ضعف و بی‌عملی پلیس ایران در مقابل خشونت خانگی

مهری قاسمی

رئیس سازمان پزشکی قانونی در گفت‌و‌گو با روزنامه ایران خبر داده که حدود ۹۰ درصد کسانی که از همسرآزاری شکایت می‌کنند، زنان هستند. احمد شجاعی در عین حال از افزایش پنج و هشت دهم درصدی مراجعات درباره همسرآزاری در سال ۹۶ نسبت به سال ۹۵ خبر داده است.

شجاعی گفته است آمار مراجعان همسر آزاری در سال ۱۳۹۶، به ۸۱ هزار و ۷۲۹ نفر رسیده که سهم زنان از این نزاع‌ها، ۷۷ هزار و ۵۹ نفر و سهم مردان چهار هزار و ۶۷۰ نفر بوده است که «قربانی خشونت و آزارهای روحی و روانی از سوی همسران‌شان» شده‌اند. (روزنامه ایران، ۲۳ تیر ۱۳۹۳)

روزنامه ایران اما همین گزارش را با تیتر «پنج هزار مرد پارسال از زنانشان کتک خوردند» منتشر کرد.

انتخاب تیتر این گزارش، در حالی که بیش از ۹۴ درصد خشونت‌های خانگی علیه زنان اتفاق افتاده است، تصویری کامل را از انتظار جامعه ایران در مورد خشونت‌های خانگی نمایان می‌کند. گویا که در ایران، کتک خوردن زنان در خانه عادی است و کتک‌ خوردن مردان به کنایه و طنز تبدیل می‌شود.

بیشتر بخوانید:

تربیت فقهی کودکان و فراهم شدن زمینه خشونت مجاز

شاید “شیشه پپسی” بوده باشد!

قاضی بیشتر با خشونت‌گر همدل است

عادی‌سازی خشونت علیه زنان تنها در نحوه خبررسانی رسانه‌ها نیست که پدیدار می‌شود، بلکه در نگاه نهادهای رسمی و حتی پلیس نیز بسیاری از رفتارهای خشونت‌آمیز مردان علیه زنان عادی تلقی می‌شود.

از اواسط سال ۱۳۹۵ وزارت بهداشت در ایران شبکه‌ای مجازی با عنوان «سامانه سیب» راه‌اندازی کرد که هدف آن جمع‌آوری تمامی اطلاعات بهداشتی مربوط به مردم بود. بر اساس گزارش های رسمی، تا دی‌ماه سال ۱۳۹۵ حدود ۵۹ میلیون نفر در این شبکه ثبت‌نام کرده بودند. این سامانه به مرور گسترش یافت و از تابستان سال ۱۳۹۶ بخشی برای تجمیع مراقبت‌های سلامت اجتماعی از جمله همسر آزاری و مشکلات زنان متاهل را نیز دربرگرفت.

با این همه، تعریف خشونت خانگی در این سامانه چنان است که اگر زنان در قسمت همسرآزاری، میزان ضرب و شتم صورت گرفته از سوی شوهر را گزینه «به ‌ندرت» یا «گاهی» انتخاب کنند، سامانه مزبور این موضوع را «فاقد مشکل» تلقی خواهد کرد.

چندی پیش، یکی از کاربران توئیتر که ظاهرا با این سامانه همکاری می‌کند در این‌باره نوشته بود:

«روان‌شناس از مرکز استان اومده بازدید بهش می‌گم این سامانه سیب قسمت همسرآزاری اگر در جواب سوال همسرتان شما را کتک می‌زند، تیک قسمت به ندرت یا گاهی اوقات رو بزنی می‌گه فاقد مشکل. فرمودند این‌قدر که طبیعیه، همه زن‌ها رو شامل می‌شه.»

کاربر دیگری در همین رابطه معتقد است: «تو سامانه سیب، یه قسمتی داره واسه همسر آزاری، بعد اگه در جواب آیا شوهرت کتکت می‌زنه، بزنی به ندرت یا گاهی، نتیجه رو فاقد مشکل می‌ده. فک کنم شوهره باید قشنگ هر روز سیاه کبود کنه که اون عقبیا حال کنن.»

نحوه سیاستگذاری «سامانه سیب» وزارت بهداشت ایران درباره میزان «مجاز»! خشونت علیه زنان که ضرب و شتم «گاه و بیگاه» آنان را فاقد مشکل می‌بیند، باید سیاست کلی حکومت در ایران نیز دانست. همین سیاست موجب بی‌تفاوتی پلیس در مواجهه با بسیاری از گزارش‌های خشونت خانوادگی شده است.

