برگزیده از خانه ی امن

ثبات آزار جنسی خانگی در مراجع کیفری
 
 
Strong male hands cover little girl face with emotional stress pain afraid call for help struggle terrified expression.Concept Photo of abduction missing kidnappedvictim hostage abused child
image_pdfimage_print

Photo: lucidwaters/bigstock.com

دنا دادبه

زهره، دخترک ۱۰ ساله، در اتاقش در حال خاله‌بازی است. عروسکش را می‌بوسد و در رختخوابش می‌گذارد. صورتش را که برمی‌گرداند، دایی‌اش را می‌بیند. اخم‌هاش در هم می‌رود و خودش را جمع می‌کند. دایی نزدیک‌تر می‌شود. دستش که پای زهره را لمس می‌کند، دخترک چشم‌هایش را می‌بندد.

سکوت قربانی

این جمله‌ها را زهره به وکیلی می‌گوید که قرار است او را در دادگاه حمایت کند. دخترک الان ۳۸ ساله شده و تصمیم گرفته چشمش را روی بی‌آبرویی در اقوام ببندد و اعتراف کند فردی که تمام کودکی و نوجوانی‌اش را سیاه کرده است، برادر مادرش است. برادری که خود دختری هم‌سن زهره دارد.

او به خانه امن می‌گوید:« به مدت ۷سال در برابر آزار جنسی دایی‌ام سکوت کردم. چون از بی‌آبرویی در مقابل خانواده‌ام می‌ترسیدم. خجالت می‌کشیدم حتی موضوع را به زبان بیاورم. حتی در کودکی نمی‌دانستم نام کاری که او انجام می‌دهد، چیست. ۷سال مداوم، یعنی تا سه سال قبل از ازدواجم در ۲۰ سالگی، به من دست‌درازی ‌کرد. اوایل به دلیل ترس ناشی از کودکی‌ام سکوت می‌کردم و اجازه می‌دادم کارش را ادامه دهد. بعدها که بزرگ‌تر شدم با هر بار مقاومتم مرا تهدید می‌کرد که موضوع را وارونه به پدر و مادرم می‌گوید. ۱۷ ساله بودم که عاشق شدم و تصمیم گرفتم با دوست‌پسرم ازدواج کنم. از وقتی عاشق شدم دیگر نمی‌توانستم اجازه دهم به من درست درازی کند. به همین دلیل همیشه از مهمانی‌هایی که او حضور داشت، فرار می‌کردم. اواخر که دیگر نمی‌توانست مرا تنها پیدا کند، انتظار موقعیت‌هایی را می‌کشید که بتواند حتی شده برای چند ثانیه تماس فیزیکی برقرار کند.»

در این میان چیزی که بیش از همه زهره را آزار می‌دهد، سکوت اوست. او حتی احتمال می‌دهد در کودکی و نوجوانی، یکی از دلایل سکوتش ممکن است لذت جنسی خودش هم باشد ولی با اعتراف کردن این موضوع به وکیل، جمله‌اش را اصلاح می‌کند و می‌گوید:« مگر من چقدر سن داشتم؟»

آزار جنسی در قوانین ایران

واقعیت این است که قوانین ایران هیچ تعریفی از آزار جنسی ارائه نداده‌اند. این در حالی است که سازمان ملل آزار جنسی را این گونه تعریف کرده است: «هر  گونه ارتباط ناخوشایند، هر نوع درخواست برای نشان دادن توجه جنسی، هر گونه رفتار یا ژست فیزیکی و یا کلامی که ماهیت جنسی دارد و باعث توهین یا تحقیر طرف مقابل باشد، چه میان زن و مرد و چه افرادی با جنسیت‌های مشابه، آزار جنسی تلقی می‌شود.»

واقعیت این است که قانون مجازات اسلامی فقط  زنا، لواط، تقبیل( بوسیدن)، مضاجعه( گردن به گردن شدن)، مساحقه( رابطه میان دو زن) و تفخیذ(رابطه میان دو مرد) را جرم‌انگاری کرده است، هر چند قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب سال ۱۳۸۱، آزار و اذیت کودکان زیر ۱۸ سال را جرم‌انگاری کرده و برای آن مجازات تعیین کرده است.

آزار جنسی (تجاوز) مشمول مجازات حد

قبل از این که به ماده‌ای از قانون مجازات اسلامی که نزدیک به موضوع آزار جنسی است، اشاره کنیم به تبصره دوم ماده ۲۲۴ در مورد تجاوز به دختر نابالغ با اغفال و تهدید نگاهی می‌اندازیم. این تبصره می‌گوید در زنایی که از طریق اغفال و فریب دختر نابالغ یا از طریق ربایش، تهدید و یا ترساندن او حتی اگر موجب تسلیم شدن او شود نیز حکم اعدام جاری است. هم‌چنین متن ماده ۲۲۴ به زنای با محارم نسبی نیز اشاره می‌کند و مجازات آن را هر چند در قانون قبلی سنگسار بود، در قانون جدید اعدام اعلام می‌کن

نکته مهم اما اینجاست که مطابق تبصره یکم ماده ۲۲۱، زنا فقط با شرط «دخول اندام تناسلی مرد به اندازه ختنه گاه در قُبُل یا دُبُر زن» محقق می‌شود. بنابراین آزار جنسی غیر از زنا شامل این ماده نمی‌شود.

نقطه ضعف‌ها

حقوق‌دانان معتقدند قانون مجازات اسلامی آلت‌-محور است. به عبارت دیگر بر اساس این که دخول انجام شده باشد یا نه، وضعیت پرونده کیفری تفاوت فاحشی پیدا می‌کند. اگر دخول انجام نشده باشد، مجازات عمل (۹۹ ضربه شلاق) و در قلمرو تعزیرات قرار گرفته و اثبات آن بر عهده دادستان است. ولی اگر دخول انجام شده باشد، مجازات (اعدام) در حوزه حدود قرار می گیرد و نقش دادستان منتفی می‌شود و در نتیجه بار اثبات جرم تماما بر عهده شاکی قرار می‌گیرد و اگر شاکی نتواند عنصر اجبار را اثبات کند، نه تنها شاکی، متهم به جرم قذف (نسبت دادن زنا به دیگری) شده بلکه به مجازات زنا هم ممکن است محکوم شود چرا که به برقراری رابطه جنسی اقرار کرده است اما نتوانسته است عنصر اجبار را ثابت کند.

یکی دیگر از نواقص این ماده این است که تنها تجاوز آشکار، جرم‌انگاری شده و تجاوز پنهان که ناشی از سواستفاده خشونت‌گر از موقعیت برتر خود نسبت به قربانی خشونت است، جرم‌انگاری نشده است. چرا که طبق ماده ۱۹۹ قانون جدید مجازات اسلامی قربانی برای اثبات تجاوز، به شهادت چهار شاهد مرد نیاز دارد. تجربه نشان داده است همین موضوع باعث شده است، بسیاری از آزارهای جنسی توسط اعضای خانواده و اقوام در سکوت باقی بماند و خشونت‌گر با تصور این که حساسیت جامعه و قوانین بر روابط خویشاوندی و خانوادگی کم‌رنگ است، با خیال آسوده به کار خود ادامه دهد.

آزار جنسی مشمول تعزیر

یکی از مواردی که می‌توان در اثبات آزار جنسی اقوام  نزدیکان به آن استناد کرد، جمله آخر ماده ۶۳۷ قانون جدید مجازات اسلامی را نزدیک به مفهوم آزار جنسی دانست. بر اساس این ماده، هر گاه زن و مردی که بین آنها علقه زوجیت نباشد، مرتکب روابط نامشروع یا عمل منافی عفت غیر از زنا از قبیل تقبیل یا مضاجعه شوند، به شلاق تا نود و نه ضربه محکوم خواهند شد و اگر عمل با عنف و اکراه باشد فقط اکراه کننده تعزیر می‌شود.

یکی از موارد بحث‌برانگیز این ماده، عنصر مادی جرم رابطه نامشروع است چرا که به نظر می‌رسد در گستره دامنه این عبارت، مرزبندی مشخصی نداشته باشد. از سوی دیگر به دلیل این که این جرم نیاز به شاکی خصوصی ندارد، از حساسیت بالایی در مراجع دادرسی برخوردار است. در این جرم، مدعی‌العموم می‌تواند شخصا و بدون این‌که شاکی خصوصی شکایت کند، وارد رسیدگی به جرم براساس ماده ۶۳۷ قانون مجازات اسلامی شود.

مرزهای رابطه نامشروع

واقعیت این است که مفهوم وسیع واژه «رابطه نامشروع» باعث می‌شود قضات، تفسیر موسعی از آن داشته باشند، کمااین‌که حسین مرادی قاضی شعبه ۷۷ دادگاه کیفری استان تهران در گفت و گو با روزنامه همشهری در سال ۱۳۹۴ درباره حد و مرز مفهوم رابطه نامشروع گفته است:« اگر روابط بین مذکر و مونث که به سن بلوغ رسیده‌اند از طریق شرعی آن یعنی جاری‌شدن صیغه نباشد، آن رابطه، نامشروع است که  شامل گپ زدن در کافی‌شاپ، چای خوردن و قدم زدن در پارک نیز است.»

آیا این ماده بر آزار جنسی اقوام و نزدیکان نیز صدق می‌کند؟

جمله آخر ماده فوق «اگر رابطه نامشروع با عنف و اکراه باشد،اکراه کننده تعزیر می‌شود» می‌تواند مشمول موضوع آزار جنسی اقوام و نزدیکان نیز بشود. هرچند این ماده، تفاوتی میان بالغ بودن یا نبودن و یا نوع خویشاوندی و دوستی دو طرف رابطه قائل نشده است ولی می‌توان از وسعت مفهوم رابطه مشروع در این ماده به نفع خشونت‌ خانگی بهره برد.

بعضی از حقوق‌دانان نیز معتقدند صرف حضور زن و مرد تنها در یک مکان جرم محسوب نمی‌شود مگر اینکه وفق مواد ۶۳۷ و ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی اعمالی از قبیل تقبیل یا مضاجعه انجام دهند و یا تظاهر به عمل حرام کنند. در هر دو صورت، چه تفسیر مضیق و چه تفسیر موسع، باید گفت در صورتی که زن یا دختر نابالغ با اکراه به رابطه جنسی و یا تماس فیزیکی تن داده باشد، چه فرد آزاردهنده اقوام باشد یا غریبه، مشمول ماده فوق می‌شود و فرد قربانی و یا وکیل او می‌توانند به این ماده از قانون مجازات اسلامی استناد کنند.

قانون حمایت از کودکان و نوجوانان

ماده دوم این قانون می‌گوید:« هر نوع اذیت و آزار کودکان و نوجوانان که موجب شود به آنان صدمه جسمانی، روانی یا اخلاقی وارد شود و سلامت جسم یا روان آنان را به خطر بیاندازد، ممنوع است.» ماده چهارم این قانون نیز مجازات یک روز تا شش ماه حبس و یا تا ۱۰ میلیون ریال جزای نقدی برای آزار و اذیت و شکنجه جسمی و روحی کودکان در نظر گرفته است.

