت آنان را با این کلاس های گوناگون پر می کنیم آن ها به محض رسیدن به خانه تنها باید استراحت کنند. این باعث تلنبار شدن خستگی هایشان می شود تا جایی که به صورت یک ناهنجاری بروز کند. باور کنید لازم نیست او حتما بهترین باشد. باور کنید لازم نیست زندگی او، در کشاکش اعداد و ارقام، در کشاکش رقابت های دنیای ما آدم بزرگ ها بگذرد. بگذارید تنفس کند. بگذارید شادی را تجربه کند و اطمینان داشته باشید که موفقیت در کنار شادی و سلامت روح اتفاق می افتد. این «کودکی کردن» یا همان «شادی و بازی کردن»همان است که فردا قرار است شخصیت کودک درونش رقم بزند. خیلی از ما با بی توجهی والدین یا حتی خودمان، اجازه بالندگی به این کودک همراه را نداده ایم. والدین محترم ! پرداختن به این نیاز در بچه‌ها شاید در ابتدا باعث عقب افتادن آنان شود اما بعد از مدتی آن ها را به چنان آرامش ژرف و پایداری می‌رساند که موجب شکوفا شدن همه‌ استعدادهای خفته و پنهان در وجودشان می‌شود.

به این ترتیب بازدهی امورشان افزایش می‌یابد و با صرف وقت و انرژی کم‌تر به نتایج عالی و دلخواه‌ خود دست پیدا می‌کنند. این کودکی کردن یا کودک درون فردا، بخش عاطفی وجود ما ست. هر زمان احساس شادی، اندوه، خشم، ترس یا علاقه داریم، این کودک درون ما است که خود را نمایان ساخته است. وقتی احساس‌هایمان را به طور عمیق و آزادانه حس می‌کنیم و به عبارتی بازیگوش و خلاق هستیم، در واقع به کودک درون‌مان اجازه می‌دهیم سالم و فعال حضور داشته باشد.

توجه داشته باشید که این کودک به خواب و استراحت بیش‌تر، فشار کم‌تر، فرصت بیش‌تر برای بازی و فراغت و زمانی برای خلوت و تنهایی نیاز دارد. اگر به درستی به نیازهای کودک درون‌مان پی نبریم، چه بسا نیازش به محبت و توجه، مورد سوءتفاهم قرار بگیرد. به این معنی که به جای گوش سپردن به احساس‌هایش، بگذاریم پرخوری کند یا به جای ایجاد فرصتی برای بازی و تفریح به او اجازه‌ استفاده از مواد مخدر را بدهیم یا به جای خویشتن دوستی بگذاریم با فردی نامناسب رابطه داشته باشد. در حالی که داشتن کودک درون سالم و فعال، بهترین راه برای پیشگیری از انواع فرسایش، بیماری و مشکل است. اگر به کودک درون اجازه داده شود که خودش باشد و به معنای ساده، بچگی کند، می‌تواند زندگی ما را دگرگون نماید و به ما کمک کند تا شاداب و بانشاط به سوی کمال حقیقی و هدف الهی آفریده‌ شدن‌مان، حرکت کنیم.

 

سلامت نیوز

برگزیده از سایت خانه ی امن

از دیو و دد ملولم و انسان ام آرزوست

 

" سریع وارد عمل شدیم و وکیل خانه امن با فرد معتمدی که معین شده بود تماس گرفت . داستان از این قرار بود که شوهر دختری 15 ساله به نام " سکینه ازبک " او را به شدت کتک زده و سپس او را از طبقه سوم به حیاط پرتاب کرده بود . 

دوستان پدر و مادر سکینه او را در 14 سالگی شوهر داده بودند و از همان موقع سکینه مرتب کتک می خورد و شوهرش او را تهدید به مرگ می کرد و بالاخره هم او را از بالکن به پایین پرت کرد . حالا او در بیمارستان شریعتی تهران بستری است . سکینه پس از حادثه به دلیل مخارج بیمارستان جلوی بیمارستان رها شده بود که هم اکنون با کمک بعضی پزشکان که با انجمن یاری کودکان همکاری می کنند در بیمارستان بستری شده است . 
سکینه دچار شکستگی شدید لگن شده و در اثر ضربه پرده های گوشش پاره شده است و فکش هم شکسته و شرایط بدی دارد که فعلا بعضی عمل های جراحی روی او انجام شده است . هزینه عمل ها حدود 6 میلیون و 800 هزار تومان است. دو و نیم میلیون هم قبلا به بیمارستان سجاد در صبا شهر پرداخت شده است .
این دختر نه می تواند حرف بزند و نه راه برود و به شدت به یک ویلچر نیازمند است .
دوستان لطفا به دیدن سکینه ازبک در بیمارستان شریعتی بروید و اگر در تامین اندکی از هزینه بیمارستان توانایی دارید دریغ نکنید .
خانه امن هم کمک های خود را می کند ولی او نیازمند حامی است . 
مدیر عامل انجمن یاری خانم نجفی نام دارد که می تواند اطلاعات بیشتری در اختیار شما قرار دهد . 
پیشنهاد شما برای کمک به سکینه چیست ؟
لطفا در صورتیکه قربانی خشونت خانگی هستید یا شاهد خشونت با وکلای خانه امن تماس بگیرید و یا به ما ایمیل بزنید .

