دختری که در واقع یک پسر است

گروه جامعه: هنوز ۱۰ سالم تمام نشده بود که به خاطر دستبرد به کیف لوازم آرایش مادر و رنگی کردن صورتم کتک مفصلی از پدر خوردم.

به گزارش ایسنا، هر چند قبل از آن نیز برای فرار از کلاس فوتبال، بی‌علاقگی برای بازی با پسرهای قد و نیم قد همسایه، زل زدن به ویترین عروسک‌های اسباب بازی فروشی سرکوچه، خاله بازی با دخترهای محل و اصرار به پوشیدن کفش‌های تق-تقی، از مادرم چند باری گوش پیچ شده بودم.هنوز ۱۰ سالم تمام نشده بود که فهمیدم با بقیه فرق دارم و جسمم متعلق به من نیست؛ آن روزها درکی از واژه «ترنس‌سکشوال» نداشتم ولی پچ پچ‌ها و نگاه عجیب غریب دوستان و فامیل، بی تابی و گریه‌های وقت و بی وقت مادرم و روز به روز بد اخلاق‌تر شدن پدر نشان می‌داد تفاوتی که با بقیه دارم عادی نیست.کوچک که بودم از اینکه پدر و مادرم درکم نمی‌کنند و به زور می‌خواهند شبیه بقیه هم سن و سالانم باشم لجم می‌گرفت ولی حالا ناراحتی آنها از داشتن پسری که مدام می‌گفت «دوست دارد دختر باشد» را به خوبی درک می‌کنم…

اختلال هویت جنسی چیست؟

مدیرکل بهزیستی البرز در تعریف اختلال هویت جنسی می‌گوید: اختلال هویت جنسی به حالتی اطلاق می‌شود که بین جنسیت پذیرفته شده فرد با هویت جنسی وی، تضاد و مغایرت ایجاد می‌شود.داریوش بیات نژاد ادامه می‌دهد: افرادی‌که دارای اختلال هویت جنسی هستند نسبت به جنسیتی که دارند احساس ناراحتی و نارضایتی دارند و تصور می‌کنند زنی در قالب مرد هستند یا مردی در قالب زن. همین احساسات باعث می‌شود دوست داشته باشند مانند جنس مخالف رفتار کنند، مثل آنها لباس بپوشند و درمجموع رفتارهایی داشته باشند که جامعه از آنها به عنوان مرد یا زن توقع ندارد.وی توضیح می دهد: متاسفانه بسیاری از افراد شناخت دقیقی در مورد اختلال هویت جنسی ندارند و آن را با اختلال دو جنسیتی یکی می‌دانند و همین باعث کج فهمی‌هایی در عموم جامعه شده است.

تفاوت اختلال هویت جنسی با اختلال دوجنسیتی

وی با بیان تفاوت اختلال هویت جنسی با اختلال دوجنسیتی اضافه می‌کند: مبتلایان به اختلال هویت جنسی دچار نارضایتی از جنسیت خود هستند، بی‌آن‌که هیچ‌گونه ناسامانی یا مشکلی در جسم آنان مشاهده شود ولی کسانی‌که از اختلال دوجنسیتی رنج می برند از همان ابتدا اندام جنسی فی‌مابین دارند و مشکلشان تنها روحی نیست.این مسئول اظهار می‌کند: افراد درگیر با اختلال هویت جنسی از فشار اجتماعی ناشی از رفتار متضادشان با دیگران رنج می‌برند و این اتفاق زمانی بیشتر خود را نشان می‌دهد که نه فرد و نه اطرافیان شناخت درستی از این اختلال ندارند و این امر گاه به طرد شدن فرد از خانواده منجر شود.

عوامل بروز اختلال هویت جنسی را بشناسیم

مدیرکل بهزیستی البرز با اشاره به برخی دلایل بروز اختلال هویت جنسی ادامه می‌دهد:

پژوهشگران عوامل اجتماعی و روانشناختی را به‌ عنوان مهم‌ترین عوامل تاثیرگذار در ایجاد این اختلال در نظر می‌گیرند و معتقدند، همان‌طور که محیط می‌تواند بر تعیین نقش جنسی ما تأثیر بگذارد، بر تعیین هویت جنسی نیز تاثیرگذار است. علاوه بر این، تفاوت‌های فرهنگی و اجتماعی در جوامع مختلف و میزان پذیرفتن یا رد رفتارهای خاص توسط جوامع نیز در ایجاد این اختلال بی تاثیر نیست.بیات نژاد می‌گوید: در کنار موارد مذکور، نوع واکنش خانواده‌ها به داشتن رفتارهای متضاد فرزندانشان نیز می‌تواند در ایجاد این اختلال تاثیرگذار باشد، برای مثال، والدینی‌که رفتارهای پسرانه دخترشان یا رفتارهای دخترانه پسرشان را منع نمی‌کنند، ممکن است به تقویت و پذیرش این رفتارها در فرزندان خود کمک کنند یا حتی آنها را تشویق کنند.


ادامه مطلب را با کلیک روی لینک زیر بخوانید:
bit.ly/2qKgLn5

لینک مطلب در سایت خانه امن
http://www.khanehamn.org/archives/25960

یکی دیگر از مشکلات کودکانی که نتیجه ی ازدواج موقتند

پرسش:

هرگز پدرم را ندیده ام و نخواسته ام ببینم. به این علت که او مادرم را سال ها پیش صیغه کرده و پس از پایان مدت، غیب اش زده و مادرم به تنهائی من را بزرگ کرده و برایم شناسنامه ای گرفته که جای پدر در شناسنامه خالی است. حال اطلاع پیدا کرده ام که پدرم درگذشته و از خود ارث قابل توجهی به جا گذاشته و فرزندان دیگرش در حال انجام تشریفات ارث بری از او هستند. آیا راه قانونی وجود دارد که من هم در لیست وراث قرار بگیرم.

پاسخ:

فقط فرزندان حاصل از رابطه جنسی حلال از پدر ارث می برند. رابطه جنسی پدر و مادر شما شرعی بوده و اگر مدارک کافی داشته باشید می توانید اولا رابطه زوجیت پدر و مادرتان را ثابت کنید و ثانیا نسب خودتان را.

پرسش:

مشکل این است که مادرم فاقد مدرک از این زوجیت است. یک سند عادی در دست داشته که آن را هم گویا پدرم با خود برده است. عقد موقت شان هم ثبت رسمی نشده است. بنابراین دستم خالی است.

پاسخ:

آیا مادرتان در حیات است؟

پرسش:

بله، کاری از دستش ساخته نیست.

پاسخ:

به نظر می رسد اهمال کرده اید و باید وکیل می گرفتید و زودتر از این دنبال اثبات رابطه زوجیت و نسب می رفتید.

پرسش:

منظورتان این است که کار از کار گذشته و دیگر نمی شود حقوق ارثی ام را مطالبه کنم؟

پاسخ:

می شود. ولی آسان نیست. باید وارد میدانی از حق خواهی بشوید که دوندگی آن زیاد است.

پرسش:

مثلا از کجا شروع کنم؟

پاسخ:

باید بتوانید در محضر دادگاه دو موضوع را به اثبات برسانید. یکی این که فرزند آن مرد در گذشته هستید. یعنی نسب را ثابت کنید. دیگر این که ثابت کنید حلال زاده هستید. یعنی پدر و مادر شما با یکدیگر رابطه جنسی خارج از ازدواج نداشته اند و رابطه شان بر اساس عقد شرعی دائم یا موقت بوده است و شما در همان مقطع زمانی در بطن مادرتان به وجود آمده اید.

پرسش:

نسب را چگونه می شود ثابت کرد؟

پاسخ:

خوشبختانه با آزمایش های پزشکی DNA   ، نسب را آسان می توان ثابت کرد. اما قوانین ایران به اثبات نسب برای برخورداری از ارث قناعت نمی کند. در شرع اسلام فرزندی که از رابطه مشروع به وجود نیامده از پدر ارث نمی برد. بنابراین باید رابطه زوجیت مادر و پدرتان را نیز در زمانی که نطفه شما در بطن مادر منعقد شده، ثابت کنید.

پرسش:

با کدام مدرک. دست مادرم خالی است.

پاسخ:

موضوع در این خصوص پیچیده است. باید مدارک لازم را که بتواند جایگزین مدرک عقد شرعی بشود پیدا کنید.