ناگفته نماند این قانون قدم بزرگی برای جرم‌انگاری کودک‌آزاری برداشته است. خصوصا ماده پنجم این قانون که کودک‌آزاری را جزء جرایم عمومی قلمداد کرده و آن را محدود به شکایت شاکی خصوصی نکرده است. واقعیت این است که اولین قدم حمایت از کودکان قربانی خشونت، «پیشگیری از وقوع جرم» است. قانون‌گذار بدون توجه به رویکرد «پیشگیری اجتماعی»، یکسره به موضوع تعیین مجازات پرداخته است؛ شیوه‌ای که آمار و نتایج عملی نشان می‌دهند ناقص و ناکافی است. تعیین کردن سازمان‌های اجرایی و نظارتی و تبیین وظایف قانونی آن‌ها، مداخله فوری قضایی، تعیین مسئولیت‌های قانونی مددکاران اجتماعی، چگونگی وضعیت سرپرستی کودک بزه‌دیده پس از وقوع خشونت، فراهم کردن شرایطی که کودک در جلسات دادرسی با بزهکار مواجه نباشد و انجام مصاحبه توسط افراد آموزش دیده و هزاران راه‌کار دیگر می‌توانست رویکرد یک‌سویه این قانون را تعدیل کند و گام بزرگی در جهت حمایت واقعی از کودک و نوجوان باشد.

 

برگزیده از کانال زندگی بهتر


روزانه ۲ نوزاد در مشهد رها می‌شوند!

 

مسئول دفتر کودکان بی‌سرپرست سازمان بهزیستی خراسان‌رضوی گفت: ماهانه ۶۰ کودک رها شده در مشهد تحویل بهزیستی می شود.

به نقل از مهر،زیبا مجرب با تاکید به اینکه موضوع نپذیرفتن نوزاد پیدا شده در شهرک پدیده شاندیز توسط بهزیستی خراسان رضوی، صحت ندارد، اظهار کرد: در ساعت سه و ۲۵ دقیقه ظهر روز جمعه گذشته ماموران انتظامی شهرستان بینالود این نوزاد را به شیرخوارگاه آوردند و بعد از مدت کوتاهی عملیات نگهداری این نوزاد و انتقال به بخش نوزادان صورت گرفت و روال قانونی آن طی شد.

وی با اشاره به اینکه به لحاظ قانونی، با پیدا شدن این چنین مواردی مشکلاتی به وجود می‌آید، افزود: ماموران انتظامی منتظر انجام اقدامات کادر شیرخواگاه بودند و از آن جایی که سن نوزاد یکساله عنوان شده بود و باعث بروز مشکل می‌شد، از ماموران خواستار تغییر نامه می‌شوند.

کارشناس مسئول کودکان بی سرپرست بهزیستی خراسان رضوی تصریح کرد: ماموران انتظامی بینالود از مسئولان شیرخوارگاه درخواست می کنند که نوزاد را تحویل بگیرند و زمانی که با پاسخ منفی روبرو می‌شوند، با معاون دادستان تماس برقرار کرده و ابراز می‌کنند که این نوزاد پذیرفته نمی‌شود.

وی ادامه داد: در حالی که این موضوع صحت ندارد و این نوزاد توسط بهزیستی خراسان رضوی پذیرفته شده بود.

مجرب با بیان ابراز تشکر از نیروی انتظامی و دستگاه قضایی بابت همکاری‌هایی که با بهزیستی دارند، گفت: روزانه درمشهد دو یا سه نوزاد رها می‌شوند و بهزیستی خراسان رضوی در این خصوص وظیفه خود را به طور کامل ایفا می‌کند، اما چون شیرخوارگاه حضرت علی اصغر متعلق به نوزادان شش ماهه تا یک ساله سالم است و این نوزاد از ناحیه نخاعی دچار عارضه بود، به مرکز توانبخشی منتقل شد.

وی اضافه کرد: ماهانه بین ۵۰ تا ۶۰ کودک و نوزاد رها شده در مشهد تحویل بهزیستی می شود به صورتی که در ماه گذشته ۴۲ نوزاد به شیرخوارگاه حضرت علی اصغر وارد شده اند.

 

 

 

برگزیده از کانال روانشناسی کودکان و نوجوانان

اضطراب مرگ در كودكان و نوجوانان

كودك از شش هفت سال تا يازده سالگي معمولا دچار اضطراب مرگ پدر مادر ميشود. معمولا براي تمام بچه ها اتفاق ميافتد و وظيفه پدر و مادر اين است به صورت مدوام از اينده هاي خوب با فرزندشان حرف بزنند از عروسي فرزندشان، از بچه دار شدنشان، از خونه خريدنشان، از عروسي بچه هايشان، و نقش خودتان را در همه اونها نشان بدهيد كه در تمام اين مراحل همراه فرزندتان هستيد، با نوه تان ميرقصيد به خونه شان مهماني ميرويد، بذاريد فرزندتان در مورد اين ارزوهاي خوب اينده با شما حرف بزند و شما بگيد اون موقع اونجاييد انقدر بايد بگيد تا جاي اون ترس با اين حس كه شما خواهيد بود عوض بشه و كودك به سلامت از اين بحران رد بشه وگرنه اين ترس به مرور كه كودك بزرگتر شود بدتر و عميق تر خواهد شد.
به همين دليل در اين سن طلاق و مرگ اطرافان اسيبش بيشتر از دوران هاي ديگر در كودك مي باشد. پس اگر حتي سردرد داريد نبايد مدام گزارشش رو به فرزندتان بدهيد.
فرزندتان در اين سن بايد در كنار درس خواندن، درگير ورزش و وقت گذراندن با دوستانشان باشند كه وقتي براي افكار منفي نداشته باشند. كودكاني كه وابسته و مضطربند ترس بيشتري در اين زمينه خواهند داشت.


@childpsychology

 

برگزیده از سایت ایلنا

یک پژوهشگر درگفت‌وگو با ایلنا:

کارتن‌خواب‌ها بین استفاده از گرمخانه‌ و مرگ در خیابان، دومی را انتخاب می‌کنند/ از هر 100 معتاد تنها 20 نفر درمان می‌شوند

ایلنا: یک پژوهشگر حوزه کارتن‌خوابی و حاشیه‌نشینی گفت: برای معتادان کارتن‌خواب مصرف مواد از مردن مهم‌تر است بنابراین برای ادامه مصرف مواد از دست ماموران فرار می‌کنند و به گرمخانه‌ها هم نمی‌روند زیرا می دانند در شلترها و گرمخانه‌ها اجازه مصرف مواد ندارند.

 

کارتن‌خواب‌ها بین استفاده از گرمخانه‌ و مرگ در خیابان، دومی را انتخاب می‌کنند/ از هر 100 معتاد تنها 20 نفر درمان می‌شوند
 
 

داریوش محمدی مجد در گفت‌‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره ضرورت رسیدگی به کارتن‌خواب‌ها در فصل سرما گفت: در حال حاضر در وضعیت اضطراری فصل سرما هستیم و برای کاهش مرگ و میر کارتن‌خوابان باید فکری کرد. بالای 90 درصد  ازکارتن‌خوابان تهرانی معتاد هستند و در این فصل تنها دو انتخاب دارند یعنی  یا باید به گرمخانه بروند یا اینکه در فضای بیرون در اثر گرما جان خود را از دست بدهند  که معمولا مورد دوم را انتخاب می‌کنند و مصرف مواد از مردن برایشان مهمتراست.

وی با اشاره به اینکه این افراد معمولا برای ادامه مصرف مواد  از دست ماموران فرار می‌کنند و به گرمخانه‌ها هم نمی‌روند زیرا می دانند در شلترها و گرمخانه‌ها اجازه مصرف مواد ندارند ادامه داد:معتادان بی‌خانمان معمولا به جاهایی پناه می‌برند که غیرقابل دسترس و دور از چشم است و در انجا به مصرف مواد مخدر اقدام می‌کنند.

محمدی مجد  با بیان اینکه برخی از معتادان نمی‌دانند که دراثر مصرف بیشتر مواد دمای بدنشان پایین آمده و جانشان را از دست می‌دهند، خاطرنشان کرد: معتادانی که ناشی‌تر بوده و تازه کارتن‌خواب شده‌اند فکر می‌کنند در این شب‌های سرد با مصرف مواد گرم می‌شوند لذا میزان مصرف خود را افزایش می‌دهند این درحالی است که  مصرف بیش از حد مواد باعث افت فشار خون، یخ‌زدگی زود هنگام و مرگ و میر می‌شود.

این جامعه‌شناس با تاکید براینکه معمولا اجساد این افراد نیز دیر پیدا می‌شود زیرا همانطور که گفته شد به نقاط دوراز دسترس پناه می‌برند تا مجبور به رفتن به شلترها نباشند، تصریح کرد: در این روزهای سرد اولین اقدام برای متولیان امر آن است که مصرف مواد را در گرمخانه‌ها آزاد کنند تا این افراد از رفتن به گرخانه اجتناب نکنند.

این جامعه‌شناس بابیان اینکه شلترها اتاق سیگار دارند اما باید اتاق مواد هم برایشان گذاشته شود بیان کرد: در اینصورت اصلا لازم نیست دنبال کارتن خواب‌ها بگردیم آنها خودشان به گرمخانه ها خواهند رفت. اگر به دنبال درمان واقعی و بازگشت آنها به خانواده و جامعه هستیم این اعتمادسازی خواهد بود و در ادامه با فعالسازی نهادهای مردمی و تخصصی می‌توان وارد فرایند درمان همه‌جانبه‌ی این افراد شد.

وی با تاکید براینکه تجربیات جهانی و داخلی به ما می‌گوید که از هر 100 معتاد تنها 20 نفر به زندگی بدون مواد رو می‌آورند و درمان می شوند در حالیکه 80 نفر دیگر مواد برایشان مهم است، خاطرنشان کرد:  در بحث مداخله در آسیب‌های اجتماعی بخصوص کارتن خوابی بایستی کاملا واقع‌بین بود تا از فاجعه‌های جبران ناپذیر جلوگیری کرد.

 

کارتن خوابی

معاون سازمان بهزیستی:

کارتن خوابی کودکان را به 123 اطلاع دهید

 
کارتن خوابی کودکان را به 123 اطلاع دهید

سلامت نیوز: معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور از مردم خواست در صورت مشاهده کودکان کارتن خواب یا زنان کارتن خواب همراه کودک، این موارد را به اورژانس اجتماعی با شماره تلفن 123 اطلاع دهند یا با شماره تماس بهزیستی شهرستان یا استان خود تماس بگیرند تا مساله پیگیری شود.