اطلاعات شما چنانچه بخواهید همیشه در نزد ما محفوظ خواهد ماند .

 

برای تایید خبر یا دخالت مستقیم در مسئله می توانید از راه های ارتباطی زیر اقدام فرمائید: شماره بخش بستری مصدوم در بیمارستان شریعتی: 02184902272 شماره سرکار خانم نجفی مدیر عامل انجمن: 09124073105 سکینه ازبک: 09197886801 

دوستان ما در حال منظم کردن کمک های مردمی هستیم که حیف و میل نشه و انجمنی رسمی که مسیولیت کار را بپذیره همه پیگیری ها را به شما اطلاع می دهیم . با بعضی مقامات دولتی که ازش ملاقات کنند و بببینیم چی می شود"

 

در مسافرت نوروزی با کودکان بیش‌فعال چه کنیم؟

 

برخلاف تصور برخی از افراد، تفاوت آن‌چنانی بین کودکان بیش‌فعال با دیگر کودکان وجود ندارد جز این‌که نسبت به همسالان خود پرجنب و جوش‌ترند و ممکن است دست به کارها و رفتارهایی بزنند که همراه با خطر است.

معمولا در محیط خانواده به دلیل این‌که والدین کنترل و نظارت بیش‌تری بر محیط دارند، این عوامل خطر شناسایی و مراقبت بیش‌تری از فرزندشان می‌شود اما باید این واقعیت را پذیرفت که در سفر نمی‌توان تمامی احتمالات را در نظر گرفت بنابراین مسافرت با کودک بیش‌فعال نیازمند مراقبت بیش‌تر بوده و لازم است که امنیت سفر با کودک تامین شود.

به عنوان مثال، از آن‌جا که اغلب این کودکان پرحرف و پر جنب و جوش هستند و جایی بند نمی‌شوند باید مراقب بود که مبادا اتفاقی برای‌شان بیفتد. به همین دلیل توصیه می‌شود اگر که قرار است با اتومبیل به مسافرت بروند، حتما مراقب باشند که کودک در تمام طول مسیر کمربند ایمنی را بسته باشد.

با توجه به این‌که این کودکان از یک‌جا نشستن کلافه می‌شوند، باید هر یکی دو ساعت یک‌بار، توقف کنید و مدت کوتاهی را به استراحت اختصاص و اجازه دهید از اتومبیل پیاده شوند.

چنان‌چه والدین تمایل دارند با هواپیما یا قطار سفر کنند، در این باره نیز باید با کودک صحبت شود. در سفر با قطار، به دلیل این‌که ساعات بیش‌تری در مسیر خواهند بود، بهتر است برای سرگرم کردن کودک تدابیری اندیشه شود.

مثلا می‌توان یکسری از وسایل موردعلاقه او را به همراه داشت. نباید این مساله فراموش شود که قبل از سفر، براساس شرایط سنی درخصوص سفر و موقعیت آن به فرزندشان توضیح بدهند. او باید بداند که در سفر نیز قوانین مختص به خانه هم‌چنان باید رعایت شود.

ضمن این‌که پیشنهاد می‌شود که در لباس کودک، آدرس و شماره تلفنی قرار داده شود و او را از این مساله آگاه کنند تا اگر احیانا گم شد، بتواند با در دست داشتن آن کمک بخواهد. طبیعتا همه پدرومادرها مراقب فرزندشان هستند و نظارت کافی بر این مساله دارند اما در سفر این مساله به خصوص اگر کودک مبتلا به اختلال کم‌توجهی باشد، اهمیت بیش‌تری پیدا می‌کند و باید هر لحظه از موقعیت وی آگاه بود تا خطری او را تهدید نکند.

سفر می‌تواند فرصتی باشد تا به کودکان برخی مهارت‌ها را آموخت و اگر قرار است برای تعطیلات میهمان اقوام باشیم، آن‌ها را تشویق کنیم که بیش‌تر در جمع دوستان و آشنایان باشند.