نویسندگان  گزارشی که در سال ۱۳۹۱ منتشر شد و درباره نقش پلیس در فرهنگ خشونت خانگی تحقیق کرده بودند، معتقدند: «واقعیت این است که اقلیت کوچکی از زنان که به جست‌و‌جوی کمک از سازمان‌های رسمی یا افراد مسئول رفته‌اند نیز بیش از پیش به ماهیت مردسالارانه روابط درون جامعه پی‌ برده‌اند. پلیس نه تنها علاقه‌ای به درگیر شدن در این مسائل ندارد، بلکه بر طبق مصاحبه‌ها، بیشتر حامی متهمان بوده تا قربانیان و با زنان خشونت‌دیده با پیش‌داوری و بدرفتاری برخورد کرده است.»

نویسندگان این تحقیق به عنوان نمونه‌ای از رفتارهای نادرست پلیس از قول خانمی ۳۷ ساله با تحصیلات زیر دیپلم نوشته‌اند: «شوهرم تهدید کرد که امشب یا مرا می‌کشد یا خودش را. من زنگ زدم پلیس ۱۱۰ و پلیس آمد. شوهرم رفت دم در، دست به ریش شد که تو رو قرآن آبرو داریم و … پلیس رفت! […] من زنگ زدم از تو کمک خواستم، چرا با حرف شوهرم برگشتی؟ اگر من آن لحظه می‌گفتم گذشت کردم، بعد برو! گفتند دعوای خانوادگی است، خدا نگهدار!» (فرهنگ خشونت خانگی علیه زنان با تأکید بر نقش پلیس در کاهش آن، سهیلا صادقی فسایی، آتنا کامل قالیباف، مطالعات فرهنگی و ارتباطات، بهار ۱۳۹۱، شماره ۲۶، صص ۹۹ و ۱۰۰)

مشابه این تجربه را برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز داشته‌اند. یکی از کاربران توئیتر در این‌باره نوشته است: «سال ۸۳ دوستی داشتم که همسرش کتکش می‌زد. یک بار فرار کرده بود داخل حمام و زنگ زده بود به پلیس. وقتی ماجرا را تعریف کرده بود، آقای پلیس پشت خط گفته بود: خوب اینکه طبیعیه، منم اگر عصبانی بشم دیگه یک سیلی رو به زنم می‌زنم.»

در مقاله دیگری که فصلنامه مطالعات بین‌المللی پلیس وابسته به نیروی انتظامی ایران منتشر کرده است، نویسندگان مقاله به ضعف‌های گوناگون حقوقی و غیرحقوقی پلیس در مواجهه با خشونت خانگی پرداخته و در بخشی از گزارش خود نوشته‌اند: «مانع دیگری که در مسیر پاسخ‌دهی و تعقیب کیفری بزه‌کاران خشونت وجود دارد این است که خشونت در محیط منزل در برخی موارد به عنوان یک موضوع خصوصی و خانوادگی تلقی می‌شود که تا جای ممکن پلیس نباید به آن پاسخ و واکنشی نشان دهد.»

به کانال تلگرام خانه امن بپیوندید.

آنان اضافه می‌کنند: «شاید این رویکرد از موضع پترنالیستی [جرم‌انگاری] حاکم بر فرهنگ پلیس یا فرهنگ حاکم بر جامعه نشات می‌گیرد. به هر حال و صرف‌نظر از منشا آن، این رویکرد در پلیس وجود دارد. حتی مقررات حقوق کیفری جاری نیز بر این ادعا مهر تایید می‌نهد، به گونه‌ای که عموم جرائم خشن که در منزل امکان وقوع دارند، جنبه خصوصی دارند. به عنوان نمونه فحاشی، قذف، ضرب و جرح دارای جنبه خصوصی‌اند و بدون شکایت شاکی امکان تعقیب کیفری آنها وجود ندارد. از این رو این نوع جرائم با اعلام جرم از سوی همسایگان یا اطرافیان قابل تعقیب کیفری نیست.» (پاسخ های پلیس به خشونت خانگی علیه بانوان، علی افراسیابی، لیلا سجادی، زمستان ۱۳۹۲، شماره ۱۶، ص۴۲)

نکته قابل تامل آن که در موارد متعددی از خشونت خانگی، حتی شکایت فردی که مورد خشونت قرار گرفته است (در واقع بعد از تحقق زمینه تعقیب کیفری)، منجر به مداخله پلیس و جلوگیری از خشونت در داخل خانه نمی‌شود.