به گزارش سلامت نیوز، حبیب اله مسعودی فرید روز دوشنبه در گفت وگو با ایرنا افزود: در بازدیدهای شبانه از منطقه آزادگان و کوره پزخانه های تهران بین معتادان، کارتن خواب ها و بی خانمان ها، 6 کودک و 12 زن شناسایی شد که پس از مذاکرات لازم آنان را به یک مرکز نگهداری واقع در بزرگراه شهیدمحلاتی منتقل کردیم.
وی اضافه کرد: براساس آخرین گزارش ها، در این مرکز نگهداری هم اکنون حدود 35 زن و 12 کودک کمتر از 12 سال اسکان دارند و خدمات درمانی، سلامت روان و مددکاری و حقوقی و همچنین خدمات حرفه آموزی به آنان ارائه می شود.
معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی کشور گفت: هم اکنون به کارشناسان و مدیران مربوطه بهزیستی اعلام شده که با توجه به سرمای هوا، حتما دوباره این موضوع را پیگیری کنند و با همکاری سازمان های مختلف، کودکانی را که شب بیرون خانه بسر می برند، شناسایی کرده و آنان را در مراکز نگهداری، اقامت دهند.
وی با تاکید به اینکه بهزیستی به کودکان کارتن خواب و زنان بی خانمان همراه کودک، خدمات ارائه می کند، گفت: اگر کودکان تنها باشند، آنان را به مراکز نگهدای کودکان کار و خیابان منتقل می کنیم و اگر همراه با مادرشان باشند به مرکز کودک و مادر (واقع در بزرگراه شهید محلاتی) منتقل می شوند.
به گفته معاون اموراجتماعی سازمان بهزیستی کشور، تقریبا کودک کارتن خواب، تنها نیست و طی چند ماه اخیر فقط سه کودک با این وضعیت در تهران شناسایی شد.
مسعودی فرید با اشاره به جمع آوری و ساماندهی دو هزار و 400 کودک کار و خیابان طی ماه های اخیر گفت: از بین این تعداد کودک، فقط حدود 80 کودک بودند که سرپرست موثر نداشتند. اگر کودک بی خانمان مشاهده کردند می توانند با 123 تماس بگیرند.
وی یادآور شد: چون آسیب های کودکان در حوزه کاری بهزیستی قرار می گیرد از حدود دو سال پیش به ساماندهی زنان کارتن خواب همراه کودک به ویژه در تهران ، پرداختیم.

 

برگزیده از سایت سلامت نیوز

توصیه های مهم به والدینی که کودک‌شان فراموشکار است

 
توصیه های مهم به والدینی که کودک‌شان فراموشکار است

سلامت نیوز: آیا به تازگی احساس می کنید فرزندتان نمی تواند مدت قابل قبولی روی تکالیف درسی اش متمرکز بماند، دائم لوازم شخصی اش را گم می کند یا در مکان های دیگر جا می گذارد، فراموشکار و حواس پرت شده است؟ احتمالا در حال حاضر هم نگرانید که این نقص توجهش، ناشی از بیش فعالی او باشد؟

به گزارش سلامت نیوز، هفته نامه «سلامت» می نویسد که در ادامه این مطلب با ما باشید تا نکاتی در این باره مطرح کنیم.

تفاوت کودک بیش فعال با حواس پرت
روان شناسان و روان پزشکان برای تشخیص بیش فعالی یک شخص، ضوابط و چارچوب خاصی دارند و تنها زمانی این تشخیص را مطرح می کنند که کودک تمام معیارهای مورد نیاز برای تشخیص این بیماری را داشته باشد که یکی از مهم ترین معیارها، این است که فرد در اثر بیماری دچار اختلال در روابط اجتماعی، شغلی، تحصیلی و زندگی روزمره اش شود. پس اگر شما فرزندی دارید که در این حیطه ها دچار اختلال بارزی نیست و فقط گاهی فراموشکار و سر به هواست، احتمالا مشکلش صرفا حواس پرتی است نه بیش فعالی. حالا این سوال مطرح می شود که برای کاهش میزان حواس پرتی و افزایش تمرکز کودک چه باید کرد؟


4 توصیه برای افزایش تمرکز کودک
والدین یک کودک برای افزایش تمرکز او باید چند نکته را بدانند و به صورت دقیق در زندگی به کار بگیرند تا فرزندانی حواس جمع داشته باشند.
1- درجه هایی از حواس پرتی به کارکرد مغز کودکان مربوط می شود. آگاهی کودکان از محیط اطراف به مراتب کمتر از بزرگسالان است؛ به عنوان مثال وقتی کودکی هنگام عبور از خیابان، زیپ لباسش را می بندد، ممکن است دیگر قادر به تشخیص رفت و آمد خودروها نباشد، در حالی که این کار برای فرد بزرگسال مشکلی ایجاد نمی کند. یک بزرگسال به تدریج یاد می گیرد که محرک های بی اهمیت را نادیده بگیرد و تمرکزش را روی یک موضوع حفظ کند اما این کار برای یک کودک ممکن است بسیار مشکل باشد.


2- با مکعب های رنگی، شکل های ساده ای به عنوان الگو بسازید و از فرزندتان بخواهید پس از مشاهده، مانند الگوی شما بسازد. پس از چند بار موفقیت، در مراحل بعدی، پس از ساختن الگوی مورد نظر، از کودک بخواهید با دقت آن را مشاهده کند، سپس روی آن را بپوشانید و از کودک بخواهید مانند شما آن را بسازد. در مراحل بعدی از الگوهای پیچیده تر استفاده کنید.


3- در تست های هوش معروف و معتبر، بخشی وجود دارد که در آن کارت هایی به کودک نشان داده می شود. در این کارت ها قسمتی از شکل ناقص است و کودک باید در زمانی محدود آن نقص را شناسایی کند. شما هم می توانید از این کار برای افزایش دقت فرزندتان استفاده کنید یعنی از کارت هایی که تصویرشان ناقص است، استفاده کنید تا تمرکز او را بالا ببرید. در این بین، کامل کردن جورچین هم تاثیر قابل توجهی در متمرکز کردن ذهن کودکان دارد.


4- مهم ترین نکته ای که باید به آن توجه کنید این است که هرگز به کودک این برچسب را نزنید که «تو عمدا توجه نمی کنی» یا «عمدا حرف های ما را نادیده می گیری». منظور از برچسب زدن، این است که برای یک رفتار خاص، یک خصلت را به کودک نسبت دهید. وقتی به او برچسب «حواس پرت» یا «دست و پا چلفتی» می زنید او از آن پس خودش را با آن مشخصه می شناسد و در بسیاری از موارد تصویر ذهنی که شما، از او برای خودش می سازید تا آخر عمر روی رفتار و شخصیتش اثر می گذارد و این برچسب ها بعد از مدتی باعث می شود هم اطرافیان کودک و هم خودش به این باور برسند که با کودکی روبه رو هستند که دارای این خصلت خاص و تغییرناپذیر است. بسیاری از ما قربانی برچسب های کودکی مان شده ایم. این اشتباه را درباره کودکان خود تکرار نکنیم.


3 توصیه اختصاصی به والدین دانش آموزان
اگر کودک دانش آموزی دارید که دچار حواس پرتی است، 3 توصیه اختصاصی برای شما داریم.
1- حواس تان باشد که تذکر لحظه به لحظه و جریمه کردن او بابت انجام ندادن یک تکلیف یا اشتباه انجام دادن آن به علت حواس پرتی و محروم کردن او از علایقش، در این موارد نه تنها چاره ساز نیست، بلکه مشکل او را چند برابر می کند تا جایی که از تحصیل و مدرسه بیزار می شود.


2- اگر کودک زیاد جنب و جوش دارد و پرانرژی است، اول به او فرصت بازی بدهید تا آرام شود و مقداری از انرژی اش با بالا و پایین پریدن و قایم باشک بازی کردن بسوزد، بعد از او بخواهید کارش را انجام بدهد و پیش از پایان یافتن مقداری از تکالیف که مشخص کرده اید از جایش بلند نشود.


3- سعی کنید در مواردی که می خواهید کودک تمرکز بیشتری داشته باشد (مانند کلاس درس یا اتاقی که تکالیفش را انجام می دهد)، محیط را به گونه ای طراحی کنید که دارای کمترین عامل تحریک کننده برای کودک باشد.

 

برگزیده از سایت سلامت نیوز

اضطراب در کودکان را جدی بگیرید

۱۰ نشانه‌ی اضطراب در کودکان

 
۱۰ نشانه‌ی اضطراب در کودکان

سلامت نیوز: دنیای کودکان کوچک است. اگر برای‌شان مشکلی پیش بیاید، امتحانی را بد داده باشند و یا در ورزش یا کاری شکست خورده باشند، بدترین سناریو را می‌نویسند و دنیای خود تیره و تار می‌کنند. تحقیقات نشان می‌دهد از هر ۸ کودک، ۱ نفر دچار اضطراب و استرس است.

به گزارش سلامت نیوز، موارد زیر می‌تواند نشان دهنده‌ی این باشد که فرزند شما اضطراب دارد. در این صورت می‌توانید به او کمک کنید، علت اضطراب‌شان را پیدا کنید تا حس بهتری داشته باشد. در این جور مواقع مشاور هم می‌تواند کمک زیادی به شما بکند.

 

به بدترین گزینه فکر می‌کنند


اگر برای بچه‌ها مشکلی پیش بیاید همیشه به بدترین گزینه فکر می‌کنند. به جای اینکه امیدوار باشند، نا امیدی همه‌ی وجودشان را فرا می‌گیرد.

 

مثل همیشه غذا نمی‌خورند


عادت‌های غذایی کودکان هم شبیه بزرگسالان به احساسات‌شان بستگی دارد. کودکانی که اضطراب دارند، ممکن است به صورت ناگهانی از غذایی که همیشه دوست داشتند، بدشان بیاید و یا نسبت به وعده غذایی خود وسواس زیادی به خرج دهند. کودکان مضطرب تمایل دارند مخفیانه غذا بخورند، در این صورت می‌توانند خودشان انتخاب کنند و یا به شکلی که می‌پسندند غذا بخورند.

 

مشکلات جسمی پیدا می‌کنند


بیشتر کودکانی که اضطراب دارند از یک سری مشکلات جسمی هم شکلایت می‌کنند، مثل سردرد، دل درد، درد ماهیچه‌ها. این علائم ممکن است باعث شود فرزندتان نتواند مدرسه برود یا در کلاس‌های فوق برنامه‌اش شرکت کند. واکنش‌های فیزیکی نسبت به اضطراب زمانی در فرزندتان نمایان می‌شود که او نتواند در مورد احساسش با کسی صحبت کند. شاید شما هم عصبی شوید و تصور کنید فرزندتان ادای مریضی را درمی‌آورد، اما در واقع این اضطراب است که در پس این علائم نهفته است.

 

کج خلق می‌شوند


اگر فرزندتان در تکلم مشکل داشته باشد و یا نتواند احساسش (عاملی که سبب اضطرابش شده) را در قالب کلمات بیان کند، ممکن است تندخو و بداخلاق شود.

 

مشکلش را بزرگ می‌کند


تفکرات منفی خودش را بسط می‌دهد و بیش از حد بزرگ می‌کند: “من هیچ چیز را درست انجام نمی‌دهم” و یا “چرا من همیشه اینقدر بدم؟”. فرزندتان ممکن است در توصیف خودش یا احساسش از کلماتی مثل همیشه یا هیچ وقت استفاده کند، والدین هم تصور میکنند “او دارد همه چیز را بزرگ می‌کند”. اما به جای این کار سعی کنید از طریق همین کلمات با فرزندتان ارتباط برقرار کنید تا بفهمید عامل اضطراب و نارحتی او چیست.

 

بی دلیل دعوا می‌کنند


بچه‌هایی که اضطراب دارند معمولا رفتاری خشن و عصبی دارند. ممکن است وسایل خود را بشکنند، تکالیف و کتاب‌های خود را پاره کنند، با دوستان‌شان و یاحتی بزرگترهای‌شان دعوا کنند و درگیری فیزیکی داشته باشند. از جمله نشانه‌های اضطراب در این مورد این است که اگر از او بپرسیم چرا چنین رفتاری دارد، او قادر نیست دلیل مشخصی برای رفتارش بیاورد. این رفتار عصبی و خشن و بدون دلیل سیگنالی است به والدین که فرزندشان دچار مشکل شده است.