پرسش:

لطفا بیشتر توضیح دهید

پاسخ:

آیا مادر رسیدی و مدرکی دارد که نشان بدهد در زمانی که مدعی است به عقد موقت پدرتان در آمده از سوی پدر پولی به او پرداخت شده باشد تا آن را در جای مدرکی دال بر پرداخت مهریه مادر ارائه کنید؟

پرسش:

از قرار یک کاغذی دارد که نشان می دهد از او پول دریافت کرده است.

پاسخ:

خوب است ولی کافی نیست. آیا آدرسی در دست هست که نشان می دهد آن دو مدتی با هم در یک خانه و یک مسکن زندگی کرده اند؟

پرسش:

یک اجاره نامه دست نویس وجود دارد که در آن مادرم مستاجر است. و پس از عقد موقت، پدرم به او در همان مکان ملحق شده و بعد از دوماه که مدت صیغه بوده غیب شده. آن وقت من در شکم مادرم بوده ام.

پاسخ:

آیا کسانی را می شناسید که از هم خانه بودن پدر و مادرتان در همان تاریخ خبر داشته باشند و به آن شهادت بدهند؟

پرسش:

صاحبخانه و کسبه محل و بیشتر همسایه ها که می دانستند مادرم با صیغه زندگی خود را در شهرستان قم می گذراند، فوت کرده اند. گویا برخی زنده اند و مادرم با آن ها آشناست.

پاسخ:

خیلی مفید است. مادرتان از همین افراد به قید قسم بخواهد تا کتبا شهادت بدهند که آنها مدت دو ماه در فلان تاریخ در همان آدرس با یکدیگر مثل زن و شوهر زندگی می کرده اند. دیگرانی هم که از این موضوع خبر دارند اگر شهادت بدهند، ادعای شما و مادرتان تقویت می شود.

پرسش:

آیا این گونه افراد هم در دسترس هستند؟

پاسخ:

بله هستند. شوهر خاله ام هنوز زنده است و از موضوع خبر دارد. ولی عاقد خیلی وقت است فوت شده. وقتی هم زنده بود و مادرم نزد او رفت، حاضر نشد بنویسد که خودش عقد شرعی صیغه دو ماهه را جاری کرده است. گویا پدرم دم او را دیده بود. مادرم هم دیگر دنبال نکرده و از خانواده پدرم ترسیده است.

پرسش:

حال اگر بتوانم نسب را ثابت کنم با استفاده از آزمایش پزشکی DNA ، اما نتوانم رابطه زوجیت پدر و مادرم را ثابت کنم، فایده ای دارد؟

پاسخ:

در صورت اثبات نسب، آن مرحوم می شود پدر عرفی شما، ولی نه پدر شرعی. تمام آثار پدر و فرزندی قابل قبول می شود، غیر از حق شما برای ارث بردن ( توارث ). در هر حال خوب است مدارک را جمع آوری و ضمن اثبات نسب، با همکاری مادرتان، رابطه شرعی زوجیت را هم ثابت کنید. تا سهم الارث نصیب تان شود. اگر میراث به جا مانده قابل توجه است حتما با استفاده از وکیل مدافع وارد دعوی بشوید.

پرسش:

اگر هر دو موضوع را ثابت کنیم، نام پدر به شناسنامه ام افزوده می شود و همچنین  تاریخ زوجیت پدر و مادرم؟

پاسخ:

البته. در آن صورت این حق قانونی شماست و دادگاه به ثبت احوال دستور لازم را صادر می کند.

 

منبع: سایت خانه امن

دلیل مخالفت مجازات پدر در مورد خشونت خانگی


براساس آمار بیشترین موارد کودک‌آزاری یعنی ۴۲ درصد توسط افراد خانواده رخ می‌دهد و حدود ۳۹ درصد از کودک آزاری‌ها نیز در محیطی خارج از خانواده رقم خورده‌است؛ یعنی عامل حدود ۴۲ درصد از کودک‌آزاری‌ها والدین و اعضای اصلی خانواده است.
طیبه سیاوشی (نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی) در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا در این رابطه گفت: مسالهٔ مهم، ولایت مطلقهٔ پدر و جد پدری است که بر مبنای فرهنگ و عرف در جامعه وجود دارد و به هیچ وجه نیز حذف ‌شدنی نیست.
وی با اشاره به بررسی لایحهٔ حمایت از کودکان و نوجوانان تصریح کرد: در بررسی این لایحهٔ با ماده قانونی که به سازمان بهزیستی این اجازه را می‌داد، درصورتی‌که بچه آزار دیده باشد، در حمایت این سازمان قرار بگیرد مخالفت شد و اعضا معتقد بودند پدر و مادر بد بهتر از سازمان بهزیستی است!
سیاوشی تاکید کرد که هنوز چتر حمایتی در کشور ما به آن شدت نیست که بتواند این بچه‌ها را تحت‌حمایت خود به شکل مناسب قرار بدهد و به‌رغم تلاش‌هایی که سازمان بهزیستی کرده است؛ اما متاسفانه به‌دلیل نبود امکانات لازم نتوانست این جمعیت از کودکان را که اکنون مشکل دارند؛ تحت‌پوشش قرار بدهد چه برسد به اینکه این قانون نیز به تصویب برسد.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در ادامه گفت: اگر لایحه حمایت از حقوق کودک و نوجوان به تصویب برسد؛ می‌توان این را انتظار داشت که اگر بچه‌ای مورد ضرب و شتم پدر و مادر قرار گرفت یک یا دو ماه از خانواده‌ گرفته شود. مساله این است که در کشور اصطلاح چهاردیواری وجود دارد؛ به طور مثال بچه‌ها در خانه ضرب و شتم می‌شوند و حتی مورد آزار پدری که معتاد به شیشه است قرار می‌گیرند، ولی کسی ورود نمی‌کند به این دلیل که می‌گویند پدر و مادرش هستند.
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با اشاره به لایحه حمایت از حقوق کودکان و نوجوانان بیان داشت: در ماده ۹ لایحهٔ حمایت از کودکان و نوجوانان به‌طور مفصل اما کلی در مورد اینکه چنانچه پدر و مادر نسبت به فرزندشان دچار بزه شوند، جرم انگاری شده است و به طور مثال در مورد اینکه بچه تا چه حدی مورد ضرب و شتم قرار گرفته، درصد‌ها تعیین شده است و همچنین در رابطه با اینکه بچه اگر دچار مشکل عضو بشود و پدر این بزه را انجام داده باشد نیز جرم‌انگاری شده و متناسب با آن سه یا شش ماه یا ‌حتی یک سال نیز مجازات درنظر گرفته شده است.
وی خاطرنشان کرد: برخی نمایندگان با این هم مخالفت می‌کنند و این مساله را مطرح می‌کنند که اغلب کودک آزاری‌ها در خانواده‌های فقیر رخ می‌دهد و این پدران اگر یک سال به زندان بروند خانواده محروم‌تر و فقیر‌تر می‌شوند.

وی در ادامه گفت: متاسفانه بد‌ترین و دردناک‌ترین قسمت این است که دختران و حتی پسرانی هستند که در خانواده‌ها مورد آزار جنسی قرار می‌گیرند، در واقع وقتی شما می‌خواهید، این کودکان را تحت‌حمایت قرار بدهید و پدر، مادر و یا حتی اقوامی که به این بچه آزار رساندند را از این‌ها دور کنید؛ از امکانات حمایتی لازم برخوردار نیستید.
سیاوشی با ابراز امیدواری از اینکه نقش پررنگ‌تری در لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان به NGO‌ها داده شود، گفت: NGO‌ها می‌توانند در دادگاه‌ها به‌عنوان شاهد حضور داشته باشند، این یک پیشرفت بزرگی است، اما باید نقش پررنگ‌تری را به NGO‌ها بدهند، چون خود سازمان بهزیستی هم آن‌ها را به‌ عنوان شرکای اجتماعی‌‌اش پذیرفته است و این یک گام اساسی رو به جلو است.
وی در ادامه گفت: سازمان بهزیستی به‌تنهایی نمی‌تواند؛ فضای وسیعی را که دچار آسیب‌های اجتماعی از خشونت علیه زنان تا خشونت علیه کودکان است را مدیریت کند و واقعا نیازمند این است که این تشکل‌های مردم‌نهاد را در کنار خود داشته باشند که بتواند به کودکان و زنان کمک کنند.