در واقع بزرگ‌ترین مشکل در این زمینه، خصوصی دانستن خشونت خانگی در قوانین و همچنین سیاست‌های پلیس است.

در کتاب راهنمای پاسخ‌های مؤثر پلیس به خشونت علیه زنان که توسط نهادهای وابسته به سازمان ملل تهیه شده، آمده است: «بسیاری از مقامات پلیس خشونت خانگی را “موضوعی خصوصی” می‌دانند که بهتر است پشت درهای بسته باقی بماند. این دیدگاه منجر به نگرش‌ها و سیستم‌هایی شده است که پاسخ پلیس را به حداقل می‌رساند و پاسخ‌های تخصصی به زنان قربانی خشونت را سست می‌کند.»

نویسندگان این راهنما تاکید کرده‌اند: «پلیس نقش حیاتی در پیشگیری از خشونت علیه زنان بازی می‌کند. بخشی از این نقش چگونگی پاسخ به وقایع خشونت‌بار و اقداماتی است که باید برای حفاظت از زنان بلافاصله بعد از آن اتفاق، قبل و طی محاکمه و بعد از آن اتخاذ شود.» (کتاب راهنما در زمینه پاسخهای مؤثرپلیس به خشونت علیه زنان، دفتر مقابله با جرم و مواد سازمان ملل، قسمت پنجم به بعد)

اما واقعیت این است که رویکرد نیروی انتظامی و پلیس به خشونت خانگی در ایران، بر محور «خصوصی انگاری» این رفتارها بنا شده است و البته این نگرش نیز به دلیل حاکمیت احکام فقهی مبنی بر مجاز بودن مرد در اعمال قدرت و ولایت نسبت به همسر و کودکانش به وجود آمده و زمینه خشونت را گسترش داده است.

منبع: سایت خانه امن

چگونه به فرزندم بياموزم از خود دفاع كند

معمولا كودكان حدود دو سالگي در زمان بازي يكديگر را هول مي دهند، گاز مي گيرند و يا كتك مي زنند. آنها به شدت از رفتار همسالان خود خشمگين مي شوند زيرا هنوز رابطه برابر را نياموخته اند. كتك زدن در سن ٣ سالگي يا بعد از آن طبيعي نيست و نياز به بررسي دارد.

آيا والدين بايد دخالت كنند؟

اين وظيفه كودكان در اين محدوده سني نيست كه از خود مراقبت كنند. آنها نياز دارند شخص بزرگسالي كنار آنها باشد تا اگر كودكي اقدام به زدن يا هول دادن ديگري كرد، فرد بزرگسال بدون داد زدن يا دعوا كردن او را متوقف كنند.

اگر زد تو هم بزن!!!

اين جمله، آسيب فراواني به كودك ما خواهد زد. تمام آموخته هاي فرزندتان را زير سوال خواهد رفت و اين سوال پيش مي آيد پس اگر كسي كار بدي كرد من هم مي توانم آنرا تكرار كنم؟
كودكي كه مي زند درونش لبريز از حس بد به خود و ديگران است. در حقيقت كودكي كه كتك مي زند از كودكي كه كتك مي خورد بيشتر اسيب ميخورد و احساسات منفي بيشتري را درون خود احساس مي كند.
به علاو او را در خطر آسيب فيزيكي بعضآ جبران ناپذير قرار مي دهيد و به كودكان خشم، مجازات و كينه ورزي را آموزش خواهد داد

پس چه رفتاري داشته باشيم؟

بايد بداند زماني كه كار به برخورد فيزيكي رسيد، به فرزندتون بياموزيد بهتر است دست خود را بالا بياورد و بگويد نه! نزن. با آموزش اين رفتار به فرزند خود، شما به او مي آموزيد كه در رابطه با ديگران مي تواند حد و مرز مشخصي قرار دهد و از خود دفاع كند. اگر طرف مقابل به كار خود ادامه داد، فرزند شما بايد محيط را ترك كند. با اين كار به فرزندتان مي اموزيد كه انسانهايي در زندگي سر راه ما قرار خواهند گرفت كه دچار اختلالات رفتاري هستند، و عاقلانه ترين واكنش اين است كه با اين افراد درگير نشويم.

ترك كردن محيط نه نشانه ترسو بودن شخص است، و نه دليل بر بي عرضگي او مي باشد، تنها نشان مي دهد شخص فرق خوب و بد، و درست و غلط را ميداند.