 

کمال گرا می‌شوند


بچه‌هایی که اضطراب دارند، دوست دارند همه چیز کامل باشد؛ تکالیف‌شان، کلاس‌هایی که شرکت می‌کنند و یا مرتب اتاق‌شان را تمیز می‌کنند. در این مواقع معمولا همه چیز را سیاه و سفید می‌بینند. یا همه چیز درست و کامل است و اگر چنین نیست پش غلط و اشتباه است. معمولا اضطراب باعث میشود از امتحان کردن چیزهای جدید منصرف شوند، چرا که می‌دانند وقتی برای بار اول انجامش می‌دهند نمی‌تواند درست و کامل باشد. سعی کنید به فرزندتان تفکرات مثبت نشان دهید و او را تشویق به انجام کارش کنید.

 

مشکل خوابیدن دارند


درست مثل بزرگ‌ترها بچه‌های مضطرب هم وقت خواب نمی‌توانند فکر خود را آرام کنند و نگرانی‌ها و اضطراب‌ها به سراغ‌شان می‌آید. خوابیدن یکی از بهترین زمان‌های زندگی است و فرزند شما که مضطرب است نمی‌تواند از بهترین ساعت زندگی‌ خود استفاده کافی را ببرد. پس اگر فرزندتان مشکل خواب دارد ممکن است دچار اضطراب و استرس باشد.

 

همیشه در مورد آینده مضطرب هستند


هیچ کس در مورد آینده خبر ندارد. همین ناشناخته بود آینده برای یک عده هیجان انگیز است، اما برای کودکانی که دچار اضطراب هستند ممکن است به کابوس تبدیل شود؛ آن‌ها تصور می‌کنند تمام اتفاقاتی که در دنیا می‌افتد خارج از کنترل آن‌هاست.

اگر اطرافیانشان تجربه‌های بدی داشتند، تصور می‌کنند همین تجربه‌‌های بد هم برای آن‌ها اتفاق می‌افتد؛ بنابراین از آینده می‌ترسند. این تجربه‌های بد ممکن است شامل گم شدن در فروشگاه، تصادف کردن و ... باشد. در این جور مواقع شما نمی‌توانید ضمانت کنید که همچین اتفاقی برای آن‌ها نمی‌افتد، بنابراین کارتان سخت می‌شود. فقط فضایی را ایجاد کنید که فرزندتان بتواند احساسش را با شما در میان بگذارد.

 

دوست ندارند از شما جدا شوند


وقتی والدین کودکان یکی دو ساله حتی برای چند ثانیه آن‌ها راترک می‌کنند، شروع به جیغ زدن و گریه کردن می‌کنند. بچه‌هایی هم که مضطرب هستند دقیقا همین واکنش را دارند؛ آن‌ها از جدا شدن از والدین‌شان وحشت دارند.

در واقع در کنار والدین بودن به آن‌ها حس امنیت می‌دهد. اما این واکنش می‌تواند به درس و فعالیت‌های زندگی‌شان ضربه بزند. در صورتی که چنین علائمی را در فرزندتان دیدید، به دنبال علت این اضطراب بگردید. حتی می‌توانید از مشاور هم کمک بگیرید.

 

برگزیده از سایت سلامت نیوز

توصیه های مهم به والدینی که کودک‌شان فراموشکار است

 
توصیه های مهم به والدینی که کودک‌شان فراموشکار است

سلامت نیوز: آیا به تازگی احساس می کنید فرزندتان نمی تواند مدت قابل قبولی روی تکالیف درسی اش متمرکز بماند، دائم لوازم شخصی اش را گم می کند یا در مکان های دیگر جا می گذارد، فراموشکار و حواس پرت شده است؟ احتمالا در حال حاضر هم نگرانید که این نقص توجهش، ناشی از بیش فعالی او باشد؟

به گزارش سلامت نیوز، هفته نامه «سلامت» می نویسد که در ادامه این مطلب با ما باشید تا نکاتی در این باره مطرح کنیم.

تفاوت کودک بیش فعال با حواس پرت
روان شناسان و روان پزشکان برای تشخیص بیش فعالی یک شخص، ضوابط و چارچوب خاصی دارند و تنها زمانی این تشخیص را مطرح می کنند که کودک تمام معیارهای مورد نیاز برای تشخیص این بیماری را داشته باشد که یکی از مهم ترین معیارها، این است که فرد در اثر بیماری دچار اختلال در روابط اجتماعی، شغلی، تحصیلی و زندگی روزمره اش شود. پس اگر شما فرزندی دارید که در این حیطه ها دچار اختلال بارزی نیست و فقط گاهی فراموشکار و سر به هواست، احتمالا مشکلش صرفا حواس پرتی است نه بیش فعالی. حالا این سوال مطرح می شود که برای کاهش میزان حواس پرتی و افزایش تمرکز کودک چه باید کرد؟


4 توصیه برای افزایش تمرکز کودک
والدین یک کودک برای افزایش تمرکز او باید چند نکته را بدانند و به صورت دقیق در زندگی به کار بگیرند تا فرزندانی حواس جمع داشته باشند.
1- درجه هایی از حواس پرتی به کارکرد مغز کودکان مربوط می شود. آگاهی کودکان از محیط اطراف به مراتب کمتر از بزرگسالان است؛ به عنوان مثال وقتی کودکی هنگام عبور از خیابان، زیپ لباسش را می بندد، ممکن است دیگر قادر به تشخیص رفت و آمد خودروها نباشد، در حالی که این کار برای فرد بزرگسال مشکلی ایجاد نمی کند. یک بزرگسال به تدریج یاد می گیرد که محرک های بی اهمیت را نادیده بگیرد و تمرکزش را روی یک موضوع حفظ کند اما این کار برای یک کودک ممکن است بسیار مشکل باشد.


2- با مکعب های رنگی، شکل های ساده ای به عنوان الگو بسازید و از فرزندتان بخواهید پس از مشاهده، مانند الگوی شما بسازد. پس از چند بار موفقیت، در مراحل بعدی، پس از ساختن الگوی مورد نظر، از کودک بخواهید با دقت آن را مشاهده کند، سپس روی آن را بپوشانید و از کودک بخواهید مانند شما آن را بسازد. در مراحل بعدی از الگوهای پیچیده تر استفاده کنید.


3- در تست های هوش معروف و معتبر، بخشی وجود دارد که در آن کارت هایی به کودک نشان داده می شود. در این کارت ها قسمتی از شکل ناقص است و کودک باید در زمانی محدود آن نقص را شناسایی کند. شما هم می توانید از این کار برای افزایش دقت فرزندتان استفاده کنید یعنی از کارت هایی که تصویرشان ناقص است، استفاده کنید تا تمرکز او را بالا ببرید. در این بین، کامل کردن جورچین هم تاثیر قابل توجهی در متمرکز کردن ذهن کودکان دارد.


4- مهم ترین نکته ای که باید به آن توجه کنید این است که هرگز به کودک این برچسب را نزنید که «تو عمدا توجه نمی کنی» یا «عمدا حرف های ما را نادیده می گیری». منظور از برچسب زدن، این است که برای یک رفتار خاص، یک خصلت را به کودک نسبت دهید. وقتی به او برچسب «حواس پرت» یا «دست و پا چلفتی» می زنید او از آن پس خودش را با آن مشخصه می شناسد و در بسیاری از موارد تصویر ذهنی که شما، از او برای خودش می سازید تا آخر عمر روی رفتار و شخصیتش اثر می گذارد و این برچسب ها بعد از مدتی باعث می شود هم اطرافیان کودک و هم خودش به این باور برسند که با کودکی روبه رو هستند که دارای این خصلت خاص و تغییرناپذیر است. بسیاری از ما قربانی برچسب های کودکی مان شده ایم. این اشتباه را درباره کودکان خود تکرار نکنیم.


3 توصیه اختصاصی به والدین دانش آموزان
اگر کودک دانش آموزی دارید که دچار حواس پرتی است، 3 توصیه اختصاصی برای شما داریم.
1- حواس تان باشد که تذکر لحظه به لحظه و جریمه کردن او بابت انجام ندادن یک تکلیف یا اشتباه انجام دادن آن به علت حواس پرتی و محروم کردن او از علایقش، در این موارد نه تنها چاره ساز نیست، بلکه مشکل او را چند برابر می کند تا جایی که از تحصیل و مدرسه بیزار می شود.


2- اگر کودک زیاد جنب و جوش دارد و پرانرژی است، اول به او فرصت بازی بدهید تا آرام شود و مقداری از انرژی اش با بالا و پایین پریدن و قایم باشک بازی کردن بسوزد، بعد از او بخواهید کارش را انجام بدهد و پیش از پایان یافتن مقداری از تکالیف که مشخص کرده اید از جایش بلند نشود.


3- سعی کنید در مواردی که می خواهید کودک تمرکز بیشتری داشته باشد (مانند کلاس درس یا اتاقی که تکالیفش را انجام می دهد)، محیط را به گونه ای طراحی کنید که دارای کمترین عامل تحریک کننده برای کودک باشد.

 

برگزیده از سایت سلامت نیوز

موضوعات صفر تا صد در تربیت

 
موضوعات صفر تا صد در تربیت

سلامت نیوز_*مونا اسحاقی: زمان‌هایی که بی‌تجربه‌تر بودم، فکر می‌کردم بعضی از مشکلات اعم از رفتاری، اخلاقی و فرهنگی فقط در دوره بزرگسالی است، چراکه معتقد بودم بچه‌ها عاری از هرگونه مشکلات هستند، اما بعد از اولین سال‌هایی که در دبستان شروع به تدریس کردم، متوجه شدم تفکرم اشتباه بوده چراکه شناختی از کودکان نداشتم و از دور به این موضوع نگاه می‌کردم. بعد از مدتی تدریس و مطالعه و گذراندن کارگاه‌های متعدد در کنار استادان بزرگم به نظریه جان لاک رسیدم؛ او معتقد بود انسان‌ها مانند لوحی پاک و دست‌نخورده و تهی از دانش زاده می‌شوند و هیچ دانسته درونی و ذاتی ندارند بلکه هر آنچه می‌دانند، از راه مشاهده (تجربه) به دست می‌آید».