لینک مطلب در سایت ایلنا
https://bit.ly/2H2kYsv

اثر خشونت در کودک

باران خسروی

فضای خانه‌ای که خشونت در آن رخ می‌دهد فضای پرآشوب و ناامنی است. خشونت خانگی ضربه محکمی به لحاظ روانی و فیزیکی بر خشونت دیده می‌زند. ابعاد این ضربه تنها محدود به خشونت دیده نمی‌شود، کودکان به عنوان شاهدان خشونت ممکن است بیشتر به لحاظ روانی از این خشونت تأثیر ببیند، چرا که معمولاً آن‌ها به لحاظ سنی هنوز به موقعیتی نرسیده‌اند که بتوانند سیستم دفاعی و تحلیلی در مقابل حوادث مشاهده پیش رویشان داشته باشند. صحنه‌های خشونت در ذهن کودکان معمولاً متفاوت از بزرگسالان حک می‌شود همچنان که پردازش، درک و قبول این خشونت برای آن‌ها متفاوت است.

کودکان به صورت های مختلف می توانند شاهدان خشونت باشند:

دیدن : کودک به طور مستقیم صحنه خشونت و آزار را می‌بیند.

شنیدن: کودک از اتاق دیگر صدای زرد و خورد فیزیکی یا تهدید را می‌شنود.

مشاهده بعد از حادثه: کودک آثار خشونت را روی بدن خشونت دیده بعد از حادثه می بیند. مثل خون، اشک، لکه سیاه روی بدن، ظرف و ظروف شکسته شده، خانه بهم ریخته و …

آگاهی از شرایط: کودک با درک نشانه‌های موجود از شرایط تنش در خانه آگاه است مثلا درک این که خانه مثل همیشه نیست. پدر و مادر وظایف عادی عمومی را انجام نمی دهند، فضای خانه برای کودک غمگین است و او می تواند ترس را در صورت مادر ببیند وقتی صدای نزدیک شدن همسرش را به نحوی می‌شنود مثل صدای ماشین خشونت گر که در پارکینگ پارک می‌شود و نشان ازاین دارد که هر لحظه وارد خانه می‌شود.

کودکانی که تجربه دیدن خشونت را به نحوی داشته‌اند همیشه مضطرب هستند و می‌ترسند. آن‌ها همیشه در گارد هستند و منتظر هستند که حادثه بعدی رخ دهد. معمولاً به این دلیل که نمی‌دانند چه چیز باعث بروز خشونت می‌شود در نتیجه هرگزاحساس امنیت نمی‌کنند. آن‌ها همیشه برای خود، برای مادرشان، خواهر یا برادرشان نگران هستند، آن‌ها ممکن است احساس بی قدرت و بی ارزشی کنند.

کودکانی که در خانه پراز خشونت بزرگ شده‌اند همیشه انتظار خانواده از آن‌ها این است که این راز را در میان خانواده نگه دارند و با کسی در این زمینه صحبت نکنند همین باعث می‌شود که همه چیز را در درون خودشان بریزند. آن‌ها ممکن است از نظر دنیای بیرونی خوب و سالم به نظر برسند اما از درون ویران باشند و از این بابت درد فراوانی بکشند. خانواده‌های آن‌ها پراز هرج و مرج و غیرقابل کنترل است و ممکن است آن‌ها خودشان را به این دلیل سرزنش کنند. آن‌ها ممکن است از خواهر، برادر یا مادر عصبانی شوند به این علت که باعث این شدند که خشونت گر عصبانی شود و فضای خانه را برای آن‌ها ناامن کند. آن‌ها ممکن است دائما احساس خشم و خجالت کنند.

شاهدان خشونت احساس انزوا وضربه پذیری زیادی می‌کنند. آنها همیشه منتظر مورد توجه قرارگرفتن، مهرطلبی ومحبت هستند. از آنجا که خشونت دیده خود مورد خشونت هست و به نوعی قربانی در نتیجه نمی‌تواند برای کودک حضور کامل و کافی داشته باشد و او را حمایت کند.خشونت گر هم آن چنان درگیر کنترل است که نمی‌تواند کودک را درک کند بنابراین کودکان آن‌ها به لحاظ فیزیکی، روانی و احساس احساس بی سرپرستی می‌کنند.

کودکانی که شاهد خشونت هستند چه رفتارهایی نشان می‌دهند؟

پاسخ‌های هیجانی و روانی کودکانی که در معرض خشونت هستند شامل: ترس، احساس گناه، شرم، اختلالات در خواب، غم، اندوه، افسردگی و خشم است (خشم نسبت به خشونت دیده و خشم نسبت به خشونت گر).

پاسخ‌های فیزیکی شامل: دل درد، سردرد، خیس کردن رختخواب و ازدست دادن توانایی تمرکز است. برخی از این کودکان خود ممکن است مورد آزار قرار گرفته باشند و سواستفاده فیزیکی، جنسی و یا بی توجهی را تجربه کنند. دیگران ممکن است در تلاش برای نجات دادن مادر یا خواهر یا بردار خود در جریان خشونت زخمی شوند.

پاسخ‌های رفتاری کودکان در معرض خشونت ممکن است شامل: رفتارهای هیجانی غیر منتظره، خونسردی بیش از حد یا اضطراب بیش از حد باشد. آن‌ها حضور خوب در مدرسه ندارند و ممکن است توجه خیلی کم در کلاس درس نشان دهند که درنهایت به غیبت زیاد و نتیجه بد تحصیلی منجر می‌شود. آن‌ها ممکن است اختلال و تأخیر در رشد، در گفتار و مهارت‌های شناختی داشته باشند. عصبانت و پرخاشگری و دعوا با همسالان از نشانه‌های دیگر است. آن‌ها ممکن است شروع به خودزنی کنند.

اثرات طولانی مدت خشونت بر روی کودک چه خواهد بود؟

 تراما: چه کودکانی که مورد خشونت هستند خود به صورت مستقیم مورد خشونت قرار بگیرند یا نه، برای مدت‌های طولانی از اثرات روانی تراما رنج خواهند برد.

درک امنیت: کودکانی که شاهد خشونت در خانه به صورت مستقیم بودند معمولاً زندگی کردن در خانه سالم و فضای امن را رد می‌کنند چرا که برای آن‌ها این فضا قابل درک نیست.

یادگیری: کودکانی که شاهد خشونت بودند معمولاً این مدل و الگو را به عنوان مدلی برای کنترل در رابطه عاطفی خود استفاده می‌کنند.

پیوند با خشونت گر: از آن جا که کودکان به صورت طبیعی تمایل به شناسایی قدرت و در نهایت پیدا کردن راه خود دارند ممکن است در جریان قدرت کم کم با خشونت گر پیوند برقرار کنند و برای خشونت دیده احترام کمتری قائل شوند. مخصوصاً که خشونت‌گر سعی زیادی خواهد داشت که در جلوی کودکان جایگاه خشونت را پایین آورد و یا ممکن است شروع به بدگویی و متهم کردن خشونت دیده به نداشتن تعادل روانی کنند و این که آن‌ها مجبور نیستند به حرف او گوش دهند. دیدن سکوت خشونت دیده و بی احترامی از سمت خشونت گربه آن‌ها می‌آموزد که آن‌ها می‌توانند به طرف دیگر رابطه‌شان بی‌احترامی کنند.

 منبع

برگرفته از سایت خانه امن 

موقعیت فرزند آخر

شیدا اشرفی

فرزندان آخر خانواده معمولا از جایگاه خاصی برخوردار هستند. آن ها از همه نظر متفاوت از سایر فرزندان خانواده بزرگ می شوند. گاهی به شدت مورد محبت و توجه تمام اعضای خانواده قرار می گیرند و گاهی مورد بی مهری و حسادت فرزندان بزرگتر. گاهی والدین بین آن ها با دیگران فرقی نمی گذارند و به آن ها اجازه می دهند تجربه ای دلپذیر کسب کنند و گاهی با مقایسه آن ها با سایر فرزندانشان باعث از دست رفتن اعتماد به نفس و گوشه گیری آن ها می شوند و یا با توجه بیش از حد و به اصطلاح لوس کردنشان، آن ها را به افرادی پر توقع تبدیل می کنند.

مهران فیروزی روانشناس می گوید: “موقعیت فرزند آخر موقعیتی متناقض است و این‌ که او چه تجربیاتی در زندگی خانوادگی به دست بیاورد و چه نوع روابط عاطفی را از سر بگذراند تا حد زیادی بستگی به نوع کنش‌های والدین و فرزندان بزرگ‌ تر خواهد داشت. در یک حالت مطلوب، فرزند آخر خانواده می‌تواند از حمایت فرزندان بزرگ‌ تر بهره‌مند شود و نه تنها در سنین خردسالی، بلکه در دوره‌ نوجوانی و جوانی هم به پشتیبانی فرزندان بزرگ‌ تر خانواده دلگرم باشد.”