منبع: کانال روانشناسی کودک

همدلی کنید

اگر زمانی کودک حاضر به صحبت از ترس‌هایش شد هرگز با گفتن جملاتی مانند «همین؟ این که ترس نداشت»،

« این که اصلا موضوع مهمی نیست» 

«بزرگ شو! این چیزی نیست که باعث شود بترسی!

سعی در کوچک جلوه دادن ترس‌های او نکنید، زیرا با این کار باعث می‌شوید که کودک احساس کند با او همدل نیستید و درکش نمی‌کنید و باعث ایجاد حس تلخ ضعف و بی‌کفایتی در او می‌شود.

به خصوص زمانی که کودک شما از تاریکی می‌ترسد.

پس بهتر است که هرگز سعی در کوچک و بی‌اهمیت جلوه دادن ترس‌هایش نداشته باشید.

منبع: کانال روانشناسی کودک

کودکان و مشکلات والدین

هنگامی که در میان شما و همسرتان اختلاف نظر یا بحثی پدید می‌آید، به عنوان والدین کودک وظیفه دارید مدلی از بحث کردن عادلانه باشید تا کودک آن را از شما فرا بگیرد.

فراموش نکنید شما اولین معلم کودک خود هستید که به او نگه داشتن حرمت دیگران و حل‌وفصل منطقی مشکلات را آموزش می‌دهید.

کودکی که از پدر و مادر خود بحث کردن منطقی و کسب نتیجه را بیاموزد می‌تواند در بزرگسالی آن را در زندگی خود به کار ببندد.

 

منبع: کانال روانشناسی کودک

خشونت، کودکان را پیر می کند

نتایج مطالعات نشان می‌دهد، کودکانی که در معرض خشونت قرار دارند نسبت به کودکان دیگر، سن اپی‌ژنتیک بیشتری دارند.

به گزارش ایسنا و به نقل از ارث، بر اساس تحقیقات جدید محققان، کودکانی که اوایل زندگی در معرض خشونت‌های عاطفی یا جسمی قرار می‌گیرند، نسبت به همسالانشان سریعتر رشد می‌کنند (سن اپی‌ژنتیک بیشتری دارند).

از سوی دیگر، کودکانی که در معرض محرومیت‌هایی از قبیل بی‌توجهی و نا امنی غذایی قرار می‌گیرند، رشد آهسته‌تری دارند.

کیت مک لافلین، نویسنده ارشد این مطالعه در واشنگتن عنوان کرد: یافته‌ها حاکی از آن است، انواع مختلفی از مشکلات در اوایل زندگی، پیامدهای متفاوتی برای رشد کودکان در آینده دارد.

مطالعات پیشین، ارتباط ضعیفی بین رشد سریع (سن اپی‌ژنتیک)  و مشکلات سلامتی و روانی نشان داد، اما مطالعات جدید حاکی از آن است که خشونت و محرومیت، تاثیر متفاوتی بر سن اپی‌ژنتیک کودک دارد.

محققان اظهار کردند: در میان کودکانی که خشونت را در اوایل زندگی تجربه می‌کنند، افزایش سن اپی‌ژنتیک در آنها همراه با افزایش علائم افسردگی است.

این موضوع نشان می‌دهد که شناسایی پیری زودرس بیولوژیکی ممکن است یکی از راه‌های پیشگیری از بیماری‌هایی باشد که در کمین این افراد است.

محققان این بررسی را در بین ۲۴۷ کودک و نوجوان بین سنین هشت تا ۱۶ ساله انجام دادند.

 دکتر مک لافلین اظهار کرد: پیری زودرس بعد از قرار گرفتن کودک زیر هشت سال در معرض خشونت قابل تشخیص است.

نتایج این بررسی کمک می‌کند تا سرمایه‌گذاری اجتماعی برای کاهش قرارگیری کودکان در معرض خشونت افزایش یابد.

اگرچه هنوز معلوم نیست که آیا پیری اپی‌ژنتیک شتابنده را می‌توان معکوس کرد، اما ارتباط بین رشد سریع و علائم افسردگی، راهی است برای شناسایی کودکانی که نیاز به کمک دارند.

نتایج این مطالعه در مجله Biological Psychiatry منتشر شده است.

منبع: ایسنا

هشدار!

کودکی که تهدید شده وناامن است اين ترس را به شكل واضح بروز نمی دهد
بلکه آن را به شكل هاى مختلفى همچون
ناخن جويدن، لكنت زبان،شب ادرارى،
كم رو وكم حرف شدن كاهش تمركز
و خشونت نشان ميدهد.

 

https://t.me/childpsychology/12779