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه شرق نوشت: شاگردی داشتم که دوستانش را با القاب بدی صدا می‌کرد؛ چه در مواردی که عصبانی و ناراحت بود و چه زمانی که آرامش داشت، این حرف‌های ناپسند به گوش بعضی شاگردان کلمه آشنایی بود و به گوش برخی دیگر ناآشنا. در نیمکتی عقب‌تر شاگردی داشتم که وقتی عصبانی می‌شد، از کلمه بادام استفاده می‌کرد. موضوع را با مادران مطرح کردم: برایم سؤال بود چرا نفر اول با کلمات بد و نفر بعدی با کلمه بادام ناراحتی خود را مطرح کرده است. مادر نفر اول بیان کرد که در خانه هم این‌گونه به پدر خود بی‌احترامی می‌کند (نه تنبیه می‌شود و نه چیز دیگری و این کلمه هم آنچنان بد نیست و من هم در کودکی مثل پسرم بوده‌ام) اما مادر فرد دوم بیان کرد ما در خانه تا جایی که امکان دارد از کلمات بد استفاده نمی‌کنیم و اینکه چون فرزندم بادام و لوبیا دوست ندارد، برای ابراز ناراحتی از بادام و لوبیا استفاده می‌کند. این باعث شد این سؤال برایم پیش بیاید که چرا؟ و چه اتفاقی می‌افتد که پسرانی هم‌سن که در یک محیط آموزشی هستند، کاملا متفاوت عمل می‌کنند. شاید به این خاطر که پدر و مادر‌ها با فرهنگ‌ها، ژنتیک، تجربیات و خانواده‌های مختلف سال‌ها زندگی کرده و بزرگ شده‌اند، با باید‌ها و نباید‌های مختلف، بچه‌ای را به دنیا می‌آورند که حاصل زندگی آنهاست و هر کدام سعی در تربیت او از منظر خود دارد و فرزند بی‌گناه عملا بین دستورات متفاوت پدر و مادر خود می‌ماند و نمی‌داند به کدام توجه کند و هر یک از اولیا به طور ناخواسته به گروه‌کردن خود و فرزندش علیه دیگری دست می‌زند و فرزند سعی می‌کند طرف کسی را بگیرد که خواسته‌هایش را برآورده کند.

مهم‌ترین مشکلی که ناهماهنگی ایجاد می‌کند، این است که قدرت والدین در کنترل فرزند کم و باعث می‌شود فرزند قوانین را زیر پا بگذارد و یاد می‌گیرد وقتی هر یک از والدین به هم بی‌احترامی می‌کنند، او هم بی‌احترامی کند، چراکه کودک چیزی را که می‌بیند یاد می‌گیرد نه چیزی را که می‌شنود و متوجه می‌شود که خانه، قوانین ثابت و خاصی ندارد و تغییرپذیر است و می‌تواند باج بگیرد، نافرمانی کند و ارتباط خوبی با والدین خود نداشته باشد. پس باید چه کاری انجام دهیم؟ راهکارهای زیادی به ذهن می‌رسد، اما بهترین راهکار و اولین قدم که پدر و مادر برای تربیت فرزند خود برمی‌دارند، این است که بحث تربیت فرزند را با مسائل شخصی یکدیگر جدا کنند، مسائل تربیتی را با هم مشخص کنند و به نقاط مشترک برسند. در موضوعات تربیتی از صفر تا صد را با هم به توافق برسید که چقدر و تا چه اندازه محدودیت و آزادی دارد.درباره نکات تربیتی هم که به نقطه‌نظر مشترک نمی‌رسید، ترجیحا یکی از والدین گذشت کند و آن مورد را به دست همسرش بسپارد و او را تأیید کند.


*کارشناس ارشد روان‌شناسی

 

برگزیده از سایت سلامت نیوز

شیوه های درمانی وسواس در کودکان

 
شیوه های درمانی وسواس در کودکان

سلامت نیوز:بهترین نوع درمان اختلال وسواس در کودکان استفاده از روش های رفتاردرمانی است. من توصیه جدی دارم حتما فرزندتان را چند جلسه نزد روان شناس کودک و نوجوان ببرید چرا که درمان کودکان دارای روشهای خاص خود است.


به گزارش سلامت نیوز، یکی از کاربران سایت تبیان نوشت: دختر 5 ساله ام جدیدا مرتب دست هایش را می شوید و نسبت به چرب و چسبناک شدن دست هایش خیلی حساس شده است و بارها میز غذا را ترک می کند تا دستهایش را بشوید. حتی اگر دست هایش ماژیکی شوند واکنش شدیدی مثل گریه کردن نشان می دهد. لطفا مرا راهنمایی کنید که چگونه با او رفتار کنم؟

پاسخ:
بهترین نوع درمان اختلال وسواس در کودکان استفاده از روش های رفتاردرمانی است. من توصیه جدی دارم حتما فرزندتان را چند جلسه نزد روان شناس کودک و نوجوان ببرید چرا که درمان کودکان دارای روشهای خاص خود است.

بر طبق این روش ها، ابتدا رفتار درمانگر، کودک را تشویق می کند تا افکار و آئین های وسواسی خود را به طور دقیق و جزءبه جزء شرح دهد، تا او بتواند اجزای کلیدی این رفتارها را شناسایی کند. آن گاه از او می پرسد که انجام دادن کدام یک از رفتارهای وسواسی اش ضروری نیست و آیا می تواند بدون آن که نگران و مضطرب شود، از انجام آن بخش از رفتارهایش صرف نظر کند.

در این مرحله درمانگر، ضمن پذیرش حالات، افکار و رفتار کودک، سعی می کند به او بفهماند که هر فردی ممکن است در مواردی دچار خشکی رفتار و اشتغالات ذهنی وسواسی شود که به دلایل نامفهومی مدام آن ها را تکرار می کند. هدف او از این کار آن است که تا حدود زیادی افکار وسواسی کودک را متزلزل کند تا حدی که رفته رفته بتواند گام های موثری برای حذف این گونه رفتارها بردارد.
تمام اعضای خانواده باید نسبت به این موضوع حساس و هوشیار باشند. آنان باید تا حد امکان شرایط را برای کودک آرام و عادی نگه دارند تا او بتواند مشکلات و سختی های درمان را راحت تر تحمل کند. خانه ای پرتنش و اضطراب هیچ گاه نمی تواند به کودک کمک کند تا با نگرانی و تشویش ناشی از شیوه های درمانگری مقابله نماید.

گروه دیگری از رفتار درمانگران که روش های خود را بر پایه دیدگاه شناخت درمانی استوار کرده اند نیز برای درمان اختلال وسواس در کودکان سعی می کنند ابتدا به کودک بیاموزند که چگونه می تواند احساسات و افکارش را درباره فکر و عملی که انجام می دهد، تغییر دهد. برای مثال، اگر کودکی وسواس دست شستن دارد، از او می خواهند که دست هایش را کثیف کند(مثلاً گل آلود، چرب، خمیری، ماسه ای و ...) و سعی کند بدون آن که چندین بار دست هایش را بشوید به بازی خود ادامه دهد و فقط در انتهای بازی دستش را بشوید.

در این روش، تغییر نگرش کودک درباره کثیفی و آلودگی مدنظر است و این که او بتواند به خود بقبولاند که خمیر نوعی وسیله بازی برای کودکان است که از مواد بهداشتی درست شده است و لزومی نیست در حین خمیربازی چندین بار دست هایش را بشوید. روش های درمان رفتاری، زمانی که اعضای خانواده هم درگیر حل مشکل شوند، بهترین شیوه درمان محسوب می شود.

طبق نظر روانشناسان و متخصصان علوم رفتاری، کودکانی که برای درمان خود از این گونه شیوه ها استفاده می کنند، نیاز به حمایت، همکاری و مشارکت تمام اعضای خانواده دارند. در حقیقت، درصد بهبودی کودک بدون همراهی خانواده خیلی کم می شود، زیرا شیوه های درمان شناختی رفتاری اغلب با قدری اضطراب و نگرانی توام هستند که اگر حمایت روانشناس، والدین و اعضای خانواده را همراه نداشته باشد، درمان و بهبود کودک را به تاخیر می اندازد.

زمانی که کودکی دچار مشکل وسواس می شود، اطرافیان او باید به این نکته توجه داشته باشند که کودک گناه و تقصیری ندارد. وقتی شما قصد درمان و بهبودی کودک را دارید، باید از هر جهت او را مورد حمایت خود قرار دهید. شما باید بتوانید کمترین بهبودی کودک را تشخیص دهید و او را مورد تشویق و حمایت خود قرار دهید. تمام اعضای خانواده باید نسبت به این موضوع حساس و هوشیار باشند. آنان باید تا حد امکان شرایط را برای کودک آرام و عادی نگه دارند تا او بتواند مشکلات و سختی های درمان را راحت تر تحمل کند. خانه ای پرتنش و اضطراب هیچ گاه نمی تواند به کودک کمک کند تا با نگرانی و تشویش ناشی از شیوه های درمانگری مقابله نماید.


سلامت نیوزشیوه های درمانی وسواس در کودکان

برگزیده از سایت سلامت نیوز

بیرون آمدن کودک از رختخواب

 
wake-up

بیرون آمدن کودک از رختخواب در یک سن خاص برای والدین معضل بزرگی است. کودک شما ممکن است پس از مدتی از رختخواب خود بیرون آمده و با بهانه های مختلف (گرسنه ام، تشنه ام، گرمم، خواب بد دیدم و…) بخواهد در کنار شما بخوابد.

نکات مهم در مورد بیرون آمدن کودک از رختخواب

ابتدا سعی کنید بهانه های کودک را خنثی کنید. مثلا لیوان آب را در کنار او بگذارید. قبل از خواب او را به دستشویی ببرید.
قبل از رفتن به خواب مدت یک تا دو ساعت آن ها را از عوامل تحریکی و مهیج نظیر برنامه های تلویزونی دور کنید.
کودک را سر وقت بخوابانید و به مدت زمان خواب او توجه شود. و تنها در صورت لزوم خواب ظهر را به برنامه ی خواب کودکتان بیفزایید.
بسیاری از کودکان می­ توانند با صداهای موزون پیوسته ای مثل صدای پنکه، تیک تاک ساعت و یا صدای آهنگ به آهستگی به خواب روند البته از صداهای مشابه نیز می­ توان برای از بین بردن صدای خیابان و سایر صداها استفاده کرد.
معمولا اگر برای کودکان قصه بگویید و یا اینکه قسمت های مختلف بدن آنها را مثل دست ها و پیشانی اش را نوازش کنید به خواب فرو می­ روند.
کارهای دیگری مانند در آغوش گرفتن عروسک یا خرس عروسکی قبل از خواب رفتن و یا دادن یک خوراکی سبک قبل از خواب رفتن به خوب خوابیدن آنها کمک می­ کند.
جای کودک را به مکانی تبدیل کنید که کودک بتواند از آن لذت ببرد. از رو تشکی های رنگین و اسباب بازی های که کودکان از تماشای آنها لذت می­ برند استفاده کنید.
کودک را زندانی نکنید. این کار می­ تواند از نظر جسمی و روانی به کودک صدمه بزند.
اتاق را امن کنید. بالا رفتن کودک از تخت وقتی شما در کنارش نیستید می­ تواند خطرناک باشد.
به ازای هر شبی که او به اتاق شما نمی­ آید به او ستاره (برچسب) دهید.

 

برگزیده از وبلاگ: بیایید با کودکانمان مهربانتر باشیم

 همه کودکان دارای این حق هستند که در برابر خشونت، بیگاری و سوءاستفاده حمایت شوند. هنوز، میلیون‌ها کودک در سرسر جهان از هر پیشینه‌ی اجتماعی-اقتصادی و در بین همه‌ی سنین، مذهب، و فرهنگ هر روزه از خشونت، بیگاری و سوءاستفاده رنج می‌برند و همواره میلیون‌ها نفر دیگر در خطرند.

 

استفاده و کپی از تمام مطالب شخصی وبلاگ "مبارزه با کودک آزاری"

آزاد است و نیازی به ذکر منبع نیست. 