در عین حال همین تجربه برای کودکی دیگر می تواند کاملا متفاوت باشد. به طور مثال  اختلاف سنی زیاد با والدین و فرزندان بزرگتر به تنهایی می تواند عاملی باشد برای دور شدن و فاصله افتادن بین فرزند کوچک خانواده با سایرین.

مهسا یکی از آن دردانه هاست او می گوید: اصلا از اینکه فرزند آخر هستم و اختلاف سنی زیادی با خواهر و برادرم دارم ناراحت نیستم. هر چند که همیشه به خاطر این اختلاف سنی  فکر می کردم شاید من را از پرورشگاه آورده اند. خاطرات مشترک آن ها مثلا از دوران جنگ زیاد بود و من در هیچ کدام از آن ها نبودم. ولی باز هم می گویم به من خیلی توجه می شد و خیلی لوسم می کردند. برای همین از ته تغاری بودنم خیلی راضی هستم.”

او اما روی دیگر فرزند آخر بودن را این گونه توصیف میکند : به نظرم تمام کودکی و مخصوصا نوجوانی من در تنهایی گذشت. خواهر و برادرم از من خیلی بزرگتر بودند و خواهرم خیلی زود ازدواج کرد. با پدر و مادرم اختلاف سنی زیادی داشتم و تقریبا هیچ کس کاری به کار من نداشت.

 گاهی نوزاد تازه متولد شده، تمام توجه والدین را به خود جلب می کند و همین مسئله حسادت خواهر و برادرهای بزرگتر را می تواند برانگیزد که این مسئله نمی تواند نتایج خوبی داشته باشد. حس اینکه نوزاد تازه به دنیا آمده جای آن ها را گرفته، احساس خشم و ناراحتی را در آن ها بر می انگیزد. تحقیر شدن از طرف فرزندان بزرگتر، مقصر جلوه دادن فرزند کوچکتر خانواده، بازی راه ندادن و نخودی بودن وی، از جمله نتایج حاصل از حسادت و عدم علاقه فرزندان بزرگتر می تواند باشد. این رفتار آن ها می تواند در فرزند کوچک خانواده حس عدم تعلق به خانواده را به وجود بیاورد.

 از طرفی اگر خانواده از فرزند آخر انتظار فرمانبرداری از فرزندان بزرگتر را هم داشته باشد، ته تغاری هر چه بیشتر احساس تنهایی کرده و تصور می کند همه قصد آسیب رساندن به او را دارند و تلاش می کنند به او زور بگویند. در عین حال اعتماد به نفس و عزت نفس او نیز به شدن آسیب می بیند. این نوع رفتار می تواند تاثیراتی بلند مدت بر کودک داشته باشند تا جایی که هیچ گاه خشم و عصبانیت خود را نسبت به والدین و خواهران و برادران بزرگتر، فراموش نکند.

فیروزی می گوید: “در خانواده ‌هایی که چنین ساختار اقتداری دارند و سلسله مراتب قدرت از والدین آغاز می‌شود و بعد از آنها فرزندانی که سن و سال بیشتری دارند، در موقعیت بالاتر قرار می‌گیرند، فرزند آخر خانواده پایین‌ ترین جایگاه‌ را صاحب خواهد شد.”

والدین برای تربیت فرزند آخر آرامش بیشتری دارند. آن ها از تجربه فرزند یا فرزندان قبلی خود استفاده می کنند و به همین دلیل کمتر نگران هستند و حساسیت کمتری دارند. گاهی اوقات به دلیل عدم حساسیت و سختگیری والدین نسبت به فرزند آخر، وی آزادانه تر وارد اجتماع می شود و آزادی عمل و اختیارات بیشتری نسبت به فرزند قبلی و به خصوص فرزند اول دارد.

مهسا می گوید: وقتی می خواستم با نامزدم بیرون برم، مامانم اجازه نمی داد تنها بریم و حتما خواهر کوچک ترم باید با ما می آمد. ولی همان خواهرم با اطلاع مامان و حتی بابا با دوست پسرش بیرون می رفتند. جالب اینجاست که وقتی من اعتراض می کردم مامان می گفت این بچه ها قصد آشنایی برای ازدواج دارند!!!”

البته گاهی اوقات به دلیل همین تجربیات، فرزند آخر از برخی خواسته های خود محروم می شود. والدین معمولا برای فرزندان اول هزینه های زیادی می کنند. از خرید انواع و اقسام اسباب بازی ها و لباس ها تا فرستادن آن ها به کلاس های متنوع ورزشی، فرهنگی و هنری. بسیاری از والدین بعد از اینکه فرزندان اول به این نوع فعالیت ها تمایلی نشان نمی دهند، آن را برای کودکان کوچکتر هم حذف می کنند و آن ها را تحت فشار کمتری برای رفتن به انواع کلاس ها قرار می دهند.

نکته مهم اینجاست که والدین نباید بر اساس مقایسه کودکان با یکدیگر برای آن ها تصمیم گیری کنند. استعداد کودکان حتی اگر دو قلو هم باشند، با هم بسیار متفاوت است و پیشرفت یکی از فرزندان خانواده در موسیقی نمی تواند دلیل بر پیشرفت دیگری باشد.

 متاسفانه فرزندان آخر در بعضی از خانواده ها به شدت با فرزندان بزرگتر مقایسه می شوند و معمولا نمی توانند استعدادهای خودشان را بشناسند و پیشرفت کنند. اگر فرزندان بزرگتر در دانشگاه خوبی درس می خوانند انتظار می رود که کوچکترین هم در همان دانشگاه وارد شود، اگر در ورزش یا موسیقی موفق می شوند، فرزند آخر هم انتظار می رود در همان مسیر قدم بردارد و به همان اندازه موفق باشد. در عین حال اگر مقایسه با فرزندان بزرگتر با تحقیر و توبیخ همرا باشد و یا توجه زیاد به پیشرفت سایر فرزندان باعث فراموش شدن پیشرفت های فرزند آخر شوند، وی اعتماد به نفس خود را از دست می دهد و از جایگاه خود در خانواده رضایت نخواهد داشت.

اما علی از تجربه خودش به عنوان فرزند آخر اینگونه میگوید:“مدام با بچه های قبل از خودم مقایسه می شدم و مرتب به من می گفتند ما برای تو کارهایی کردیم که برای بچه های قبلی اصلا نکردیم، ببین اونا بدون این امکانات به کجا رسیدند! تو هم باید مثل اونا باشی. تمام این حرفا باعث شد بیشتر و بیشتر از اینکه ته تغاریم هستم ناراحت باشم و نسبت به جایگاهم در خانواده حس بدی داشته باشم.”

او می گوید:“به من همه توجه می کردن. خیلی مهربون بودند ولی خوب مامانم بر اساس قانون آزمون و خطا من را بزرگ می کرد. یعنی تمام کارهایی که برای قبلیا انجام داده بود و نتیجه نگرفته بود حتی اگه التماس هم می کردم برای من نمی کرد. مثلا مرتب می گفتم می خوام برم کلاس تنیس ولی چون خواهرام همیشه با زور کلاس شنا رفته بودند، منم نفرستادن تنیس!”

در عین حال در تربیت فرزند آخر به مسئله وابستگی باید توجه زیادی شود. بسیاری از کودکان آخر به شدت به والدین خود به خصوص مادر وابسته می شوند و همین مسئله به خصوص در سنین نوجوانی و جوانی که باید وارد اجتماع شوند می تواند دردسر ساز شود. وی کم کم احساس می کند بدون والدین یا خواهر، برادرهای بزرگتر نمی تواند زندگی کند و اگر آن ها نباشند دچار اضطراب و نگرانی می شود. در این شرایط تغییر دادن آن ها به فردی مستقل بسیار دشوار خواهد بود.

علی می گوید:“انقدر همیشه همه چیز برای من آماده بود که اصلا یاد نگرفتم کاری رو خودم انجام بدم. تقریبا ۲۰ سالم که بوده تصمیم گرفتم برم سر کار تا یکم مستقل بشم. خیلی هم سریع کار پیدا کردم ولی هفته قبل از شروع کارم هر شب تا صبح کابوس می دیدم و از اضطراب اینکه از پس کارم بر نمی آیم چند بار خواستم زنگ بزنم و کلا انصراف بدم. ولی خانواده ام خیلی تشویقم کردند که این بزرگترین قدم برای مستقل شدن هستش.”