 

آموزگار نمونه

جایزه یک میلیون دلاری "معلم جهان" به معلم فلسطینی رسید

حنان الحروب، زن فلسطینی است که در کلاس‌های درس خود از لزوم مبارزه و "نه گفتن" به خشونت می‌گوید. او برنده‌ی جایزه‌ی جهانی "معلم جهان" شد. پاپ فرانسیس نام او را اعلام و از تلاش وی تقدیر کرد.

 

 

حنان الحروب، معلم فلسطینی که در کمپ‌های پناهجویی بزرگ شده و به دانش‌آموزان خود لزوم دوری از خشونت را آموزش می‌دهد، برنده‌ی جایزه‌ی یک میلیون دلاری معلم منتخب جهان شد.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس هیئت داوران این جایزه‌ی مهم و بین‌المللی الحروب را از میان بیش از ۸هزار نامزد، لایق دریافت جایزه‌ دانست.

حنان الحروب در منطقه‌ی مسکونی "البیره" در رام‌الله معلم مدرسه‌ی ابتدایی است. روزی بچه‌هایش در راه بازگشت از مدرسه شاهد تیراندازی به یک فلسطینی و قتل او بودند. او بعد از این‌که وحشت و هراس کودکان‌اش را دید، تصمیم گرفت معلم مدرسه شود و به کودکان لزوم مبارزه با خشونت و دوری از اقدامات خشونت‌بار را آموزش دهد.

الحروب کتابی را باعنوان "بازی می‌کنیم و یاد می‌گیریم" به نگارش درآورده که در این کتاب بر اهمیت و نقش مهم بازی در کلاس‌های درس، نقش کلاس درس در شکل‌گیری قابلیت اعتماد، صداقت و احترام به حقوق دیگری تاکید کرده است.

او معتقد است آن‌چنان که باید به تاثیر دردناک و عمیق و ماندگار خشونتی که کودکان در مناطق درگیر بحران مشاهده می‌کنند، در بازتولید چرخه‌ی خشونت توجه نشده است و تلاش دارد گامی در راه مبارزه با تکرار چرخه‌ی خشونت بردارد.

"جایزه‌ی معلم جهان" در شهر دوبی در امارات متحده عربی به حنان الحروب اهدا شد. شیخ محمدبن الرشید آل‌مکتوم، حاکم دوبی، جایزه‌ را به الحروب اهدا کرد.

بااین‌حال نام او به عنوان برنده از سوی پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان، در پیامی ویدئویی اعلام شد. پاپ فرانسیس در این ویدئو از تلاش این معلم فلسطینی در راستای آموزش صلح به کودکان تقدیر کرد.

الحروب بعد از دریافت جایزه‌با خوشحالی گفت:« بسیار خوشنودم و هنوز باورم نمی‌شد که این افتخار نصیبم شد و پاپ فرانسیس نام مرا اعلام کرد.»

الحروب همچنین گفت: «برای یک معلم عرب، یک زن، یک فلسطینی این‌که به این‌جا می‌رسد و چنین جایزه‌ی مهمی را دریافت می‌کند، باورنکردنی است. این می‌تواند مثالی و انگیزه‌ای برای بقیه‌ی معلم‌ها در سراسر دنیا باشد.»

این معلم فلسطینی به خبرگزاری آسوشیتدپرس گفت که قصد دارد با پول جایزه‌ یک بورس تحصیلی ویژه‌ی کودکان محرومی تاسیس کند که قصد دارند معلم شوند و در راه تربیت نسل بعدی کودکان تلاش کنند.

 

سال نو بر همه ی کودکان ایران مبارک باد

 

وقت آن است که در قلب و ذهنمان مروری کنیم به سالی که گذشت تا ببینیم برای بچه هایی که بدون میل و اراده شان به این دنیای وانفسا آورده ایم چه کرده ایم؟

برای دختر یا پسر همسایه که می دانستیم مشکل یا مشکلات خانوادگی دارند. برای آن کودک خردسالی که یک شاخه گل می فروخت یا بجای کلاس درس، روبروی ما روی زمین نشسته بود و کفشمان را برق می انداخت تا بتواند روی پاهای زندگی بایستد. 

برای شنیدن جیغ های مداوم پشت دیوارهای خانه ی همسایه بر اثر آزارهای روانی و کتک خوردن ها یا بغض های فروخورده ای که در صورتش نمایان بود.

برای یک قدم برداشتن برای راحتی فرزندمان که به خواست ما پا به این کره ی خاکی گذاشته. برای بهبود روان و محیط زندگی اش. برای اضافه کردن لبخندهایش، برای پیشرفت بیشترش در درس و مدرسه و هنر و...

برای تمام پدر و مادران مسئول و بخصوص بچه ها سال بهتری را آرزو می کنم و سعی خواهم کرد که قدم های بیشتری در راه مبارزه با کودک آزاری بردارم.

سالم و شاد باشید  

در پناه حق