 

برگزیده از خانه ی امن

سیگارهایی که پشت دست کوچک من خاموش می‌شدند
 
 

معنی سوختن با آتش سیگار را می‌دانید؟ من می‌دانم. وقتی خیلی کوچک بودم مادرم هر وقت عصبانی می‌شد سیگارش را روی تن من خاموش می‌کرد و پدرم سکوت می کرد.

ما در یکی از خیابان های نظام آباد می‌نشستیم و یک زندگی معمولی داشتیم. مادرم تا وقتی عصبانی نمی‌شد یک مادر معمولی بود ولی وقتی عصبانی می‌شد سیگارش را روی تن من خاموش می‌کرد و حالا که من یک زن چهل ساله هستم روی دست‌ها ، پاها ، شکم و حتی باسنم آثار سوختگی معلوم است.

اولین بار، یک روز که توی کوچه لی‌لی بازی می کردم مادرم چند بار من را صدا کرد و من که سرخوش بازی بودم توجهی نکردم. نمی‌دانم چند ساله بودم ولی مدرسه نمی‌رفتم البته مادرم قبل از آن روز، چند بارمن را کتک زده بود ولی آن روز آمد توی کوچه، جلوی دوستانم یک کشیده محکم توی گوشم زد ومن را کشان‌کشان به داخل خانه برد.

سیگارش توی جا سیگاری بود. فکر می‌کردم همین الان دستم از جا کنده می‌شود. چند پک محکم به سیگار زد و سیگار را پشت دستم خاموش کرد و با فریاد تکرار می کرد:«آخرین بارت باشه که صدات می‌کنم دیر جواب می‌دی.»

درست به خاطر دارم که یک باره تمام تنم آتش گرفت. انگارسیگار را روی همه تنم خاموش کرده بود. فرار کردم تو راه پله پشت بام تا صدای گریه‌ام دوباره عصبانی‌اش نکند. می سوختم و نمی دانستم چکار کنم. آرزو می کردم کاش بابا زود برگردد ولی انگار زمان دیر می گذشت. صدای در را که شنیدم از پله ها دوان دوان پایین رفتم. پدرم صورت ورم کرده از گریه ام را دید و فکر کرد دوباره مادر کتکم زده است ولی وقتی دست سوخته‌ام را دید بغلم کرد و من را به درمانگاه رساند.

این اولین بار بود ولی آخرین بار نبود. بعد ازهر بار که مادر سیگارش را روی تن من خاموش می‌کرد او نیز سکوت می‌کرد. سکوتی که من نفهمیدم از ترس بود یا هر چیز دیگری ولی دیگر پدر را هم دوست نداشتم.

از آن به بعد تا دوم راهنمایی اگر سیر بودم و غذا نمی‌خوردم یا نمره متوسطی می گرفتم، روپوش مدرسه‌ام لک می شد و یا دلایلی چون این، جا سیگاری مادر من بودم.

من بزرگ شدم و داغ نفرت از پدر و مادر روی دلم تلنبارشده است اگر چه امروز خودم مادرم و مترجم زبان انگلیسی هستم. بعد از استقلال مالی هرگز به آن خانه برنگشتم. همسرم همیشه جای زخم‌هایم را نوازش می‌کند ولی من توان بخشیدن مادر و پدرم را ندارم.

پدرم چندین بار به در خانه‌ام آمده یا تلفن زده و با همسرم صحبت کرده است ولی به همسرم گفته‌ام که حتی خبر این پیغام ، پسغام‌ها را برای من نیاورد، وقتی که هنوز مجبورم برای پنهان کردن دست هایم در زمان کار دست‌کش بپوشم و آن ها را پنهان کنم.

حالا که خودم مادرم گیج‌تر از گذشته هستم که چطور یک مادر می تواند با دخترش اینطور رفتار کند؟ هر چند که روانشناسم درباره انواع و اقسام بیماری هایی که مادر احتمالا به یکی از آن ها مبتلا بوده برایم توضیح داده ولی همچنان بار آن روزها و کابوس‌های شبانه آن، روی دوشم سنگینی می‌کند.

شخصیت ضد اجتماعی او که همه خانواده را از دور ما دور کرده بود و من پس ازترک آن خانه لعنتی بود که توانستم پدر بزرگ و مادر بزرگ‌هایم را ببینم و بفهمم عمه و خاله و فامیلی داشتم که از دست او به امان آمده بودند ولی هیچکدام فکر نمی‌کردند که رفتارهای مادرم تا جایی عمق پیدا کرده که دخترش را بسوزاند.

اما آنچه من را ترغیب به نوشتن تجربه ام ازخشونت خانگی کرد تنها گفتن یک داستان یا مظلوم نمایی نبود بلکه هدف من چرایی سکوت افرادی بود که دیدند و حرفی نزدند.

روز اولی که پدرم من را درمانگاه رساند و پزشکی که سکوت کرد و گزارش نداد و روز‌های دیگری که اگر جای سوختگی عفونت می‌کرد یا دیرتر خوب می‌شد و هر بار پدرم من را برای پانسمان یا دارویی به یک مرکز درمانی می‌رساند چرا هیچ پرستار یا حتی داروخانه‌ای محل، از من به پلیس یا مرکزی که من را حمایت کند گزارش نداد؟

از معلم هایی که سال ها هر کدام به یک شکل می دانستند که من تحت شکنجه جسمی و روحی هستم... چرا هیچکدام برای نجات من اقدام نکردند و نهایت حساسیتشان صحبت با پدرم و سکوت بود. همسایه‌های ما می‌دانستند ولی در نهایت از مادرم دوری می‌کردند و همچنان خانه برای من مثل قبرستان باقی ماند.

من از قانون صحبت می‌کنم که بعدها فهمیدم مراکز درمانی و آموزشی و حتی مردم عادی را موظف نکرده که چنانچه شاهد کودک‌آزاری هستند به مراکز حمایتی یا پلیس گزارش دهند ویا وجود مکان هایی که ازافرادی چون من برای توقف خشونت حمایت کنند.

من از مسوولیت اجتماعی برای کمک به کودکان و یا حتی زنانی که خشونت خانگی را تجربه می کنند صحبت می‌کنم و اینکه تک تک ما در برابر این قبیل اتفاقات مسئول هستیم. مسئول تا از دولت، معلم، پزشک و خودمان سوال کنیم که چرا همچنان قوانین مناسبی برای کنترل خشونت خانگی نداریم.

 

بهای زندگی یک کودک!

 مرد شیشه‌ای که در جنایتی هولناک دخترخوانده ۷ ساله‌اش را خفه کرده بود صبح دیروز به اتهام قتل در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران – به ریاست قاضی زالی – محاکمه شد.

این مرد در آخرین دفاع‌اش گفت: «روز حادثه ماده مخدر شیشه مصرف کرده بودم و حال خوبی نداشتم. ضمن اینکه از عهده هزینه‌های دختر همسرم برنمی‌آمدم به همین خاطر تصمیم گرفتم او را بکشم!»

شامگاه ۲۷ مهر سال ۹۲ با کشف جسد دختربچه‌ای در حوالی محله صفادشت (شهریار)، مأموران گشت کلانتری و بازپرس کشیک قتل راهی محل حادثه شدند. پس از تحقیقات مقدماتی جسد دخترک به پزشکی قانونی منتقل شد و پزشکان اعلام کردند که او را با طناب خفه کرده‌اند.

از سوی دیگر مأموران ضمن تحقیق پی بردند زنی به کلانتری خبر داده دختر ۷ ساله‌اش گم شده است. او با دیدن جسد، فرزندش را شناسایی کرد. زن به کارآگاهان گفت: زینب – ۷ ساله – شبانه همراه ناپدری‌اش از خانه بیرون رفته بود که بعد از آن ناپدید شد.

بنابراین ناپدری زینب کوچولو به‌نام عبدالله – ۲۹ ساله – برای بازجویی به اداره آگاهی جلب شد و در بازجویی‌ها راز جنایت را فاش کرد.

عامل جنایت به کارآگاهان گفت: ۲ سال پیش با زنی به‌نام ظریفه آشنا شدم که شوهرش او را رها کرده و به افغانستان رفته بود. از ظریفه که یک دختر کوچک داشت تقاضای ازدواج کردم که بعد به عقدم درآمد.اما از پس هزینه‌های زینب برنمی‌آمدم و از طرفی روز حادثه مواد مخدر صنعتی مصرف کرده بودم.برای همین دختربچه را بیرون برده و او را کشتم. بعد هم جسد را کنار جاده صفادشت رها کردم و به خانه برگشتم.

مرد شیشه‌ای صبح دیروز از زندان به دادگاه منتقل شد تا به اتهام قتل عمد محاکمه شود.مادر زینب که پیشتر تقاضای قصاص کرده بود اعلام کرد با گرفتن دیه از حق قصاص گذشته است. اما با توجه به اینکه پدر زینب در افغانستان است و اطلاعی از وی نیست معاون اول قوه قضائیه به نیابت از طرف این مرد تا پیدا شدنش از دادگاه درخواست قصاص متهم را کرد.

قاضی زالی به خبرنگار «ایران» گفت: اگر مشخص شود پدر زینب فوت شده است تنها ولی دم دختر کوچولو، مادرش محسوب می‌شود که او هم از حق قصاص گذشته است. بنابراین نمی‌توان قاتل را به قصاص محکوم کرد. اما اگر پدرش در دادگاه حاضر شود رویه پرونده می‌تواند تغییر کند.

 

منبع: روزنامه ایران

 

مرا دریابید!

 نتیجه تصویری برای عکس کودک در برف

 

‎شاید تا صبح زنده نباشم    

 

مسجد خانه خداست  

 

 امشب درش را باز بگذارید تا زنده بمانم. 

 

‎ این پیام را آنقدر نشر دهید تا به دست مسئولی برسد

 

منع علیه خشونت زنان

 

چهارم آذر روز منع خشونت علیه زنان است، جهت حمایت از این روز  قرار است پروفایل هایمان تا شانزده روز نارنجی رنگ باشد. اگر دوست داشتید می توانید به خشونت علیه زنان اعتراض کنید.

 

برگزیده از سایت مهرخانه

 
راحله فلاح، کارشناسی ارشد روانشناسی در پنجره مهرخانه نوشت؛
 
شاید به نظر برسد که بچه بزرگ کردن در این روزگار آسان‌تر از قبل است. این حرف از بعضی لحاظ‌ها درست است، مثلاً دیگر کمتر مادری پیدا می‌شود که مثل قدیم کهنه بچه بشوید یا برای تابستان و زمستان او لباس درست کند. اما در کنار این تسهیلات جدید، پیچیدگی‌هایی هم به جریان پرورش فرزندان اضافه شده است. این پیچیدگی‌ها دلایل زیادی دارند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌شود به کاهش تعداد فرزندان و افزایش آگاهی و به دنبال آن افزایش حساسیت والدین نسبت به مسائل بهداشتی و تربیتی و تحصیلی فرزندان اشاره کرد. حساس‌شدن والدین نسبت به فرزندان به قدری دارد در بین ما جا می‌افتد که ایفای نقش‌ هلی‌کوپتر امداد از سوی والدین، به یک انتظار بدیهی، هم از سوی فرزندان و هم از سوی جامعه تبدیل شده است؛ بدون این‌که به نتایج بلندمدت آن توجه کافی شود. 
 