یکی از اصلی ترین مشکلات فرزند آخر، تصور خانواده به عنوان “کودک” از وی است. فرزندان آخر برای تمام اعضای خانواده همیشه کوچک هستند و هیچ وقت بزرگ نمی شوند. به همین دلیل حتی زمانی که به سن جوانی می رسند به توانایی های آن ها شک دارند و نظرات و حرف های آن ها را ممکن است جدی نگیرند.

فرزند آخر خانواده بودن مانند خیلی از مسائل دیگر زندگی چیزی نیست که ما در انتخاب آن نقش داشته باشیم. والدین اگر در تربیت فرزندان وابستگی ها، نگرانی ها و مقایسه کردن فرزندانشان با یکدیگر را کنار بگذارند، تاثیر بسیار زیادی در کم کردن محدودیت ها و سختی های ته تغاری ها چه در زمان کودکی و نوجوانی آن ها و در تعامل با اعضای خانواده، و هم در جریان ورودشان به جامعه و پذیرش مسئولیت های اساسی در اجتماع، خواهند گذاشت. بهتر است هر کدام از فرزندان خانواده با توجه به توانایی ها و شخصیت خودشان تربیت شوند و مورد قضاوت قرار بگیرند. به این ترتیب حس حسادت بین فرزندان هم کمتر خواهد شد و در مقابل همبستگی و علاقه بین آن ها بیشتر خواهد شد.

منبع: سایت خانه امن

آمار تجاوزهای اعلام شده ی جنسی در ایران

رویا تاجی :سه سال پیش فرمانده ناجا بی پرده از تجاوز جنسی گفت و از آمار بالای تجاوز به مردان در ایران خبر داد.

۹۰۰ پرونده تجاوز در یک سال. ۴۰‌ درصد قربانیان زن بودند و ۶۰ درصد دیگر مرد.قربانیانی که بیشترشان زیر ۱۵ سال داشتند و با اغفال مورد خشونت جنسی قرار گرفته بودند .

همان زمان مصطفی اقلیما رییس انجمن علمی مددکاران اجتماعی ایران گفت:آمار غیررسمی بیش‌تر از این آمار است.او گفت: «در کشور برخی نوجوان‌هایی که به سن بلوغ می‌رسند عمل لواط را انجام می‌دهند .آنها معولا این عمل را با پسرهای کوچک‌تر از خودشان انجام می‌دهند.»

وی گفت: «خیلی از کسانی که لواط می‌کنند به مشتریان خود که پسربچه‌های کوچک هستند، پول هم می‌دهند.»

او درباره علت افزایش آمار لواط گفته بود: «این‌ها عوارض جامعه‌ای است که در آن محدودیت وجود دارد و آموزش‌های صحیح درباره مسایل جنسی به کودکان داده نمی‌شود و صحبت کردن درباره مسایل جنسی تابو است.»

بنا به آمار ۱۰درصد قربانیان تجاوز در دنیا مرد هستند. تخمین زده می شود که ۱۵ تا ۲۰ درصد مردان در دوران زندگی خود قربانی سوءاستفاده های جنسی می شوند.

مهم است که پسران ما بدانند مردان نیز مورد تجاوز واقع می شوند، و بسیاری از مردانی که آنها در دوران زندگی خود می بینند از یک سوءاستفاده جنسی یا تجاوز نجات یافته اند.از این رو دانش و شناخت کلید کسب آمادگی بوده و در درک حقایق مرتبط با خشونت جنسی الزامی است.

از آنجایی که ۴۴ درصد قربانیان تجاوزات جنسی افراد زیر ۱۸ سال هستند، لذا داشتن گفتگوهای صمیمانه و مفصل درباره تجاوز جنسی در ایجاد جهانی امن تر برای فرزندان ما ضروری است.

اکثراً درباره مسایلی نظیر پیشگیری و ایمنی در روابط جنسی با دختران خود صحبت می کنیم، اما آیا واقعاً درباره تجاوز جنسی با پسران خود به گفتگوی جدی می نشینیم؟

در چه مرحله ای می توانیم تشخیص دهیم که پسران ممکن است قربانیان احتمالی تجاوز جنسی باشند؟ چه زمانی از مقصر دانستن دختران در جلوگیری از تجاوز دیدن خودداری می کنیم و به پسران خود در عدم تجاوز به دیگران پافشاری می کنیم؟ چه زمانی تشخیص خواهیم داد که سکوت و چشم پوشی ما در انجام چنین گفتگوهای دشواری منجر به ایجاد فضایی پر از ننگ و شرمساری می شود؟

حقیقت امر این است که پسران ما نیز ممکن است قربانی تجاوز شوند. آنها می توانند ناظران، رازداران, یا متجاوزان جنسی باشند.

می توان به راحتی همه متجاوزان را به عنوان افرادی جامعه ستیز یا به عنوان بخش کوچکی از گروهی منزوی از کل جمعیت در نظر گرفت، اما داده ها و آمار بیشماری خلاف این تصور را یادآور می شوند. هم اکنون در هر دو دقیقه یک مورد آزار و اذیت جنسی در ایالات متحده صورت می گیرد، لذا متأسفانه تجاوز به مسأله ای رایج تبدیل شده است.

متجاوزان همسایگان، مددکاران اجتماعی، دوستان، بچه های دوستان و گاهی از اعضای خانواده ما هستند. هیچ پدر و مادری نمی خواهد باور کند که فرزند خودش ممکن است قربانی این نوع نابرابری باشد. دقیقاً به همین دلیل است که داشتن چنین گفتگویی بسیار حیاتی است.

بدون شک این گفتگوها اگرچه بسیار چالش انگیز بوده اما بسیار مهم است. هدف، انجام زود هنگام این گفتگوهای دشوار است تا بتوان از بروز نابرابری های انسانی بعدی پیشگیری کرد. اگر گفتگوهای بازتری داشته باشیم، آنگاه می توانیم شرایط ننگین عمیق و موانع جنسیتی از پیش تنظیم شده را ریشه کن کنیم.

با انجام این نوع گفتگوهای دشوار و سخت، ما به صورتی نظام مند جهانی ایمن تر با ارزش های برابر ایجاد می کنیم که در آن مفهوم مردانگی مجدداً تعریف و ارزیابی شده است.

بنابراین چگونه این نوع گفتگوها را آغاز و در آن درباره چه مسائلی صحبت کنیم؟ در این ارتباط، به نکاتی در ذیل اشاره می شود.

با رضایت شروع کنید

گفتگو درباره تجاوز را می توان با تعاریفی روشن از رضایت آغاز کرد.پسران ما باید بدانند که «نه» همیشه «نه» است.

سکوت را کنار بگذارید

بخش مهمی از مسأله تجاوز- که سبب ادامه ننگ آن می شود- سکوت دیگران است. تجاوز درباره مسایل جنسی نیست؛ بلکه درباره قدرت است، و قدرت نیز با ساکت کردن مخالفان رشد می کند.

تهدید و ارعاب فقط مختص به فرد قربانی نیست؛ بلکه درباه ناظران و کسانی که متجاوز را می شناسند نیز صدق می کند. باید به پسران یاد بدهیم که سکوت کردن درباره چنین مسائلی هرگز قابل قبول نیست.

باید برنامه ای به پسران ارائه دهیم. باید به آنها بفهمانیم که اگر در موقعیتی امکان بروز خطری فوری برای فردی وجود داشت، باید علاوه بر دور شدن از آنجا با فرد بزرگسال معتمدی تماس بگیرند- مثلاً با والدین خود، با پلیس، یا فرد ذی صلاح دیگری.

باید براهمیت تصمیمات آنها تأکید کنیم. تصمیم آنها به صحبت کردن می تواند بر ادامه زندگی فرد دیگری تأثیری مفید داشته باشد.

از طرف دیگر، پسران باید بدانند که تصمیم آن به ساکت ماندن یا به حداقل رساندن شرایط فردی می تواند به طرز ویرانگری بر مسیر زندگی آن فرد تأثیر بگذارد.

استفاده از کلمات درست و مطمئن را تشویق کنید

فعالیت و تحرکات بسیاری درباره حد و حدود جنسی وجود دارد که گاهی ممکن است پیچیده شوند.

تشویق افراد به داشتن مکالماتی واضح در ارتباطات و تجربه های جنسی احتمال بروز نشانه های پیچیده، خشم، عدم پذیرش و سایر احساسات محتمل در این نوع رابطه ها را کاهش می دهد. این امر همچنین احتمال بروز سوء استفاده و سوء رفتار ناشی از این احساسات را کاهش می دهد.

درباره تبعات صحبت کنید

نوجوانان و جوانان حد و مرزها را امتحان می کنند . در مواقعی والدین باید در قبال فرزندان بیشتر به عنوان بزگتر آنها تصمیم گیری کنند تا به عنوان دوست آنها.

منبع:Magazine

 

سیزدهم فروردین روز جهانی اوتیسم

مدیرعامل انجمن اوتیسم ایران گفت: اوتیسم پیچیده ترین اختلال رشدی، ذهنی و روان شناختی در دوران کودکی است و این اختلال باید مورد توجه جدی قرار گیرد.

به گزارش فرتاک نیوز،

روز دوم ماه آوریل مصادف با سیزدهم فروردین ماه به عنوان روز جهانی آگاهی از اوتیسم نامگذاری شده که فرصت مناسبی برای اطلاع رسانی صحیح از این اختلال بوده و به این مناسبت برنامه هایی در مناطق مختلف جهان اجرا می شود تا ضمن ارتقای سطح آگاهی، نتایج تحقیقات و دستاوردها به اطلاع مردم رسانده شود.

اوتیسم نوعی اختلال رشدی است که در سه سال اول زندگی رخ می دهد و منجر به اختلال در مهارت های کلامی و ارتباطی و به هم ریختگی تمام حواس کودک می شود.

سعیده صالح غفاری روز دوشنبه به این مناسبت در گفت و گو با خبرنگار علمی ایرنا، اوتیسم را طیفی از اختلال رشدی و ذهنی اعلام کرد و افزود: اوتیسم تا آخر عمر و بسته به طیف آن با فرد بیمار همراه است ولی در صورت رسیدگی، پیش آگهی بسیار مناسبی دارند. از طرفی این افراد باید در تمام طول زندگی، تحت مراقبت قرار داشته باشند.

وی، به هزینه های پیش روی فرد مبتلا به اختلال طیف اوتیسم اشاره کرد و گفت: سبد دارویی ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار تومانی در ماه برای درمان اوتیسم نیست بلکه برای کنترل رفتارها و مشکلاتمتابولیک و دیگر بیماری های همراه این افراد است.

صالح غفاری هزینه توان بخشی ماهیانه مبتلایان را بین ۲ تا ۲٫۵ میلیون اعلام کرد و افزود: این هزینه صرف مواردی مانند گفتاردرمانی، کار درمانی و آموزش مخصوص این افراد که طیف گسترده ای دارد، می شود.

وی ادامه داد: طیف اختلالات اوتیسم، بالاترین شیوع آماری اختلالات دوران کودکی را در جهان دارد و براساس آخرین آمارهای سازمان های بین المللی از هر ۶۸ تولد یک نوزاد دچار طیف اختلالات اوتیسم به دنیا می آیند.

مدیرعامل انجمن اوتیسم ایران بیان کرد: تشنج، عقب ماندگی های ذهنی، مشکلات تغذیه ای و متابولیک و … معمولا همراه با این اختلال همراه است اما اوتیسم جدای از این موضوعات بوده و فرد مبتلا به این اختلال، دچار مشکلات مهارت های ارتباطی، کلامی و عدم یکپارچگی حسی می شود.

براساس اطلاعیه مرکز اطلاعات سازمان ملل متحد – تهران که در اختیار ایرنا قرار گرفته است، دبیرکل سازمان ملل متحد در پیامی به مناسبت روز جهانی آگاهی از اوتیسم خواهان تجدید تعهد همگان به منظور ترویج مشارکت کامل افراد دارای اوتیسم شده است.

آنتونیو گوترش همچنین خواستار تضمین این شد که افراد دارای اوتیسم از جمایت های لازم برخوردار باشند تا بتوانند از حقوق و آزادی های اساسی خود بهره ببرند.

در پیام وی آمده است در روز جهانی آگاهی از اوتیسم از حقوق افراد دارای این بیماری دفاع و علیه تبعیض اقدام می کنیم. موضوع روز جهانی امسال تاکید بر اهمیت توانمندسازی زنان و دختران دارای اوتیسم دارد.

وی می گوید: زنان و دختران دارای اوتیسم با چالش های چندگانه روبرو هستند شامل موانع در دسترسی برابر با دیگران به حق آموزش و استخدام، انگار حق باروری آنان و آزادی برای انتخاب همچنین کمبود مشارکت در سیاست گذاری در باره موضوعاتی که به آنان مربوط است.

منبع: فرتاک نیوز

چگونه به فرزندتان بياموزید از خود دفاع كند

معمولا كودكان حدود دو سالگي در زمان بازي يكديگر را هول مي دهند، گاز مي گيرند و يا كتك مي زنند. آنها به شدت از رفتار همسالان خود خشمگين مي شوند زيرا هنوز رابطه برابر را نياموخته اند. كتك زدن در سن ٣ سالگي يا بعد از آن طبيعي نيست و نياز به بررسي دارد.

آيا والدين بايد دخالت كنند؟

اين وظيفه كودكان در اين محدوده سني نيست كه از خود مراقبت كنند. آنها نياز دارند شخص بزرگسالي كنار آنها باشد تا اگر كودكي اقدام به زدن يا هول دادن ديگري كرد، فرد بزرگسال بدون داد زدن يا دعوا كردن او را متوقف كنند.

اگر زد تو هم بزن!!!

اين جمله، آسيب فراواني به كودك ما خواهد زد. تمام آموخته هاي فرزندتان را زير سوال خواهد رفت و اين سوال پيش مي آيد پس اگر كسي كار بدي كرد من هم مي توانم آنرا تكرار كنم؟
كودكي كه ميزند درونش لبريز از حس بد به خود و ديگران است. در حقيقت كودكي كه كتك ميزند از كودكي كه كتك مي خورد بيشتر اسيب ميخورد و احساسات منفي بيشتري را درون خود احساس مي كند.
به علاو او را در خطر آسيب فيزيكي بعضا جبران ناپذير قرار ميدهيد.و به كودكان خشم، مجازات و كينه ورزي را آموزش خواهد داد.

پس چه رفتاري داشته باشيم؟

بايد بداند زماني كه كار به برخورد فيزيكي رسيد، به فرزندتون بياموزيد بهتر است دست خود را بالا بياورد و بگويد نزن. با آموزش اين رفتار به فرزند خود، شما به او مي آموزيد كه در رابطه با ديگران ميتواند حد و مرز مشخصي قرار دهد و از خود دفاع كند.

اگر طرف مقابل به كار خود ادامه داد، فرزند شما بايد محيط را ترك كند. با اين كار به فرزندتان مي آموزيد كه انسانهايي در زندگي سر راه ما قرار خواهند گرفت كه دچار اختلالات رفتاري هستند، و عاقلانه ترين واكنش اين است كه با اين افراد درگير نشويم. ترك كردن محيط نه نشانه ترسو بودن شخص است و نه دليل بر بي عرضگي او مي باشد، تنها نشان ميدهد شخص فرق خوب و بد، و درست و غلط را مي داند.

 

منبع: کانال روانشناسی کودک

آیا...

خانه امن :ستاره از خشونتی که سالها تحمل کرده می نویسد و می گوید شما به من بگویید آیا رفتارهایی که من سالها با آن روبرو بوده ام خشونت است؟