عشق من، بچه ام!
اتفاقات زیادی در زندگی وجود دارند که می‌توانند حال و هوای زندگی را از بیخ و بن عوض کنند. بی‌تردید یکی از مهم‌ترین این اتفاقات، بچه‌دار شدن است. وقتی برای اولین‌بار صدای تپش قلب کوچکش را از دستگاه می‌شنوید یا جسم معلقش را با همه ظرافت‌هایش در قاب نمایشگر می‌بینید، حس دوگانه‌ای به سراغتان می‌آید. از یک طرف دلتان از این خوشی بزرگ غنج می‌رود و از طرف دیگر، ته دلتان با لرزش‌هایی شما را به هول و ولای پاسخ به این پرسش می‌اندازد که «آیا من پدر / مادر شایسته‌ای خواهم بود؟»، « آیا از عهده این مسئولیت بزرگ برخواهم آمد؟». و این سؤال برای تمام عمر در سر شما خواهید چرخید. پاسخ به این سؤال که البته در حد متعادلش نشانه مسؤلیت‌پذیری شماست، می‌تواند سرنوشت فرزندتان را تعیین کند. 
 
پدر و مادرهای هلی‌کوپتری
امیدوارم بابت تشبیه‌کردن بعضی از پدر و مادرها به هلی‌کوپتر به شما بَر نخورده باشد. اما شاید این اصطلاح در مورد پدر و مادرهایی که مدام و در هر جایی و هر زمانی دور فرزندشان می‌چرخند و همه فکر و ذکرشان حل کردن مشکلات اوست، تعبیر نادرستی نباشد. واقعیتی که امروزه در خانواده‌ها می‌بینیم حکایت از این دارند که اکثر والدین، آن‌چنان در نقش یک هلی‌کوپتر امدادگر تمام‌وقت برای فرزندشان فرورفته‌اند که یادشان رفته است قرار بوده با مراقبت از فرزند، موجبات رشد او را فراهم کنند، نه این‌که دست و پای او را برای زندگی کردن ببندند. به چند نمونه از شایع‌ترین این مراقبت‌های افراطی توجه کنید: 
 
1. ماجراهای من و درس‌هایش. این گروه از والدین از روز اولی که بچه را به مدرسه می‌فرستند، آن‌چنان در زمان انجام تکالیف به او می‌چسبند که انگار این تکالیف در اصل مال آن‌ها بوده است. 
 
2. بدون سرویس، هرگز. فرقی نمی‌کند که فاصله خانه تا مدرسه بچه، 2 تا کوچه باشد یا 2 فرسنگ. موضوع سرویس مدرسه گرفتن که این روزها از نان شب هم برای والدین واجب‌تر شده است، آن‌چنان ریشه دوانده که خیلی از والدین فکر می‌کنند اگر برای بچه‌شان سرویس مدرسه نگیرند، در حق او کم‌کاری کرده‌اند. 
 
3. لقمه‌هایی برای دلبندم. این پدر و مادرها تا لقمه را دهان فرزندشان نگذارند و قورت دادن آن‌ها را به چشم نبینند، خوابشان نمی‌برد. 
 
4. من زبل‌خانَم. این پدر و مادرها اجازه بروز مشکل برای فرزندشان را نمی‌دهند؛ چون آن‌چنان مراقب او هستند که هر کجا کوچک‌ترین مسأله‌ای برای او پیش بیاید، در اسرع وقت خودشان را می‌رسانند و قائله را ختم می‌کنند. 
 
مصائب بچه‌های لای پر قو
خیلی از پدر و مادرهای این شکلی، با خودشان فکر می‌کنند که دارند پدری و مادری را برای فرزندشان تمام می‌کنند اما واقعیت، خلاف این است و بچه‌هایی که با این سبک و سیاق بزرگ می‌شوند، در آینده شانس زیادی برای موفقیت نخواهند داشت چون: 
 
1. آن‌ها بار نیامده‌اند. این به معنای آن نیست که آن‌ها خدای‌نکرده ناخلف می‌شوند، اما آن‌قدر که باید و شاید با زندگی واقعی آشنا نشده‌اند که بتوانند از عهده مدیریت خودشان بربیایند. 
 
2. خودشان را نشناخته‌اند. هویت، یک اصل مهم برای رسیدن به موفقیت‌های بعدی است. پدر و مادرهایی که زیادی از فرزندشان مراقبت و حمایت می‌کنند، در واقع فرصت سبک‌سنگین کردن توانمندی‌ها و ضعف‌ها، و در نتیجه دستیابی به هویت فردی و اجتماعی و شغلی و... را از فرزند خود می‌گیرند. 
 
3. تعاملات اجتماعی را خوب بلد نیستند. چون پدر و مادر فرصت تعامل با همسالان و مردم را به آن‌ها نداده‌اند، در نتیجه پختگی کافی برای تعاملات اجتماعی پیچیده‌تر در دوران بزرگسالی را ندارند. 
 
4. قدرت تصمیم‌گیری ندارند. وقتی همیشه پدر و مادر در حل مشکلات او یک قدم از خودش جلوتر بوده‌اند، نمی‌شود توقع داشت که او یک تصمیم‌گیرنده خوب از آب دربیاید. 
 
لطفاً فقط والدین او باشید
همان‌طور که گفتیم ارائه خدمات به فرزند بدون محدودیت زمانی و مکانی، به نفع آینده او نیست؛ چراکه زندگی‌کردن کار سختی است و اگر شما با مراقبت‌های افراطی‌تان فرصت آموختن مهارت‌های زندگی را از او بگیرید، حتماً در آینده کلاهش پس معرکه خواهد بود. پس لطفاً فقط والدین او باشید، نه هلی‌کوپتر امدادش. برای تسهیل این امر ما هم برای شما چند پیشنهاد داریم: 
 
1. اجازه بدهید زندگی کند. زندگی‌کردن با مشکل‌نداشتن جور درنمی‌آید. دور از جان شما تنها جای این دنیا که مشکلات یقه آدم را نمی‌گیرند، سینه قبرستان است. پس این تصور را که با فراهم‌کردن همه امکانات و ارائه همه‌جور مراقبت و حمایت، دارید طعم زندگی را به فرزندتان می‌چشانید، کنار بگذارید. وظیفه پدری و مادری شما ایجاب می‌کند که فرزندتان را برای شناسایی، کنار آمدن و حل مشکلات زندگی آماده کنید، نه این‌که با دور نگه‌داشتن افراطی او از مشکلات، مکانیسم دفاعی انکار را در او تقویت کنید. 
 
2. حلال تمام مشکلات او نباشید. شما موظف هستید مراقب جسم و روان فرزندتان باشید، اما این به معنای آن نیست که شما باید همه مشکلات ریز و درشت او را حل کنید. بایدی که در این مورد برای شما وجود دارد این است که از دور مراقب او باشید، راهنمایش باشید و در برخورد با مشکلاتی که اشتباه‌کردن در آن‌ها تاوان سنگینی برای فرزندتان ندارد، به او فرصت انتخاب، تصمیم‌گیری و حتی اشتباه‌کردن بدهید. 
 
3. کیفیت رابطه‌تان را بالا ببرید. وقت بیشتری را با او بگذرانید. با او حرف بزنید، نظراتش را بپرسید، انتقاداتش را بشنوید و به شیوه‌های مختلف به او بفهمانید که می‌دانید خیلی توانمند است، می‌تواند بهترین انتخاب‌ها را داشته باشد هر چند که ممکن است مثل همه آدم‌ها گاهی هم اشتباه کند، اما می‌تواند به اهدافش برسد. 
 
4. با مشاور صحبت کنید. خیلی از اوقات، این قبیل والدین به خاطر اضطراب درمان‌نشده خودشان، هم حال خودشان را خراب می‌کنند و هم آینده فرزندشان را. پس اگر شما هم با این مسأله مواجهید، به خاطر خودتان و آینده فرزندتان، با یک مشاور صحبت کنید. 
 

برگزیده از خانه ی امن

روز جهانی کودک، روزی برای آینده
 
 
Photo: hjalmeida/bigstockphoto.com

Photo: hjalmeida/bigstockphoto.com

«کودک باید در فضایی سرشار از خوشبختی، محبت و تفاهم بزرگ شود». این جمله ای است که در مقدمه کنوانسیون حقوق کودک آمده است، عبارتی که مانند یک آرزو خودش را به رخ می کشد و برآورده نمی شود.

کودکان هم در تقویم سازمان ملل متحدد روزی را به نام روزجهانی کودک به خود اختصاص داده اند و”وب سایت خانه امن ” این روز را به امید بهبود وضعیت کودکان سراسردنیا گرامی می دارد، درحالیکه در کشور ما ایران هزاران کودک از خشونت و تبعیض و نداشتن آموزش و بهداشت و سو تغذیه رنج می برند واز دست ما جز نوشتن و اطلاع رسانی و حساس کردن مردم و جامعه و مسولان کاری ساخته نیست چرا که در نهایت این دولت ها هستند که با تصمیم سازی و برنامه ریزی می توانند در این زمینه گام های اساسی بردارند.

عادت کرده‌ایم روزهای بین المللی را گرامی بداریم تا ضرورت پرداختن به موضوعاتی که بشریت از آن رنج می برد بیش از پیش بر جهانیان روشن شود ولی تا چه اندازه موفق بوده یا نبوده ایم آماری دردست نیست در حالیکه تحقیق و آمار و داده های مناسب یکی از گام های برنامه ریزی است.

متاسفانه در کشور ما ایران قوانین و نظام آموزشی مربوط به کودکان نیازمند اصلاح جدی است و این اصلاح مشارکت عامه مردم ،مسوولان و بخش خصوصی را می طلبد . مشارکتی که اراده ای برای شکل گرفتن آن نیست. مشارکتی که با کمک سازمان های غیر دولتی و حمایت رسانه ها می تواند به نتایج ارزشمندی در ارتقا حقوق کودک در ایران منجر شود .

کودکانی که امکان دفاع از حقوق خود را ندارند و چنانچه با خشونت و تبعیض و غفلت روبرو شوند تنها نهاد های میانجی و حمایتی هستند که می توانند از آن ها دفاع کنن.

یونیسف چگونه تشکیل شد؟

سازمان ملل متحدد ۲۰ نوامبر که مصادف با ۲۹ آبان است را روز جهانی کودک اعلام کرده است. مجمع عمومی سال ملل در چنین روز نیکویی در سال ۱۹۵۹ اعلامیه حقوق کودک و در سال ۱۹۸۹ ” کنوانسیون حقوق کودک ” را تصویب کرد.

نه سال قبل از تصویب چنین روزی در سال ۱۹۴۶ بعد از آنکه جنگ جهانی دوم به پایان رسیده بود و جهان شاهد اشکال مختلف ستم برکودکان بود، مجمع عمومی سازمان ملل یونیسف را تاسیس کرد . سازمانی که وظیفه اش حمایت از کودکان باشد.

این سازمان بنا بر ضرورت  یکی از از بخش‌های دائمی و مهم در سازمان ملل متحد  شد . یونیسف در آن زمان ۸ اکتبر را به نام  روز جهانی کودک نام‌گذاری کرد و بعد ها موظف شد در ۲۰ نوامبر چنین روزی را گرامی بدارد تا نظر کشورهای دنیا را به مشکلاتی که کودکان با آن دست به گریبان هستند جلب  کرده  تا به راههایی برای زندگی بهتر کودکان فکر کنند.