  • آیا اﻳﻨﻜﻪ ﺳﺎﻟﻬﺎﺳﺖ نمی توانم ﻟﺒﺎﺱ رنگی ﺑﭙﻮﺷﻢ ﺧﺸﻮنت است؟
  • اﻳﻨﻜﻪ پوشیدن ﻛﻔﺶ ﭘﺎﺷﻨﻪ ﺑﻠﻨﺪ ممنوع است چرا که ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺭا ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﻴﻜﻨد و اجازه ندارم کفشی که دلم می خواهد را بپوشم ﺧﺸﻮنت است؟
  • اﻳﻨﻜﻪ در ﺟﻤﻊ وقتی ﻣﺮﺩی ﻣن را ﻣﺨﺎﻃﺐ ﻗﺮاﺭ ﻣﻴﺪهد و ﻣﻦ اﺯ ﺗﺮﺱ نمی توانم حتی ﺑﺮای ﺗﺎﻳﻴﺪ ﺣﺮﻓﻬﺎی آن ﺁﻗﺎ در ﺻﻮﺭﺗﺶ ﻧﮕﺎﻩ ﻛﻨﻢ ﺧﺸﻮنت است؟
  • اﻳﻨﻜﻪ برای ﭘﺴﺮﻡ آﻧﻂﻮﺭ ﻛﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩاﺭد من را ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻴﻜﻨد ….ﺧﺸﻮنت است؟
  • اﻳﻨﻜﻪ درمهمانی ﻧﺒﺎﻳﺪ اﺯ ﺟﺎ ﺑﻠﻨﺪ شوم ﭼﻮﻥ ﻛﺖ و ﺷﻠﻮاﺭم ﺑﻬﻢ ﻣﻴﺎﺩ …و ﻧﻆﺮ ﺑﻘﻴﻪ ﺭﻭ ﺟﻠﺐ ﻣﻴﻜﻨد…اﻣﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺯنی ﻣﻴﺘﻮاند ﻻﻣﺒﺎﺩا ﺑﺮﻗﺼد ….ﺧﺸﻮنت است؟
  • اﻳﻨﻜﻪ وقتی در ﺟﻤﻊ ﻣﺮﺩی ﺟوﻚ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻴﻜﻨد و ﻫﻤﻪ ﻣﻴﺨﻨﺪﻥ …ﻣﻦ ﻧﺒﺎﻳﺪ حتی ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻧﻢ …ﭼﻮﻥ ﻟﺒﺨﻨﺪﻡ یعنی ﺁﻗﺎ ،ﻣﻦ اﺯ ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺷﻢ می آید ….ﺧﺸﻮنت است؟
  • اﻳﻨﻜﻪ اﺯ ﺗﺮﺱ ﻓﺤﺎشی و ﻛﺘﻚ …ﻛﺘﻤﺎﻥ ﻛﻨﻢ ﻋﻀﻮ ﻛﺘﺎﺑﺨاﻧﻪ ﻫﺴﺘﻢ و ﻛﺘﺎب هایم را ﺯﻳﺮ ﺗﺨﺖ پنهان ﻛﻨﻢ ﺗﺎ ﻭقتی ﻧﻴﺴﺖ ﺑﺨﻮاﻧﻢ ….ﺧﺸﻮنت است؟
  • اﻳﻨﻜﻪ ﻣﺎﺩﺭ و ﺧﻮاﻫﺮﺵ اﺯ ﺟﺰﻳﻴﺎﺕ اﺗﺎﻕ ﺧﻮاﺏ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺧﺒﺮهستند ….ﺧﺸﻮنت است؟
  • اﻳﻨﻜﻪ ﻓﻘﻄ اﻳﻦ ﻣن هستم ﻛﻪ ﻣﻮﻇﻔﻢ ﻋﺸﻘﻢ …ﻧﺠﺎﺑﺘﻢ …ﻗﻨﺎﻋﺘﻢ …ﺯﻥ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺭا ﻫﺮ ﺑﺎر….ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺛﺎﺑﺖ ﻛﻨﻢ ….ﺧﺸﻮنت است؟
  • اﻳﻨﻜﻪ در ﺧﻴﺎﺑاﻥ ….در مهمانی …ﺷﻴﻚ ﺗﺮﻳﻦ ﻣﺮﺩ ﺟﻤﻊ اﻭ ﺑﺎﺷد و ﮊﻧﺪﻩ ﭘﻮﺵ ﺗﺮﻳﻦ ﺯﻥ ﻣﻦ!!! …ﺧﺸﻮنت است؟
  • ﺳﻴﻠﻲ ﺯﺩن هایش ….ﺣﺘﻲ در ﺟﻤﻊ آﻧﻘﺪﺭﻫﺎ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻧﺪاﺷﺖ ، ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﭼﻴﺰهایی که ظاهرا خشونت نبود ولی من را از پای درآورد و بلا هایی ﻛﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﻡ می آورد.

سوال اساسی این است خشونت چیست؟ سوال پیچیده ای نیست چرا که تعریف خشونت کاملا مشخص و معین است اگر چه در فرهنگ های مختلف زنان تحت خشونت تجربیات مختلفی دارند و گاهی نمی توانند درباره اینکه انسانی در جای دیگری از دنیا تحت خشونت است قضاوت کنند .

بطور مثال در کنفرانسی در تایلند از زنی هندی شنیدم که پس از مرگ همسرش ۲۰ سال است که لباس سپید پوشیده و این رسم را خشونتی پنهان و آزار دهنده علیه خودش می داند که او را تا مرز خودکشی برده است .

خشونت گر به دنبال کنترل شماست

آنچه مسلم است خشونت خانگی همیشه فیزیکی نیست وهمیشه هم آن موضوعاتی نیست که ما تجربه ای درباره آن نداریم و چون آن را درک نکرده ایم فکر می کنیم در مقوله خشونت نمی گنجد .

اما به هر حال خشونت خانگی تنها و تنها به یک دلیل وجود دارد: برای بدست آوردن و برقرار کردن تمام کنترل شما. یک سوءاستفاده گر عادلانه رفتار نمی کند. آنها ازایجاد وحشت در شما استفاده کرده و القاء گناه ،احساس شرمندگی و ارعاب را برای تحت کنترل گرفتن شما انجام می دهند بطوری که شما احساس کنید همیشه زیر نفوذ و کنترل آنها قرار دارید، سوءاستفاده کننده از شما، ممکن است شما یا اطرافیانتان را اذیت و آزار دهد.

خشونت خانگی و سوءاستفاده تبعیض جنسیتی ندارد و این اتفاق ممکن است بین دو جنس مخالف و یا دو نفر که هم جنس و شریک زندگی یکدیگرهستند رخ دهد ، در میان تمامی رده های سنی ، پیشینه های سنتی و جایگاه های اقتصادی ، و هرچند که زنان بیشتر مورد خشونت قرار می گیرد اما مردان هم مورد خشونت هستند مخصوصا” خشونت های کلامی و احساسی و حتی در برخی موارد خشونت های فیزیکی.

در واقع در مورد رفتارهای خشونت آمیزی که به هیچ وجه قابل قبول نیستند بحث می شود اگر چه از طرف یک مرد، یک زن، یک نوجوان و یا حتی افراد مسن تر رخ دهد.

شما مستحقید احساس کنید ارزشمند، قابل احترام و در امنیت هستید .

اولین قدم برای گرفتن کمک، شناخت خشونت است

خشونت خانگی اغلب از طریق تهدید و خشونت کلامی تشدید می شود و هرچند که ممکن است جراحت فیزیکی بیشتر خطرناک بنظر آید اما خشونت خانگی نتیجه ای روحی و روانی نیز دارد.

روابط خشونت آمیز روحی و روانی ممکن است عزت نفس شما را از هم بپاشد و منجر به افسردگی و مشکلات روحی برای شما شده و موجب شود شما احساس تنهایی و بی پشتوانگی کنید.

هیچکس نباید مجبور باشد این نوع رنج و آلام را تحمل کند؛ قدم اول شما برای رسیدن به آزادی شناخت موقعیت و نوع خشونت است.

اول شما باید وضعیت حقیقی و نوع خشونت را بشناسید و سپس کمکی که به آن نیاز دارید بگیرید.

نشانه های یک رابطه خشونت آمیز

نشانه های زیادی برای روابط خشونت آمیز وجود دارد مهمترین نشانه آن ترس شما از شریک زندگیتان است اگر شما احساس می کنید شبیه کسی هستید که روی پوست تخم مرغ راه میرود، اگر مرتبا” مراقب رفتار و گفتارتان هستید تا مانع درگیری شوید نشانه اینست که شما در یک رابطه ناسالم و خشونت آمیز بسر می برید.

نشانه دیگری که شما ممکن است در یک رابطه خشونت آمیز ببینید اینست که شریک زندگی تان دائما” شما را تحقیر کرده وسعی در تحت کنترل قراردادن شما کند.

برای مشخص شدن اینکه رابطه شما خشونت آمیز است یا نه می توانید به سوالات زیر پاسخ دهید هر چقدر تعداد پاسخ های «بله» بیشتر باشد قطعا” شما در یک رابطه خشونت آمیز قرار دارید.

نشانه هایی که مشخص کننده این است که شما در یک رابطه خشونت آمیز قرار دارید.

افکار و احساس درونی شما/ آیا شما:

  • بیشتر اوقات احساس می کنید از شریک زندگی خود می ترسید؟
  •  از بیان چیزهایی که می ترسید او را عصبانی کند خودداری می کنید؟
  •  احساس می کنید شما نمی توانید هیچ کار درستی برای شریک زندگیتان انجام دهید؟
  •  معتقدید شما مستحق بی توجهی و بدرفتاری هستید؟
  •  از اینکه شما آن کسی هستید که دیوانه است حیرت زده می شوید؟
  • از نظر روحی احساس بی حسی و کرختی و بی پشتوانه ای می کنید ؟

 رفتارهای تحقیر آمیز شریک زندگی شما

  •  تحقیرتان کرده و یا سر شما داد میزند؟
  •  شما را سرزنش کرده و از بالا به شما نگاه می کند؟
  •  چنان به شما آسیب میزند که از دیدن دوستان و خانواده تان خجالت زده می شوید؟
  • افکار و عقاید شما را نادیده و کوچک و بی نتیجه می شمارد؟
  •  شما را بخاطر رفتار خشونت آمیز خودش سرزنش می کند؟
  •  به شما مانند یک مالک و یا تنها شریک جنسی نگاه می کند و شخصیت شما را نادیده می گیرد؟

رفتار خشونت آمیز و تهدید شریک زندگی شما

  •  دارای خلق و خوی غیر قابل پیش بینی است؟
  •  به شما آسیب می زند و یا تهدیتان به آزار و کشتن می کند؟
  •  تهدید می کند که بچه ها را از شما می گیرد یا به آنها آسیب می رساند؟
  •  تهدید می کند که در صورتی شما ترکش کنید خودکشی می کند؟
  •  شما را مجبور به رابطه جنسی می کند؟
  •  چیزهایی که متعلق به شماست خراب می کند؟

رفتارهای کنترل کننده شریک زندگی شما

  •     رفتار انحصارطلبانه ، حسادت آمیز و مالکانه؟
  •     جاهایی که می روید و کارهایی را که انجام را کنترل می کند؟
  •     شما را از دیدن دوستان و اقوامتان محروم می کند؟
  •     شما را از دسترسی به پول، تلفن و اتومبیل محدود می کند؟
  •    دائما” شما را تحت نظر دارد؟

خشونت فیزیکی و خشونت خانگی

وقتی مردم از خشونت خانگی صحبت می کنند اغلب منظورآنها خشونت فیزیکی همسر یا شریک زندگی است.اما خشونت خانگی به اجبار فیزیکی در مورد کسی که منجر به جراحت و یا در معرض خطر قرار دادن آن شخص شود اطلاق می شود.

بخاطر داشته باشید حمله فیزیکی یا ویران کردن خواه در خارج یا داخل خانواده رخ دهد یک جرم است پلیس قدرت و مجوز حمایت از شما در برابر حملات فیزیکی را دارد.

خشونت جنسی بعنوان شکلی از خشونت فیزیکی

هر وضعیتی که شما را به اجبار در موقعیتی که نمی خواهید قرار دهد ، عمل جنسی تحقیر آمیزیا بدون احساس امنیت خشونت جنسی نامیده می شود.

اجبار در سکس حتی بوسیله همسر یا شریک زندگی با کسی که حتی شما ارتباط جنسی رضایت مندی با او داشته اید یک عمل خشونت آمیز و متجاوزانه است.

علاوه بر کسانی که شریک زندگی خود را به گونه ای مورد خشونت فیزیکی و جنسی قرار دهند که در ریسک بالایی از جراحت برداشتن یا کشته شدن قرارمی گیرند همچنان خشونت است اگرچه وقوع خشونت جسمی کوچک بنظر آید. وقتی شما در موردش خوانده یا در تلویزیون دیده و یا از زنهای دیگر شنیده اید خشونت جسمی فرم بهتر یا بدتر ندارد. بعنوان مثال شما ممکن است در اثر یک هول دادن ساده جراحت جدی ببینید.

خشونت جسمی تنها یک یا دوبار در طول ارتباطتان رخ دهد- مطالعات نشان می دهد که اگر همسر یا شریک زندگی شما تنها یک بار به شما آسیب رساند احتمالا” خشونت ادامه پیدا می کند.

خشونت فیزیکی زمانی قطع شود که شما مطیع و فرمانبردار شده اید و به شما حقی داده شد که وانمود شود به دلیل مطیع شدن شما مستحق آن هستید که آنرا دریافت کنید تا به سمت آزادی و چیزی های دیگری که می خواهید حرکت کنید.

این پیروزی محسوب نمی شود در حالی که شما بعنوان یک فرد حقتان را می گیرید تا شریک زندگی شما تغییر کند و دیگر یک خشونت گر نباشد.

زمانی که هیچ خشونت فیزیکی وجود ندارد . تعداد زیادی زن، از نظر روحی و کلامی مورد خشونت قرار می گیرند که این باعث سردرگمی و عدم درک درست مسائل می شود.

در نهایت باید گفت خشونت مقوله ای است که باید مستمر درباره آن صحبت کنیم و زوایای پنهان آن را شکافته و شناسایی کنیم و مهمتر آنکه در مقابل آن بی تفاوت نباشیم .

منبع : خانه امن

 

فرزندتان مقابل ديگران بدرفتاری می کند؟

اگر فرزندتان مقابل ديگران بدرفتاری می کند:

- مطمئن باشيد ديگران باعث آن نيستند، مثلا فرزندتان كتك خورده يا اسباب بازيش را از او گرفته اند.
- مطمئن باشيد گرسنه، خسته و خواب الود يا كلافه نيست. 
- مطمئن باشيد حوصله ش سر نرفته باشد.
- مراقب باشيد با بكن نكنهاي بيهوده او را لجباز نكنيد.
- قبل از رفتن به مهماني برايش توضيح دهيد كجا ميرويد و چه كساني را ملاقات ميكنيد.
- اجازه ندهيد مقابل ديگران دست به مانور بزند و شما هم با داد و دعوا و تنبيه وارد بازي كودكانه او نشويد بلكه او را از محل خارج كنيد و به گوشه يا اتاق ديگر ببريد.
- همقد فرزندتان بنشينيد اگر عصبانيست شما نفسهاي عميق بكشيد تا او هم از شما تقليد كند. بعد به او بگوييد كه ميدانيد عصباني و كلافه است و به او بگوييد دركش ميكنيد اما او اجازه ندارد جيغ بكشد يا چيزي پرت كند يا كسي را بزند.
اگر رفتار فرزندتان هنوز خارج از كنترل است، و مطمئن هستيد دليل آن خستگي و گرسنگي و رفتار اشتباه ديگران نيست، در روش تربيتي خود تجديد نظر كنيد

 

منبع: کانال روانشناسی کودک

چگونه فرزند خوش رفتار در مهمانی داشته باشیم

1- سعی کنید آنچه را که باعث خجالت شما در حضور دیگران می شود، تحمل کنید و هرگز با دیگران درباره فرزند خود صحبت نکنید، حتی اگر او حضور نداشته باشد. به جای این کار، مستقیما با فرزند خود صحبت کنید و به او بگویید که چه انتظاری از او دارید. همچنین هیچ گاه از واژه نمی توانم استفاده نکنید زیرا او تشویق می شود درباره خواسته اش اصرار کند. به او بگویید اجازه نداری فلان کار را انجام دهی و او را با اسباب بازی و نظایر آن سرگرم کنید.

2- وقتی به همراه کودکان خود به ملاقات کسی می روید، اسباب بازی های آنها را همراه داشته باشید.

3- هیچ گاه یک ملاقات را به یک دعوا و نزاع خانوادگی تبدیل نکنید و از اینکه به شما یا فرزندتان انتقادی شده است ناراحت نشوید. ما در بسیاری از مواقع، هنگامی که در وجود خود احساس تزلزل می کنیم، موضع دفاعی به خود می گیریم.

4- اگر شما در اجرای یک برنامه تربیتی استقامت داشته باشید، و در هر شرایطی آن را ادامه دهید، فرزندتان به اهمیت موضوع و جدی بودن شما پی خواهد برد و پس از مدتی با یک اشاره ی کوتاه، منظور شما را در خواهد یافت.

5- گاهی اوقات حتی با وجود یک برنامه تربیتی دقیق، فرزند شما رفتاری ناشایست در حضور دیگران مرتکب می شود. در چنین مواردی ، مروری به واقعه داشته باشید و با همسر خود مشورت کنید تا بتوانید از طریق بازنگری مدیریت خود، در آینده موفق تر عمل کنید.

 

منبع: کانال روانشناسی کودک

به امید سالی بهتر

عیدانه
 
 بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به حال غنچه‌های نیمه‌باز
خوش به حال دختر میخک که می‌خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامه رنگین نمی‌‌پوشی به کام
باده رنگین نمی‌بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌‌باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ

 فریدون مشیری