یکی از مواردی که یونیسف همواره برای آن تلاش می کند بهداشت و سلامتی کودکان است چرا که هر سال بسیاری از کودکان در جهان به دلیل بیماری و فقدان بهداشت کافی جان خود را از دست می دهند . ۴۰ درصد این مرگ و میرها مربوط به نوزادان زیر ۲۸ روز است . ۱۸ درصد این کودکان به دلیل ذات الریه می میرند و ۱۱ درصد با اسهال و استفراغ ازمیان می روند . در قاره آفریقا هر دقیقه یک کودک با بیماری مالاریا جان خود را ازدست می دهد و این در حالی است که دهه حاضر تا سال ۲۰۲۰ از سوی سازمان بهداشت جهانی با عنوان دهه واکسیناسیون نام‌گذاری شده است.

کودکان از خشونت و آزار رنج می برند
یونیسف خشونت علیه کودکان را شامل «استفاده عمدی از نیروهای فیزیکی ، زور، تهدید واشکال مختلف خشونت می داند که عملاً یا احتمالاً‌ منجر به صدمه، مرگ، لطمه روحی، اختلال رشدی، یا محرومیت  کودکان شود ». این خشونت می‌تواند در خانواده، مدرسه، جامعه یا محل کار رخ دهد ولی در هر کجا که اتفاق بیافتد والدین و جامعه مسوول هستند.

نشانه‌های خشونت جسمی علیه کودک کاملا واضح هستند، مانند زخم و کبودی. زخم‌هایی که شاید قابل دیدن نباشند ولی روانی و عاطفی و جنسی اعمال می شوند و می‌توانند اثرات ماندگاری روی کودک بگذارند.

هر چه زودتر بتوانید این نشانه‌ها را تشخیص دهید و به کودک کمک کنید، احتمال اینکه مشکل آن‌ها درمان شود بیشتر خواهد بود. شناخت نشانه‌های رایج خشونت علیه کودک و راه‌های کمک به او می‌تواند تفاوت بزرگی در زندگی کودک ایجاد کند.

همواره روز جهانی کودک با منع هر گونه خشونت علیه کودکان عجین شده است .خانه امن معتقد است  نمی توان به موضوع کودک پرداخت و از موضوع خشونت علیه اوغلفت کرد. نمی توان چنین روزی را گرامی داشت درحالیکه صد ها هزار کودک در جهان درمعرض  انواع خشونت قراردارند .
همچنین، محیط‌ها و شرایط ویژه که به طور خاص با کودکان سروکار دارند نیز باید برای بررسی و رصد خشونت‌های جسمی و روحی و عاطفی و جنسی به کودک شناسایی شوند و قانون معلمان و پزشکان و پلیس را موظف به رعایت قوانین خاص برای حمایت از کودکانی شوند که امکان دارد تحت خشونت خانگی قرار بگیرند .

به سوءتغذیه کودکان توجه کنید

آیا می دانید یک‌سوم مرگ و میر کودکان جهان ناشی از سوءتغذیه است. آیا تا به حال فکر کرده اید که ممکن است یکی از این کودکان فرزند شما باشد .کودکانی که از سوءتغذیه رنج می‌برند بسیاربیش ازسایرکودکان در معرض ابتلا به بیماری‌های  سخت و خطرناک هستند و به همین علت است که چگونگی تغذیه کودکان باید همواره مورد توجه دولت ها قرارگیرد . دولت ها موظف هستند به برنامه هایی که موجب کاهش سو تغذیه کودکان می شود فکر کنند چرا که سو تغذیه از رشد مغزی کودک جلوگیری کرده و نسل های آینده  یک کشوررا در معرض مخاطرات جدی قرار می دهد ، امنیت غذایی خانوار در کشورها و مناطق محروم از نظر کیفی و کمی بسیار مهم است و  آموزش به خانواده‌ها درباره نیازهای غذایی بدن کودک در سنین مختلف نقش محوری بازی می کند.

هم اکنون نه تنها کودکان ایرانی که در حاشیه شهرها و مناطق مرزی زندگی می کنند از سو تغذیه رنج می برند بلکه به دلیل کیفیت پایین مواد غذایی و تورم ، کودکانی از طبقه متوسط نیز دچارسو تغذیه هستند . تغذیه در دوران بیماری، آموزش درباره موادغذایی ویژه مورد نیاز دختران و زنان، باید  مورد توجه سازمان‌های بین‌المللی، سازمان‌های خیریه جهانی و محلی، دولت‌ها و جامعه مدنی قرار گیرد.

آب و فاضلاب و سلامت کودکان

کودک نیازمند آب پاکیزه است و یکی از مشکلات جدی در کشور ما مساله آلودگی آب خوراکی است که دولتمردان باید به آن توجه کنند. یکی از مهمترین عوامل سلامت کودکان آب و فاضلاب است . مطالعات نشان داده است صرف هر یک دلار هزینه برای بهبود در شرایط آب و فاضلاب، می‌تواند ۵ تا ۴۶ دلار از هزینه‌های درمانی و غیره را برای دولت‌ها کاهش ، و آمار مرگ و میر جهانی را تا ۶ درصد و بیماری‌های عمده کودکان را تا ۹ درصد کم کند . سازمان ملل متحدد همواره بر بهره مندی کودکان از آب تمیز و سالم تاکید کرده است.

تبعیض
کودکان تبعیض را به خاطر می سپارند و با آن بزرگ می شوند. تبعیض بر رفتارها و عکس العمل های کودک تاثیر می گذارد و او را آزار می دهد.

یک کودک معلول و یا کودکی که از یک اقلیت مذهبی و قومی است تبعیض را می فهمد تا جایی که آن تبعیض به شکلی از خشونت برای او تبدیل می شود . دختر بچه ای که به خاطر دختر بودنش احساس تبعیض می کند با همان احساس بزرگ می شود و به همین دلیل است که کنوانسیون حقوق کودک هر گونه تبعیضی علیه کودک را منع می کند.

کودکان معلول بیش از هر دسته‌ای در معرض تبعیض و فراموشی والدین و جامعه قرار دارند و این امر شرایط زندگی آتی و اشتغال آنها را شدیداً مخدوش کرده و آن ها را به انسان هایی منزوی تبدیل می کند.
کودکان قربانی خشونت یا تبعیض، به شکل معناداری بیش از سایر کودکان در معرض بیماری‌های جسمی، روحی و ذهنی، ایدز، محرومیت از تحصیل، و مرگ قرار دارند. حمایت از کودکان در برابر این همه، از مسئولیت‌های خانواده، جامعه و دولت‌هاست، اما این موضوع به دلیل گزارش نشدن از سوی اطرافیان، تشخیص ندادن به موقع، و فراوانی زیاد مورد غفلت بسیار قرارمی گیرد و از این‌رو آسیب‌های جدی آن قابل کنترل نیستند.

بچه ها حق آموزش دارند

کودکان را از آموزش محروم نکنید. یکی از اهداف برنامه چهارم توسعه هزاره، بهبود وضعیت آموزش کودکان به خصوص برای دختران است. تحصیل عاملی برای نجات کودکان از فقر است و این مهم در حالی است که صدها کودک ایرانی بی شناسنامه امکان رفتن به مدرسه را ندارند و صدها دختر بچه برای ازدواج زود رس مجبور به ترک تحصیل می شوند.

۶۷ میلیون کودک در سنین دبستان که با احتساب کودکان در سنین دبیرستان به ۷۲ میلیون می‌رسد، در مناطق مختلف جهان از تحصیل محروم‌اند. ۵۳ درصد از این تعداد را دختران تشکیل می‌دهند. چرا که اگر خانواده اندک امکان مالی برای فرستادن فرزندان به مدرسه داشته باشد ابتدا پسرها را راهی مدرسه می کنند .

چه بسیار جوامعی که به دلیل حفظ ناموس و یا راه دور و آداب و رسوم اجازه ادامه تحصیل به دختر بچه ها نمی دهند و بیسوادی و کم سوادی دختران همچنان چهره فقر را زنانه نگه می دارد و یا زنانی به جامعه تحویل می دهد که بدون استقلال زیر سایه مردان زندگی کرده و همواره مجبور به اطاعت هستند.

کودکان کار ، کودکان بی‌آینده

ما ایرانی ها کودکان کار را خوب می شناسیم . هر روز از کنار آنها می گذریم . سر هر چهار راه و خیابانی این کودکان خود را به رخ ما می کشند . درد و بی پناهی و ناچاری از چشمانشان می بارد و این در حالی است که سازمان کار جهانی در روز کودک خود (۱۲ ژوئن) از دولت‌ها و جامعه مدنی خواسته است تا با وضع قانون برای تعیین سن قانونی کار برای کار خانگی و تعیین استانداردهای محیط کار برای کارگران خانگی که عمدتاً دختران هستند، در راستای تأمین فضای کار مناسب و محترمانه و حداقل حقوق تلاش نمایند.

خانه امن معتقد است خشن ترین شکل خشونت علیه کودکان فروش و تجارت کودکان به وسیله والدین  است که از فقر و اعتیاد و بیماری و حاشیه نشینی رنج می برند و از فرزندان خود برای امرار معاش سو استفاده می کنند . کودکانی که در معرض تجاوز ، بیماری ، گرسنگی و انواع و اقسام خشونت ها قرار می گیرند.

سازمان کار جهانی از سال ۱۹۹۲ برنامه مبارزه با کار کودکان را راه‌اندازی کرده است. طبق اطلاعات این سازمان، در حال حاضر ۱۰ و نیم میلیون کودک در سطح جهان به کارهای مختلف عمدتاً‌ کار منزل به شکل برده‌وار مشغول هستند. از این تعداد ۶ و نیم میلیون بین ۵ تا ۱۴ سال دارند و ۷۱ درصد دختر هستند. این کودکان در شرایط دوری از خانواده و بی‌اطلاعی پلیس، در معرض خشونت و سوءاستفاده فیزیکی، جنسی، و روانی قرار دارند.

علاوه بر این، نزدیک به ۵ میلیون کودک که در قوانین کشور متبوع‌شان حائز سن قانونی هستند اما در عرف بین‌الملل کودک شناخته می‌شوند، نیز در ازای دستمزد و یا بدون دستمزد و به دلیل وابستگی حیاتی به کارفرما مشغول به انجام کارهای مختلف، عمدتاً کار خانه نظیر بچه‌داری، نظافت، باغبانی، پرستاری و نظیر این، هستند.اهمیت این داده‌ها از آن جهت است که کار خانگی در سیستم حقوقی اکثر کشورها کار کودک و غیرقانونی تلقی نمی‌شود و لذا شناسایی دقیق آمار و شرایط موجود در این زمینه کار بسیار دشواری است.
در روز جهانی کودک به کودکان خود و کودکان کشور و کودکان جهان فکر کنیم . کودکان نیازمند حمایت ما هستند و چنانچه حمایت نشوند تنها آنها نیستند که تاوان پس می دهند . جامعه ای تاوان بی توجهی به کودکان را پرداخت می کند .

تک تک ما که آن ها را می بینیم و بی توجه از کنار آنها می گذاریم.